مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
جمعه 19 آذر 1395 - Friday 9 Dec 2016
محتوا
ماه جنگل در محاق

ماه جنگل در محاق

  مصاحبه با پرفسور شاپور رواسانی   یکی از بهترین گزینه ها برای گفتگو در خصوص میرزا کوچک خان جنگلی، پروفسور شاپور رواسانی است، نه به آن خاطر که حالا مدیر بنیاد فرهنگی پژوهشی میرزا کوچک خان جنگلی است. به آن دلیل که زندگی او با میرزا و مبارزات عدالت خواهانه کشورش عجین شده است. […]

دوشنبه 18 مرداد 1389 - 22:51

 

مصاحبه با پرفسور شاپور رواسانی

 

یکی از بهترین گزینه ها برای گفتگو در خصوص میرزا کوچک خان جنگلی، پروفسور شاپور رواسانی است، نه به آن خاطر که حالا مدیر بنیاد فرهنگی پژوهشی میرزا کوچک خان جنگلی است. به آن دلیل که زندگی او با میرزا و مبارزات عدالت خواهانه کشورش عجین شده است. رواسانی پس از سپری کردن دوره دبیرستان به تهران می آید. می خواهد حقوق سیاسی بخواند، اما از آنجا که عضو خانواده ای از خانواده های ثروتمند نیست، به دانشکده حقوق راهش نمی دهند. علوم طبیعی می خواند تا بتواند ماهی ۵۴ تومان حقوق بگیرد و با همان ۵۴ تومان اولین پالتوی زندگی اش را بخرد. به آبادان می رود و می شود دبیر. حضورش در مبارزات ملی شدن صنعت نفت، پرونده قطوری برایش می سازد. چندی بعد بدون پاسپورت قانونی راهی عراق، ترکیه و آلمان می شود، ۳۰ ساله است که بار دیگر در آلمان مشغول درس خواندن می شود و همزمان کار نیز می کند.

او به خاطر تعلقش به ایران موضوع نهضت جنگل را برای تز دکترایش انتخاب می کند و با وجود مخالفت حزب فاشیست آلمان به عنوان استاد کرسی کشورهای عقب مانده در دانشگاه الدنبورگ استخدام می شود. می گوید: سعی کردم به اسلامیت و ایرانیت خود وفادار بمانم و حالا خوشحال و سربلندم که به ایده آل هایم وفادار مانده ام. او هم اکنون نیز استاد «صاحب کرسی» دانشگاه الدنبورگ آلمان است، اما می گوید: مایلم اینجا بمانم چون بهترین دوستانم را در ۲۸ مرداد، در زیر شکنجه های رژیم شاه و در جبهه های شلمچه و خرمشهر و آبادان از دست داده ام احساس می کنم باید به آنها وفادار بمانم.

* آقای دکتر شاید منطقی باشد که نهضت جنگل را ادامه نهضت مشروطه بدانیم؛ بنابراین با این پیش زمینه بد نیست به ارتباط میرزا کوچک خان با نهضت مشروطه و چگونگی ورود او به این جریان اشاره ای داشته باشید.

** دوران جوانی میرزا کوچک خان با آغاز نهضت مشروطه در ایران مصادف است؛ به همین دلیل او به عنوان یکی از جوانان آزادیخواه به این نهضت و قوایی که از گیلان به سوی تهران حرکت می کردند ملحق می شود. میرزا پس از آنکه شایستگی های خود را نشان می دهد، مورد تکریم و احترام قرار می گیرد و به عنوان عضو شورای جنگی معرفی می شود. بنابر این در نهضت مشروطه به عنوان مجاهدی علاقه مند شرکت دارد. میرزا در قیام تبریز و حرکت نیروهای دولتی به سوی تبریز تلاش می کند به سوی این شهر حرکت کرده و به ستارخان کمک کند؛ اما به دلیل بیماری موفق به انجام این وظیفه نمی شود. پس از بازگشت محمدعلی میرزا از گمش تپه، میرزا کوچک خان همراه مجاهدین به سوی این منطقه حرکت می کند، این مسایل نشان می دهد که او از بدو جوانی در نهضت مشروطه حضوری فعال داشته است و همواره به دلیل شهامتی که از خود نشان می داد مورد تحسین و تقدیر قرار می گرفت.

* پس چرا با وجود این تحسین و تقدیرها پس از پیروزی مشروطه هیچ نشانی از میرزا در مشاغل دولتی نمی بینیم؟

** با پیروزی مشروطه باز هم عناصر و عوامل دوران قاجار مناصب اداری را اشغال می کنند و دولتها را تشکیل می دهند، بنابراین طبیعی است که میرزا که در این دوره در تهران حضور دارد، حاضر به قبول شغل در آن نظام نشود. او در این مقطع، در فقر ناراحت کننده ای زندگی می کند.

با شروع جنگ جهانی، ضعف دولت مرکزی و اغتشاشاتی که تمامی کشور را در برگرفته بود، عده ای تصمیم می گیرند مراکزی را برای دفاع از حقوق مردم به وجود بیاورند، یکی از این گروهها توسط میرزا کوچک خان تشکیل می شود و میرزا به سوی رشت حرکت می کند، اما چون این شهر هنوز تحت سلطه کنسول روس قرار داشت و میرزا به دلیل فعالیتهای آزادیخواهانه خود حق ورود به این شهر را نداشت، به صورت پنهانی وارد رشت می شود تا ضمن ایجاد روابطی با دوستان خود هسته های مقاومتی را در برابر تجاوز سالداتهای روس به اهالی و نیز تجاوز مالکان بزرگ به دهقانها به وجود بیاورد. میرزا در فاصله کوتاهی پس از ورود خود به عضویت گروه اتحاد اسلام که متشکل از گروهی از روحانیون، پزشکان و روشنفکران بود در می آید. او از آنجا که می دانست فعالیتهای سیاسی اش در داخل شهر نتیجه ای در پی ندارد، همراه با هفت نفر از دوستانش اولین مبارزات پارتیزانی را علیه سربازان روس و قوای نظامی دولت مرکزی آغاز کرد. شمار این عده بتدریج به ۱۷ و سپس ۷۰ نفر رسید و سرانجام به پایگاهی نظامی تبدیل شد.

* این اتحاد، ادامه همان اتحاد اسلامی است که در عثمانی شکل گرفته بود؟

** نه، چرا که دولت عثمانی سعی داشت از این نام به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی استفاده کند و قدرتی را به دست آورد، در حالی که آنانی که در ایران به دنبال اتحاد اسلام بودند، اندیشه های سید جمال الدین اسدآبادی را دنبال می کردند نه آنکه تحت سیطره دولت دیگری قرار بگیرند.

* عده ای برقراری جمهوری سوسیالیستی شوروی را از اقدامات میرزا کوچک خان می دانند؟! شما با این ادعا موافقید؟

** ببینید، نهضت جنگل را می توان به دو دوره تقسیم کرد؛ دوره ای که از حرکت میرزا به رشت در خرداد ۱۲۹۴ آغاز شد و تا تیرماه ۱۲۹۸ ادامه یافت؛ یعنی دوره ای که با حرکت قوای انگلستان به سوی گیلان، بمباران رشت، خیانت عده ای که در اتحاد اسلام شرکت داشتند و تصرف رشت به وسیله قوای بیگانه و دولت مرکزی که با بیگانگان همکاری می کرد ادامه داد. با تسلیم رشت و انحلال اتحاد اسلام میرزا کوچک خان حاضر به مسالمت با دولت مرکزی نشد و به همین دلیل به جنگل رفت و مبارزات خود را ادامه داد. نزدیک به یک سال و اندی نیز دوره «جنگ صلح مسلح» بود؛ یعنی هم میرزا و یارانش به صورت مسلح در جنگل حضور داشتند و حاضر به

انقیاد از دولت مرکزی نبودند و هم اینکه دولت مرکزی استاندار داشت، تیمورتاش فرماندار رشت بود و آنها تمامی مناطق را در اختیار داشتند.

* پس چرا نهضت جنگل با ورود نظامیان شوروی مخالفتی نکرد؟

** مدارک و اسناد نشان می دهد که میرزا با این ورود قوای شوروی در اردیبهشت ۱۲۹۹مخالف بود، ولی در برابر عمل انجام شده قرار گرفت. دوستانی که در این مورد بحث می کنند بد نیست به مذاکراتی که در انزلی و چند روز پس از ورود ارتش سرخ با میرزا صورت گرفت مراجعه کنند. در آن مذاکرات ۹ ماده به تصویب رسید که در این ۹ ماده توافقی؛ میرزا بشدت مخالف آن بود که در ایران تبلیغات کمونیستی انجام شود. او دائم تأکید می کرد که باید شعائر اسلام حفظ شود و کسی حق تجاوز به عقاید اسلام را ندارد. میرزا با ورود نیروهای نظامی بیش از آنچه به ایران وارد شده بودند و نیز دخالت نیروهای خارجی در امور نهضت جنگل مخالف بود. این ۹ ماده خط قرمزی است که او در برابر قوای خارجی ترسیم می کند. نکته ای که در بررسیهای نهضت جنگل مورد توجه قرار نمی گیرد مذاکراتی است که کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی به رهبری لنین از طریق نماینده خود با دولت انگلستان انجام می دهد. آمریکا در آن زمان سیاست ایزولاسیون داشت. فرانسه شکست خورده بود، آلمان در زیر قرارداد ورسای قرار داشت و بنابراین تنها نیروی صاحب قدرت انگلستان بود. جالب اینجاست نماینده انگلستان در ضمن یادداشتی به نماینده آلمان می نویسد: تا زمانی که شما بخواهید در ایران و یا هندوستان علیه ما تبلیغات کنید و با دشمنان ما همکاری کنید، پارلمان انگلستان هیچ قرارداد تجاری را تصویب نخواهد کرد. نتیجه آن که لنین و دیگران در مقابل انگلستان برای عقد آن قرارداد حاضر به تمکین شده و با آن موافقت نمودند و از آن لحظه مخالفت و دشمنی حزب کمونیست شوروی و دولت این کشور با نهضت جنگل شروع شد. از همین روی، هنوز چند هفته ای از ورود قوای سرخ نگذشته بود که تبلیغات کمونیستی و ضد مذهب و دخالتها و کودتا علیه میرزا شروع شد. به همین دلیل میرزا به سوی جنگل عقب نشینی کرد.

نهضت جنگل مرامنامه ای دارد که در آن اعلام شده است مراتع، شوارع، کوهها اموال مردم هستند و در همان مرامنامه باز هم سخن از شعائر اسلام و استقلال ایران در میان است. بنابراین بهتر است افرادی که میرزا و یا نهضت جنگل را این گونه متهم می کنند، اسناد تاریخی را مطالعه کنند تا ببینند در آخر نیز در سقوط نهضت جنگل، شوروی نقش داشت. همان کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی که روزهای نخست از میرزا به عنوان قهرمان یاد می کرد پس از آنکه با انگلستان کنار آمد از او به عنوان یاغی یاد می کرد.

* چرا میرزا با چهره هایی مثل خالوقربان و احسان ا… خان و… همراه می شود که گهگاه صبغه مذهبی ندارند؟

** میرزا شخصاً از همان روز اول مسلمانی پاکدل و معتقد بود. روزی که به شهادت رسید در جیبش سکه کهنه نقره یک عدد مهر و یک جلد قرآن پیدا شد. او مسلمانی بود که به تمامی واجبات و مستحبات عمل می کرد و دوست و دشمن در مسلمانی او تردید نمی کند. او زمانی که می خواهد مبارزه سیاسی خود را در برابر انگلستان و روسیه آغاز کند به دنبال کسانی است تا بتوانند در این اهداف با در نظر گرفتن مرزهایش با او همکاری کنند نه آنکه برای رسیدن به قدرت تسلیم نظرات خالوقربان و یا حیدرخان و دیگران شود. به همین دلیل است که کار به خصومت و مبارزه آنها با میرزا می کشد و گرنه اگر میرزا فردی فرصت طلب می بود می کوشید راهی برای این مسأله بیابد. او به دلیل اصرار بر روی اسلامیت و ایرانیت خود تا پایان بر روی اعتقادات خود پافشاری نمود.

* میرزا در طول دوره مبارزات خود از کمک دیگر کشورها نیز بهره مند بود؟ چرا که در میان نیروهای او بعضاً نیروهای آلمانی هم دیده می شدند؟

** در جنگ جهانی اول عده ای از اسرای آلمانی در روسیه فرار کرده و به ایران آمده بودند. نه اینکه دولت آلمان آنها را اعزام کرده باشد. میرزا نیز برای آنکه از تجارب نظامی آنها استفاده کند از آنها به عنوان مجری و بصورت موقت استفاده می کرد. دولت عثمانی نیز تلاش می کرد با میرزا روابطی داشته باشد و افسرانی را برای کمک به او اعزام کند. البته عده ای را در همان دوره اول و نه دوره دوم که اتحاد اسلام نیز وجود داشت به ایران اعزام کرد اما وقتی دولت انگلستان رشت را تصرف نمود، تمامی این افسران به خروج از ایران مجبور شدند. بنابر این نهضت جنگل روابطی با دولتها نداشت.

* بسیاری از ما میرزا را با اقدامات سیاسی او می شناسیم. اما گویا او چهره دیگری هم دارد. انتشار روزنامه جنگل را می توان اقدامی فرهنگی نامید، گرچه ممکن است در راستای بخشی از اهداف سیاسی او نیز تلقی شود. غیر از این مسأله کدام یک از اقدامات میرزا را می توان فعالیتی فرهنگی دانست؟

** میرزا در تمام نقاطی که نهضت جنگل قدرتی می یافت در هر شهر و قصبه به سرعت دستور ساخت مدرسه را صادر و تلاش می کرد تا کودکان و نوجوانان راهی مدرسه شوند. حتی روزی فردی از میرزا سؤال می کند اگر ما شکست خوردیم و نیروی نظامی مان بر دولت مرکزی غالب نشد چه باید کرد؟ میرزا پاسخ می دهد بهترین کار این است که برویم معلم شویم و در مدارس مردم را بیدار کنیم. میرزا در اردوی خود جلسات شاهنامه خوانی تشکیل می داد تا نیروهای خود را با ادبیات ایران آشنا کند.

 

منبع: روزنامه – قدس

ارسال دیدگاه