مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
پنج شنبه 22 آذر 1397 - Thursday 13 Dec 2018
محتوا
نامه پر از ابهام آقای قربانی به امام خمینی

نامه پر از ابهام آقای قربانی به امام خمینی

مرتضی عبداللهی
کتاب خاطرات آیت الله قربانی، دارای اشکالات اساسی هم از حیث ساختار و دسته‌بندی مطالب و هم از حیث محتوا است. یکی از اشکالات جدی این خاطرات، کلی گویی و بیان رمزگونه اتفاقات سالهای انقلاب است، به گونه‌ای که خاطرات ایشان را دارای ابهام و بعضا تناقض کرده است و این ابهامات در واقع نوعی اشکال در گفتار ایشان به حساب می‌آید.

پنج شنبه 12 مهر 1397 - 00:00

مرتضی عبداللهی

 

کتاب «مروری بر گذر عمر» حاوی خاطرات آیت الله قربانی، دارای اشکالات اساسی هم از حیث ساختار و دسته‌بندی مطالب و هم از حیث محتوا است. یکی از اشکالات جدی درباره این خاطرات، کلی گویی و بیان رمزگونه اتفاقات سالهای انقلاب است، به گونه‌ای که خاطرات ایشان را دارای ابهام و بعضا تناقض کرده است و این ابهامات در واقع نوعی اشکال در گفتار ایشان به حساب می‌آید. گاهی این ابهام و کلی گویی، موجب وارونه نشان دادن حقایق تاریخی شده است و البته حاکی از نوعی خودسانسوری در این کتاب است و این شائبه را مطرح می‌کند که اتفاقات، آنگونه که به نفع نویسنده بوده است روایت شده، نه آن گونه که در واقعیت به وقوع پیوسته است.

یکی از مواردی که سوالات و اشکالات جدی‌ای پیرامون آن مطرح است و می‌توان به عنوان کلی گویی، ابهام، ایجاز و بلکه نقل وارونه از آن مثال زد، نامه‌ای است که آقای قربانی برای حضرت امام خمینی (ره) نوشته‌اند. ایشان در صفحات ۷۸ تا ۸۰ این کتاب، نکاتی را از امام خمینی (ره) ذکر می‌کند که البته قابل استفاده است. ولی درباره نامه خودشان به امام خمینی، بسیار کلی گویی کرده‌اند و جا دارد که به آن پرداخته شود.

 

اصل خاطره:

«در ایامی که حوزه برای انقلاب آماده می‌شد و سخنرانی‌ها و اطلاعیه‌های امام، زمینه را برای انقلاب فراهم می‌کرد طبعا برای یک عده عافیت طلب و سنتی و وابسته به بعضی مراجع که با براندازی حکومت، مخالف بودند قابل تحمل نبود و لذا میان آنها و پیروان انقلابی امام، درگیری صورت می‌گرفت که گاهی به زد و خورد و اهانت به مراجع، منجر می‌شد که اینجانب، در این رابطه، نامه‌ای به امام نوشتم و عواقب سوء این نوع کارها را یادآور شده و درخواست چاره کرده و در پایان نوشتم «الیس الصبح بقریب؟!»

صبح این نامه را [به] وسیله یکی از طلاب گیلانی برای امام فرستادم؛ امام بعد از ظهر مرا خواست و به اندرون خانه امام رفتم. امام، ضمن توضیح این مطلب که: مظنونم این است آقای شریعتمدار را فریب داده‌اند و این نوع غائله‌ها از ناحیه دشمن است و باید در این راه ایستادگی و مقاومت کرد که انشاء الله با حفظ وحدت، پیروزی قطعی خواهد بود؛ مرا مجاب فرمودند.»[۱]

 

نکاتی درباره این خاطره:

  1. آقای قربانی که این خاطره را در سالهای اخیر نقل کرده است، با بیانی جهت‌دار به نقل خاطرات گذشته پرداخته است و در بیان اصل واقعه، تحلیل و نظر خود را هم ممزوج کرده است و با عباراتی همچون «برای یک عده عافیت‌طلب و سنتی و وابسته به بعضی مراجع که با براندازی حکومت، مخالف بودند قابل تحمل نبود…» اینگونه القا می‌کند که خود در صف مخالفان آن عده عافیت طلب و وابسته قرار داشته است. حال جای سوال است که ـ همانطور که خود ایشان نقل کرده است که میان آن عده عافیت طلب و پیروان انقلابی و یاران امام درگیری صورت گرفته است ـ ایشان جانب کدام گروه را گرفته است؟ اگر جانب یاران امام را گرفته است و از درگیری آنها با طرفداران آن مرجع که مخالف براندازی رژیم بود، ناراحت است، چرا برای حضرت امام نامه می‌نویسد و درخواست چاره می‌کند؟ چرا برای طرفداران طرف مقابل نامه ننوشته است و یا حداقل اگر نوشته است از آن نامه خبری نداده است؟ معمولا در اینگونه اتفاقات یا نامه را برای طرفین می‌نویسند و یا حداقل برای کسی می‌نویسند که مسئولیت کار، به عهده او باشد.
  2. ایشان نوشته‌اند که «حضرت امام توضیح دادند». سوال اینجاست که مگر چه اتفاقی افتاده بود که حضرت امام باید توضیح بدهند؟ چه اهانتی و به چه کسی صورت گرفت که ایشان اینگونه برافروخته و حساس شده بودند؟ مگر تقصیر امام چه بوده که باید ایشان را از «عواقب سوء این نوع کارها» بر حذر داشت؟ آیا حضرت امام را مسئول این تندروی و کندروی‌ها می‌دانستند که برای ایشان نامه نوشتند؟ چه شد که امام باید، آقای قربانی را مجاب می‌فرمود؟ مگر طرفداران دیگران، به حضرت امام توهین نکرده بودند که فقط حضرت امام را مسئول می‌دانستند و به ایشان «یادآور» شدند؟
  3. ایشان نوشته‌اند «امام ضمن توضیح این مطلب … مرا مجاب فرمودند». عبارت «مجاب کردن» برای جایی به کار می‌رود که شخص سوال کننده و یا نظردهنده به نظر خود پافشاری داشته باشد و بعد از گفتگوی مفصل درباره آن مطلب، اگر هنوز قانع نشده باشد ولی احتراما و یا به دلیل دیگری، نظر طرف مقابل را بپذیرد، می‌گوید: «مجاب شدم». سوال این است که آقای قربانی که در بالا نوشته‌اند «نامه‌ای به امام نوشتم و عواقب سوء این نوع کارها را یادآور شده و درخواست چاره کرده و در پایان نوشتم ألیس الصبح بقریب؟!» چرا اصرار خود بر مطلبشان را ذکر نکرده‌اند و یا چرا نگفته‌اند که در آن نامه به چه چیزی اصرار داشته‌اند؟!
  4. آقای قربانی با بیان غیر واقعی، وقایع را جهت‌دار نیز نقل می‌کند. مثلا با به‌کار بردن عبارت «امام بعد از ظهر مرا خواست و به اندرون خانه امام رفتم» به خواننده چنین القا می‌شود که بین ایشان و حضرت امام، رابطه صمیمی و بسیار ویژه برقرار بوده است و حال آنکه وضعیت بیت امام و اندرون و بیرون آن، برای کسانی که اندک مطالعه با شرح احوال و وضعیت امام دارند، کاملا آشکار است. و بر فرض ثبوت چنین حالتی، چرا ایشان نامه را به یک واسطه‌ای داده‌اند و خودشان مستقیما تقدیم امام نکردند؟ و چرا نام آن واسطه را ذکر نکرده‌اند و به صورت مبهم گفته‌اند «یکی از طلاب گیلانی».
  5. ایشان در ابتدای مطلب خود گفته‌اند که «یک عده … وابسته به بعضی مراجع» و از نام بردن آن مرجع تقلید، جلوگیری کرده‌اند ولی می‌گوید که آن مرجع «با براندازی حکومت، مخالف بودند» و طرفدارانش هم «یک عده عافیت طلب و سنتی» بودند. ولی در ادامه، بالصراحه اسم آقای شریعتمداری را از زبان حضرت امام نقل کرده‌ و از قول امام می‌گوید: «مظنونم این است آقای شریعتمدار را فریب داده‌اند و این نوع غائله‌ها از ناحیه دشمن است» این نوع نقل خاطره، مستلزم چند نکته است: اولا تحلیل‌هایی که سابقا آقای قربانی برای طرف مقابل امام ذکر کردند ـ از عافیت‌طلب و سنتی و مخالف انقلاب ـ به گردن حضرت امام می‌افتد، چرا که حضرت امام نام آن مرجع را بر زبان آورد و او را فریب‌خورده خواند. ثانیا ممکن بود با اسم آوردن از آقای شریعتمداری توسط آقای قربانی اینگونه به نظر برسد که ایشان دارد از آن مرجع که فریب خورده است، دفاع می‌کند و حال آنکه ایشان آن قدر از آن جریان بی‌زار است که راضی به بیان اسم رهبر آن جریان هم نیست و این خودِ امام بوده که مساله را باز کرده است و مسئولیتی بر دوش آقای قربانی نیست. و حال آنکه، این روش، خلاف مشی و مرام حضرت امام در پرهیز از دخالت در امور جزئی و اینگونه نام بردن از مراجع است. بنابر این لازم بود که در نقل خاطره، امانتداری می‌شد و خاطره را بر عکس نقل نمی‌کردند. یعنی می‌توان گفت که در واقع اینگونه بوده که آقای قربانی در نامه‌شان نام آن مرجع را ذکر کرده‌اند ولی حضرت امام به صورت کلی جواب داده‌اند که «این نوع غائله‌ها از ناحیه دشمن است و باید در این راه ایستادگی و مقاومت کرد که انشاء الله با حفظ وحدت، پیروزی قطعی خواهد بود».
  6. زمان این نامه هم معلوم نیست که برای ابتدای نهضت حضرت امام و قبل از تبعید ایشان است و یا بعد از حضور حضرت امام در ایران در سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی. عبارت «در ایامی که حوزه برای انقلاب آماده می‌شد و سخنرانی‌ها و اطلاعیه‌های امام، زمینه را برای انقلاب فراهم می‌کرد» می‌رساند که نامه برای ابتدای نهضت حضرت امام است؛ چرا که در ابتدای نهضت حضرت امام، اختلافاتی بین برخی از افراد منتسب به مراجع مختلف مطرح بود که مثلا می‌توان به برخورد برخی با آیت الله گلپایگانی درباره نرفتن ایشان به تهران به همراه سایر علما در جهت اعتراض به رژیم و ماندن در قم اشاره کرد و یا به مواردی از عدم همراهی و تزلزل در برخی از فضلای حوزه و اعتراض جوانترها به آنها اشاره کرد که البته در هر کدام از این جریانات، رهبری اتفاقات، مختلف بود و اینگونه نقل کردن خاطره، چندین نفر از علما و طرفداران آنها را در مظان اتهام قرار داده است. حتی می‌توان گفت که این نامه مربوط به سالهای بعد از پیروزی انقلاب است و با توجه به نام بردن از «آقای شریعتمداری» و «غائله آفرینی» و «ایستادگی و مقاومت»، این نامه در دوران زعامت و رهبری حضرت امام باشد که اگر چنین باشد، بحث درباره آن نامه و لحن و محتوای آن متفاوت خواهد بود.
  7. باید دانست که حضرت امام حفظ شأن مرجعیت و علما را واجب می‌دانست و بهترین مصداق آن، عملکرد حضرت امام در زمان مرحوم آیت الله بروجردی و حفظ جایگاه ولایت فقیه است و عبارت ایشان در همان اوایل مبارزه در سال ۱۳۴۳ معروف است که ایشان فرمودند اگر کسی، اهانتی به یکی از مراجع عظام بکند، از ولایت خدای متعال، منقطع می‌شود. ایشان بعد از آزادی از زندان در سخنرانی صبح روز ۲۶ فروردین ۱۳۴۳ در میان جمعیت زیادی از علما، روحانیون، بازاریان، دانشجویان و اقشار مختلف مردم که در مسجد اعظم قم تجمع کرده بودند، با تاکید بر حفظ حرمت علما و مراجع تقلید، فرمودند: «من یک نصیحت مى‏کنم به بچه‏هاى طلاب؛ طلاب جوان که تازه آمده‏اند و حاد و تندند؛ و آن این است که آقایان، متوجه باشید؛ اگر چنانچه شَطْر[۲] کلمه‏اى به یک نفر از مراجع اسلام، شطر کلمه‏اى اهانت بکند کسى به یک نفر از مراجع اسلام، بین او و خداى تبارک و تعالى، ولایت منقطع مى‏شود. کوچک فرض مى‏کنید؟! فحش دادن به مراجع بزرگ ما را کوچک فرض مى‏کنید؟! اگر به واسطه بعضى از جهالتها، لطمه‏اى بر این نهضت بزرگ وارد بشود، مُعاقَبید پیش خداى تبارک و تعالى؛ توبه‏تان مشکل است قبول بشود، چون به حیثیت اسلام لطمه وارد مى‏شود. اگر کسى به من اهانت کرد، سیلى به صورت من زد، سیلى به صورت اولاد من زد، و اللَّه تعالى راضى نیستم در مقابل او کسى بایستد دفاع کند؛ راضى نیستم. من مى‏دانم، من مى‏دانم که بعض از افراد یا به جهالت یا به عمد مى‏خواهند تفرقه مابین این مجتمع بیندازند. تفرقه بین این مجتمع معنایش این است که در اسلام خداى نخواسته خلل واقع بشود؛ استعمار به آرزوى خودش برسد. ما خودمان را باید فدا کنیم براى اسلام؛ آمال و آرزویمان را باید فدا کنیم براى اسلام. همه مراجع [عمرشان] از شصت به آن طرفند؛ در عَشَره مشئومه یا میمونه[۳] [به سر می‌برند]. اگر براى خدا در این عشره از بین برویم، عشره میمونه است؛ و اگر چنانچه باز به [دنبال‏] آمال و آرزو باشیم مشئومه [خواهد بود.]. همه مراجع از شصت به آن طرف هستند؛ دیگر مى‏شود که این اشخاصى که ریش‌شان را در اسلام سفید کرده‏اند، اینها خداى نخواسته بر خلاف مصالح اسلام عملى بکنند؟ نمى‏شود آقا. اگر یک‌وقت اختلاف اجتهاد در کار باشد؛ مثل سایر مسائل شرعیه اختلاف اجتهاد در کار باشد، بچه‏ها و جوانها نباید دخالت بکنند؛ خطرناک است؛ دشمن بیدار است. گمان نکنید که فحش به یک نفر است؛ فحش به یک جامعه اسلامى است؛ اهانت به یک جامعه اسلامى است؛ وَهْن وارد شدن بر یک جامعه اسلامى است. من که اینجا نشسته‏ام دست تمام مراجع را مى‏بوسم؛ تمام مراجع اینجا، نجف، سایر بلاد، مشهد، تهران، هر جا هستند، دست همه علماى اسلام را من مى‏بوسم. مقصد بزرگتر از این است آقا. من دست برادرى دراز مى‏کنم به تمام ملتهاى اسلام، به تمام مسلمین دنیا؛ در شرق و غرب عالم هر چه مسلم هستند.»[۴]

همچنین در ایام بعد از رحلت آیت الله سیدمحسن حکیم در سال ۱۳۴۹ و در جریان اختلافی که رژیم پهلوی می‌خواست در بین علما ایجاد کند، حضرت امام باز هم هوشمندانه ورود کردند و علاوه بر اینکه در نجف اشرف به شاگردان خود امر کرد که: «به دوستان من بگویید من راضی نیستم در این کشمکش‌هایی که در سطح حوزه‌ها بروز خواهد کرد، وارد شوند و به نفع من بخواهند کاری انجام دهند.» در نامه‌ای هم به پسرش حاج سیداحمد خمینی نوشت: «لازم است تذکر دهم که ممکن است در این اوقات، در آنجا [=ایران] مسائلی مربوط به مرجع مطرح شود یا خدا نخواسته کشمکش بین جوان‌ها شروع شود. شما و تمام دوستان اینجانب باید از این مسائل برکنار باشید و یک کلمه دخالت نکنید؛ چنانچه در اینجا نیز همین امر را سفارش داده‌ام، البته اثبات و نفی‌ای نباید داشته باشید…»[۵]

  1. درباره نامه نامه آقای قربانی، موضعگیری‌های محکم و مختلفی از یاران نزدیک به امام خمینی همچون آیت الله صادق خلخالی نقل شده است که فعلا جای پرداختن به آنها نیست ولی باید دانست که مدیریت و نحوه حرکت در اینگونه امور، هرگز برای حضرت امام مشتبه نبود و ایشان از سالها پیش از شروع نهضتش، درصدد حفظ حوزه‌های علمیه و حرمت مراجع تقلید بود و ساحت حضرت امام، بریء از کندروی و تندروی‌های بی‌جا و بی‌مورد بوده است.
  2. معلوم نیست چرا آقای قربانی، واقعه به این مهمی را به صورت مختصر و بسیار مبهم ذکر ‌کرده است. ایشان که برخی خاطرات عادی ـ همچون خاطره برخورد با یک جوان در نماز جمعه ـ را با تفصیل بیشتری بیان کرده، و بسیاری از اسناد و تصاویر بی‌اهمیت و یا کم‌اهمیت را در انتهای کتابش درج کرده است؛ چرا این نکته که در تاریخ انقلاب هم دارای اهمیت بوده است را به صورت گذرا و مجمل اشاره کرده است و حداقل تصویری از این نامه را در قسمت پایانی کتابش درج نکرده است! در پایان پیشنهاد می‌دهیم که آقای قربانی، نامه خود به امام را منتشر کند تا ابهامات رفع شود.

 

 

____________________________

پی نوشتها:

[۱] . مروری بر گذر عمر، ص۷۹-۸۰٫

[۲] . بخش. در اینجا به  معنای کوچکترین جزء.

[۳] . منظور، ده سال پایانی عمر است.

[۴] . صحیفه امام، ج‏۱، ص۳۰۷ـ۳۰۸٫

[۵] . نهضت امام خمینی، ج۲، ص۷۹۲-۷۹۳٫

ارسال دیدگاه

  1. نویسنده دیدگاه:  سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجانی
    1397/07/28 - 19:35

    سلام علیکم. ضمن تقدیر از مطالب خوب مندرج در سایت عرض می شود که نگاه (اَعوَری) به مسائل و … ، انسان را به انحراف و خطا و نیز گناه می کشاند… خردمند کسی است که همه جهات یک مساله رو نگاه کند نه نگاه محدود تنگ نظرانه . مطالبی که به اَشکال مختلف در باره حضرت آیت الله زین العابدین قربانی گیلانی لاهیجی بعد از کناره گیری ایشان از سِمَت نمایندگی ولیّ فقیه در گیلان ، در این سایت(به اصطلاح رنگ ایمان) منعکس شده است مصداق بارز اَعوَرِیّت در نگاه و اندیشه و نوشتار است . نگاه یک سویه و بدبینانه (و چه بسا متاسفانه حزبی و مانند آن) به زندگی چندین دهه حضرت آیت الله قربانی ، اشتباه فاحش و کارنادرستی است که در این سایت انجام شده است(آن هم بعد از کناره گیری مُعظّمُُ لَه) . شایسته بود و شایسته است که به خدمات چندین دهه ایشان در ابعاد علمی و فرهنگی و… پرداخته می شد و در ضمن نیز ایرادات و انتقادات منصفانه مطرح می شد . …. ضمنا برخی نقد و اِشکال ها واقعا مُضحِکانه و بچگانه است !!!ا …. و برخی نقد ها و ایرادات در واقع برداشت ها و تفسیرهای غلط و انحرافی از شخصیت و مشی فکری آیت الله قربانی در دوران ها و اَدوار مختلف است . امید است که سایت( به اصطلاح رنگ ایمان) با نگاه تنگ نظرانه حزبی که در موارد متعددی در آن مشاهده شده است به رنگ حزب و جناح و گروه محدود نگر مبتلا نگردد و خدای ناکرده رنگ حزبی و انحرافی و … به خود نگیرد . اکثر مواردی که به عنوان اِشکال و انتقاد و چه بسا تحقیر برای آیت الله قربانی در این سایت منعکس شده به راحتی قابل پاسخگویی است و امید است که ( اگر خردمندانه و مناسب باشد) و فرصتی دست دهد بتوانم همه آن موارد ذکر شده را پاسخ دهم …. در پایان توجه شما و خوانندگان عزیز را به بخشی از سخنان آیت الله محمدی گلپایگانی رئیس دفتر حضرت آیت الله امام خامنه ای جلب می کنم : [ پنج شنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۷ در آیین تکریم و معارفه نماینده ولی‌فقیه در استان گیلان و امام‌جمعه رشت در سالن غدیر استانداری ] :به گزارش گیل خبر …. رئیس دفتر مقام معظم رهبری ، با ۱۸ سال اقامه نماز توسط آیت‌الله قربانی در رشت و ۲۳ سال اقامه نماز در لاهیجان گفت: آیت‌الله قربانی ریش خود را در راه نماز جمعه و اقامه نماز سفید کرده است.
    آیت‌الله محمدی‌گلپایگانی با اشاره به ۷۰ سال تبلیغ دین و توصیف معارف عترت و قرآن توسط آیت‌الله قربانی افزود: آیت‌الله قربانی به اصرار خود از تصدّی نمایندگی ولی‌فقیه در استان کناره‌گیری کرده است.
    وی با اشاره به اینکه برخی از افراد ناآگاه آیت‌الله قربانی را رنجاندند خاطرنشان کرد: تلاش‌ها و خدمات بسیار زیادی از سوی آیت‌الله قربانی صورت گرفت درحالی‌که این اذیت کردن‌ها مزد خدماتش نبود. [http://nasimemarefat.parsiblog.com/Posts/4697/ نسیم معرفت]

    پاسخ
    • نویسنده دیدگاه:  مدیر
      1397/07/28 - 22:01

      رنگ ایمان: با اینکه نظر فوق، دارای مواردی از اتهام و تهمت به سایت رنگ ایمان است ولی بدون اعمال هیچ سلیقه ای به انتشار این نظر میپردازیم تا خوانندگان خود، قضاوت کنند. در ضمن سه نقطه های درج شده در نظر […] از خود نویسنده نظر است.
      لازم به ذکر است که رنگ ایمان وابسته به هیچ حزب، گروه و نهادی نمی باشد و تنها وظیفه خود را دفاع از ولایت فقیه، انقلاب اسلامی و آرمانهای بلند آن میداند.

      پاسخ