مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰ - Wednesday 19 Jan 2022
محتوا
سخنرانی عاشورایی میرزا کوچک پیش از جنگ ماکلوان: ما از سرسلسله مجاهدین اسلام، یعنی حضرت سیدالشهدا سرمشق میگیریم

سخنرانی عاشورایی میرزا کوچک پیش از جنگ ماکلوان: ما از سرسلسله مجاهدین اسلام، یعنی حضرت سیدالشهدا سرمشق میگیریم

میثم عبدالهی
این سخنرانی تاریخی و ماندگار و بسیار مهم که در واقع آن را می توان مانیفست فکری میرزا کوچک جنگلی دانست، مربوط به سال اول نهضت جنگل است و مربوط به مقدمات جنگ ماکلوان است.

چهارشنبه 1 دسامبر 2021 - 22:21

میثم عبدالهی

 

زمان: ۱۳ ذی القعده ۱۳۳۳ق ـ ۳۱ شهریور ۱۲۹۴

مکان: روستای گسکره، از توابع فومن

مخاطب: قوای نظامی جنگل پیش از جنگ ماکلوان در مقابله با قوای قزاق

موضوع: سخنرانی حماسی میرزا کوچک و تهییج یارانش برای الگوگیری از سرسلسله مجاهدین اسلام یعنی حضرت سیدالشهدا (ع)

توضیح: این سخنرانی تاریخی و ماندگار و بسیار مهم که در واقع آن را می توان مانیفست فکری میرزا کوچک جنگلی دانست، مربوط به سال اول نهضت جنگل است و مربوط به مقدمات جنگ ماکلوان است. قوای دشمن برای جنگ با جنگل به این منطقه آمده بودند و شب را در روستای ماکلوان سکنی گزیدند. قوای جنگل وضعیت نیروها و تحرکات دشمن را رصد می کردند، و برای ان که در ماسوله جنگ نشود و مردم ان منطقه، متحمل خسارت نشوند، تصمیم گرفتند به سمت ماکلوان بروند و در همانجا بجنگند. قوای جنگل در روستای «گسکره» مستقر شدند که در مجاورت ماکلوان بود و نسبت به آن اشراف داشت و برای عملیات آماده شدند و سنگربندی کردند. میرزا کوچک در چنین شرایطی چند ساعت پیش از شروع عملیات، در روستای گسکره یارانش را جمع کرد و برای آنها سخنرانی نمود. قوای جنگل تا پیش از این، چند جنگ با نیروهای مختلف داشتند ولی این نخستین جنگی است که به طور مستقیم با قوای متجاوز خارجی و ارتش روسیه تزاری جنگیدند. همان طور که میرزا کوچک هم گفته تعداد نیروهای جنگلی در این جنگ ۶۰ نفر به فرماندهی میرزا کوچک بود و به تعداد یاران امام حسین (ع) در واقعه کربلا نمی رسید و در طرف مقابل، ۳۰۰ نفر قزاق روس و ۵۰ نفر قزاق ایرانی در این عملیات شرکت داشتند. میرزا کوچک تعداد نیروها و سلاحهای خودشان و وضعیت نیروها و سلاحهای ارتش قزاق را مقایسه کرده و سپس مقایسه جالبی بین وضعیت لشکریان حضرت سیدالشهدا (ع) و لشکر یزید و دولت اموی کرده و می گوید که هر چند لشکر امام حسین(ع) به ظاهر شکست خورد، ولی تا ابد به الگوی قیام کنندگان و آزادگان جهان علیه ظلم و فساد تبدیل شد. میرزا کوچک می گوید ما از سرسلسله مجاهدین اسلام یعنی حضرت سیدالشهدا (ع) سرمشق می گیریم و مسیر ما همان خط سرخ شهادت است و در این راه اگر کشته شویم یا پیروز شویم، پیروزیم و شکست برای ما معنا ندارد. در همین سخنرانی، حرکتی شبیه سخنان حضرت سیدالشهدا (ع) در شب شهادت تکرار شد و میرزا کوچک به یارانش می گوید که هر کس آماده این نبرد است، دو قدم به جلو بیاید و هر کس نمی تواند سر جایش بماند. در حین این سخنرانی، یاران میرزا اشک هایشان سرازیر شد و سپس همگی دو قدم به جلو امدند و امادگی خودشان را اعلام کردند. میرزا کوچک صورت همه انها را بوسید و گیله مردان با یکدیگر وداع کرده و اماده برای عملیات و شهادت شدند. متن  کامل سخنرانی ماندگار میرزا کوچک را در زیر می خوانیم:

***

«برادران عزیزم! مشاهده وضعیت اسفناک کشور ایران در اثر دخالت بیگانگان، تمام شئون ملی و دولتی و فشار روزافزون همسایگان شمالی و جنوبی اجازه میدهد که عموم افراد غیرتمند ایرانی با هم متحد شده و به این زندگی ننگین خاتمه دهند. سالها و قرنها است که اروپای متعدی، اروپای حریص چنگال ظالمانه خود را به اجساد نحیف هر ملت ضعیف فرو برده و آنها را برده و بنده خویش کرده است. همین اروپای ظالم هر روز به رنگی متظاهروهر وقت به شکلی دامنه تعدیات خود را توسعه داده و تیشه به ریشه عالم بشریت میزند گاهی با حربه دین جنگ صلیبی را ایجاد و رشته اتحاد عالم اسلامیت را پاره میکند زمانی بنام حفظ منافع، نزاع در میان مردم افکنده و با کمند ترویر آنها را صیدولوق رقیت به گردن آنان میاندازد.

ایران که یک روز مهد تمدن و آرامگاه دلیران بود در اثر سیاست این دژخیمان حریص، مرکر مشتی اشخاص بدون اراده و پایبند به موهومات و خرافات گردید، رجال کشور، امرای لشکر، پیشوایان ملت تابع اراده اجانب هستند. وزراء و نمایندگان ملت از اشخاصی که به مزدوری بیگانگان افتخار داشته و بارها امتحان داده اند، انتخاب میشوند. همای سعادت از این کشور پرواز کرده و جای خود را به بوم هایی چند که در این ویرانه آشیانه نهاده اند برگذار نموده است. کاپیتولاسیون تبعه هر دولت ضعیف خارجی مانند یونان، بلغار و عثمانی و غیره را بر ما حکومت داده مالکین و اعیان و ثروتمندان این مملکت در برابر کوچکترین مامور خارجه واکنشهای بیگانه به خاک میافتند. فساد اخلاق پستی و سفالت بقدری زیاد شده که هر کس چند جریب ملک دارد برای مکیدن خون زارع و برزگر و مردم ضعیف و بیچاره دیگر بستگی به یکی از اتباع خارجه پیدا نموده، چوب و فلک راه انداخته و اصطبل خود را پناهگاه جنایتکاران قرار داده است. آیا این نحو زندگانی قابل تحمل [و] در خور مردمی است که نام خود را آدم گذاشته اند؟

برادران عزیزم در اولین دفعه که با هم ملاقات و درد دلها نمودیم به شما تذکر دادم امروز که آتش قهر الهی در اروپا مشتعل و این درندگان به جان هم افتاده اند، وقت آن است که ملل ضعیف گرد هم آیند و آستین خود را از چنگال این ستمکاران رها نمایند. متاسفانه دیده شد به این تقاضا چگونه پاسخ داده اند. برای پیشرفت همین نیّتی که ما در اطراف آن جمع شده ایم، چقدر ندا در داده و فریاد کردیم جز این عده قلیل ندای ما را اجابت نکردند.

به عکس برای خفه کردن ما، برای آن که ما را بَرده خود قرار دهند، برادران ایرانی ما را به مبارزه و جنگ با ما تحریک و ما را وادار به برادرکشی کردند. برادران عزیز تا کنون هر جنگی که کرده ایم با برادران نااهل و خواب آلود ایرانی بود. فردا اولین دفعه ای است که با دشمنان دین و کشور روبرو شده به جنگ و ستیز خواهیم پرداخت. این دشمن [یعنی روسیه تزاری] یکی از قویترین دشمنان بشریت مخصوصا دشمن ایران و اسلام است که از سطوت و قدرت او پشت دنیا متزلزل و به قدری جسور و متهور است که برخی او را به حیوان درنده تشبیه کرده و فعلا تقریبا به دویست میلیون نفوس سلطنت میکند و قسمت بزرگی از خاک ایران را در اثر عدم لیاقت و کفایت زمامداران نالایق به تصرف در آورده و میل ندارد در جوار دولت و ملتی قرار گیرد که دارای آزادی فکر و استقلال و حیثیت اجتماعی باشند، از این رو برای محو و اضمحلال ما یک مشت مردم پابرهنه که جز استقلال و آزادی مملکت نظری نداریم، با زمامداران خائن این کشور که علیه آنها مسلح شده ایم، همدست شده و اکنون برای فنای ما به اینجا آمده اند.

خود مشاهده می کنید حتی در این گوشه جنگل، میل ندارند ما نفس بکشیم. برادران! اگر علاقمند به این زندگانی ننگین و به این حیات تلخ میباشید و میل دارید سرپرست زن و بچه خود بشوید و آنها را برای خدمت و غلامی بیگانگان آماده نمائید، بروید. شب است و تاریک کسی شما را نخواهد دید، همه بروید و به زندگانی پست خود، ادامه دهید و این میدان را برای من بگذارید. من به فتح و فیروزی فردای خود ابدأ مایوس نیستم. خداوند متعال به وسیله محمد (ص) به ما خبر داد که به ساعده قلیل به جمعیت کثیر غلبه کرده اند. ما از سرسلسله مجاهدین اسلام، یعنی حضرت سیدالشهدا (ع) سرمشق میگیریم، چه اقتدار یزید و دولت اموی کمتر از دولت تزاری؛ و جمعیت آن سَرور نیز بیشتر از این جمعیت نبود، گرچه در ظاهر حضرت امام حسین مغلوب شد، ولی نام نامی و اسم گرامی آن بزرگوار، قلوب آزادیخواهان را همیشه به نور خود، منور داشته است.

ما خواهیم مُرد، و اگر شربت شهادت بنوشیم، چه بهتر که زندگانی ابدی و سعادت سرمدی را حائز شده ایم، و اگر موفق شویم دشمن را شکست بدهیم، زهی افتخار، زیرا در عین فاتحیت به همه نشان میدهیم در مقابل یک جمعیت که به حق برای آزادی و استقلال مملکت خویشتن قیام کرده باشند، هیچ زورمندی قادر نیست.

شما باید بدانید این لباس مجاهدت را که ما به تن کرده ایم، کفن ما است و قبر ما در شکم جانوران و درندگان است. ما برای القاب و جاه و مال، مسلح نشده ایم، ما زوال ملت و اضمحلال مملکت را طالب نیستیم، ما برای قطع ایادی اجانب و مزدوران آنها که سالها است خون ما را مکیده و ما را به این روز سیاه نشانیده اند و احساسات وطن پرستی را در ما کشته و میخواهند ما را غلام خود نمایند، جمع شده و اسلحه به دست گرفته ایم.

حال هر کس میل دارد با این نیتی که عرض کردم، موافقت کند دو قدم جلو و هر کس نمیخواهد افتخار این موافقت را دریابد، در جای خود مانده و تکلیف ما را روشن سازد.[۱]

_____________________

[۱] . تاریخ انقلاب جنگل به روایت شاهدان عینی، محمدعلی گیلک، گیلکان، رشت، اول، ۱۳۷۱، ص۳۰ـ۳۴٫

ارسال دیدگاه

*

code