مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
شنبه ۲۷ شهریور ۱۴۰۰ - Saturday 18 Sep 2021
محتوا
متهم کیست ؟ مدعا چیست؟ سنجه کدام است؟

متهم کیست ؟ مدعا چیست؟ سنجه کدام است؟

حجت الاسلام مجید رهنما
هیچ طبیب عاقلی درد را محکوم نمیکند بلکه با منشا درد میجنگد. و در این راستا هر چه از افتخارات وجایگاه تمدنی و رنگ ایمانی این خطه فرهنگ ساز بیشتر بگوئیم ، به همان نسبت مسئولیت رصد و حراست از سرمایه های فرهنگی آن به مراتب سنگین تر و پر اهمیت تراست .

یکشنبه 12 ژوئن 2016 - 14:17

حجت الاسلام مجید رهنما

” در ایام رحلت امام گیلان بودم، برخی از خیابان‌ها با اروپا فرق نداشت، برخی با بی‌حجابی محض و لباس‌های نیمه عریان حضور داشتند، چرا باید وضع استان گیلان اینگونه باشد؟ امر به معروف زبانی تعطیل شده است، کنترل نیروی انتظامی که روی کمربند و سرعت و… دارد ۱۰ درصد هم روی حجاب بگذارد، دولت فرهنگ را در کشور رها کرده است و این مسئله بسیار خطرناک است و برای نظام جمهوری اسلامی چنین شرایطی خوب نیست. نمی‌گویم کم‌حجابی یا بدحجابی، بلکه بی‌حجابی محض بود و آیا چنین وضعی شایسته نظام اسلامی است؟ باید حرمت‌ها در نظام اسلامی حفظ شود.

این تمام مطلبی بود که خبرگزاری ها در پایگاههای خبری از سخنرانی حجت الاسلام رفیعی در جمع نمازگزان حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) در تاریخ ۱۸/۰۳/۹۵ مخابره کردند و متعاقب آن موجی از تحلیل ها ، تیترها و مواضع له و علیه با انگیزه های متفاوت، فضای رسانه ای استان و کشور را معطوف به خود کرد.

در یک نگاه با تانی به نظر میرسد این سخنان کوتاه سه خطی آنقدر شفافیت وصراحت دارد که این حجم تحلیل های متفاوت و متناقض احتیاج نداششته باشد.

براستی گره کار کجاست؟ و چگونه میتوان جانب انصاف و حق را در این سونامی رسانه ای، رعایت کرد و سره را از ناسره سنجید؟

به نظر میرسد که نسبت چنین قضایایی را باید در وضعیت فرهنگی کشور و استان به درستی سنجید تا روشن شود که دقیقا کجای کار هستیم و متهم کیست؟ و مدعا چیست؟ و سنجه کدام است ؟

۱- فارغ از گزارش موردی یک شخصیت علمی مذهبی از وضعیت استان که متاسفانه در یک فضای غیرکارشناسی – فضای نمازگزاران حرم – مطرح شد در نگاهی کلی باید اعتراف کنیم که وضعیت فرهنگی کشور اسف ناک است و شهود و وجدان دغدغه مندان و ارزشمداران هم به آن گواهی میدهد وفضای گیلان هم برشی متمایز از بافت کلان کشور نیست و این کشفی نیست که یک نفر ولو به بیان ناقص آن را تبیین کرده باشد

و وضوح این مسئله به حدی است که رهبری معظم علیرغم مشرب امید آفرینشان در یکی از جلسات رسمی نظام با نمایندگان ملت که ریل گذاران حرکت رو به جلوی کشور هستند در رابطه با آن اینگونه داوری می کنند:” در موضوع فرهنگ نوعی ولنگاری و بی اهتمامی در دستگاههای فرهنگی به چشم می خورد “ مفهوم این سخن این است که دیده بان انقلاب ،وضعیت فرهنگی کشور را در وضعیت هشدار می بینند و انگشت هشدار شان را به سمت متولیان و مجریان فرهنگ برده اند.

و سوگمندانه پژواک این بر این بی اهتمامی ، وضعیت مبهم تشکیل کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی می باشد که موجب تأسف و نگرانی تمام دغدغه مندان فرهنگ کشور گردید این کم کاری آنقدر بین و روشن شده که رهبری معظم برای چاره این معضل خود راسا در چندین جلسات اعضای شورای اجتماعی کشور جهت بررسی و حل معضلات اجتماعی شرکت کرده تا کم کاری ها را پوشش دهند.

۲- درمواجهه با این مدعای واقعی و آشکار ، دلسوزی و دردمندی لازم است نه تفسق و تکفیر .چرا که هیچ طبیب عاقلی درد را محکوم نمیکند بلکه با منشا درد میجنگد. و در این راستا هر چه از افتخارات وجایگاه تمدنی و رنگ ایمانی این خطه فرهنگ ساز بیشتر بگوئیم ، به همان نسبت مسئولیت رصد و حراست از سرمایه های فرهنگی آن به مراتب سنگین تر و پر اهمیت تراست . با این مقدمات طبعا جای مدعی و منکر عوض می شود و برخی از کسانی که خود در این مسئله به شکل مستقیم یا غیر مستقیم مورد اتهام هستند نمی توانند به سادگی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند. بی اهتمامی یا عدم مطالبه گری را نمی توان تا همیشه ، پشت انبوه تبلیغات و تحریک هیجانات قومی و تعصبات منطقه ای پنهان کرد. وقت آن رسیده که به قصور و تقصیر خود اعتراف کنید و از این شاخه آن شاخه پریدن های گمراه کننده بپرهیزید چرا که اگر یک کارشناس دینی در جایگاه منبر به جهت بیان یک محتوای درست – ولو با اذعان به اشتباه زمانی و مکانی- در خور چنین مجازاتی است که شما بر ایشان حکم کردید پس طبق قاعده “تناسب بین جرم و جزا”، برخی مسئولین مدعی را هم باید محکم تر بر کرسی متهم نشاند و مدعای رهبری را از ایشان مطالبه کرد و اگر هم اعلام جرمی است دامن متولیان فرهنگ و قانونگذاران و مجریان فرهنگی کشور را نیزسخت تر در بر می گیرد.

۳- نکته حایز دقت این است که این سنجه انصاف را نباید به سطحی نگری و سیاست زدگی و دعوای اسم ها و جریانات و باندهای سیاسی آلود چرا که تیغ تیز نقد ما متوجه مسئولیت هاست نه دعواهای حیدری و نعمتی که ممکن است از آن بوی خدا را استشمام نکرد جریان فرهنگی اصیل انقلابی برخلاف برخی به ظاهر سیاسان ، رسالت خویش را در پنجه کشیدن بر چهره طرف مقابل نمیبینیم و اصراری به ایجاد تقابل سیاسی از نشترهای فرهنگی ندارد و حزب الله آمادگی این را دارد که بار دیگر ظرفیت های فرهنگی خود را نشان دهد وبا تشکیل جلساتی کارشناسی مسئولان امر را استیضاح کرده و حرف ها و دغدغه های آنان را بشنود و تریبونی برای بیان مطالبات و بیان نظرات همه نخبگان و کارشناسان بگشاید چرا که مسائل عمیق فرهنگی را نباید در هیاهوی بیانیه ها و میتینگ های احساسی مدفون کرد.

۴- در پایان بر حافظان حریم انقلاب و دستگاه های امنیتی مسئول لازم است که – همانگونه که با تشکیل تور بازدید از دستاوردهای نظامی کشور ،چشم برخی رجال را به توانمندی های کشور در مواجهه نظامی با دشمن باز کردند – خواب شیرین غیرمسئولانه برخی مسئولین مباشر و غیر مباشر فرهنگی را با ارائه آمارهای دقیق از فسادهای فرهنگی و ریشه های پیدا و پنهان آن – فسادهای اقتصادی – و شهرگردانی های بیدارگر بدل به هوشیاری کنند.

والسلام علی عباد الله الصالحین

ارسال دیدگاه

*

code