مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
سه شنبه 16 آذر 1395 - Tuesday 6 Dec 2016
محتوا
میرزا کوچک خان و ایران پیش از قیام مسلحانه نهضت جنگل

میرزا کوچک خان و ایران پیش از قیام مسلحانه نهضت جنگل

  جعفر مهرداد     میرزا کوچک خان در سال ۱۲۵۷ ه .ش در رشت متولد شد و در مدرسه های حاج حسن و جامع رشت، مقدمات فقه و اصول را فرا گرفت. در مبارزات مشروطه خواهی با تشکیل انجمنی از طلاب به حمایت از مشروطه خواهان پرداخت و پس از صدور فرمان مشروطیت در […]

دوشنبه 18 مرداد 1389 - 23:21

 

جعفر مهرداد

 

 

میرزا کوچک خان در سال ۱۲۵۷ ه .ش در رشت متولد شد و در مدرسه های حاج حسن و جامع رشت، مقدمات فقه و اصول را فرا گرفت.

در مبارزات مشروطه خواهی با تشکیل انجمنی از طلاب به حمایت از مشروطه خواهان پرداخت و پس از صدور فرمان مشروطیت در سال ۱۲۸۵ ه.ش، در صف مدافعان مشروطه جای گرفت. در سال ۱۲۸۶ در دوره کشمکش بین محمد علیشاه و مجلس اول شورای ملی، میان دولتهای روسیه تزاری و انگلیس قرادادی معروف به قرارداد ۱۹۰۷ ، منعقد و ایران به سه منطقه تقسیم شد و روسها بر شمال و انگلیسیها بر جنوب تسلط کامل یافتند و خارج از این دو قسمت، منطقه بیطرف اعلام شد.

در تیرماه سال ۱۲۸۷ ، محمدعلیشاه مجلس را به توپ بست و بسیاری از سران مشروطه را کشت و یا دستگیر و زنجیر کرد و به اصطلاح ”مشروطه اول“ پس از قریب دو سال پایان یافت. در بهمن ماه این سال، آزادیخواهان گیلان قیام کردند و ادارات دولتی را به تصرف خود درآوردند و در فروردین ماه به طرف تهران حرکت کردند و در ۲۲ تیر به کمک مجاهدان بختیاری، قوای قزاق و سربازان حامی شاه را شکست دادند و وارد تهران شدند. محمد علیشاه به سفارت روس پناه برد و بعد هم به روسیه رفت. امور کشور به دست ”هیئت مدیره“ افتاد و احمد میرزا به عنوان جانشین پدر به سلطنت انتخاب شد و اندکی بعد از یک سال، استبداد صغیر نیز پایان یافت.

میرزا کوچک برای تصرف پایتخت فرماندهی دسته ای از مجاهدان را به عهده گرفت و در فتح تهران شرکت داشت. در سال ۱۲۸۹ ، شاه مخلوع آهنگ بازگشت به ایران را کرد. هنگامی که او به دستیاری روسهای تزاری، عمال خود را برای تصرف ترکمن صحرا به ایران گسیل داشت، میرزا داوطلبانه به قوای دولت مشروطه پیوست و به جبهه رفت و در جریان جنگ با تیری که به شانه او نشست، از پا در افتاد و اسیر و به روسیه منتقل شد.

در سال ۱۲۹۰ مستشاران خارجی برای رفع بحران مالی ایران به این کشور آمدند. دولت روسیه تزاری به عنوان مخالفت با این امر و با تهدید و هجوم نظامی به سوی ایران، دو بار اولتیماتوم داد. با آنکه دولت ایران تقاضای روسها را پذیرفت، سپاهیان روسیه از تبریز و رشت وارد ایران شدند و به دستگیری و حبس و تبعید و کشتار مبارزان میهن خواه دست زدند. در ایام عاشورای آن سال، آنان در تبریز ثقه الاسلام تبریزی را با چند نفر دیگر و در رشت و انزلی عده ای از آزادگان را به دار آویختند. در سال ۱۲۹۱ ، روسهای تزاری گنبد مقدس حضرت رضا را به توپ بستند و گروه کثیری از زائران را به قتل رساندند.

میرزا هم که پس از معالجه در روسیه به رشت بازگشته و به مبارزه با اشغالگران برخاسته بود، بر اثر فشار روسها به تهران تبعید شد. در تابستان ۱۲۹۲ جنگ جهانی اول آغاز و پس از آن شمال و جنوب ایران کاملاً به وسیله روس و انگلیس اشغال شد. در زمستان همین سال، پس از آنکه روسها تا اصفهان پیش راندند و انگلیسیها نیز در جنوب، قوای متحدین اروپای مرکزی و هواداران آنها را مغلوب ساختند، دو دولت روس و انگلیس به جای قرارداد۱۹۰۷ ، قرارداد دیگری، معروف به قرارداد ۱۹۱۵ را با ایران بستند. در این قرارداد جدید، منطقه بی طرف را به کلی و ایران را به طور کامل به دو منطقه تحت نفوذ و اشغال خود تبدیل کردند.

اشغال شمال و جنوب ایران، فقر، بیکاری، ناامنی و فساد حاکمان، سراسر ایران را دچار هرج و مرج ساخت. در این سالها دولت مرکزی بسیار ضعیف و حتی از شهرهای نزدیک پایتخت نیز بی خبر بود. حاکمان واقعی ایران سفرای روس و انگلیس و قنسولخانه های این دو سفارتخانه در شهرها بودند و چنین بود فضای سیاسی ایران پیش از نهضت مسلحانه جنگل.

 

مقاومت مسلحانه نهضت جنگل چرا و چگونه آغاز شد؟

میرزا در تهران با ملاقات و مذاکره با رجال دینی و ملی به این نتیجه رسید که اگر در برابر تجاوز بیگانگان مقاومت مسلحانه ای صورت پذیرد، قطعاً موجب کاهش فشار بر ملت ایران خواهد بود.

”نهضت جنگل“ واکنش طبیعی در برابر دخالت و سلطه دولتهای روس و انگلیس در ایران در طی سالهای گذشته و قیام و مقابله مردم در برابر اشغالگران خارجی بود. میرزا از تهران و از راه مازندران به طور پنهانی به گیلان رفت و در اردیبهشت ۱۲۹۴ وارد رشت شد. در مرداد همین سال به همراه دکتر حشمت، یک نفر تفنگ ساز و چهار نفر مجاهد در جنگل تولم، در ضلع جنوبی مرداب انزلی، استقرار یافت. این عده قلیل پس از درگیری و برخوردهای اولیه با روسها و عوامل ایرانی آنها، موفقیتهایی را به دست آوردند و سلاح و تجهیزاتی را به غنیمت گرفتند. توده مردم، روستائیان، کسبه، بازرگانان و معدودی از مالکان روشنفکر و آزادیخواه، طرفدار و پشتیبان این نهضت بودند. علاوه بر مبارزه با تجاوز بیگانگان، احیای مشروطیت و انعقاد مجلس با وکلای حقیقی و تشکیل دولت ملی و اعزام حاکمان درستکار به گیلان، از خواستهای اساسی دیگر سران نهضت بود. مقابله و نبرد جنگلیها با اشغالگران ایران هنگامی که یاران جنگلی و همراهان شهر و روستای آنها فزونی یافتند، پادگانهای نیروی تزاری روس در معرض حمله شبانه مجاهدان قرار گرفتند و عده ای از قزاقان روسی خلع سلاح شدند. پیکار جنگلیها با روسهای تزاری و عوامل آنها در پسینجان، ماکلوان (سه فرسخی ماسوله) و ماسوله و نقاط دیگر گیلان همراه با شکست و پیروزی و ستیز و گریز بود. در آبان ۱۲۹۵ ش، مفاخر الملک، عامل روسها و رئیس سابق نظمیه رشت، مأمور براندازی جنگلیها شد و با حدود ۷۰۰ نفر به سوی کسما به راه افتاد. اردوی اعزامی در بازار کسما توقف کرد. یک روز بعد جنگلیها در چهار دسته متشکل از صد نفر و از چهار طرف به بازار حمله کردند و بازار را به آتش کشیدند. مفاخر الملک دستگیر شد و به قتل رسید. پس از این واقعه، حیثیت و اعتبار جنگلیها افزایش یافت و ”هیئت اتحاد اسلام“، کار شورای دفاعی و سیاسی جنگل را به عهده گرفت. کسما مرکز اداره امور و گوراب زرمیخ، مرکز تأسیسات نظامی جنگل شد.

سال ۱۲۹۶ از درخشان ترین و پرافتخارترین ایام نهضت جنگل بود. در سومین خرداد قیام مسلحانه جنگل، روزنامه جنگل انتشار یافت. در آبان این سال دولت تزاری سرنگون و فشار دو قرن حکومت روسیه بر ملت ایران برطرف شد. هیئت اتحاد اسلام به تأسیس مدارس به سبک جدید و تأسیس دبیرستان نظام، احداث راهها و رودخانه ها و تشکیل محاکم قضایی صالح اهتمام ورزید.

در دی ماه این سال دستور برگشت قشون روس از ایران صادر شد. هزاران سرباز روسی از کرمانشاه به راه افتادند که از گیلان به سوی روسیه روان شوند و در شهرها و روستاهای مسیر از هیچ قتل و غارت و چپاولی خودداری نکردند. هیئت اتحاد اسلام با عقلانیت کافی و با فداکاری زیاد، شرایطی را ایجاد کرد که این سربازان، مطابق قراردادی که راجع به طریقه رجعت قشون روسها از گیلان بسته شده بود، از آنجا عبور کنند.

در خرداد ۱۲۹۷ ، ژنرال دنسترویل، فرمانده قوای انگلیس در ایران با قشون و تجهیزات کافی و کامل از راه گیلان به سوی تفلیس روان شد و با وجود مقابله مجاهدان جنگل و شهادت گروهی از آنها توانست با گلوله باران شهرها و روستاهای گیلان، وارد رشت شود و از مرداد تا مهر ۱۲۹۷ آنجا را در تصرف انگلیسیها نگه دارد. جنگلیها با جنگ و گریز کاری از پیش نبردند و انگلیسیها هم از ادامه فشار به جنگل نتیجه ای نگرفتند. سرانجام با روی کار ، آمدن دولت وثوق الدوله در مرداد ۱۲۹۷ دنسترویل با قوای خود به سوی بادکوبه به راه افتاد. در اسفند ماه ۱۲۹۷ ، تیمورتاش با اختیارات کامل و به عنوان حکمران، برای سرکوبی نهضت جنگل به گیلان اعزام شد. در مرداد ۱۲۹۸ ، قرارداد وثوق الدوله معروف به قرارداد ۱۹۱۹ با انگلستان منعقد گردید.

این قرارداد اختیار کلیه امور نظامی و مالی و گمرکی کشور را منحصراً به دست مستشاران انگلیسی می داد و ایران تحت حمایت دولت بریتانیا قرار می گرفت. با همه تهدیدها و به خصوص با وجود تطمیع دولت وثوق الدوله، جنگلیها به شدت با قرارداد مزبور مخالفت کردند و آن را ”سند فروش ایران“ نام گذاردند. وثوق الدوله در مقام فریب و سازش با جنگلیها برآمد و به جای تیمورتاش، میرزا احمد خان آذری را به کفالت حکومت گیلان گماشت. میرزا کوچک خان در ملاقات با این کفیل حکومت، صریحاً به او گفت ،”عاقد قرارداد ۱۹۱۹ صلاحیت مداخله در امور کشور را ندارد.“ در روزنامه جنگل و اعلامیه های ”هیئت اتحاد اسلام“ و بیانیه های میرزا کوچک خان، همواره تصریح و تأکید شده است که مقاصد جنگلیها، افتتاح شورای ملی، استحکام مبانی مشروطیت، استقلال مملکت، محو ظلم و استبداد و مصونیت از وطن در مقابل تعرض دشمنان است.

در آخر اردیبهشت ماه ۱۲۹۹ ، بلشویکهای روسیه پس از شلیک چند گلوله توپ از دریای خزر به سوی انزلی، ناگهان و بی خبر در آنجا پیاده شدند. ”… در همان وقتی که بلشویکها سرگرم ورود و پیاده شدن به خاک ایران بودند… حکمران گیلان، آقای احمدخان اشتری [که به جای احمدخان آذری منصوب شده بود] و جمعی از معاریف رشت برای دیدن میرزا کوچک خان به فومن آمدند و مشارالیه را به نام صیانت اهالی دعوت به آمدن به رشت نمودند. به علاوه در همان روزها مراسلاتی چند از طرف ملیون و آزادیخواهان تهران رسید که مشعر برآن بود که همکاری با بلشویکها مساعد به حال ملت و مخصوصاً تقویت دستجاتی است که علیه قرارداد ۱۹۱۹ مشغول مبارزه بوده و اهتمام دارند آن را لغو نمایند و همچنین چند نفر از آزادیخواهان به نمایندگی از احزاب مختلفه، از بیراهه به جنگل آمده، حامل پیغاماتی نظیر مفاد مکاتیب بالا بودند و ضمناً عده ای از بلشویکها از راه گسگر به فومن آمدند و تقاضا داشتند میرزا کوچک خان زودتر به انزلی بیایند و با رو.سای قشون سرخ مذاکره نمایند. بالاخره همه این عوامل باعث گردیدند که میرزا کوچک به انزلی برود و با بلشویکها به مذاکره بپردازد…“

تأسیس جمهوری انقلابی موقتی سرانجام پس از مذاکره با فرمانده ناوگان سرخ و کمیسر قفقاز و بعضی از اعضای کمیته عدالت طرفدار بلشویکها و بعد از گفت وگوهای زیاد، مقرراتی در ۹ ماده مورد تصویب طرفین قرار گرفت، تأسیس جمهوری انقلابی موقتی و عدم اجرای اصول کمونیزم و ضبط و مصادره نکردن اموال و عدم الغای مالکیت و منع تبلیغات کمونیستی و سپردن مقررات انقلاب به دست این حکومت [موقت] و عدم مداخله روسها در آن از جمله این مقررات بود. در ماده ۲ مقرر شده بود پس از ورود به تهران و تأسیس مجلس مبعوثان، هر قسم حکومتی را که نمایندگان ملت پذیرفتند همان به رسمیت شناخته شود. با توجه به سقوط حکومت اشغالگر تزاری و حسن ظنی که نسبت به حکومتگران جدید روسیه پیدا شده بود، کوچک خان قول و قرار بلشویکها را باور کرد.

میرزا در جمعه ۱۴ خرداد ۱۲۹۹ ، همچون قهرمان قهرمانان و در میان استقبال باشکوه گیلانیان به رشت وارد شد، در حالی که با دولت عاقد قرارداد ۱۹۱۹ جنگ و ستیز داشت و از دربار ناتوان و تسلیم عوامل انگلیس، قطع امید کرده بود.

میرزا در ۱۶ خرداد طی بیانیه ای با اصرار بر ایرانیت و اسلامیت جمهوری، اعلام جمهوری کرد. دولت انقلابی به تنظیم امور پرداخت و اقدام به تحویل گرفتن ادارات کرد. هنوز کارها سامان نیافته بودند که تندرویها و بلشویک بازیها شروع شدند. مصلحت اندیشیهای میرزا کارساز نشدند و کمونیستها به اقدامات خودسرانه دست زدند و بلشویکهای دیگری از باکو وارد رشت شدند. حدود یک ماه پس از اعلام جمهوری، میرزا به عنوان اعتراض به اعمال بلشویکها از رشت به فومن رفت.

 

کودتای سرخ  سقوط حکومت کوچک خان

حکومت انقلابی بلشویکی روسیه از آغاز تا.سیس، درگیر این نظریه بود که پیروزی انقلاب کمونیستی، بدون انقلاب جهانی امکان پذیر نیست. برخی از کارگزاران این حکومت هم می پنداشتند راه وصول بدین منظور، دستیابی به کشورهای شرق، به خصوص ایران است. حمله بلشویکها به گیلان، ۱۸ روز پس از پیاده شدن نیروهای شوروی در باکو و تا.سیس جمهوری شوروی در آذربایجان انجام گرفت. لنین در آذرماه ۱۲۹۶ ضمن بیانیه ای خطاب به مسلمانان روسیه و مشرق زمین اظهار کرده بود که، ”ما اعلام می کنیم که عهدنامه سری راجع به تقسیم ایران محو و پاره گردید و همین که عملیات جنگی خاتمه یافت، روسیه از ایران خارج می شود و حق تعیین مقدرات ایران به دست ایرانیان تأمین خواهدگردید…“

ولی پس از اعلام جمهوری انقلابی موقتی ایران، رئیس شورای جنگ انقلابی جمهوری فدارتیو روسیه سوسیالیستی روسیه، در خرداد ماه ۱۲۹۹ به فرمانده ناوگان سرخ انزلی ضمن توصیه های فریبکارانه ای دستور داد، ”…به طور پنهانی کمک کنید تا در ایران روش شوروی تبلیغ شود و شوراهای معتبری سروسامان بگیرند…“

در اوایل ۱۲۹۹ ، بلشویکها با کودتای سرخ، زمام امور را به دست گرفتند. با هدایت وحمایت فرمانده قوای مسلح شوروی در گیلان، همه طرفداران میرزا را هر که و هر جا بود، دستگیر و بازداشت کردند و دولت دست نشانده خود را روی کار آوردند. انقلاب گیلان برای مسکو جز وسیله ای بزرگ برای چانه زنی در دادوستد سیاسی با انگلستان نبود. قوای دولتی در آخر مرداد وارد رشت شدند. بلشویکها رشت را تخلیه کردند و به طرف انزلی رفتند و با رسیدن قوای کمکی از روسیه دوباره به رشت حمله کردند. قوای دولتی عقب نشستند. تسلط بلشویکها در رشت موجب مهاجرت اول اهالی رشت در شهریور ۱۲۹۹ شد و باز بلشویکها به طرف انزلی عقب نشینی کردند.

قوای دولتی مدتی هم در رشت ماندند، ولی ناگهان رشت را رها کردند و بلشویکها برای بار دوم به رشت آمدند و مهاجرت دوم اهالی در مهرماه ۱۲۹۹ با عقب نشینی قزاقها از رشت به اوج خود رسید. در این دو مهاجرت که از آنها به عنوان ”فاجعه مهاجرت“نام می بردند، بالغ بر شصت هزار نفر از مردم، آواره کوه و بیابان شدند. میرزا در نامه مفصلی به لنین متذکر شد که، ”… در موقع خود به نمایندگان روسیه اظهار کردم که ملت ایران حاضر نیست پروگرام و تاکتیک بلشویکها را قبول کند…“ و در نامه های دیگر به مدیوانی که برای اداره امور انقلاب به گیلان آمده بودند یادآوری کرد که، ”…به نام سوسیالیزم، اعمالی مرتکب شده اید که لایق قشون مستبد نیکلا و قشون سرمایه داری انگلیس است…“ و”…من آلت دست قوی تر از شما نشدم چه رسد به شماها. ماها به شرافت زیست کرده ایم، به شرافت راه انقلاب را پیموده ایم با و همین عقیده هم می میریم…“ کابینه وثوق الدوله تا تیرماه ۱۲۹۹ بر سر کار بود. پس از مشیرالدوله (حسن پیرنیا) و از ۵ آبان کابینه سپهدار اعظم رشتی روی کار آمدند و در سوم اسفند ۱۲۹۹ با کودتای رضاخان، سید ضیاءالدین طباطبایی، رئیس الوزرا شد و سازش و تبانی دولت روسیه و امپریالیسم انگلیس و بازی پشت پرده آنها روی صحنه آمد.

بسیار جالب است که بدانیم در هشت اسفند ۱۲۹۹ ، موافقتنامه روسیه  ایران امضا شد و در ”چانه زنی سیاسی“ روسیه بر سر نهضت جنگل، سرانجام با امضای تفاهمنامه تجاری میان روسیه شوروی و بریتانیای کبیر که مدتی طول کشیده بود، در ۲۶ اسفند۱۲۹۹ پایان یافت. این تفاهمنامه به طور واقعی عملی نمی شد مگر به شرط اینکه هر دو طرف از عملیات خصمانه صرفنظر کنند. تصریح شده بود که حکومت روسیه باید از هر اقدامی بدین قرار خودداری کند. ”تشویق ملتهای آسیا به طریق نظامی سیاسی یا شیوه دیگر با تبلیغات یا اعمال خصمانه علیه منافع امپراتوری بریتانیا […]“در اردیبهشت سال ۱۲۰۰ ، در روز تاجگذاری احمدشاه، روتشتاین سفیرکبیر روسیه در خطابه ای در پیشگاه شاه گفت، ”…خاطر اعلیحضرت را مطمئن می سازد که دولت متبوعه دوستدار نظر به تعهداتی که در موقع انعقاد قرارداد نموده با نهایت صمیمیت اقدامات لازمه در تسریع تصفیه مسئله گیلان اتخاذ خواهد نمود..“

معطل ماندن امور مردم در گیلان و به بن بست رسیدن حکومت کودتاچیان دست نشانده بلشویکها موجب شد که احسان الله خان و خالو قربان به ناچار طی نامه مفصلی در آبان ۱۲۹۹ بار دیگر دست همکاری به طرف جنگلیها دراز کنند. میرزا در پاسخ نامه آنها پرسشهایی را مطرح و به هر یک به تفصیل پاسخ داد. برخی از پرسشها به صورت زیر بودند:

”آقایان! بلشویکها را چه کسی دعوت کرد؟ چه کسی نقض عهد کرد؟ چرا به جنگل آمدیم؟ عملیات ما چه بود و چه نتیجه ای داد؟“ و در پایان یادآور شد که ”…نمایندگان روسیه به عنوان مساعدت آمدند، قراردادی را منعقد کردند، بعد عده ای از آنها نقض عهد کردند…“

بعد از مبادله نامه ها، خالو قربان و احسان الله خان برای دیدار میرزا به فومن رفتند و زمینه یک توافق بعدی فراهم شد و در نتیجه پس از مذاکراتی همگی تعهد کردند که صادقانه با یکدیگر همکاری کنند و در اول تیر ۱۳۰۰ پس از آشتی، اعلامیه مشترکی به نام ”کمیته انقلاب ایران“ صادر کردند. از طرف دیگر پس از امضای قرارداد دولتهای ایران و روسیه در ۸ اسفند ۱۲۹۹ ، مقدمات تخلیه رشت و انزلی از سربازان شوروی فراهم و تا نیمه تیرماه ۱۳۰۰ ، رشت از سربازان روسیه تخلیه شد.

پس از خروج سربازان روسیه در مهرماه ۱۳۰۰ ، جنگهای داخلی خونینی میان گروههای وابسته به ”کمیته انقلاب ایران“ و مجاهدان جنگلی و طرفداران بلشویکها روی داد و زنگ سقوط حاکمیت به صدا درآمد. در شهریور ۱۳۰۰ ، روتشتاین، سفیر کبیر روسیه در ایران، در نامه ای که برای میرزا ارسال داشت. خود را واسطه صلح بین دولت مرکزی و جنگلیها قرار داد و مفصلاً یادآوری کرد که، ”…ما، یعنی دولت روسیه در این موقع عملیات انقلابی را نه تنها بی فایده، بلکه مضر می دانیم. این است که فرم سیاست خود را تغییر می دهیم و طریق دیگری را اتخاذ می کنیم…“ میرزا در پاسخ روتشتاین ضمن اشاره به پیشنهادهای او یادآوری کرد که، ”… من و یارانم در مشقتهای فوق الطاقه چندین ساله هیچ مقصودی نداشته و نداریم جز حفظ ایران از تعرضات و فشارهای خارجی و خائنین داخلی و تا.مین آزادی و آسایش رنجبران ستمدیده مملکت و استقرار حکومت ملی و همه فداکاریهای بنده و احرار جنگل برای همین مقاصد عالی بود و بس…“ به دنبال پاسخ این نامه، میرزا، مرحوم انشایی را به عنوان نماینده برای مذاکره و چاره جویی به تهران فرستاد. انشایی در ۱۶ مهر ۱۳۰۰ وارد تهران شد و به ملاقات بعضی از مقامات مانند روتشتاین و اعضای هیئت دولت رفت. در گزارش انشایی به میرزا با عنوان ”آقای میرزا مدظله“ می خوانیم: ”با احتمال کلی که این عریضه به شما نخواهد رسید و ممکن است افشای آن تولید زحمت برای من نماید، معهذا جهت استحضار شما می نویسم. حسن اخلاق و نیت بی آلایش و صداقت شما در کلیه امور و حتی در سیاست سبب این شد که اظهارات روتشتاین را حمل بر نوعپرستی کرده، بیانات زمامداران وقت را هم خالی از ریا تصور و مرا امر به عزیمت به تهران کنید… روتشتاین وزیرمختار را ملاقات کردم. در اول معلوم شد آنچه نوشته و گفته، همه از روی دورنگی و تزویر و دیپلماسی بوده و فقط منافع خصوصی دولت خود را به محو وطن پرستان گیلان و شما که در رأس آنها واقع شده اید تشخیص داده اید… فقط به بنده تکلیف کرد که به دولت ایران بدون هیچ شرط تسلیم شوید… شب را به ملاقات رئیس الوزرا [قوام السلطنه] رفتم، موکول به ملاقات وزیر جنگ نمود. صبح فردا وزیر جنگ [رضاخان سردار سپه] به گیلان عزیمت کرده بود.. ما فعلاً در تهران غریب و مقهور و شما و یاران جنگل بین دشمنان از هر طرف محصورید. با این اوصاف، به وعده اجنبی فریب نخورید، چنانکه تا حال نخورده اید. توکل به خدا و ائمه اطهار و اعتماد به نفس نموده و اگر ممکن باشد با وزیر جنگ اگر توافقی هم شود فقط با او خواهد بود، نوعی تصفیه کنید. اگر نگذاشتند یا ممکن نشد، خود را به خدا بسپارید و در مقابل حوادث مقاومت کنید و در عین حال به فکر حفظ خویشتن نیز باشید، شاید عنایت الهی شمال حال شده و طوری شود که زحمات چندین ساله شما و ما به هدر نرود و بعدها برای مملکت و آزادی قادر به خدمت باشیم…“ سردار سپه در صبح روز ۲۲ مهر ۱۳۰۰ با پیشرو قشون دولتی وارد رشت گردید، ”… کلانتراف که از طرف سفارت روس با سردار سپه آمده بود به تنظیم ارتباط بین قشون دولت و انقلابیون [طرفدار بلشویکها] اشتغال داشت. در همان روز، جمعی از انقلابیون دیروزی به سردوشیهای سرهنگی [مانند خالو قربان] و سایر درجات نظامی مفتخر… و جمعی دیگر [مانند احسان الله خان] به انزلی رفتند که از آنجا به بادکوبه رهسپار شوند..“ میرزا که حصول نتیجه را ناممکن می دید، سر به کوههای خلخال گذاشت و به سوی سرنوشتی نامعلوم رهسپار گشت و در دامنه کوههای گیلان در طوفان برف گرفتار و شهید شد. (آذر ۱۳۰۰ش)

دشمنان قسم خورده او سرش را از تن جدا کردند و به رسم ارمغان به تهران آوردند و آن را در گورستان حسن آباد، ایستگاه آتش نشانی فعلی تهران دفن کردند. یاران میرزا این سر را به گورستان سلیمانداراب رشت منتقل کردند. بعد از شهریور بیست، تن میرزا و سر او در این گورستان در یک مکان قرار گرفت. خالو قربان پس از گذشت اندک زمانی در جنگ با شرکت همولایتیهای کردش کشته شد. احسان الله که به باکو مهاجرت کرده بود، در سال ۱۳۱۷ ش اعدام گردید.

 

پی نوشت

۱ روزنامه جنگل، شماره بیست و سوم

۲ محمد علی گیلک، تاریخ انقلاب جنگل، ۱۲۷۱ ، نشرگیلکان، ص ۲۷۲

۳ همان، ص ۲۷۲

۴ م.ع منشور گرکانی، سیاست دولت شوروی در ایران ۱۲۲۶ ، چاپ. مظاهری، ص ۹

۵ ولادیمیر گینس، بلشویکها در گیلان (ولادیمیر گینس از معدود محققان روسی است که پس از فروپاشی اتحاد شوروی سابق با استفاده از اسناد نویافته تحت مراقبت قبلی رویدادهای ایران و سقوط کوچک جنگلی همت گماشته است. متن اصلی مقاله به زبان روسی است. برای برگردان به فارسی، از ترجمه فرانسوی آن استفاده شده است.

۶ گنجینه اسناد ملی ایران، شماره ۵۸ ، ص ۵۴ ، نامههای میرزا کوچک خان جنگلی (سردار جنگل)

. ۷ همان. ص ۵۶

. ۸ ما.خذ ۵

. ۹ حسین مکی، تاریخ بیستساله ایران. جلد اول، ۱۲۵۸ ، امیرکبیر، ص ۲۶۲

. ۱۰  ما.خذ ۶، شماره ۵۹ ، ص ۶۶

. ۱۱  ما.خذ ۶، شماره ۵۹ ، ص ۷۰

. ۱۲  ما.خذ ۲، ص ۴۵۹

. ۱۳  همان. ص ۴۹۹

۱۴  ما.خذ ۵

 

 

منبع: ماهنامه شاهد یاران/شماره ۱۲ / آذرماه ۱۳۸۵

ارسال دیدگاه