مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ - Sunday 9 May 2021
محتوا
درباره فضای انقلاب اسلامی در رشت/ بخش سوم: گروهکهای فعال در رشت

درباره فضای انقلاب اسلامی در رشت/ بخش سوم: گروهکهای فعال در رشت

در بخش سومبه معرفی دو گروهک فعال در رشت در ایام انقلاب می پردازیم

شنبه 20 فوریه 2021 - 19:49

رسول سعیدی زاده

 

بخش سوم: گروهکهای فعال در رشت

سازمان مجاهدین خلق:

با شروع سال ۱۳۵۸ش. فعالیت های سازمان مجاهدین (منافقین) خلق تحت عنوان جنبش ملی مجاهدین در رشت و سایر شهرستان های دیگر استان آغاز شد و این سازمان شروع به کادرگیری و گسترش هسته تشکیلاتی نمود. در نیمه همین سال این سازمان در کنار سازمان های نوظهور مارکسیست و کمونیست فعالیت های وسیعی داشت. ساختمان چهار طبقه تقریباً نوساز شیروخورشید سُرخ در روبروی زورخانه پوریای ولی محله سید ابوالقاسم، محل تجمع فعالیت های این سازمان گردید. دانشگاه علوم پایه (دانشگاه گیلان) و حاشیه خیابان علم الهُدی از جمله مکان های نشر عقاید این سازمان بود.

نشریه مجاهد که در تیراژ وسیع منتشر می شد، همراه با خبرنامه های مختلف که بعدها تبدیل به شب نامه گردید، در حاشیه خیابان علم الهُدی، دانشگاه علوم پایه، دبیرستان ها، راهپیمایی ها و سایر مکان ها توزیع می شد. البته تکثیر بخشی از اعلامیه های سازمان در ساختمان شیروخورشید سُرخ انجام می شد.

نیمه دوم سال ۱۳۵۸ش. را باید اوج فعالیت های سازمان مجاهدین (منافقین) در رشت دانست. در ۱۴ اسفند همین سال به مناسبت سالروز درگذشت پیشوای نهضت ملی دکتر محمد مصدق، مسعود رجوی همراه با چند نفر از محافظان مسلح از جمله احمد وشاق به رشت آمد و در استادیوم ورزشی (ورزشگاه شهید دکتر حسن عضدی) سخنرانی کرد. هدف او شرکت در گردهمایی بزرگ انتخاباتی رشت بود و در این سفر وی بر سر مزار میرزا کوچک خان جنگلی نیز رفت.

مسعود رجوی در آن سخنرانی از جنبش گیلان و آرزوهای سردار جنگل سخن گفت و مجاهدین را ادامه دهندگان راه میرزاکوچک دانست. او ضمن تشریح مواضع مجاهدین خلق و تأکید بر اهمیت انتخابات مجلس شورای ملی، کاندیداهای انتخاباتی مجاهدین در گیلان را معرفی کرد.

یک هفته قبل از ورود او به رشت، سازمان تحت امرش تبلیغات وسیعی در سطح شهر به راه انداخت. در هنگام سخنرانی اش تمام سکوهای ورزشگاه و سطح زمین چمن پُر از جمعیت بود. برطبق ادعای هواداران سازمان، جمعیت شرکت کننده در این گردهمایی به سیصد هزار نفر می رسید؛ در حالی که چنین ادعایی در مورد ورزشگاهی که ظرفیت دوازده هزار نفر بیشتر ندارد، خلاف عقل بوده و به طور کلی غلط است. البته در هنگام سخنرانی مسعود رجوی عده ای که دیر رسیده بودند، پشت در ورزشگاه و در خیابان های اطراف بودند، ولی هر طور که این جمعیت حساب شود، نمی توان آن را با ادعای طرفداران این سازمان مطابقت داد.

با شروع سال ۱۳۶۰ش. و غلبه تدریجی نیروهای مذهبی وفادار به نظام اسلامی بر شهر رشت، این سازمان شروع به پسرفت کرد. ساختمان شیروخورشید سُرخ در محله سید ابوالقاسم تصرف و تمام دستگاه های تایپ و تکثیر آن ضبط و یا تخریب گردید. دکه های متعلق به سازمان در حاشیه خیابان علم الهُدی برچیده شد و نمایندگی سازمان در دانشگاه علوم پایه (دانشگاه گیلان) نیز به اجبار از بین رفت. فعالیت های عادی سازمان وارد مرحله نیمه علنی شد. بنابر دستور سرگروه ها، دختران و پسران هوادار دو به دو از خیابان های مرکزی شهر محافظت می کردند. تعدادی از دختران با چادر مشکی و گروهی دیگر بدون چادر در طول خیابان ها قدم می زدند. آنان در هنگام احساس خطر چادرها را برداشته و یا بر سر خویش چادر می گذاشتند.

پس از ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ش. با فشار نیروی های نظام اسلامی و همچنین نیروهای مردمی حزب اللهی، تشکیلات سازمان به فعالیت های زیرزمینی روی آورد و در محلات مختلف شهر به خصوص محلاتی که هوادارنش در آنجا زیاد بود شروع به ایجاد خانه های تیمی کرد.

با شروع سی ام خرداد و اعلام جنگ مسلحانه از سوی منافقین علیه جمهوری اسلامی، منافقین گیلان نیز شروع به تحرکات نظامی کردند. در شهرستان رشت دو تن از نیروهای حزب اللهی به نام های «ثابت قدم» و «اسلام پرست» با نارنجک و سه راهی تروریست های منافق به شهادت رسیدند. شهید ثابت قدم به هنگام افطار با نارنجکی که به سوی او در خانه اش پرتاب شده بود به شهادت رسید. لازم به ذکر است که قاتل این دو شهید از مهره های نفوذی منافقین در درون نیروهای حزب الله رشت بود. در شانزدهم تیرماه سال ۱۳۶۰ش. شهید انصاری و شهید نورانی که هر دو از مهندسین متعهد و متدین منطقه بودند به ضرب گلوله منافقین شهید شدند. این دو به ترتیب استاندار و معاون عمرانی استانداری گیلان بودند.»

 

سازمان چریک های فدایی خلق:

خیابان تختی و محله کَرَف آباد از مناطق فراوانی و تجمع اعضای سازمان چریک های فدایی خلق بود. سال ۱۳۵۹- ۱۳۶۰ش. اوج درگیری های این سازمان در رشت شمرده می شود. هر هفته و حتی گاهی هر چند روز یک بار تجمع غیر قانونی در خیابان تختی و یا محله کَرَف آباد برگزار می شد. شروع این تجمع ها با اجتماع چند نفر از سردسته ها در اواخر خیابان تختی بود و سپس با آگاه شدن هواداران کم کم بر تعداد جمعیت افزوده می شد. البته در تمام این تجمع ها عده ای از سرگروه ها، مسلح بودند. در یکی از روزهای تجمع این سازمان در خیابان تختی شخصی به نام موسی معروف به سگ موسی اسلحه کلت به همراه داشت.

ترورهای زیادی به وسیله سازمان چریک های فدایی خلق و هم مسلکان آن یعنی حزب توده در سطح شهر انجام شد و بسیار از جوانان پاک و مذهبی رشت به خاک و خون کشیده شدند. از معروف ترین ترورهای منسوب به گروه های فدایی خلق و توده ای ها در رشت می توان به موارد زیر اشاره کرد:

در ساعت سه و نیم عصر روز تاریخ ۱۷ شهریور سال ۱۳۵۸ش، طرف‌داران گروهک چریک‌های فدایی خلق طی یک درگیری به سوی مردم رشت تیراندازی کردند. در این تیراندازی، دو نفر از مردم بی‌گناه زخمی شدند. و در ساعت ۱۸ تاریخ ۱۲ شهریور سال ۱۳۵۹ش، تعدادی از نیروهای سپاه پاسداران رشت، عملیاتی را برای دستگیری یکی از هواداران چریک‌های فدایی خلق آغاز کردند. بر اثر درگیری مسلحانه بین پاسداران و عناصر چریک‌های فدایی خلق، شخص مدنظر کشته و دو نفر دیگر زخمی شدند. به‌دنبال این واقعه، تعدادی از هواداران چریک‌های فدایی خلق دست به تظاهرات زدند و اتومبیل گشت پلیس را هدف گلوله قرار دادند (پایگاه اینترنتی هابیلیان).

در ساعت هفت و بیست دقیقه صبح تاریخ ۱۹ بهمن سال ۱۳۵۸ش. حجت‌الاسلام حسین حسام، از روحانیان مشهور گیلان، در یکی از محلات رشت در حالی که عازم مسجد بود، به ضرب گلولۀ دو ناشناس موتورسوار از ناحیه ی شکم و پا مجروح شد. گروه توحیدی نذیر مسئولیت این ترور را بر عهده گرفت (همان).

در تاریخ دوم اردیبهشت ۱۳۵۹ش. به حجت‌الاسلام هادی غفاری جلوی دانشگاه رشت سوءقصد شد. در جریان این سوءقصد، عناصر گروهک‌های فدایی خلق و توده ای و پیکاری ابتدا با سنگ حدود صد نفر از مردم را زخمی کردند و سپس با استفاده از سلاح گرم، به‌‌طرف مردم تیراندازی کردند که عده‌ای دیگر از مردم مجروح شدند. طی درگیری به‌وجودآمده، پنج تا هفت نفر کشته شدند. آمار مجروحان از ۸۰ نفر تا ۴۳۱ نفر ذکر شده است. نام یکی از شهدا علی کرم بین است. روز بعد از این تاریخ آیت الله امامی کاشانی، سرپرست دفتر تبلیغات امام در تهران و مدرسه ی عالی شهید مطهری که به‌سبب وقایع دانشگاه‌ها به رشت رفته بود، در این شهر هدف سوءقصد عناصر ضدانقلاب قرار گرفت. خود ایشان صدمه ندید؛ اما پاسدار محافظش، رضا جهان بین، با ضربات کارد ضدانقلاب به شهادت رسید (همان).

در زمستان سال ۱۳۶۳ش. شخصی به نام روح (برادر بزرگ حجت الاسلام رضا روح) با تاکسی ای که از مرحوم پدرش به یادگار باقی مانده بود، در حال جابجایی سلاح و مهمات جنگی سازمان در خیابان تختی، به وسیله واحد عملیات سپاه پاسداران رشت محاصره و دستگیر شد. وی سرانجام پس از چند ماه بازداشت، به وسیله دادگاه انقلاب اسلامی استان گیلان به اتهام محاربه و اِفساد در زمین به اعدام محکوم گردید و به سرای نیستی رفت. خبر اعدام او چند روز بعد در روزنامه کیهان منتشر گردید.

 

 

ارسال دیدگاه

*

code