مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
پنج شنبه 22 آذر 1397 - Thursday 13 Dec 2018
محتوا
ارتباط آقای قربانی با سایر علمای گیلانی چگونه بود؟

ارتباط آقای قربانی با سایر علمای گیلانی چگونه بود؟

میثم عبدالهی
آقای قربانی با اکثر علمای گیلانی که چه در قم حضور داشتند و یا در گیلان بودند، ارتباط چندان مثبتی نداشت. او در دوره حضور ۱۷ ساله اش در رشت، هیچ کدام از علمای گیلانی ساکن در قم دعوت نکرد که به گیلان باز گردند و برای مردم گیلان تبلیغ کنند. یا به صورت موقت و در ایام تبلیغی یا تابستان، به گیلان بیایند تا مردم گیلان، از برکات معنوی وجود آنها استفاده کنند.

چهارشنبه 28 شهریور 1397 - 00:00

میثم عبدالهی

در حوزه قم بزرگان و مجتهدین گیلانی حضور دارند که در حوزه قم حضور دارند و به علم و فضل و تقوا، شناخته شده هستند و در بزرگترین حوزه های علمیه شیعه درس خوانده اند و در همین حوزه ها به تدریس می‌پردازند و به عنوان شخصیت های شاخص، مورد توجه هستند.

آقای قربانی در طول ۱۷ سال نمایندگی ولی فقیه در گیلان و امام جمعه رشت، می‌توانست از این بزرگان دعوت کند تا در گیلان حضور پیدا کنند و مردم گیلان از برکات معنوی وجود آنها استفاده کنند.

آقای قربانی متاسفانه به دلیل نداشتن سعه صدر، با اکثر علمای گیلانی که در حوزه قم حضور داشتند، ارتباط چندانی نداشت و با برخی از آنها، حداقل‌های یک ارتباط عادی را هم نداشت تا بتواند از آنها در گیلان استفاده کند و مردم گیلان از وجود آن علما، استفاده کنند. آقای قربانی با برخی از این علما، ارتباط خصمانه هم داشت و در تمام این مدت، حاضر نشده بود که حتی یک بار، به دیدار برخی این بزرگان برود! آقای قربانی مقدمات حضور این علما در گیلان را فراهم نکرد و هیچ کدام از این علمای گیلانی را دعوت نکرد که به صورت دائم، به گیلان باز گردند یا به صورت موقت و در ایام تبلیغی یا تابستان، به گیلان بیایند تا مردم گیلان، از برکت وجود آنها استفاده کنند. آقای قربانی با برخی از علمایی که در گیلان حضور داشتند هم ارتباط مثبتی نداشت و از آنها استفاده در خوری نکرد.

هر کدام از این علمای گیلانی، روش فکری و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مخصوص به خود را دارند، و نماینده ولی فقیه در گیلان، باید به قدری سعه صدر و توانایی مدیریت داشته باشد که از تمام این بزرگان در جای خودش و در مسائلی که هر کدام از این بزرگان در آن زمینه بیشتر کار کرده اند، بتواند در همان زمینه از آنها برای بهره دادن به مردم گیلان دعوت کند و خودش زمینه های لازم برای حضور آن بزرگان در گیلان را فراهم کند. چرا که هدف همه این بزرگان، تبلیغ دین و تبیین آموزه های دینی است و می توان از تمام ظریفیت‌ها برای این کار بهره برد.

آقای قربانی با این بزرگان برخورد خوبی نداشت، و چندان تلاشی برای حضور این بزرگان در گیلان انجام نداد و بلکه حتی تلاش برای عدم حضور آنها در گیلان و تلاش برای رفتن آنهایی که در گیلان بودند، از کارهای بود که در دوران ۱۷ ساله حضور آقای قربانی در مسئولیت های نمایندگی ولی فقیه در گیلان و امامت جمعه رشت، صورت گرفت. این رفتار، باعث گردید تا مردم گیلان از وجود این بزرگان، محروم شوند.

الف ـ علمای ساکن در حوزه قم

به چند نمونه از این بزرگان اشاره می‌کنیم که در حوزه قم حضور داشتند و آقای قربانی برخورد مناسبی با آنها نداشت:

  1. آیت الله عبدالله خائفی (متولد ۱۳۱۲ در بندر انزلی)، از بزرگان جامعه مدرسین از حیث فقهی به شمار می‌رود و از شاگردان امام خمینی و آیت الله خویی در نجف بود و در دوران تبعید امام به نجف، در کنار امام حضور داشت. او سپس به ایران بازگشت و در حوزه قم به تدریس پرداخت و سالهاست که در مظان مرجعیت قرار دارد ولی به خاطر شدت احتیاط، از این امر به شدت دوری می‌کند. ایشان از حامیان محکم رهبر معظم انقلاب است و خصوصا در فتنه ۸۸ از بزرگانی بود که در حمایت از رهبری و نظام، ذره ای کوتاه نیامد. آقای قربانی در طول دوران مسئولیتش، هیچ علاقه‌ای به حضور آیت الله خائفی نداشت و هرگز ایشان را به گیلان دعوت نکرد و خود آقای قربانی هیچ ارتباط مثبتی با او ندارد. اما آیت الله خائفی با اینکه به عملکرد آقای قربانی نقد داشت، ولی همیشه نسبت به آقای قربانی احترام می‌کرد و هنوز بعد از عزل آقای قربانی، باز هم احترام می‌کند! و گاهی که بنده خدمت ایشان می‌رفتم و نقدی از علمکرد آقای قربانی می‌کردم، ایشان هیچ تاییدی نمی‌کرد و به گونه ای برخورد می‌کرد و می‌فهماند که چندان علاقه ای به این حرف ندارد و موضوع بحث را عوض می‌کرد!
  2. آیت الله عباس محفوظی (متولد ۱۳۰۸ در رودسر)، از شاگردان امام خمینی در قم بود و بزرگانی است که در طول دوران مبارزات نهضت امام، از یاران امام به شمار می رفت و مدتی هم به دست رژیم شاه، تبعید شده بود. او رئیس دفتر مرحوم آیت الله العظمی بهجت فومنی بود که مدتی بعد از رحلت آن مرجع تقلید، آقای محفوظی رساله عملیه نوشت و از مراجع تقلید به شمار می‌رود. آقای قربانی به جای اینکه از این شخصیت برجسته برای حضور در گیلان و لو برای مدت محدود ایام تبلیغی یا ایام تابستان دعوت کند، با او برخورد خوبی نداشت و اجازه حضور علنی‌اش را در گیلان را هم نمی‌داد.
  3. آیت الله محمدعلی فیض گیلانی (متولد ۱۳۰۳ در لاهیجان)، از شاگردان امام خمینی در قم است و از نزدیکان امام خمینی بود که از قبل از پیروی انقلاب اسلامی، مشی آقای قربانی در همراهی با آقای شریعتمداری را نمی‌پسندید و آقای قربانی همان زمان، برخوردی سلبی با او داشت و در ایام تبلیغی که آقای فیض به زادگاهش لاهیجان برمی‌گشت، آقای قربانی چندان علاقه‌ای به این حضور وی در لاهیجان نداشت. از زمان حضور آقای قربانی در رشت، آقای فیض اجازه نداشت در رشت حضوری داشته باشد و در صورتی هم که به لاهیجان می‌رفت، به دور از رسانه‌ای شدن بود تا حساسیت آقای قربانی برانگیخته نشود!
  4. آیت الله رضا رمضانی گیلانی (متولد ۱۳۴۲ در رشت) از دیگر علمای گیلانی است که فاصله سنی زیادی با علمای سابق الذکر دارد و در زمره نسل بعد علمای گیلان به شمار می رود. در دوران حضور آقای قربانی در رشت، آقای رمضانی مدتی امام جمعه کرج بود و سپس مدت ۲ سال در اتریش و سپس مدت ۱۲ سال نماینده رهبری در هامبورگ آلمان بود و و به تازگی (شهریور ۱۳۹۷) مسئولیتش در آنجا به پایان رسیده و به ایران بازگشت. آقای رمضانی از سالهای جوانی، که در قم مشغول به تحصیل و تدریس بود، در حدود سال ۱۳۶۸ «هیئت متوسلین به ائمه اطهار رشت» بنیان نهاده شد و برنامه‌های منظم تبلیغی‌اش را در قالب این آن انجام می داد. هیئت متوسلین، به عنوان اولین هیئت سبک جدید رشت بود که اکثر نیروهای انقلابی و حزب اللهی رشت، در آن گرد آمده بودند و در واقع آیت الله رمضانی، رأس نیروهای حزب اللهی رشت بود. در سال ۱۳۸۰ که آقای قربانی وارد رشت شد، این هیئت، قوام یافته بود و برنامه های آقای رمضانی در رشت جا افتاده بود. آقای قربانی در سال ۱۳۸۰ که وارد رشت شد، یکی از مهمترین رقیبان خودش را همین آقای رمضانی و نیروهای انقلابی دانست و با اینها سر ستیز داشت و مشکلات زیادی سر راه برنامه های اینها به وجود آورد و در این مدت ۱۷ ساله مسئولیت قربانی در رشت، از کینه توزی و دشمنی آشکار و پنهان، علیه آقای رمضانی و نیروهای انقلابی استان دریغ نکرد، خصوصا در زمان برگزاری انتخابات مجلس خبرگان رهبری که مجالی بر طرح آن مسائل در اینجا نیست. آقای رمضانی و نیروهای انقلابی استان، هیچ وقت خطری برای آقای قربانی به شمار نمی رفتند و آنها هیچ وقت دشمنی و حتی رقابتی با آقای قربانی احساس نمی‌کردند چرا که او را نماینده رهبری در گیلان می دانستند و احترامش را محفوظ می دانستند. ولی آقای قربانی با عملکرد غلط خودش و دور کردن نیروهای انقلابی از خود و اعتماد کردن به افراد فاسدی مانند مهدی مجرد، عرصه را به نیروهای انقلابی تنگ کرد و آنها را به حاشیه برد. ولی نیروهای انقلاب علی رغم تمام این مصیبتهایی که آقای قربانی سرشان آورد، سکوت پیشه کردند تا انقلاب تضعیف نشود و آقای قربانی که نماینده ولی فقیه بود، تضعیف نشود. نیروهای انقلابی حتی بعد از دستگیری مهدی مجرد و محکوم شدنش، باز هم علیه آقای قربانی هیچ اقدامی نکردند و تا زمانی که مسئولیت داشت، احترامش را حفظ می کردند و بعد از اینکه رفت هم احترامش را تا جایی نگه می‌دارند که با انقلاب اسلامی همراه باشد.

از دیگر مجتهدین جوان و فاضل گیلانی که در حوزه قم به سر می‌برند و از رویش های انقلاب اسلامی به شمار می‌روند حجت الاسلام و المسلمین مهدی رهنما و حجت الاسلام و المسلمین احمد پروایی بودند که و در کاندیداتوری انتخابات خبرگان اخیر، حضور داشتند و آقای پروایی منتخب هم گردید. آقای قربانی هر چند در همان زمان دیدارهایی با این بزرگان داشت ولی در ادامه دیگر ارتباطی وجود نداشت و از آنها استفاده‌ای نکرد.

همچنین حجت الاسلام و المسلمین دکتر حمیدرضا ترابی مدیر و موسس حوزه علمیه هامبورگ و مدیر آکادمی اسلامی آلمان از دیگر رویش های انقلاب است که آقای قربانی در اوایل، ارتباط خوبی با او داشت ولی بعد از مدتی، خراب شد.

علماء، فضلاء و طلاب گیلانی که در قم ساکن هستند، طبق آماری که رهبر معظم انقلاب در سال ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۰، در همین سالی که آقای قربانی به عنوان نماینده ولی فقیه در گیلان منصوب شد، در دیدار با علما و روحانیون گیلان، تعداد ۱۱۰۰ نفر را بیان کرده و سپس گله‌ای نمودند: «هزار و صد نفر از طلاب و فضلای گیلانی در قم اند. چه تعداد از این هزار و صدنفر دیگر احتیاج ندارند یا اراده این را ندارند که تحصیل کنند؟ یقینا کم نیستند؛ اینها باید برگردند؛ این سرمایه گذاری باید برگردد. این گله من از هم فضلا و طلابی است که در قم مستقرند. … امروز تعداد مجتهدان ما کمتر از آن زمان نیست. اشکال کار در در تمرکز فضلای ما در حوزه علمیه است، که این یکی از اشکالات عمده است. باید بر طرف کنند.»[۱]

گروه های مختلفی در مسئله بازگشت روحانیون گیلانی از قم به شهرهایشان، وظیفه دارند، و بخشی از کار، هم به عهده آقای قربانی بود تا در دوران ۱۷ سال نمایندگی ولی فقیه در گیلان، وظیفه داشت تا زمینه های بازگشت روحانیون گیلانی را فراهم کند. ولی آقای قربانی برنامه ای برای بازگشت این روحانیون به گیلان نداشت و دغدغه رهبری در این زمینه به زمین ماند.

الف ـ علمای ساکن در گیلان

علمایی هم در گیلان سکونت داشتند و آقای قربانی از وجود آنها استفاده ای نکرد. به عنوان نمونه به چند نفر از آنها اشاره می‌شود:

  1. آیت الله سیدمجتبی رودباری (متولد ۱۳۱۲ در نجف) از بیت معروف و خوشنام «رودباری‌»‌های رشت است و امروز بزرگترین مجتهد ساکن رشت است که شاگرد امام خمینی و آیت الله خویی در نجف بوده است. او خدمات زیادی در رشت انجام داده است و مسجد صفی محل اقامه نماز جماعت، توسط ایشان است و در بازار رشت، محبوبیت بسیاری دارد. ایشان مشی حمایت از انقلاب اسلامی و حمایت از دولت‌های مختلف را در پیش گرفته است. او در مسائل جزئی داخل گیلان، هم معمولا ورود نمی‌کند و سعی می‌کند این کارها را به امام جمعه یا سایرین بسپارد تا اختلافی در اداره امور استان و خصوصا در شهر رشت پیش نیاید. آیت الله رودباری انتقاداتی که به دولت و مسئولان کشوری و استانی دارد را رسانه ای نمی‌کند بلکه سعی می‌کند که وحدت را حفظ کند و حتی اگر انتقادی به عملکرد امام جمعه رشت هم داشته باشد آنها را رسانه ای نمی کند و به شدت جلوی اختلافات داخلی بین روحانیون استان را می‌گیرد و رویه وحدت را در پیش گرفته است. آقای قربانی از وقتی امام جمعه رشت شد، به جای اینکه تعامل مثبتی را با آیت الله رودباری برای حل مشکلات استان، داشته باشد، روش خصمانه ای را در پیش گرفت و به صورت های غیررسمی، تلاش برای محدود کردن و آزار آیت الله رودباری را انجام می‌داد. آقای رودباری در مدت امامت جمعه آقای قربانی در رشت، چند بار به نشانه اعتراض به عملکرد آقای قربانی، از رشت خارج شد و مدت حدود دو هفته در تهران به سر برد و سفر اعتراض آمیزش را هرگز رسانه ای نکرد و برخی مسئولین را می دید تا به رفتار آقای قربانی تذکر دهند.
  2. مرحوم آیت الله مختار امینیان از شاگردان امام خمینی در حوزه قم بود که همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی به گیلان بازگشت. او در سالهای اوایل انقلاب از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ در رشت به سر می برد از سران نیروهای انقلابی در رشت بود و خدمات شایانی در مقابله با جریانات محارب مارکسیستی انجام داده بود. مرحوم آقای احسانبخش و نیروهای علاقمند به او، درگیری زیادی با آقای امینیان داشتند تا اینکه آقای امینیان به امامت جمعه آستانه اشرفیه نصب شد و به همان شهر منتقل شد و نیروهای انقلابی هم هر کدام به سویی فرستاده شدند. آقای قربانی ارتباطات شخصی‌اش با آقای امینیان نسبتا خوب بود ولی استفاده خاصی از آقای امینیان نکرد و آقای امینیان محدود به همان آستانه اشرفیه بود و در سایر نقاط استان خصوصا در رشت هیچ حضوری نداشت. در سال ۸۷ در آستانه اشرفیه یک مراسم کوچکی در سطح همان شهر، برای گرامیداشت آقای امینیان برگزار کنند و مجموعه ای از آثار او را منتشر گردید و در سایر شهرها خصوصا در رشت هیچ بازتابی نداشت. آقای قربانی در اواخر عمر مرحوم امینیان، دو بار هم به عیادتش رفت ولی استفاده‌ای از آقای امینیان نکرد.
  3. حجت الاسلام محمدرضا جوادی از علمای حاضر در رشت است که در مسجد حاج مجتهد به اقامه نماز جماعت و برنامه های دینی مشغول است و کارهای خوبی در آن مسجد انجام داد و فضای خوبی را در آن ناحیه از مرکز شهر، ایجاد کرده است. او حدود ۲۰ سال (از سال ۱۳۷۹) در آنجا مشغول ترویج است و بحث‌های دینی را آهسته و پیوسته در آنجا مطرح کرده است. آقای قربانی برخورد خوبی با او نداشته و آقای جوادی در مدت ۱۷ سال حضور آقای قربانی در رشت، متحمل مشکلات بسیاری شده است. از آخرین اقدامات آقای قربانی با او این بود که گفتند: باید از مسجد حاج مجتهد بروی! و خود قربانی زودتر کنار رفت!

از سایر روحانیون فاضل و انقلابی که در رشت حضور داشتند می‌توان به آقایان حجج اسلام سعید مهدوی، مجتبی اشجری اشاره کرد که آقای قربانی از وجود آنها استفاده نکرد و با آنها ارتباط خوبی با آنها نداشت.

_____________

پاورقی: 

[۱] . رنگ ایمان، ص۵۶ـ۵۷

 

ارسال دیدگاه