مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ - Sunday 9 May 2021
محتوا
درباره فضای انقلاب اسلامی در رشت/ بخش چهارم: نهادهای انقلابی در رشت

درباره فضای انقلاب اسلامی در رشت/ بخش چهارم: نهادهای انقلابی در رشت

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در جریان آن، نهادهایی به تشکیل، پیروزی و تثبیت آن کمک کردند که به فعالیت و روند شکل گیری برخی از آنها اشاره می کنیم

دوشنبه 22 فوریه 2021 - 09:44

رسول سعیدی زاده

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در جریان آن، نهادهایی به تشکیل، پیروزی و تثبیت آن کمک کردند که به فعالیت و روند شکل گیری برخی از آنها اشاره می کنیم:

 

بخش چهارم: نهادهای انقلابی در رشت

 

نماز جمعه:

خواندن نماز جمعه در رشت سابقه تاریخی زیادی دارد. ملا محمدعلی امام جمعه (زنده ۱۲۵۰ش)، آیت الله محمدعلی خشکبیجاری معروف به امام جمعه (متوفی۱۲۷۰ش)، حاج شیخ جعفر امام جمعه رشتی(متوفی۱۲۹۳ش)، آیت الله شیخ اسدالله اخوان (متوفی ۱۳۳۶ش) و آیت الله سیدمحمود ضیابری از جمله افراد شناخته شده برای منصب امام جمعه رشت در دوره های قاجاریه و پهلوی هستند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، اولین نماز جمعه رشت در سال ۱۳۵۸ش. به امامت حجت الاسلام شیخ حسن لاهوتی اشکوری (۱۳۰۶- ۱۳۶۰ش) در ورودی دانشکده علوم پایه دانشگاه گیلان واقع در ابتدای بلوار منظریه برگزار شد. معمولا در کنار نماز جمعه و پیش از آن، سخنرانان معروف مانند حجت الاسلام محسن قرائتی در آنجا سخنرانی می کردند و اغلب نمایشگاه های عکس و پوستر و در سالن سوله بزرگ مجاور فضای ورودی ساختمان دانشگاه برپا می شد.

البته اقامه نماز جمعه چند بار در محوطه ورودی پارک شهر و روبروی زورخانه پوریای علی و در حیاط دبیرستان شهید بهشتی میدان فرهنگ برگزار شده بود.

حجت الاسلام لاهوتی بعد از چند ماه از امامتش در نماز جمعه رشت، به نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی برگزیده شد و به خاطر اشتغالات زیاد، آیت الله شیخ مختار (محمدعلی) امینیان را به عنوان امام جمعه موقت رشت معرفی کرد، و اکثر امامت نماز جمعه رشت را عملاً آیت الله امینیان برعهده داشت. اما بعد از ماجرای تخریب دکه گروهک ها در خیابان علم الهُدی به وسیله نمازگزاران جمعه، چون این حرکت به مذاق حجت الاسلام لاهوتی امام جمعه رشت خوشایند نبود، طی مصاحبه ای آیت الله امینیان را از امامت جمعه خلع کرد و اعلام نمود که از این به بعد آیت الله امینیان هیچ سمتی در نماز جمعه ندارد؛ البته برکناری آیت الله شیخ مختار (محمدعلی) امینیان از سمت امامت جمعه رشت، همان گونه که همگان اطلاع دارند، به خاطر تضاد فکری و عملی وی با حجت الاسلام حاج صادق احسان بخش بود و ربطی به حجت الاسلام شیخ حسن لاهوتی اِشکوری و همچنین ماجرای تخریب دکه گروهک ها خیابان علم الهُدی رشت ندارد.

بعد از این ماجرا چند هفته ای نماز جمعه رشت تعطیل شد یعنی نه خود حجت الاسلام لاهوتی آمد و نه کسی دیگری را معرفی کرد؛ مردم مسلمان رشت با کمک روحانیون به ناچار طوماری به حمایت از حجت الاسلام حاج صادق احسان بخش جمع آوری کردند و شهید علی انصاری (متوفی ۱۳۶۰ش)، استاندار وقت استان گیلان هم خیلی تلاش کرد، در نتیجه از طرف امام خمینی (ره) و با امضای دفتر محل اسکان امام خمینی در تهران، برای او حکم امامت جمعه رشت و نمایندگی ولی فقیه در استان صادر شد.

از سال ۱۳۵۹ش. نمازهای جمعه رشت به وسیله حاج صادق احسان بخش اقامه می گردید. حُجَج الاسلام سیدموسی حجتی، محمدطاهر شرفی، محمدرضا شفیعی و سید ابوطالب حجازی از دیگر افرادی بودند که در غیاب وی نماز جمعه رشت را اقامه می کردند.

وقتی حاج آقا احسان بخش به امامت جمعه برگزیده شد، نماز جمعه را در مسجد کاسه فروشان برگزارکرد، اما به علت کمبود جا و فزونی نمازگزاران، محل برگزاری نماز جمعه را به مهدیه تغییر دادند، و یک یا دو جمعه نماز جمعه در کاسه فروشان اقامه شد. اولین نماز جمعه رشت در زمستان ۱۳۵۹ش. به امامت حجت الاسلام صادق احسان بخش در مهدیه رشت برگزار شد و این روش تا سال ۱۳۷۴ش. که مصلی نماز جمعه در میدان توشیبا آماده شد، ادامه داشت. البته بعد از آماده شدن مصلی امام خمینی (ره) که به همت حاج آقای احسان بخش ساخته شد، تا یک سال بعضی از جمعه ها در مهدیه و بعضی دیگر در مصلی اقامه نماز جمعه می شد.

 

کمیته انقلاب اسلامی:

کمیته‌های انقلاب اسلامی جزء اولین سازمان‌هایی بودند که پس از وقوع انقلاب و در ۲۳ بهمن سال ۱۳۵۷ش. با پیام امام خمینی (ره) تأسیس شد. این سازمان پس از تصویب قانون تشکیل نیروی انتظامی در سال ۱۳۷۰ش، با شهربانی و ژاندارمری ادغام و سازمان نیروی انتظامی ایجاد شد.

پایگاه‌های اولیه کمیته‌ها در مساجد محلات بود و روحانیون نقش عمده‌ای در هدایت آن داشتند. آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، اولین سرپرست کمیته‌های انقلاب اسلامی بود. در هر کمیته یک روحانی نقش سرپرستی داشت و جنبه شرعی کارها را انجام می داد. این سازمان خارج از دولت، به خلع سلاح، تأمین امنیت مراکز حساس، مصادره اموال، دستگیری برخی مقامات سابق و سایر فعالیت های مشابه می‌پرداخت.

با فتح شهر رشت در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ش. یک کمیته ۲۵ نفری به ریأست حجت الاسلام احسان‌بخش زمام امور مرکز استان گیلان را در دست گرفت. رضا رمضانی در خاطرات خود می گوید: «فکر می‌کنم ۱۹ یا ۲۰ بهمن ۱۳۵۷ش. بود. آقای احسان بخش چند روز قبل به من اطلاع داد که جلسه‌ای مرکب از گروه‌های چپ و ملی برگزار خواهد شد که می‌خواهند من هم در آن جلسه باشم. البته من در آن زمان ۲۴ سال بیشتر نداشتم و چهره شاخصی در شهر نبودم. آن جمع آقای احسان بخش را دعوت کرده بود که ایشان هم به دلیل شناخت نسبی که از جوّ و جریان‌های سیاسی شهر داشتیم، ما را با خودشان بردند. بالاخره در روز جلسه من به همراه آقایان احسان بخش و حسینجانی سوار ماشین پیکان شدم و رفتیم. محل این جلسه در داخل مدرسه عالی بازرگانی بود که دقیقاً کوچه کنار ساختمان ساواک واقع شده بود. وقتی داخل سالن شدیم افراد اصلی و بانیان جلسه دور تا دور سالن نشسته بودند. آن‌ها مرا نمی‌‌شناختند. بعضی جوان‌های چپ مرا به خاطر کتاب فروشی رعد می‌شناختند، ولی در آن جلسه عمدتاً از سنین بالا بودند. وقتی ما نشستیم بحث میزبان و سخنگویان جلسه این بود که آن‌ها برای مدیریت شهر رشت، دارای همه نوع امکانات‌اند و همچنین متخصصان زیادی در بین شان است و توان اداره شهر را دارند. بعد رو به آقای احسان بخش کردند و گفتند چون شما روحانی هستید و آقای خمینی هم روحانی هستند، ما خواستیم که شما هم در جلسه ما حضور پیدا کنید و یک اختلاطی با شما داشته باشیم. من احساس کردم که نوعی سهم‌خواهی مطرح است و در آینده مشکلاتی رُخ خواهد داد. علاوه بر این اگر مسلمان قول بدهد باید مو به مو آن را اجرا کند و می‌ترسیدم که قولی داده شود که نتوان آن را اجرا کرد. آرام و درگوشی به آقای احسان بخش گفتم «هیچ حرفی را قبول نکنید و هیچ تعهدی در این جلسه ندهید.» در آن زمان آقای احسان بخش به نوعی به مشورتم ابراز علاقه می‌کردند. چون پاره‌ای از حرف‌های افراد جلسه رنگ و بوی مارکسیستی داشت، این نگرانی وجود داشت که آقای احسان بخش به برخی پیامدهای درخواست همکاری توجه نکند و وارد وضعیتی دشوار شود. وقتی با آقای احسان بخش آرام صحبت می‌کردم، ظاهراً آن‌ها نسبت به من ظنین شدند و از همان جا یک بدبینی نسبت به من ایجاد شد. بعد‌ها وقتی کمیته انقلاب شهر و استان تشکیل شد برخی افراد آن جمع هم به دعوت آقای احسان بخش در آن کمیته حضور یافتند. بعضی افراد آن جمع در جلسات کمیته انقلاب حرف‌هایی می‌زدند که به نظرم به لحاظ تسلط ایشان بر شهر و استان نگران‌ کننده بود. از جمله خیلی تمایل داشتند که مسائل نظامی شهر در دست یک فرد سی و چند ساله باشد که وی را افسر نیروی هوایی معرفی می‌کردند و می‌گفتند از تهران آمده است. من در آن جلسه کمیته انقلاب به شدت با این نوع خواست ایشان مخالفت کردم.» (رمضانی خورشیددوست، گفت و گو)

مسئولیت کمیته انقلاب اسلامی استان گیلان و شهرستان رشت به عهده حجه الاسلام حاج صادق احسان بخش بود. حجت الاسلام حاج سید احمد خیرخواه علوی پس از انقلاب در کارهای کمیته انقلاب اسلامی استان گیلان یار و یاور حاج صادق احسان بخش بود و حجت الاسلام شیخ محمدابراهیم رضایی راد نیز برای رسیدگی به امور دعاوی در سال های ۱۳۵۸– ۱۳۶۰ش، با کمیته انقلاب اسلامی استان گیلان همکاری داشت. محل استقرار کمیته انقلاب اسلامی در ۳۰۰- ۲۰۰ متری داخل محله پیرسرا که منزل مصادره شده استاندار وقت گیلان بود قرار داشت.

به درخواست حجت الاسلام احسان بخش، آقای رضا رمضانی خورشیددوست (متولد ۱۳۳۳ش)، مدیر کتاب فروشی رعد واقع در محله مسجد صفی، بخش امور نظامی، انتظامی و ستادی کمیته انقلاب اسلامی رشت را به عهده گرفت. شهید هرمز (میثم) محمد بیگلو (۱۳۳۷- ۱۳۶۱ش) همراه با حجت الاسلام احسان بخش، سهم به سزایی در شکل گیری کمیته انقلاب اسلامی رشت داشت و از بدو تأسیس، تصدی حفاظت از زندانیان کمیته رشت را به عهده داشت. شهید هادی خوش خلقت (۱۳۴۰- ۱۳۶۷ش) نیز در سال ۱۳۶۰ش. در قسمت تحقیقات پرسنلی کمیته انقلاب اسلامی رشت به انجام وظیفه می پرداخت. وی بعدها یکی از ارکان اصلی حفاظت و اطلاعات کمیته انقلاب اسلامی گردید. شهید عبدالله (غلام حسین) نعیمی (متولد ۱۳۴۴ش)؛ شهید اسماعیل ماهرویان (متولد ۱۳۴۳ش)؛ و همچنین آقای مسعود یحیی زاده نامزد تصدی شهرداری کلان شهر رشت؛ از جمله افراد معروف کمیته انقلاب اسلامی رشت بوده اند.

 

منابع:  

  • رمضانی خورشید دوست، رضا، «اصرار کردم نکشند، صدایم شنیده نشد» (گفت‌‌وگو با رضا رمضانی درباره تسخیر ساواک رشت)، تاریخ ایران، http://tarikhirani.ir، ۲۶ بهمن ۱۳۹۳٫

 

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:

پس از اینکه مهندس محمدرضا واقفی حکم تشکیل سپاه پاسداران در رشت را گرفت، وی همراه با یونس مؤمنی از اهالی لاهیجان، نادر امیرگل، محمود قلی پور و چند نفر دیگر از سرگروه های کمیته انقلاب اسلامی و بچه های حزب اللهی مستقر در نیروی دریای و همچنین بچه های مستقر در شهربانی، هسته اولیه سپاه پاسداران را تشکیل دادند (نجد باقری، ۱۳۹۴: ۱۵۴).

در پل عراق، ما بین دباغیان و کنسولگری روسیه، ساختمان سپاه دانش دختران در حاشیه خیابان قرار داشت و در پشت آن مدرسه پسرانه دیگری بود که از طریق کوچه بن بست به خیابان می رسید. در تابستان سال ۱۳۵۸ش. این دو ساختمان به تصرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و تبدیل به یک مکان نظامی گردید.

ساختمان بزرگ و قدیمی کنسول گری روسیه که قبل از انقلاب فعال بود؛ بعد از انقلاب تعطیل و به محلی برای جاسوسی از وضعیت اجتماعی، سیاسی و نظامی رشت شد. تمام فعالیت های سپاه پاسداران رشت تحت نظر روس ها بود، بیسیم های سپاه پاسداران شنود می شد، و متأسفانه این کار تا زمان انتقال سپاه به ساختمان جدید خود ادامه داشت.

سپاه پاسداران رشت نیز زندان کوچکی بعد از کنسول گری روسیه و در حاشیه خیابان، داشت که محکومین امنیتی را در آنجا نگهداری می کرد.

 

منابع:

  • نجد باقری، علی (۱۳۹۴). بازگشت به نقطه رهایی: خاطرات شفاهی علی نجد باقری، گفت‌وگو و تدوین: میرعمادالدین فیاضی، واحد فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری گیلان و انتشارات سوره مهر، تهران، چاپ نخست.

 

بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:

هسته اولیه بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رشت در ساختمان هتل ایران واقع در ابتدای خیابان سعدی مستقر بود و سپس به کاخ جوانان واقع در خیابان پور داوود، جنب صدا و سیمای جمهوری اسلامی رفت. کاخ جوانان، یک ساختمان دو طبقه نوساز بود که در پشت آن زمین ورزشی سرسبز و بزرگی برای ورزش های فوتبال، بسکتبال و … بود. در زمستان سال ۱۳۵۸ش. این ساختمان تبدیل به مرکز بسیج سپاه پاسداران گردید و شروع به پذیرش نیرو از بین جوانان متدین نمود و با ارسال یک کامیون بزرگ مهمات از تهران به سلاح های مانند برنو، ژ۳، و … تسلیح گردید و زمین ورزشی آن نیز به محلی برای تمرینات چریکی اعضای بسیج سپاه پاسداران بدل گردید.

 

منابع:

  • نجد باقری، علی (۱۳۹۴). بازگشت به نقطه رهایی: خاطرات شفاهی علی نجد باقری، گفت‌وگو و تدوین: میرعمادالدین فیاضی، واحد فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری گیلان و انتشارات سوره مهر، تهران، چاپ نخست.

 

 

بسیج مساجد و بسیج پایگاه مسجد ثاراللهی:

در سال ۱۳۵۸ش. همزمان با درگیری های مخالفین در شهرها با نظام حاکم، دولت برای حفظ حکومت اسلامی، ناچار به ایجاد پایگاه های اسلامی بسیج در سطح مساجد محلات شهرهای مختلف کشور گردید. این پایگاه ها علاوه بر حفظ امنیت محلات، نقش مهمی در تأمین مایحتاج عمومی داشتند. حل و فصل مشکلات مردم از طریق نامه نگاری با مراجع ذی صلاح، توزیع نفت کوپنی با گاری دستی و وانت پیکان درب منازل در زمستان، نمونه های از فعالیت های پایگاه های بسیج مساجد بوده است.

پایگاه مسجد ثاراللهی خیابان شهدا (لاهیجان)، مسجد ابوذر کُردمحله و مسجد صادقیه ژاندارمری از جمله پایگاه های معتبر بسیج مساجد شرق رشت شمرده می شدند.

پایگاه بسیج مسجد ثاراللهی به مسئولیت حسین علی نژاد (سردار پاسدار) برادر بزرگ شهید عباس علی نژاد، و معاونت ابراهیم زارع (سرهنگ پاسدار) و اکبر جباری (سرهنگ پاسدار) فعالیت می کرد. طهمورث ذات اصغر (سرهنگ پاسدار)، سیاوش ذات اصغر (سرهنگ پاسدار)، کریم شفیع نژاد، رمضان اصغرزاده (شهید)، محمدعلی (داور) اصغرنیا (شهید) و همچنین ابراهیم رسا؛ از جمله اشخاص دیگر این پایگاه بوده اند.

آموزش های نظامی این پایگاه به وسیله پاسدار شهید علیرضا رستگار و ابراهیم زارع و دیگران داده می شد. این پایگاه در اوایل تأسیس خود، فاقد هر گونه مهمات بود؛ اما با درخواست افراد مستقر در آن، مسلح گردید. اسلحه خانه آن، اطاقک پشت مسجد و نزدیک به اطاق خادم مسجد یعنی مرحوم نوزاد بود. این پایگاه به طور مرتب و منظم به وسیله گروهی از جوانان معتقد و انقلابی محلات شالکو و سرباز شهید ناصر دیانتی پاسداری می شد.

تمام پایگاه های بسیج سطح شهر رشت برای اعضای آن خاطره انگیز است. در اینجا چند خاطره کوتاه از پایگاه بسیج ثاراللهی (پایگاه ۱۳ شهری) آورده می شود. از جمله خاطرات این پایگاه یکی انتقال سلاح و مهمات به سپاه پاسداران است که جزییات آن به قرار زیر می باشد:

صبح یکی از روزهای بهار سال ۱۳۵۹ش. که نوبت کشیک پایگاه با شهید رمضان اصغرزاده و عده ای دیگر بود، دو نفر از سپاه پاسداران رشت به پایگاه بسیج مسجد ثاراللهی مراجعه و به عنوان اینکه برای تحویل گرفتن سلاح آمده اند، تمام اسلحه ها موجود در آنجا را با خود بردند. شامگاهان که خبر به مسئول پایگاه رسید، شهید اصغرزاده را توبیخ کردند که چرا بدون اجازه مافوق خود سلاح های پایگاه را تحویل داده است. سرانجام با رجوع آقایان علی نژاد و زارع به سپاه پاسداران رشت و دادن تضمن های لازم، دوباره این پایگاه مسلح گردید.

از حوادث رُخ داده دیگر در پایگاه بسیج مسجد ثاراللهی می توان به تیر خوردن یکی از دوستان اهل محله بر اثر شوخی با اسلحه ژ.۳، که سرانجام به خیر گذشت؛ و همچنین مجروحیت مؤلف این سطور اشاره کرد.

 

 

ارسال دیدگاه

*

code