مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
جمعه ۱۴ بهمن ۱۴۰۱ - Friday 3 Feb 2023
محتوا
آسیب شناسی نهضت جنگل

آسیب شناسی نهضت جنگل

حسین لطیفی
بی گمان نهضت جنگل از فرازهای مهم تاریخ معاصر ایران به شمار می آید و به سبب اهمیت فراوانی که در تاریخ ما دارد, آن را مهم ترین جنبش ملی می دانند.با این همه, از جمله مهم ترین, ناشناخته ترین, رویدادهای تاریخی میهن ماست.

جمعه 26 نوامبر 2021 - 22:50

حسین لطیفی

 

صفحه ۳۵۷ 

بی گمان نهضت جنگل از فرازهای مهم تاریخ معاصر ایران به شمار می آید و به سبب اهمیت فراوانی که در تاریخ ما دارد, آن را مهم ترین جنبش ملی می دانند.با این همه, از جمله مهم ترین, ناشناخته ترین, رویدادهای تاریخی میهن ماست.

بر همین مبنی, امروز بیش از هر زمان دیگری به ارزیابی آسیب شناسانه این نهضت نیازمندیم, تا کاستیها و نارساییهای آن را بازشناسی و بازکاوی کنیم. نوشته حاضر با این نگاه, ضمن تصویری اجمالی از بنیان گذاری و مرحله های شکل گیری نهضت جنگل, کوشیده است تا سستیها و نارکارآمدیهای آن را در عرصه عمل نشان دهد.

نگاهی به شکل گیری نهضت

داستان نهضت جنگل, در متن آشفتگیهای حاصل از جنگ جهانی اول, در گیلان پدیدار شد و در پی بروز این جنگ, استعمارگران بین المللی برای حاکمیت خود بر دنیا و تقسیم مستعمرات و به دست آوردن سرمایه ها و امتیازها در بازار جهانی, ایران, به خلاف بی طرفی دولت, میدان تاخت وتاز دولتهای

( ۳۵۸ )

استعماری قرار گرفت.

نیروهای انگلیسی و روسی از یک سو و ترکیه عثمانی, از دیگر سو, کشور ما را در چنگ گرفتند و چتر سیطره خود را گستراندند.

این, در حالی بود که رژیم نوبنیاد مشروطه ناکام مانده بود و مشروطه خواهان درگیر اختلافها و درگیریهای درونی و از گشودن گره های اساسی کشور ناتوان مانده بودند.

در چنین چگونگی و حالی بود که میرزا کوچک خان, سردار قیام ملی گیلان, با رویدادها و آشفتگیهای ایران و نابسامانیهای کشور, مسیر زندگی خود را تغییر داد و رسالتی بر عهده اش قرار گرفت, تا صدای مستضعفان ایران را با غرش گلوله به گوش جهانیان برساند.

ییونس, معروف به میرزا کوچک خان, فرزند میرزا بزرگ, در سال ۱۲۵۶هـ.ش در خانواده ای مذهبی در محله استادسرای رشت, چشم به جهان گشود.او در سالهای نخستین عمر, به مدرسه حاجی حسن واقع در صالح آباد رشت, دوره فراگیری دانشهای مقدماتی خود را آغاز کرد و برای ادامه فراگیری دانشهای دینی, مدتی هم در مدرسه محمودیه تهران, در محضر استادان پارسا و نیک محضر حاضر شد.

خاطره هایی که از طلاب و دوستان روزگار تحصیل وی شنیده شده, تأیید کننده این معنی است که میرزا کوچک از همان دوران مدرسه, دارای ویژگیهای عالی اخلاقی بوده و بین طلاّب و همگنانش شاگردی با استعداد و طرفدار عدل و پشتیبان ستمدیده به شمار می رفته است.۱

اندیشه ها و کارکردش در طول نهضت هفت ساله جنگل, به خوبی زیباییها و جلوه های نیک را فرا دید می نهد و می نمایاند که میرزا کوچک, مردی بود متدّین, پارسا, ملی, آزادی خواه و انگیزه ای جز حفظ استقلال ایران نداشت.

( ۳۵۹ )

میرزا کوچک خان در راه پیاده کردن و جامه عمل پوشاندن این نیّت, گام پیش نهاد و در محیط مساعد گیلان که مردمی پیشرو و آماده مبارزه داشت, به تشکیل کانون مقاومت پرداخت و به افشاندن بذر انقلاب دست زد.در مدت کوتاهی توفیق یافت از علاقه و پایگاه مردمی برخوردار شود و در قلبها جای بگیرد و توجه بسیاری از انقلابیون و آزادی خواهان را به خود جلب نماید.

اگر این حرکت به تمام و کمال جلوه گر می شد و این قیام مقدس دچار خیانتهای درونی نمی شد, بی گمان مسیر تاریخ کشور نیز عوض می شد و چه بسا که غنچه های امید و آرزوی آزادگان این سرزمین شکوفا می گشت و در وضعی قرار می گرفتیم که اکنون شرح و بیان دورنمای آن بی نتیجه است.۲

مرحله های شکل گیری نهضت

بررسی و بازشناسی و آسیب شناسی نهضت جنگل, بسته به شرح و بیان تاریخ این جنبش است. حرکت پرفراز و نشیب نهضت جنگل را به طور کلی می توان به سه دوره تقسیم کرد:

مرحله نخست:

میرزا کوچک خان در راه پیاده کردن و جامه عمل پوشاندن به هدفهای خود در سالهای ۱۲۹۴ ـ ۱۲۹۵ شمسی, پس از رایزنی با آزادی خواهان و چند تن از علما و روحانیون وقت و سران ملیون ایران, اعضا و وابستگان به اتحاد اسلام در تهران, برخلاف ممنوع بودن از ماندن وسکنی گزیدن در گیلان, به سوی رشت حرکت کرد. پس از چندی زندگی مخفی, با فراهم دیدن زمینه مبارزه در گیلان, کانون مقاومت را در فومن, آشکارا تشکیل داد. مردم انقلابی گیلان, فوج فوج, چون پروانه به گرد شمع وجود میرزا گرد آمدند و میرزا کوچک, آشکارا مبارزه مسلحانه خود را علیه روس و انگلیس که سراسر خاک ایران را اشغال کرده بودند, آغاز کرد.

خوشبختانه, زمینه اجرای یک چنین نیّت و بارور شدن یک چنین نهال

( ۳۶۰ )

امید بخشی از پیش آماده شده بود; چه مردم ستمدیده و اهل درد, که مزه چیرگی بیگانگان و بی عدالتیهای ناشی از دخالتهای آنان را چشیده, فراوان بودند که از همان روزهای نخست به مجرد شنیدن نغمه آزادی, پروانه وار سر از پا نشناخته به جانب نهضت شتافتند, به گونه ای که در برهه ای از زمان, کانون فروزانی در جنگل پدید آمد که پروانه های عاشق پیشه را گرداگرد این مشعل به پرواز در آورد.۳

این نهضت, با پیوستن دکتر حشمت, حاج احمد کسمایی و شماری از روحانیان, چون: شیخ بهاءالدین املشی, از روحانیون انقلابی مشروطه, در جنگلهای فومن بنیان گذاشته شد و شکل گرفت و کم کم دسته های مسلح کُرد به فرماندهی خالوقربان و احسان الله خان, عضو پیشین گروه انقلابی کمیته مجازات و شماری از روشنفکران و… به نهضت پیوستند.

میرزا کوچک, در این مرحله تلاش کرد تا به استوارسازی یگانگی, یکدلی و هماهنگی نیروها و سامان دهی درونی و سازمانی بپردازد و نیروهای کارآمد را به سوی خود بکشاند و نیز در این مرحله, تلاش بسیار می ورزید, منابع و پشتوانه های مالی نهضت را تأمین کند.

هدف جنگلیها, در آغاز, پیاده کردن و جامه عمل پوشاندن به چند شعار بود:

۱ . بیرون راندن نیروهای بیگانه.

۲٫برقراری امنیت و رفع بی عدالتی.

  1. مبارزه با خودکامگی و استبداد.

جنگلیها, ایدئولوژی و مرام سیاسی خود را چنین بیان کرده اند:

(ما قبل از هر چیز, طرفدار استقلال مملکت ایرانیم, استقلالی به تمام معنی کلمه; یعنی بدون اندک مداخله هیچ دولت اجنبی, اصلاحات اساسی مملکت و رفع فساد تشکیلات دولتی, هر چه

( ۳۶۱ )

بر سر ایران آمده از فساد این تشکیلات است.ما طرفدار یگانگی عموم مسلمانانیم. این است نظریات ما که تمام ایرانیان را دعوت به هم صدایی کرده, خواستار مساعدتیم.)۴

آنچه به ما در بازشناسی نهضت جنگل کمک می کند, سه ویژگی اصلی این مرحله است:

ویژگی نخست:

نهضت جنگل, در روزگار خود و در آن برهه حساس, و از جنگ جهانی اول به این سو, مهم ترین, والاترین و ژرف ترین تلاشی بود که برای بازیابی مشروطه, پیشرفت و رهایی کشور از زیر سلطه بیگانگان شکل گرفت.

این جنبش از ابتدا, تا خرداد ۱۲۹۹, که جمهوری اعلام شد, جلوگیری از ادامه ستم و بی عدالتی و مبارزه با استبداد و استقرار کامل رژیم مشروطه را در دستور کار خود قرار داده بود که برای رسیدن به این هدفها توجه کامل به بیرون راندن بیگانگان از ایران را لازم و ضروری می شمرد.

اما از این تاریخ تا آذرماه ۱۳۰۰, در هدف خود تغییر جهت داد و به جای استواری بخشیدن به رژیم مشروطه, خواستار لغو این رژیم و برقراری جمهوری در ایران شد و سیاست جنگل را بر بنیاد مردم سالاری استوار ساخت. بدین ترتیب بود که نخستین جمهوری در قسمتی از کشور ما; یعنی گیلان تشکیل شد و این سرزمین را پایگاهی برای ادامه مبارزه با استبداد در آورد.

بدین سان, نظر جمهوری بر باطل شناختن قراردادها با بیگانگان, لغو کاپیتولاسیون و الغاء سلطنت قرار گرفت. اما ترویج کمونیسم که لغو مالکیت به طور مطلق را به همراه داشت, به سبب ناسازگاری آن با اسلام, نه تنها هماهنگ با باور و آیین و خوی منش و رفتار مسلمانان و همه ایرانیان نمی دانست, بلکه آن را مایه از هم گسستن جنبش جنگل به شمار می آورد.

( ۳۶۲ )

انقلاب جنگل, با همه جداییها و ناسانیهایی که با انقلاب مشروطیت داشت, یک وجه مشترک با مشروطیت داشت و آن این که:

(اگر در جنبش مشروطه, جناح به اصطلاح چپ جنبش به رهبری حیدرخان عمواوغلی وسیله اعمال مقاصد شوم استعماری روس و انگلیس و استبداد و ارتجاع داخلی ایران شد, در نهضت جنگل نیز, جناح به اصطلاح چپِ خالوقربان و احسان الله خان, آلت اجرای مقاصد شوم اتحاد جماهیر شوروی از یک سو و امپراطوری انگلیس و رژیم ایران از سوی دیگر شد.)۵

در بازشناسی نهضت جنگل, شناساندن چهره واقعی کسانی چون: حیدرخان عمواوغلی, خالوقربان, احسان الله خان, سلیمان میرزا, تقی زاده و… ضروری و گزیر ناپذیر است.

پیش از مطالعه و داوری درباره نهضت جنگل و ترسیم چهره واقعی میرزا کوچک خان, شناساندن این چهره ها امری سخت ضروری می نماید. دربازشناسی که تا کنون از نهضت جنگل صورت گرفته است, این چهره ها کم تر شناخته شده اند. شخصیتهایی که ماهیت ضد مردمی خود را آشکارا در انقلاب مشروطیت, نشان دادند.

در هر دو انقلاب بیگانگان شمال و جنوب(روسیه و انگلیس) برای خلع سلاح و نابودی انقلاب, دست به دامن چپ روترین و انقلابی ترین و سوسیالیست ترین لوچ های وطنی شده اند.

به راستی نقش واقعی اینان در نهضت جنگل چه بوده است. آیا به راستی حیدرخان عمواوغلو, این شخصیت به اصطلاح (چکیده انقلاب) همچنان که حزب توده می گوید, برای برقراری همدلی و یگانگی بین سران قوم قدم به گیلان گذاشت؟

( ۳۶۳ )

چه کسانی علیه نهضت جنگل و شخص میرزا کوچک خان کودتا کردند؟

چه کسانی وقتی ضربه نهایی را بر پیکر نهضت جنگل زدند, بر کشتی نشستند و به کرملین نشینان پیوستند.

چه کسانی سر بریده رهبر نهضت را جهت خوش خدمتی نزد رضاخان بردند؟

حیدرخان عمواوغلو را چه کسی به گیلان فرستاد و هدف از فرستادن اوچه بود؟

آیا فرستادن حیدرخان با یک کشتی اسلحه از یک سو و ارسال نامه های روتشتین برای میرزا کوچک خان از سوی دیگر, همان سیاست به ظاهر دوگانه و ناسازگار و در حقیقت, سیاست سازش و مذاکره را برای نابودی انقلاب, پی گیری می کرد.۷

با این همه, نهضت جنگل نسبت به انقلاب مشروطیت وجه امتیازهایی نیز دارد که از مهم ترین آنها, می توان به موارد زیر اشاره داشت:

  1. در انقلاب گیلان, زمین داران بزرگ, خانها و تجار بزرگ, با دستگاه سلطنت و حکومت مرکزی و در نتیجه با استعمار انگلیس همکاری داشتند.

به طور طبیعی با این دسته بندی, صف و دسته مردم محروم, از مخالفین روشن و جدا می گردید.

  1. در تفاوت با جنبش مشروطه, نقش دهقانان و زحمت کشان شهری در انقلاب گیلان برجسته بود.

( ۳۶۴ )

  1. مرزبندی لایه ها, دسته ها, رسته ها و گروه ها در دوره انقلاب گیلان, بسیار روشن تر از دوران مشروطیت بود. بر این اساس , خواسته های لایه های گسترده مردم زحمت کش نیز, روشن تر بیان می گردید.
  2. در انقلاب گیلان, تلاش و شرکت دهقانان وجه بارز بود.
  3. در جنبش مشروطه, با این که تلاش و تکاپوی گسترده ای برای تشکیل مجلس و استقرار حکومت قانونی انجام گرفت; امّا مخالفتی بنیادی با رژیم سلطنتی نشد, ولی در جنبش گیلان, مسأله استقرار جمهوری و نابودی سلطنت مطرح گردید و همین امر, نشان دهنده جهت تکاملی جریان اجتماعی انقلابی ـ ملی بود.

ویژگی دوم:

دوره نخست پیوند این جنبش با هیأت اتحاد اسلام بود که رهبری معنوی و مرکز ثقل و مغز متفکر قیام جنگل را تشکیل می داد که در آغاز, بیش تر آنان از علمای دین ساکن رشت و تهران بودند.

اتحاد اسلام, سازمانی بود که با الهام از اندیشه های اندیشه وران و اصلاح گرانی چون:سید جمال الدین اسدآبادی, سید عبدالرحمن کواکبی, شیخ محمد عبده و رشید رضا پدیدار گشت و هدف آن مبارزه با استبدادیان و جلوگیری از رخنه گری بیگانگان در کشورهای اسلامی و برقراری هماهنگی, یکدلی و همدلی و یگانگی سیاسی بین کشورهای اسلامی بود. در واقع, اتحاد سیاسی که میرزا پدید آورد, به پیروی از این اندیشه وران بود.

میرزا کوچک خان , پس از بازگشت به زادگاهش, به فکر سازمان دهی قیامش افتاد و شماری را بدون توجه به منشأ طبقاتی (روحانی, بازاری, روزنامه نگار و…) در هیأتی به نام اتحاد اسلام, که سپسها این مرکز, به کمیته تغییر نام داد, به سال ۱۳۴۴ هـ.ق. در طالش جمع کرد.و پس از چندی مرامنامه این کمیته در ۳۴ ماده نگاشته و سامان داده شد که همین مرامنامه, در

( ۳۶۵ )

واقع خط مشی نهضت جنگل را بیان می کرد.۸

هرچند تصویر روشنی از هیأت اتحاد اسلام در این دوره از نهضت, فراروی نیست و اطلاعات به جای مانده, بیش تر, ناقص است; ولی سه نکته شایسته یادآوری است:

  1. به چه علت این هیأت به کمیته تغییر نام داد؟در این باره دو تحلیل ارائه شده است:

نخست این که: زمینه حضور بیش از پیش غیر روحانیون در آن هموار شود.

دوم این که: این وضع که شماری از روحانیان زمام کار را به دست گرفته و رهبری امور انقلاب را عهد ه دار بودند, به مذاق شماری خوش نیامد و ترتیبی دادند که هیأت اتحاد اسلام به کمیته دگر شود و در نتیجه این دگرگونی در نام, غیر روحانیان نیز بتوانند به عضویت رسمی آن درآیند و بیش ترین اعضای کمیته را به دست آورند.

  1. حضور و میدان داری شماری از روحانیان در ابتدای این دوره, چشم گیر بود, ولی در پایان این دوره, خیلی کم رنگ شد و در دوره های دیگر حضور نداشتند. با توجه به این که در طول پنج سال اول عمر نهضت جنگل, با نام هیأت اتحاد اسلام نقش آفرینی می کردند و حوزه نفوذ آن در شرق تا استرآباد, در غرب تا زنجان, در شمال تا آستارا و در اردبیل و در جنوب تا طارم سفلی گسترش یافته بود.
  2. یکی از نقطه های بحث انگیز و دارای ابهام نهضت جنگل, مسأله مرامنامه است که باید مورد بازشناسی و بازکاوی دقیق قرار گیرد که آیا این مرامنامه از آن هیأت اتحاد اسلام است, یا از آنِ گروه سوسیالیستی که با نام (اجتماعیون) بین سالهای ۱۲۹۴ تا ۱۲۹۸ش, در عرصه بوده و تلاش می کرده است.

( ۳۶۶ )

شماری از محققان, این مرامنامه را با توجه به بندهای : تساوی حقوق زن و مرد, جدایی روحانیت از سیاست و… نتوانسته اند بپذیرند که مرامنامه از آنِ هیأت اتحاد اسلام است.۹ امّا شماری پذیرفته و آن را از آنِ هیأت اتحاد اسلام دانسته اند.

ویژگی سوم:

یکی دیگر از ویژگیهای دوره نخست نهضت جنگل, ایمان به خدا, راستی و درستی و همت و شجاعت و جانبازی در راه آزادی سرزمین و میهن مقدس از چنگ بیگانگان بود, به گونه ای که:

(در نخسیتن سالهای قیام, با چوپ و چماق و داس و تبر و تعدادی سلاح کهنه, به جنگ دشمن می رفتند و معتقد بودند که همین وسایل ناچیز, با مقداری عشق و ایمان به وطن برای غلبه به خصم کافی است. تنها اندیشه شان این بود که چگونه می توانند به آزادی خدمت کنند و در تأمین آسایش هموطنان بکوشند.)۱۰

این وضع, تا زمانی که هنوز مسأله سازمان نظامی مطرح نشده بود و جنگلیها در دایره محدودی از قدرت می زیستند, ادامه داشت. ولی تخم نفاق و خودخواهی پس از این دوره بود که گریبانگیر نهضت نوپای جنگل شد ,و یک پارچگی, هماهنگی و همدلی جنگلیها را بر هم زد و بین آنان دوگانگی و ناهماهنگی پدید آورد.

این ناهماهنگیها و جداییها و درگیرییها, در چند برهه و زمان حساس, نهضت را از حرکت بازداشتند و نگذاشتند نهضت از دستاوردهای خود بهره برد و به ثمره تلاش خود دست بیابد.۱۱

دراز ترین دوره نهضت جنگل, همین دوره بوده است, با فراز و نشیبهای فراوان.در پایان این مرحله, رویدادهایی رخ داد که در روند نهضت, گسست پدید آورد و سبب فرود و افول آن را فراهم ساخت. یکی از مهم ترین رویدادها,

( ۳۶۷ )

تشکیل کابینه وثوق الدوله بود.

پس از آن که وثوق الدوله از طرف انگلستان مأمور تشکیل کابینه شد, وی, سعی فراوان کرد که مشکل نهضت جنگل را به سود اربابش, برای همیشه حل کند.

وی,ابتدا به میرزا نامه می فرستد که اگر به قوای دولتی تسلیم شود, به فرمانداری گیلان, گمارده خواهد شد. وقتی از طرف میرزا کوچک خان جواب رد شنید, تیمورتاش را, که در سفاکی شهره خاص و عام بود, به فرمانداری گیلان برگزید. تیمورتاش نیز با ترساندن و طمع انگیزی و نامه پراکنی, سعی کرد سران نهضت را به تسلیم وادارد و بین جنگلیها بذر تفرقه و نفاق افشاند.

همسو و هم جهت با تلاشهای ویران گر تیمورتاش , انگلستان نیز وارد کار شد و نیروهای آن کشور پایگاه ها و سرزمینهایی را که در اختیار جنگلیها بود, بمباران کردند. در این هنگام وضع داخلی نهضت چندان رضایت بخش نبود. شماری از یاران میرزا, از جمله حاجی احمد کسمایی خود و نیروهای تحت امرش را تسلیم دولت کرد. این حرکت, روحیه مجاهدان جنگل را خراب کرد و سبب گردید سستی و ناتوانی در بین آنان راه یابد. همزمان با بمباران پایگاه ها و جایگاه های جنگلیها از سوی نیروهای انگلیسی , قزاقان از راه رشت و ماسوله و شفت به حرکت در آمدند. جنگلیها, ناگزیر فومنات را ترک و به سوی لاهیجان حرکت کردند. در لاهیجان نیز با نیروی بیست هزارنفری دولتی روبه رو شدند, و در یک جنگ تعقیب و گریز با نیروهای انگلیسی و دولتی, به سوی دامنه های کوه های لنگرود روان شدند. در این هنگام دکتر حشمت همراه با سیصدنفر از نیروهای فرمانبر خود, تسلیم دولتیان شد. کارگزاران حکومت, به خلاف قولی که در پشت قرآن به وی داده بودند, او را به دار آویختند.

( ۳۶۸ )

خیانت خواسته یا ناخواسته دکتر حشمت به نهضت جنگل, بیش ترین ضربه را به نهضت وارد کرد.با تسلیم شدن دکتر حشمت ارکان نهضت جنگل از هم پاشید . به طور دقیق بعد از این دوره بود که مسیر نهضت عوض شد و میرزا ناگزیر شد به سوی شماری از افراد معلوم الحال دست اتحاد و همکاری دراز کند.

میرزا, بعد از چند هفته تعقیب و گریز با نیروهای دولتی و انگلیسی, در نقطه ای, به نام (گاوین) به پیروی از مولی و سرورش, حسین بن علی(ع) همراهانش را گرد آورد و به آنان یادآور شد: هر راهی را که می خواهند پیش بگیرند و اگر بیش از این توان ادامه ایستادگی, مبارزه و جنگ را در خود نمی بینند, اسلحه شان را تحویل دهند و راه خانه را در پیش گیرند. بدین گونه شمار زیادی از همراهانش پراکنده شدند و بیش از هشت تن با او نماندند.

میرزا, پس از چندین روز مخفی شدن در نقطه ای با گروه های احسان اللّه خان و خالوقربان برخورد کرد و برخلاف اختلافهای عقیدتی و سیاسی, با هم دوباره هماهنگ شدند.ولی در عمل نمی توانستند کاری از پیش ببرند. از این روی, آتش نبرد جنگلیان با قوای قزّاق و انگلیس, اگر چه خاموش نشد, ولی رو به افول گذاشت.۱۲

مرحله دوم:

این مرحله, پس از قرارداد ننگین ۱۹۱۹, به تاریخ ۱۲۹۸ شمسی که میان وثوق الدوله و دولت انگلیس به امضا رسیده بود, شکل گرفت.این قرارداد ننگین که به موجب آن, ایران تحت الحمایه انگلیس قرار می گرفت,نقطه عطفی در مبارزه ها و خیزشهای بعدی انقلابیون قرار گرفت. جنگلیها که منتظر چنین فرصتی بودند, این قرارداد را سند فروش ایران نامیدند و فصل جدیدی را در مبارزه ها و حرکتهای خود علیه نفوذ بیگانگان

( ۳۶۹ )

در خاک ایران گشودند.

این مسأله به همراه حادثه دیگر, یعنی ورود ناوگان ارتش سرخ شوروی به سواحل غازیان و انزلی, انقلاب جنگل را وارد مرحله جدیدی کرد.

بامداد روز ۲۸ اردیبهشت ۱۲۹۹ ناوگانی از ارتش سرخ, با شلیک چندین تیر توپ از دریای خزر به سواحل غازیان, به انزلی وارد شد.فرماندهی ناوگان ارتش سرخ, راسکولینکوف به همراهی اعضای کمیته عدالت باکو, خواهان دیدار با رهبر جنبش جنگل, میرزا کوچک خان , شدند. آنان در دیدار با میرزا, اعلام کردند هدف از ورود به آبهای ایران, خاموش کردن فتنه دنیکن, ژنرال ضدانقلابی روس است.در همین دیدار دست همکاری به سوی میرزا دراز کردند.۱۳

میرزا در این برهه, چاره ای جز همکاری با بالشویکها را نداشت. بدین گونه , دو طرف پس از تبادل نظر و گفت گوهای بسیار, با شرطها و قیدهایی, از جمله: دخالت نکردن شورویها در انقلاب ایران, به اجرا نگذاردنِ اصول کمونیزم, از حیث مصادره اموال و الغای مالکیت و تبلیغ نکردن از مرام کمونیستی, به توافق رسیدند.

میرزا پس از امضای قرارداد, برای اجرای آن, که مهم ترین و اصلی ترین ماده آن بنیان گذاری جمهوری بود, به رشت بازگشت.۱۴

با این پیمان, جان دوباره بر کالبد نهضت دمیده شد. مجاهدان دوباره یک پارچه شدند و بر ادامه مبارزه, هماهنگ و یکدل گردیدند. جنگلیها, دوباره شهر رشت را در اختیار گرفتند, و نخستین جمهوری ایران را اعلام کردند و به آگهی مردم رساندند.

(۱٫ جمعیت انقلاب سرخ ایران اصول سلطنت را ملغا کرده و جمهوری را رسماً اعلام می نماید.

( ۳۷۰ )

  1. حکومت موقت جمهوری, حفاظت جان و مال عموم اهالی را به عهده می گیرد.
  2. هر نوع معاهده قراردادی که به ضرر ایران قدیماً و جدیداً با هر دولتی شده لغو و باطل می شناسد.
  3. حکومت موقت جمهوری, همه اقوام بشر را یکی دانسته و تساوی حقوق در باره آنان قایل و حفظ شعائر اسلامی را از فرایض می داند.)۱۵

هر چند میرزا, از این وضع چنان خرسند نبود و هدفها و آرمانهای بلندتر از این داشت و آن چیزی جز اجرای احکام دین مبین اسلام نبود.ولی کمونیستها به همین رضایت ندادند و اصول پیش گفته را نیز زیر پا گذاشته و دست به پاره ای کارهای ضد دینی و مذهبی زدند و به تبلیغ اندیشه های کمونیستی روی آوردند.و با مصادره ملکهای خرده مالکان, سببها و انگیزه های ناخشنودی, اذیت و آزار مردم را فراهم آوردند. میرزا کسی نبود که این همه بی عدالتی را ببیند و سکوت کند. اینها سبب شد میرزا از این جمهوری فاصله بگیرد و به نشانه اعتراض به حرکتهای ناشایست و چپ روانه مهاجران, به جنگل واپس بنشیندو زمام امور به دست رقبا, احسان الله خان و خالوقربان بیفتد.

مرحله سوم:

با ورود حیدرخان عمواوغلو, سوسیال دموکرات مشهور دوران انقلاب مشروطه به گیلان و تشکیل جمهوری شوروی گیلان و

( ۳۷۱ )

جلوگیری از حرکتها و کارهای تندروانه سران جمهوری, برای اتحاد و تشکیل جبهه واحد, با میرزا کوچک خان وارد گفت و گو شد و بدین ترتیب جمهوری شوروی گیلان را تشکیل داد.

ولی این ائتلاف نیز پایدار نماند. اختلاف و دودستگی, افترا و بدگمانی, به اوج خود رسید. و حیدرخان عمواوغلی در یک درگیری درون گروهی کشته شد و احسان الله خان نیز با شماری از نیروهای خود, انزلی را به قصد شوروی ترک گفت.

سرانجام با اتحاد سه جانبه شوروی, انگلیس و دولت وقت, نهضت جنگل بیش از پیش روبه افول گذاشت و ضعیف شد. هر سه قدرت بر نابودی نهضت جنگل, هم پیمان شدند. با این یورش سنگین و در هم کوبنده سه قدرت شوم, یاران میرزا کشته, تسلیم و یا پراکنده شدند .

حسن آلیانی, مشهور به معین الرعایا, از جمله کسانی بود که خود و همراهانش را تسلیم و امان نامه دریافت کرد. معین الرعایا برای این که خیانت خود را کامل کند, تمام پناه گاه ها و جای اسلحه های جنگلیها را به نیروهای دولتی گزارش داد و بدین ترتیب, عرصه بر میرزا تنگ و تنگ تر شد.

در این هنگام, میرزا به همراه رفیق آلمانی خویش,به نام هوشنگ(گائوک) آلمانی در حال فرار گرفتار بوران و توفان و سرما شد و سرانجام هر دو بر اثر شدت سرما جان سپردند و چراغ نهضت جنگل , در دل کوهساران پوشیده از برف و یخ, خاموش شد.

آنچه در این مرحله در خور درنگ و درس آموز است این که: میرزا با این که می توانست به شوروی پناهنده و یا از ایران خارج شود, به همه این موقعیتها , پشت پا زد و بر آرمان و هدف خود پای فشرد و به شهادت مدارک غیر درخور تردید, همه پیشنهادهای مصالحه و معامله سیاسی را به دلیل آن که با باورها و

( ۳۷۲ )

شرافت ملی وی ناسازگار بود, رد کرد و مرگ شرافت مندانه او در میان برف و کولاک , دلیل بارزی است بر این که به هیچ قدرت غیر ملی, سرفرود نیاورد و با وجود راه های گوناگون برای رهایی از مرگ و ادامه زندگی زیر بیرق بیگانگان,خود را تسلیم طبیعت کرد, نه تسلیم گرگهای آدمیخوار. این در حالی بود که رهبران چپ وابسته, که میرزا را ایدئولوک سرمایه داری می دانستند و فرصت طلبانی که به او لقب ضد انقلاب می دادند, با کمک و پشتیبانی دولت شوروی به قفقاز فرار کردند, تا جان به سلامت بیرون ببرند و چند صباحی در زیر بیرق بیگانه بزیند.۱۶

علتها و انگیزه های فروپاشی نهضت جنگل

در مورد انگیزه ها و علتهای شکست این قیام, دیدگاه های گوناگون وجود دارد که به چند مورد از آن اشاره می شود:

  1. دیدگاه اول از سوی پژوهش گرانی ارائه می شود که با نگاهی اسلام گرایانه, عامل شکست نهضت را گرایشهای مارکسیستی سران آن می دانند و می گویند سران این نهضت سعی داشتند با پیوند میان اسلام و مارکسیسم, به هدفهای خود دست یابند. از این روی همین ترکیب ناهمگون و ناهماهنگ, سبب ناسازگاری ایدئولوژیک و سرانجام شکست نهضت گردید.

این نظریه, اگر در حق شماری از سران نهضت درست باشد, درباره میرزا کوچک خان نمی تواند درست باشد; زیرا میرزا هر چند به ارزشهای انسانی, روحیه انقلابی و ضداستعماری انقلابیون بالشویکها احترام می گذارد, ولی با این حال, وقتی که شوروی و همه کسانی را که در طرح مطالب ضد مذهبی و ایدئولوژی شتاب داشتند, سرزنش می کند و با فرزانگی و فراست می نویسد:

(دفع دشمن جنگجویی لازم دارد, و رسوخ عقیده, ملاطفت, آن هم به مرور زمان)۱۷

( ۳۷۳ )

  1. دومین دیدگاه مبنای مارکسیستی دارد و بیش تر از سوی پژوهش گران مارکسیست بیان شده است. اینان بر این باورند: تا زمانی که دولت مارکسیستی شوروی از این نهضت پشتیبانی می کرد, این قیام پویا بود; اما به دنبال فروکش کردن تب صدور انقلاب و بر طرف شدن اختلافهای شوروی با رقیبان خود; یعنی انگلیس (عقد قرارداد ۱۹۲۱) و آلمان (قرارداد برست لیتوسک) این قیام نیز روبه افول و خاموشی گذاشت.
  2. دیدگاه سوم, که در واقع نه اسلامی و نه مارکسیستی است, بیش تر تأکید بر ملی بودن این نهضت دارد و با یک دیدگاه جانبدارانه از جنگلیان با ارائه سندها و مدرکها, سعی بر این دارد که میرزا کوچک را یک فرد ملی گرا قلمداد کند. این گروه, عوامل اصلی شکست نهضت را افزون بر ناهماهنگی نیروها و به هم ریختگی سازمان آن, ناتوانی نظامی در رویارویی با قدرت نظامی مرکز می داند.
  3. دیدگاه چهارم, علّتها و انگیزه های اصلی پدیدآمدن چنین قیامهایی را بی ثباتی نظام بین المللی می داند و می گوید: زمانی که میان بازیگران نظام بین المللی ناسازگاریها و شکافها از بین برود و یا کم گردد, ادامه این قیامها نیز, خود به خود, کارآیی نخواهد داشت.

اینان می گویند: این نهضت زمانی پدید آمدکه با انقلاب بالشویکی روسیه, نظام بین المللی دچار بی ثباتی شده بود. و شوروی برای گسترش و نفوذ دادن ایدئولوژی خود در دیگر سرزمینها, در تلاش و تکاپوی شدید بود و هر چندگاه در این سو و آن سوی دنیا بحران می آفرید.

امّا کم کم با آرام شدن اوضاع انقلابی و فراهم شدن زمینه های تفاهم میان قدرتهای برتر و ناسازگار, دیگر ادامه همکاری سیاسی نظامی و پشتیبانی از این گونه قیامها مفهومی نداشت.۱۸

  1. در یک جمع بندی و تحلیل کلی برای یافتن علتهای اصلی شکست این

( ۳۷۴ )

نهضت, افزون بر پذیرش بخشهایی از چهار نظریه یاد شده که برای شکست این قیام بیان شد, رقابت در کانون تصمیم گیری این نهضت را که در طول تاریخ آن, بویژه در مرحله های پایانی, به طور کامل دیده می شد, باید یاد کرد.

کمیته انقلابی رشت, جلوه تمام و کاملی از ناسازگاریهای فکری در کانون تصمیم گیری این نهضت بود. معروف ترین اعضای این کمیته: کازانف فرمانده قوای سرخ در ایران, احسان الله خان عضو پیشین کمیته مجازات, کامران آقایف, کمونیست عضو حزب عدالت باکو, جعفر پیشه وری سر دبیر روزنامه کمونیست گیلان, در کانون تصمیم گیری از یک طرف در برابر اینان, میرزا کوچک خان با انگیزه های قوی دینی و ملی قرار داشت.

این شکاف جدی در جبهه جنگلیان که به دنبال کودتای حزب کمونیست, ژرفا یافت و سبب شد که میرزا راهش را از دیگران جدا کند و به همراه شمار کمی از یاران, به اعماق جنگلهای گیلان واپس بنشیند و سرانجام سردی اتحاد جنگلیان به همراه سرمای شدید زمستان جنگل جسم میرزا کوچک را بفسرد; امّا فکر او را هرگز.۱۹

  1. یکی از رویدادهایی که سبب از هم پاشیدگی انقلاب جنگل گردید, خیانت شوروی به این انقلاب بود. حکومت تازه بنیاد کمونیستی در روسیه که از سوی انگلیس مورد فشار و هجوم قرار گرفته بود, سرانجام بر آن شد به نهضت جنگل که علیه هرگونه سلطه خارجی می جنگید, پشت کند و امتیازی به انگلستان بدهد تا دست دولت انگلیس برای روی کار آوردن عامل سرسپرده اش رضاخان باز باشد. بله, میرزا, در اثر سازش شرق و غرب از پای درآمد و غریبانه گرفتار بوران شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. بی گمان اگر هماهنگی شرق و غرب در سرکوبی نهضت جنگل نبود, دولت وقت هرگز نمی توانست شعله های نهضت جنگل را خاموش کند.

چنانکه سرپرسی سایکس, یکی از تاریخ نگاران خارجی در این باره می نویسد:

( ۳۷۵ )

(حکومت ایران در مقابل این جنبش, تقریباً, ناتوان بود و اگر اقدامات بریتانیای کبیر نبود, احتمال می رفت سلطنت را منقرض کند.)۲۰

در یک تقسیم کلی علتها و سببهای شکست نهضت جنگل را باید از دو زاویه, مورد نقد و بررسی قرار داد که هر کدام سبب خاصی داشته اند.

  1. بعد نظامی که حاصل سازش میان رهبران شوروی و انگلیس و حکومت مرکزی ایران بوده است. بویژه آن که شورویها, پیوند بین جنگلیها و کمونیستها را پدید آوردند, سپس خود آن را از هم گسستند.

جنگلیها در بادی امر, برای جلوگیری از هرج ومرج, به خطر افتادن استقلال کشور و آسیب دیدن مردم, به گونه تاکتیکی با این پیوند موافق بودند, امّا شورویها, در حقیقت, از جنگلیها, برای هدفهای خاص خودشان بهره برداری می کردند.

  1. سببها و انگیزه های داخلی و خارجی نقش اثرگذاری در شکست این نهضت ایفا کردند که به پاره ای از آنها در این نوشته اشاره شده است.

سببها و انگیزه های داخلی و خارجی اثرگذار در شکست نهضت, به روشنی در خور جداسازی از یکدیگر نیستند. امّا بر مبنای شاهدها, سندها و مدرکهای موجود و درخور پذیرش, به نظر می رسد: در آغاز امر, زوال و فروپاشی نهضت, سر منشأ خارجی داشته است.

هر چند شماری در پی آن هستند که دستهای خارجی و نقش محوری و تعیین کننده آنها را انکار کنند و بر این پندار پای بفشارند که سببها و علتهای شکست نهضت جنگل و دیگر نهضتهای مانند آن را در ایران قرن بیستم, در ساختارهای ذهنی اقتصادی ـ جامعه شناختی که رهبری ایران را شکل می دهند, جست وجو کنند.

 

پی نوشتها:

  1. سردار جنگل, ابراهیم فخرایی۳۶/, جاویدان.
  2. همان۳/.
  3. همان۵۱/.
  4. روزنامه جنگل, سال اول, شماره ۲۸٫
  5. وقتی که مارکسیستها تاریخ می نویسند, واقف شریفی۷۸/.
  6. همان ۶۳/; نگاهی به روابط شوروی و نهضت انقلابی جنگل, مصطفی شعاعیان۱۹۶/ ـ ۱۹۷٫
  7. همان۱۰۴/.
  8. جایگاه میرزا کوچک خان در احیاء اسلام, روزنامه سلام, ۱۳۷۵/۹/۱۴٫
  9. خورشید برفراز جنگل, مسعود کوهستانی نژاد, گنجینه اسناد, ش۲۰/۴۳٫
  10. سردار جنگل۵۲/.
  11. همان۵۲/ ـ ۵۵٫
  12. جنبش جنگل و سرانجام تراژیک آن, پرویز بابایی, فرهنگ و توسعه, شماره۷۲/۳۱٫
  13. همان; سردار جنگل۲۳۲/ ـ ۲۴۵٫
  14. سردار جنگل ۲۰۰/ ـ ۲۴۹٫
  15. نهضت میرزا کوچک خان جنگلی و اولین جمهوری شورایی در ایران, دکتر شاپور رواسانی۲۳۶/, نشر شمع.
  16. سردار جنگل۳۲۰/.
  17. جایگاه میرزا کوچک خان در احیاء اسلام, روزنامه سلام, ۱۳۷۵/۹/۱۴; نهضت میرزا کوچک خان, رواسانی۲۴۰, ۲۷۰٫
  18. همان.

۲۰٫ سردار جنگل۳۵۳/ ـ ۳۶۲; نگاهی به روابط شوروی و نهضت انقلابی جنگل, مصطفی شعاعیان ۵۱۱/ ـ ۵۲۹

 

 

 

منبع: «آسیب شناسی نهضت جنگل»، حسین لطیفی، مندرج در دوماهنامه حوزه، س۱۹، ش۱۱۱و۱۱۲، مرداد و شهریور و مهر و آبان ۱۳۸۱، ویژه میرزا کوچک جنگلی، ص۳۵۷-۳۷۵٫

ارسال دیدگاه

*

code