مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
جمعه ۱۱ آذر ۱۴۰۱ - Friday 2 Dec 2022
محتوا
بازتاب‌های کنگره میرزا کوچک جنگلی

بازتاب‌های کنگره میرزا کوچک جنگلی

میثم عبدالهی
کنگره ملی میرزا کوچک جنگلی در سالن برج میلاد تهران در روز ۹ شهریور ۱۴۰۱ برگزار گردید. بخشی از سخنان آقای خسرو معتضد در این برنامه بازخوردهایی داشت. در کلیپ فوق که توسط کانال تلگرامی میرزاییها تهیه شده بخشی از سخنان آقای معتضد و نقد شده و نکات قابل نقدی بیان شده. در اینجا سخنان آقای خسرو معتضد و پاسخهای این کلیپ مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

دوشنبه 5 سپتامبر 2022 - 17:59

میثم عبدالهی

 

 

اشاره: کنگره ملی میرزا کوچک جنگلی در سالن برج میلاد تهران در روز ۹ شهریور ۱۴۰۱ برگزار گردید. بخشی از سخنان آقای خسرو معتضد در این برنامه بازخوردهایی داشت. در کلیپ فوق که توسط کانال تلگرامی میرزاییها تهیه شده بخشی از سخنان آقای معتضد و نقد شده و نکات قابل نقدی بیان شده. در اینجا سخنان آقای خسرو معتضد و پاسخهای این کلیپ مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. ابتدا کلیپ را ببینید و سپس نقد را بخوانید.

 

فیلم ۱۳٫۱ MB

#تلنگر

ما برای وصل کردن آمدیم / نِی برای فصل کردن آمدیم

#خسرو_معتضد در مورد حسن خان آلیانی (معین الرعایا) #اسطوره_تالشی_نهضت_جنگل چه گفت؟!

لینک منبع در تلگرام: https://t.me/mirzaeihaa/774

 

 

***

دکتر حشمت خائن و خبیث نبود. بلکه از شهدای بزرگ نهضت است و حتی بعد از شهادتش مورد میرزا کوچک قرار داشت. اینها یک مشت سخنان زشت و بی‌مبنا است و به دکتر حشمت نسبت داده شده.

آقای خسرو معتضد، دکتر نیست.

آقای معتضد دچار سهو شد و گفت که «یکی از رعایای معین الرعایای کوشک‌دره‌ای سر میرزا را برید… » این حرف، اشتباه بود، درستش این است که رضا اسکستانی، مزدور سالار شجاع طالشی و برادر امیرمقتدر طالشی به امر اربابش دست به این جنایت زد و سر میرزا را برید. حسن خان آلیانی یا همین معین الرعایای کیش‌دره‌ای از یاران نزدیک میرزا بود و در آن جنایت نقشی نداشت. معتضد نام امیرمقتدر طالشی را با نام حسن خان آلیانی خلط کرد و دچار اشتباه شد. نام زادگاه حسن خان، کیش‌دره است و «کوشک‌دره‌ای» اشتباه بود.

به دلیل مشکل جسمی، در مراسم حضور نداشتم، سخن آقای معتضد را که حدود ۱۳ دقیقه بود، مشاهده کردم. باید انصاف داشت و مجموع سخنان او را نگاه کرد، حرف‌های خوبی زد و ایرادی به آنها نبود، از میرزا کوچک دفاع کرد او را شخصیتی متدین دانست که در صدد تجزیه ایران نبود، البته وقت کم بود و بسیاری از مطالب ناگفته ماند و می‌شد بیان کرد.  در سخنانش یک جا دچار سهو شد و آن نکته همین بخش فوق الذکر بود که اشکال و جواب آن گفته شد.

سخن آقای معتضد جنایت جنگی نبود و توهین به قوم تالش هم نبود. دلیل این همه هجمه به او و موج تبلیغاتی که به راه انداختید بعد از سخنرانی را متوجه نمی‌شوم. اگر سوال و ابهامی نقد و ردی به سخنانش دارید بدون دعوا و درگیری مطرح کنید و پاسخ را مطالبه کنید. انجام اقدامات تحریک آمیز و تحریک قوم تالش علیه یک عده‌ای، تولید ادبیات جنگ و اختلاف فعال کردن گسل‌های اجتماعی در گیلان است. در آتش شوم پان‌تالشی ندمید که روزی خودتان را هم گرفتار خواهد کرد.

به دوستان تذکر می‌دهم که نباید دچار توهم شوید. با کار علمی باید از توهم و تعصبات قومی و قبیله ای فاصله بگیرید. تعصبات قومی تا جایی درست است که جای حق را نگیرد و ملاک ما برای حق و باطل نشود. باید تعصبات قومی را با دلیل و منطق کنترل کرد و صراط حق و باطل را به آن نشان داد و مطابق با حق و باطل جلو رفت.

باید محترمانه و مودبانه بنویسید و وارد فضای تعصب کور قومی نشوید و به همین راحتی دیگران را لجن‌مال نکنید. دیگران را نیز به چنین کارهایی ترغیب نکنید. احساسی شدن و تند شدن، کارهای پژوهشی و علمی‌ سابق‌تان را هم خراب خواهد نمود.

تا دیروز از برخی کارهای تحقیقی و اسنادی خوب‌تان حمایت می‌کردم و حتی گلایه‌ها را کمتر مطرح کردم. ولی امروز می‌بینم روش نادرستی را در پیش گرفتید که دیگر نمی‌توانم آن را ببینم و سکوت کنم. در کارتان تامل کنید شاید متوجه ا‌شتباه‌تان شوید و مسیر را برگردید.

در کارهای علمی، تقابلی بین اقوام وجود ندارد و همراهی و همگامی بین اقوام مسیر رسیدن حقیقت است. شما تقابل بین تاریخنگاران گیلک و تالش و فارس را درست کردید که مبنایی ندارد. این تقابلها بدون بازخورد نخواهد ماند.

شما به دکتر حشمت توهین کردید و نسبت ناروا به او دادید، نظرتان چیست که چند نفر قوم فارس و اهالی طالقان علیه شما موج رسانه‌ای درست کنند و بگویند که به اسطوره قوم فارس در نهضت جنگل توهین کرده و باید عذرخواهی کنید؟ نتیجه کار شما دقیقا داخل درگیریهای قومی و قبیله‌ای است که نقطه مقابل تعقل قرار دارد. تحقیقات علمی باید مطابق با مستندات باشد و واقعیت را ملاک خودتان قرار دهید، نه تعصب و کشمکش های قومی قبیله‌ای.

 

نگاهی به کارنامه حسن خان آلیانی

حسن خان آلیانی، معین الرعایا، قهرمان اسطوره‌ای قوم تالش نبود و قهرمان ملی و بومی نیز نیست. او یک شخصیت از رئوس نهضت جنگل بود که در کارهای تحقیقی باید مجموع کارهای مثبت و منفی وی دیده شود و برآیند عملکرد وی تبیین شود. عملکرد او در چنین سطحی نیست، اگر از همین آغاز او را اسطوره کردید، دیگر کار علمی و تحقیقی حول او تعطیل خواهد شد و باید برای کارهای ناصوابش توجیه بتراشید. به جای توهم‌بافی حول او، ابعاد مختلف شخصیت او به دور از افراط و تفریط معرفی کنید. اگر هر کدام از ابعاد مثبت شخصیت وی را گرفتید و بزرگ کردید و ابعاد منفی را کنار گذاشتید، نتیجه کار شما کاریکاتور زشتی خواهد شد که شباهتی به وی ندارد. توهمات پان‌تالشی را دور بریزید تا حقیقت را ببینید و بیان کنید.  عملکرد و سخنان حسن خان آلیانی را باید به دور از  حب و بغض، و به همان صورت که بوده معرفی کنید، نه آن صورت که آرزو دارید!

حسن خان آلیانی شخصیت متدین و سالمی هم از یاران نزدیک میرزا بود که از آغاز در کنار میرزا بود و مجموع ایل آلیان و اهالی ماسوله و نواحی اطراف آن را به خدمت نهضت در آورد. او و خاندانش خدمات بسیاری کردند. بعد از تسلیم حاج احمد و خاندانش، حسن خان و خاندانش حایگزین شدند و به یکی از ارکان نهضت تبدیل شدند. او عضو کمیته اتحاد اسلام، شورای رهبری نهضت نیز بود.

حسن خان معین الرعایا از کسانی بود که در عمده دوگانه‌هایی که در نهضت ساخته شد، از جمله در واقعه ملاسرا از یاران میرزا بود که در جمع کردن فتنه جناح بلشویکهای خیانتکار، تلاش کرد.

حسن خان و افرادش نیز گاهی کارهایی انجام می‌دادند که خلاف نظر میرزا بود. یک بار در اوایل نهضت، قهر کرد و با خانواده‌اش به همدان و کردستان سفر کرد. بعد از رفتن وی سایر آلیانی‌ها هم موقتا میرزا را ترک گفته و نهضت را تنها گذاشته بودند. در این برهه برخی اقوامش نه تنها به نهضت کمکی نکردند بلکه در حال اختلاف و منازعه با قوای جنگل بودند و یک نفر از قوای جنگل نیز به دست، دامادش، نعمت‌الله کشته شد. حسن خان که برگشت اوضاع حادتر شده بود و به سختی و با اصرار توانست میرزا را از اعدام دامادش منصرف کند. حسن خان و خاندانش مجدد به نهضت پیوستند.

حسن خان مورد اعتماد میرزا بود، او به راه های روستایی و جنگلی و کوره‌راه‌ها مسلط بود و محل دفن اغلب انبارهای سلاح و تجهیزات نهضت را می‌دانست و به راحتی آنها را در مواقع لزوم در دل جنگل پیدا میکرد و تحویل یاران میرزا می‌داد. در بسیاری از پیاده‌روی‌ها او بلد راه بود و نیروها را از مسیرهای ناشناخته به سلامت عبور می‌داد تا به دست دشمن نیفتند. کلید غورخانه اصلی نهضت نیز در دستان او قرار داشت که اصلی‌ترین محل نگهداری تسهیلات نهضت بود که حجم انبوهی انواع سلاح و گلوله های آنها بود.

او در اواخر نهضت با وساطت پسرعمویش، کربلایی نقره آلیانی که از مخالفین جدی نهضت و بلد راه رضاخان در سرکوب بود، امان‌نامه گرفت و در آخرین سفر، میرزا را تنها گذاشت. او حتی تلا‌ش کرد تا دامادش، نعمت‌الله، را نیز از سفر همراهی منصرف کند ولی نتوانست او را قانع کند و نعمت‌الله آلیانی با میرزا تا لحظه شهادت همراه بود و در این مسیر فداکاری کرد. اگر حسن خان با میرزا همراه می‌شد و او را راهنمایی می‌کرد، به احتمال قوی میرزا به سلامت به خلخال و نزد عظمت خانم خلخالی می‌رسیدند. عدم همراهی او به شهادت میرزا منجر شد.

او بعد از شهادت میرزا هم برای جمع کردن بساط نهضت در منطقه فومنات به ارتش سرکوبگر رضاخان کمک کرد و با محمدحسین آیرم متحد شد و با او همراهی کرد. از مهمترین کارهای او تحویل دادن کل غورخانه اصلی جنگل و تمام انبارهای کوچک تسلیحاتی نهضت، چند روز بعد از شهادت میرزا تحویل ارتش قزاق داد بود. این خدمات به قدری برای ارتش قزاق مهم بود که او را حاکم فومن کردند و تا زمان مرگ در این مسئولیت بود.

متاسفانه خود او اقدامی برای احیای مجدد نهضت جنگل و انتقام گرفتن از جلادی که خون میرزا کوچک به دستش آلوده بود، انجام نداد. تحویل دادن غورخانه جنگل به رضاخان، هدیه بسیار گرانبهای او به قاتل بود و باعث شد تا دیگر امکانی برای قیام مجدد به دست سران نهضت، فراهم نشود و دیکتاتوری پهلوی بدون هیچ مانعی گسترش یابد.

محمدحسین آیرم، از حلقه فرماندهان نظامی اطراف رضاخان بود که با حکم رضاخان فرماندهی تیپ مستقل شمال گردید و فجایع بسیاری را برای سرکوب بقایای نهضت جنگل مرتکب شد. او بعد از گیلان، به فرماندهی شهربانی کل کشور رسید و سالها در این پست بود وحشی‌گری‌های بسیاری در کشور مرتکب شد. تیمورتاش، وزیر دربار، زمانی که مغضوب رضاخان شد، به دست آیرم زندانی گردید و کشته شد. تلاش آیرم برای ترور رضاخان و کودتا علیه وی با کمک حسن آلیانی، از شوخی‌های آن دوران است.

شما تا کنون هیچ نقدی از حسن خان آلیانی در کانال‌تان درج نکردید، طبیعتا او معصوم نبود و یک انسان معمولی است. همان طور که نکات مثبت او گفته می‌شود باید نقاط ضعف هم بیان شود تا برآیند جامع از عملکرد او به دست مخاطب برسد.

آقای فرخ جنگلی، که از یک طرف برادرزاده میرزا و از سوی دیگر نوه دختری حسن خان آلیانی (معین الرعایا) است، گفت که میرزا به حسن خان دستور داده بود که تو چون متاهل و عیال‌وار هستی، با ما نیا و من و گائوک که مجرد هستیم، میرویم. حسن خان به همین خاطر در سفر آخر همراه نشد. این ادعا، نادرست است و مشخص است که برای توجیه اقدام حسن خان، توسط نوه‌اش ایجاد شده. چون هم گائوک و هم میرزا کوچک متاهل بودند. گائوک دارای همسر و یک دختر بود که در رشت زیستند و بعد از شهادت گائوک هم به کشورشان بر نگشتند، دخترش بعدها با پسر یکی از شخصیتهای مرتبط با نهضت جنگل ازدواج کرد.

 

نگاهی به عملکرد امیرمقتدر طالشی و برادرش سالار شجاع

زمانی که میرزا کوچک راهی منطقه خلخال شد، امیرمقتدر طالشی برادرش را با صد سوار به منطقه ارسال کرد تا راه را بسته و میرزا و یارانش را به شهادت رسانند. امیرمقتدر و برادرش از شقی‌ترین دشمنان نهضت جنگل بودند، و دست‌شان به خون میرزا آلوده بود.

چرا در تحقیقات‌تان هیچ وقت مورد نقد و بررسی قرار نگرفتند؟ تحقیقات‌تان شامل جنایات آنها نشد و گاهی در حاشیه مطالب گفتید که آن طور در منابع نهضت درباره این دو برادر نوشته شده، نبودند و درباره آنها زیاده‌روی شده!

امیرمقتدر و برادرش از خبیث‌ترین و جنایتکارترین دشمنان نهضت جنگل بودند که هیچ بتی را نپرستیده و به هیچ اصل دینی و اخلاقی اعتقادی نداشتند:

۱٫بارها دشمنانشان را با خیانتکاری به ملاقات و مذاکره دعوت می‌کردند، وقتی می‌آمدند، آنها را خلع سلاح کرده، از بین  میبردند.

۲٫ از لجوج ترین دشمنان نهضت بودند و بیشترین جنگ‌ها طی هفت سال با قوای جنگل را همین فرد و برادرش داشتند و بارها به مصاف نهضت رفته بودند. این دو از نخستین لحظات شروع نهضت احساس خطر کرده و جنگ را شروع کرده و تا آخرین روزها سر کار بودند و لحظه‌ای آرام و قرار نداشتند. امیرمقتدر بعد از میرزا کوچک کمتر از یک سال زنده نماند.

۳٫ . امیرمقتدر، مدت کوتاهی به خاطر قرار گرفتن در تنگنا، به فومن رفت و قوای جنگل متحد شد، ولی در اولین فرصت ممکن، خیانت کرد و جدا شد و زیر عهد و پیمان زد و مجدد دشمنی را آغاز کرد.

۴٫ مردم بومی منطقه، از دست سبعیت او و برادرش به تنگ آمده بودند و هر روز یک مصیبت تازه داشتند.

آیا آن زمان با جنایت امیرمقتدر علیه میرزا به قوم تالش توهین نشد؟ آن اقدام در مسیر اعتلای قوم تالش بود؟ چرا بریدن سر میرزا کوچک به دستور امیرمقتدر تالشی و برادرش را بیان نکردید و هیچ وقت از عملکرد آنها را نقدی نکردید؟

شما کار علمی می‌کنید، باید این افراد جنایتکار را با کار مستند و دقیق، برای مردم تالش رسوا کنید، چون اینها در دشمنی با میرزا کوچک و نهضت جنگل لحظه ای آرام و قرار نداشتند. اگر خودتان را علاقمند به میرزا کوچک می‌دانید، باید خط قرمز شما دشمنی با قاتلان میرزا کوچک باشد. علاقه به میرزا و علاقه به قاتلانش یا سکوت در برابر آنها همخوانی ندارد. اینها بزرگترین دشمنان مردم تالش بودند که اجازه نمیدادند کسی به میرزا و نهضت همکاری کند و اگر کسی دست به این کار کند، دودمانش را به آتش می‌کشیدند.

همان طور که درباره نقش میرزا کریم خان رشتی و برادرانش و خاندان اکبر در شهادت میرزا علاقمند بودید که کار کنید و اینها را معرفی کنید، بیش از اینها باید نقش این دو خان خبیث را باید واکاوی و بیان کنید.

 

 

رشت

یکشنبه ١٣ شهریور ۱۴۰۱

ارسال دیدگاه

*

code