مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۱ - Tuesday 16 Aug 2022
محتوا
کارنامه فخرایی در دوران دیکتاتوری رضاخان

کارنامه فخرایی در دوران دیکتاتوری رضاخان

میثم عبدالهی
ابراهیم فخرایی از کسانی بود که در نهضت جنگل حضور داشت و کتاب «سردار جنگل» را نوشت که معروف ترین کتاب درباره نهضت است. فخرایی بعد از شهادت میرزاکوچک، دچار فراز و نشیب هایی فکری گردید. فخرایی تا پیروزی انقلاب اسلامی زنده بود و بعد از آن به عنوان آخرین بازمانده نهضت جنگل، مورد تجلیل های زیادی قرار گرفت و سخنرانی های زیادی نیز انجام داد.

دوشنبه 14 سپتامبر 2015 - 11:31

در شماره سوم مجله «مدرسه اسلامی علوم سیاسی»، چهار مقاله توسط اعضای موسسه مطالعات مبارزات اسلامی گیلان، به چاپ رسید که مقاله کارنامه فخرایی در دوران دیکتاتوری رضاخان یکی از آنها بود. شما می توانید گزیده ای از مقاله کارنامه فخرایی را در زیر مطالعه نمایید و اصل مقاله را از اینجا دانلود نمایید.

کارنامه فخرایی در دوران دیکتاتوری رضاخان

نویسنده: میثم عبدالهی

ابراهیم فخرایی از کسانی بود که در نهضت جنگل حضور داشت. او بعدها کتاب «سردار جنگل» را نوشت که معروف ترین کتاب درباره نهضت شده و باعث شهرت مولفش گردید. فخرایی تا پیروزی انقلاب اسلامی زنده بود و بعد از آن به عنوان آخرین بازمانده نهضت جنگل، مورد تجلیل های زیادی قرار گرفت و سخنرانی های زیادی نیز انجام داد. او بعد از شهادت میرزاکوچک، دچار فراز و نشیب هایی فکری گردید که دانستن آنها، مقدمه ای برای مطالعه کتاب هایش خصوصا کتاب سردار جنگل خواهد بود. به همین خاطر سیر زندگی و فعالیت های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی اش را مورد بررسی قرار می دهیم. در این مقاله در صددیم شرح حال و عملکرد او را در دوره دیکتاتوری رضاخان مورد بررسی قرار دهیم چرا که این قسمت از زندگی او کمتر مورد بررسی و توجه محققین قرار گرفته است. هرچند او در این دوره هیچ کدام از کتاب هایی که درباره گیلان دارد را ننوشته بود ولی این برهه را باید دالانی برای عبور او از نهضت جنگل به دوره دوم و تالیف کتاب هایش دانست. به عنوان مقدمه، به صورت کوتاه، ابتدای زندگی او و حضورش در نهضت جنگل را ذکر کرده و به دوره رضاخان می رسیم.

تولد و تحصیلات
ابراهیم فخرایی در سال ۱۲۷۸ش در رشت متولد شد. زمانی که وقایع مشروطه در سال ۱۲۸۴ش آغاز شد او ۶ ساله بود و در آن وقایع نقش نداشت. وضع مالی پدرش خوب بود و از راه فروش نفت و تجارت، درآمد زیادی داشت.
او در مدارسی که به دست روشنفکران اداره می شد دروس خود را آغاز کرد. در رشت به مدارس مجدیه، اتفاق و شمس رفت. تحصیل در این مدارس باعث شده بود تا فخرایی هم شیفته مظاهر تمدن غرب شده و سودای تحصیل در خارج را در سر بپروراند.
او برای ادامه تحصیل می خواست به اروپا برود ولی چون پدرش فردی مذهبی بود و دیده بود که کسانی که برای تحصیل به اروپا می روند بی‌دین باز می گردند؛ به همین خاطر پسرش را به بیروت (لبنان امروزی) که یک سرزمین اسلامی بود فرستاد، ولی بیروت هم چندان مدارس اسلامی نداشت. کانون های استعماری وقتی می دیدند که بسیاری از جوانان کشورهای مختلف اسلامی برای تحصیل به بیروت می روند بی کار ننشسته و مدارسی را در بیروت تاسیس کردند و به طور مستقیم خودشان اداره این مدارس را بر عهده داشتند. جوانان از کشورهای اسلامی با همین عنوان که بیروت یک سرزمین اسلامی است وارد این منطقه می شدند و به دام کانون های استعماری می افتادند. جالب است که اغلب کسانی که در بیروت تحصیل کرده بودند در کشورهای خود به مناصب بالایی می رسیدند مانند سلیمان فرنجیه رئیس جمهور مارونی لبنان. از ایرانیان فارغ التحصیل بیروت می توان از افرادی چون امیرعباس هویدا (نخست وزیر)، شاپور بختیار (نخست وزیر)، سپهبد تیمور بختیار (اولین رئیس ساواک) و ابراهیم پورداود (ایدئولوگ باستان گرایی در دوره پهلوی ها) نام برد.
فخرایی موفق نشد به بیروت برسد چرا که جنگ جهانی اول شروع شد و این شهر در معرض تهاجم قرار گرفت. او ناچار در دمشق سوریه ساکن شد و در مدرسه ای که ویژه کاتولیک‌های یونانی بود ثبت نام کرد و نهایتا بعد از ۱۷ ماه به خاطر مشکلات ناشی از جنگ جهانی به ایران بازگشت. در تهران ابتدا به مدرسه سیروس و سپس به دارالفنون رفت و شروع به آموختن طب نزد مودب الدوله نفیسی کرد. ولی دیدار با میرزاکوچک، انقلابی در او به وجود آورد و باعث شد تا تحصیلش را نیمه کاره گذاشته و به جنگل بپیوندد.
پیوستن به نهضت جنگل
فخرایی در سال ۱۲۹۷ش به جنگل پیوست یعنی ۳ سال آخر نهضت را حضور داشت. او زمانی که به نهضت پیوست ۱۹ سال داشت و زمانی که نهضت شکست خورد و میرزاکوچک به شهادت رسید، ۲۲ ساله بود. او و برادر بزرگترش ابوالقاسم در زمان نهضت جنگل به «رضازاده» معروف بودند ولی بعدها ـ در زمان پادشاهی رضاخان ـ زمانی که شناسنامه گرفتند، فامیل «فخرایی» را انتخاب کردند که برگرفته از نام بقعه آقاسیدفخرالدین و محله «آفخرا»ی رشت است.
از فعالیت های فخرایی در نهضت جنگل اطلاع چندانی در دست نیست و او در کتاب سردار جنگل نیز چندان سخنی از خود به میان نیاورده است. طبیعی است که جوانی با ۱۹ سال سن در نهضتی با آن عظمت، نتواند نقش مهمی ایفا کند. بنا به ادعای خودش، مدتی منشی میرزاکوچک بود و تحریرهایش را می نوشت. بعد او را مامور جمع آوری عشریه از مردم ضیابر کردند.
او بیش از ۴۰ سال بعد از نهضت جنگل یعنی زمانی که تقریبا همه شخصیت‌های موثر در نهضت از دنیا رفته بودند، اولین بار در کتاب سردار جنگل ادعا کرد که در زمان نهضت جنگل، خودش «مسئول اداره فرهنگ نهضت جنگل» بوده است که در نهضت به آن، «کمیسر معارف» می گفتند و معادل «وزیر آموزش و پرورش» فعلی است. او بار دیگر در کتاب گیلان در گذرگاه زمان که در سال ۱۳۵۲ یعنی ۵۲ سال بعد از پایان نهضت جنگل و ۸ سال بعد از انتشار کتاب سردار جنگل منتشر شده بود این ادعا را تکرار کرد و دو بار دیگر در یک مصاحبه و یک زندگینامه خودنوشت که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۶۳ داشته به آن تاکید کرده است.
او اشاره ای به این مسئله و اینکه در چه زمانی و چه مدت به این سمت اشتغال داشته نمی کند. با توجه به شواهدی که وجود دارد می توان احتمال داد که وی در اواخر سال ۱۲۹۹ یا اوایل ۱۳۰۰ به این مسئولیت رسیده است. سوالی که در این زمینه مطرح می شود آن است که در میان سران نهضت با وجود افرادی که هر کدام سابقه مبارزات، مخصوصا در مشروطه داشتند، عجیب نبود که جوانی در آن سن، که نه تنها سابقه هیچگونه مبارزاتی نداشت، بلکه سابقه چندانی هم در خود نهضت جنگل نداشت، به عنوان وزیر فرهنگ نهضت انتخاب شود؟! علاوه بر اینکه او تا آن موقع نه دارای تحصیلات خاصی بود و نه استعداد و توانایی خاصی از خود بروز داده بود که توجه سران نهضت و خصوصا میرزاکوچک را به خود جلب کند. مخصوصا تنها مسئولیت اجرایی‌ای که تا پیش از آن بر عهده‌اش نهاده بودند ـ یعنی ماموریت برای جمع آوری عشریه از مردم ضیابر ـ ماموریت مهمی نبود و نیز ارتباطی با وزارت فرهنگ و معارف نداشت!

ارسال دیدگاه

*

code