مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
سه شنبه 16 آذر 1395 - Tuesday 6 Dec 2016
محتوا
شعر: مرثیه جنگل

شعر: مرثیه جنگل

  امشب همه غمهای عالم را خبر کن! بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن! ای جنگل، ای انبوه اندوهان دیرین ای چون دل من، ای خموش گریه آگین سر در گریبان، در پس زانو نشسته ابرو گره افکنده، چشم از درد بسته در پرده های اشک، پنهان کرده بالین! ای جنگل، […]

شنبه 16 مرداد 1389 - 22:23

 

امشب همه غمهای عالم را خبر کن!

بنشین و با من گریه سر کن،

گریه سر کن!

ای جنگل، ای انبوه اندوهان دیرین

ای چون دل من، ای خموش گریه آگین

سر در گریبان، در پس زانو نشسته

ابرو گره افکنده، چشم از درد بسته

در پرده های اشک، پنهان کرده بالین!

ای جنگل، ای داد!

از آشیانت بوی خون می آورد باد!

بر بال سرخ ”کشکرت“ پیغام شومی است

آنجا چه آمد بر سر آن سرو آزاد؟

***

ای جنگل، ای شب،

ای بی ستاره!

خورشید تاریک!

اشک سیاه کهکشانهای گسسته!

آیینه. دیرینه زنگار بسته!

دیدی چراغی را که در چشمت شکستند؟

ای جنگل، ای پیر!

بالنده. افتاده، آزاد زمینگیر

در سایه افکند کدامین نار بن ریخت

خون از گلوی مرغ عاشق

مرغی که می خواند،

مرغی که با آوازش از کنج قفس پرواز می کرد

مرغی که می خواست

پرواز باشد…

ای جنگل! ای حیف!

همسایه. شبهای تلخ نامرادی!

در آستان سبز فروردین، دریغا

آن غنچه های سرخ را بر باد دادی

ای جنگل، ای پیوسته پاییز!

ای آتش خیس!

ای سرخ و زرد، ای شعله سرد!

ای در گلوی ابر و مه فریاد خورشید!

تا کی ستم با مرد خواهد کرد نامرد؟

ای جنگل ای در خود نشسته!

پیچیده با خاموشی سبز

خوابیده با رو.یای رنگین بهار نغمه پرداز

زین پیله کی آن نازنین پروانه خواهد کرد پرواز؟

ای جنگل، ای همراز کوچک خان سردار!

هم عهد سرهای بریده!

پر کرده دامن

از میوه های کال چیده!

در شیر پستانهای سبزت؟

ای جنگل، ای خشم!

ای شعله ور چون آذرخش پیرهن چاک!

با من بگو از سرگذشت آن سپیدار،

آن سهمگین پیکر، که با فریاد تندر

چون پاره ای از آسمان، افتاد بر خاک!

ای جنگل، ای غم!

چنگ هزار آوای بارانهای ماتم!

خون می چکد اینجا هنوز از زخم دیرین تبرها

ای جنگل، اینجا سینه. من چون تو زخمی است

اینجا دمادم دارکوبی بر درخت پیر می کوبد

دمادم.

ارسال دیدگاه