مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
سه شنبه 16 آذر 1395 - Tuesday 6 Dec 2016
محتوا
متن کامل سخنرانی آیت الله کعبی در مراسم بزرگداشت شهید بزرگ میرزا کوچک جنگلی و صد و پانزده روحانی شهید استان گیلان -11 آذر سال 1388

متن کامل سخنرانی آیت الله کعبی در مراسم بزرگداشت شهید بزرگ میرزا کوچک جنگلی و صد و پانزده روحانی شهید استان گیلان -11 آذر سال 1388

حضرت آیت الله کعبی عضو محترم شورای نگهبان، 11 آذرماه 1388 با حضور در مراسم بزرگداشت سردار بزرگ «میرزا کوچک خان و صد و پانزده شهید روحانی استان گیلان» مباحث مهمی را در خصوص روحانیت و نقش آن در جامعه امروز عنوان نمودند.

دوشنبه 18 خرداد 1394 - 19:34

حضرت آیت الله کعبی عضو محترم شورای نگهبان 11 آذرماه 1388 با حضور در مراسم بزرگداشت سردار بزرگ «میرزا کوچک خان و صد و پانزده شهید روحانی استان گیلان» مباحث مهمی را در خصوص روحانیت و نقش آن در جامعه امروز عنوان نمودند که متن کامل سخنان ایشان در ادامه بیان می شود:

میرزا کوچک انسانی انقلابی بود که در واقع پرتوی از نور اسلام ناب محمدی و ولایت مولا امیر المومنین(ع) و نیز نهضت اباعبدلله الحسین در او دمیدن گرفت و توانست بر اساس فرهنگ اسلامی و بر مبنای احیای هویت اسلامی به وظیفه شرعی خود در راه مبارزه با اجنبی عمل کند. میرزا کوچک خان، طلبه جوانی بود که از مدرسه صالح آباد طلوع کرد.سپس به نهضت مشروطه پیوست و با تبادل نظری که با انقلابیون داشت از سویی در فتح قزوین شرکت نمود سپس تصمیم گرفت به عنوان یک روحانی آگاه و بیدار برای مبارزه با اجنبی و عمال داخلی آنان هجرت کند؛ هجرتی مقدس به گیلان که تشکل جهاد ومبارزه در راه خدا را شکل داد. میرزاکوچک خان برای عمل به وظیفه شرعی با تحصیل دروس حوزوی تا حد کفایه به نهضت مشروطه پیوست و به عنوان یک روحانی فعال در حالی که کشور آبستن حوادث بسیاری بود و بر اثر عهدنامه های ننگین رو به تجزیه و اشغال بیگانگان می رفت و در شرایطی که زمینه برای کودتای رضاخان با انگیزه مبارزه با اسلام فراهم می شد، حرکت عظیم خود را آغاز کرد. میرزا کوچک شخصیتی بود که می توانست مجتهد و مرجع تقلید شود و وجاهت و جایگاه اجتماعی پیدا کند، لکن بر اساس عمل به وظیفه شرعی- همان چیزی که امام راحل به ما آموختندکه ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه- با هماهنگی شخصیت هایی نظیر مرحوم آیت الله مدرس به عنوان عالمی بزرگ به گیلان هجرت نمود؛ هجرتی مقدس برای حفظ هویت اسلامی در گیلان.

در همان زمان موج سرخ کمونیست با اشغال اجانب و پیروزی انقلاب اکتبر یا کودتای کمونیستی درشمال کشور شکل گرفته و کمونیست های داخلی با ژست انقلابی گری یکه تازی می نمودند. انگلیسی های مستعمر؛ پیر کهنه استعمار؛ از طریق برنامه های هدفمند به دنبال غربی کردن و اشغال ایران بودند. در چنین شرایطی میرزا کوچک خان در گیلان، هسته مقاومت تشکیل داد.

آنچه در تاریخ آمده با توجه به تهمت هایی که به میرزا بسته شد در نهایت روس ها به میرزا خیانت کردند به گونه ای که استعمار انگلیس دشمن اصلی میرزا کوچک و میرزا هم دشمن انگلیس محسوب می شد. بنابراین شرق و غرب، موج سرخ کمونیستی و نظام سرمایه داری، استعمار و استبداد در واقع دشمن شماره یک میرزا بودند و دفاع از هویت اسلامی دل نگرانی میرزا کوچک بود. هماهنگی با انقلابیون مشروطه حرف اول او بود که در نهایت هنگام مواجهه میرزا با اوج تهمت ها و افترا ها، مرحوم مدرس جواب آن استفتای بلند را در دفاع از وی اینگونه می دهد. ایشان می فرمایند: « پر واضح است که ضدیت و محاربه با چنین جمعیتی «یعنی نهضت جنگل» مساعدت به کفر و محاربه با اسلام است. »

این همایش علاوه بر بزرگداشت یاد میرزا کوچک خان که نماد هویت اسلامی، غیرت اسلامی، مبارزه با استبداد و استعمار است، یادواره شهدای روحانیت هشت سال دفاع مقدس استان گیلان نیز می باشد.

روحانیت عزیز و شهید در خط میرزا و در خط اسلام ناب حضرت محمد (ص) و ولایت مولا علی(ع) و نهضت ابا عبدلله(ع) به عنوان سند هویت اسلامی ایران جاودانه شدند. این روحانیون شهید و سرداران دلاور عرصه علم و جهاد نیز می توانستند راحت طلب باشند و در خانه ها وحجره ها بشنینند و به مدارج علمی و اجتهاد وپست و مقام و امثال اینها برسند اما ترجیح دادند با خون خود تبلیغ حقیقی از اسلام را به اثبات برسانند. اگر تاریخ را ورق بزنیم و دقت کنیم اصولا استقلال ایران، هویت معاصر ایران و یکپارچگی ایران در پهنه تاریخ، مرهون روحانیت معزز است.

کافیست همین دوران اخیر یعنی سی سال شکل گیری نظام مقدس جمهوری اسلامی بررسی شود تا بدانیم که در دوران حاکمیت شاهان یک میلیون و چهارصد و اندی کیلومتر مربع ازخاک ایران جدا شد و عهد نامه های ننگینی چون گلستان و ترکمنچای امضا شد. اما امضای هیچ روحانی را پای اینگونه اسناد استعماری نمی بینید؛ بلکه روحانیت همیشه در صف اول مبارزه برای دفاع از آزادی، استقلال و تمامیت ارضی بر مبنای احکام اسلامی و جهاد در راه خدا ایستادگی نموده اند. هشت سال دفاع مقدس یک وجب از خاک ایران اسلامی جدا نشد.

اصولا علماء دین با دو صفت برجسته شناخته می شوند: علم و تقوا. علم دینی به معنای معرفت داشتن روحانی نسبت به نظام هستی است و آنگاه معارف خود را به مردم نیز آموزش می دهد.

تقوا به معنی اطلاع و اعتقاد یک روحانی به وجود خداوند، بهشت و جهنم و رسالت پیامبران و هدفداری انسان در زندگی است. عالمان دین می کوشند که جهان رنگ خدایی پیدا کند چراکه خدا حاکم مطلق بر جهان و انسان است و از این جهت پارسا پیشه اند.

علم و تقوا دو عنصر سازنده روحانی حقیقی ست. علم بدون تقوا، سبب اطلاق لفظ «روحانی نما» می شود یعنی کسی که در چهره روحانی ست لکن در خط روحانیت اصیل نمی باشد.

اگر تقوا بدون علم باشد سبب اطلاق لفظ انسان مومن می شود نه «روحانی مومن». روحانی واقعی کسی ست که علم و تقوا را جمع نماید و به رسالت رهبران راستین دینی عمل کند.

حال اگر وظیفه اقتضا کند که روحانی جهاد کند و به جبهه برود، مجاهد در راه خدا نیز می شود. اگر اقتضای علم و تقوا می طلبد که روحانی خادم مردم گردد، روحانی خدمت گزار می شود و به مردم خدمت می کند و اگر علم و تقوا اقتضا کند که روحانی با اخلاق نیکو به مردم آموزش زندگی بدهد، به وظیفه عمل می نماید. روحانی کسی است که در میان مردم زندگی می کند و به هیچ وجه از آنها قابل تفکیک نیست.

روحانی حقیقی در متن مردم است، اشرافی زندگی نمی کند و عافیت طلب و رفاه طلب نیست. اینها ویژگی مهمی ست اگر ببیند مردم در رنج و عسر و زحمتند و با مشکلات روزمره دست و پنجه نرم می کنند، خواب از چشم می رباید تا مشکلاتشان را حل کند. همواره از مستمندان دستگیری می کند و حلال مشکلات مردم است: « بالمومنین رئوف رحیم».

نماد روحانی واقعی در زمان ما که توانست مردم را بر اساس این ویژگیها در خط پیامبر اکرم(ص) رهبری کند، بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) می باشد.

روحانیت با این ویژگی ها همیشه در طول تاریخ درخشیده اند و مردم هم به خوبی، آنان را شناخته و حمایتشان نموده اند. امروز ملت سرافراز ایران، رهبر معظم انقلاب اسلامی؛خلف شایسته و بایسته امام راحل؛ حضرت آیت الله خامنه ای(حفظه الله) را یک روحانی واقعی که بر مدار روحانیت حقیقی در خط اسلام محمدی(ص) و مکتب علوی و نهضت حسینی حرکت کرده، می شناسند و از عمق جان به ایشان علاقه مندند و رهبری را در کوران حوادث هیچ گاه تنها نگذاشته اند.

لازم است منشور روحانیت همان منشوری که امام راحل در روز سوم اسفند شصت و هفت مصادف با پانزده رجب 1409خطاب به روحانیت و ملت سرافراز ایران، صادر کردند باز خوانی شود تا در شرایط توطئه های داخلی و ایستادگی در مقابل استکبار جهانی، وظایف و نقش روحانیت بهتر شناخته شود.

استکبار جهانی، جدایی مردم از روحانیت اصیلِ طرفدار امام و رهبری و فاصله انداختن بین مردم و ولایت فقیه را یک اصل می داند که ما باید با صدای رسا به مردم بگوییم استقلال، آزادی و عظمت دینی این کشور، در سایه روحانیت اصیل به دست آمده است و آنانی که با روحانیت اصیل ضدیت می کنند در واقع با استقلال و هویت حقیقی این کشور ضدیت می کنند. به فرمایش شهید بزرگ علامه مطهری(ره)، بعد از ورود اسلام به این کشور بزرگ ، خدمات متقابل اسلام و ایران هیچگاه قابل تفکیک نیست. هویت این کشور، هویت اسلام شد که همواره به اهل بیت وفادار بوده اند. کسانی که با روحانیت و ولایت دشمنی می کنند در واقع میخواهند مردم را از خط اسلام و اهل بیت و در نهایت کشور را از خط عزت و استقلال جدا کنند و با هویت حقیقی این کشور دشمنی می نمایند. اگر فقهای عزیز نبودند معلوم نبود امروز چه علومی با عنوان علوم قران و حدیث مواد تغذیه توده های مردم بود ، به عبارت بهتر خط اسلام اصیل، خطی ست که امام در موردش فرمودند: «اسلام بدون روحانیت مانند کشور بدون طبیب است». امروزه طرافداران قرائت های گوناگون از دین و اسلام، اسلام التقاطی ، اسلام لیبرالی و اسلام سکولار، مروجین و مبلغین اسلام منهای روحانیت می باشند.

در جزوه ای که بعضی از کاندیداهای شکست خورده ریاست جمهوری و انقلابیون فرسوده ی گذشته نسبت به آینده نگریشان در دهه چهارم منتشرکرده اند مانیفست ده سال آینده را از نگاه خود بیان نموده که به جای تزریق امید و آگاهی و ایستادگی و حماسه سازی در سراسر جزوه مذکور، تردید و شک و حیرت و سرگردانی به مخاطب تزریق می شود.

امروزه هزاران هزار سامانه دروغ پردازی و شایعه افکنی جهت ایجاد تردید و شبهه بین مردم در قالب های براندازی نرم فعالیت می کنند. در جزوه مذکور پس از ذکر مانیفست اعتقادی بیان می شودکه: «ما معتقدیم که معرفت نسبی ست، قرائت های گوناگونی از دین وجود دارد و هیچ کدام از این قرائت ها حجت نیست.حکومت باید چه وظیفه ای داشته باشد؟ حکومت باید نسبت به قرائت های گوناگون بی طرف باشد!»

سوال اینجاست، کدام قرائت را می خواهید حاکم کنید؟ قرائتی که بر اساس رای و عقلانیت به دست بیاید. پس باور ها و ارزش های اسلامی را چگونه بشناسیم؟ می گویند عقلانیت جمعی توحیدی. یعنی عقل فردی به اضافه مشاوره با عقل دیگران! علامه شهید مرتضی مطهری(ره) می فرماید: « فقاهت و اجتهاد موتور محرک اسلام است و فلسفه خاتمیت است» اماآنان به جای اجتهاد و فقاهت، مرجعیت و ولایت، می گویند عقلانیت آن هم عقلانیت ابزاری! به عبارت بهتر دنبال تئوری اسلام منهای روحانیت اصیل اند و در نظر دارند اسلام لیبرالی و به فرمایش امام راحل، اسلام آمریکایی را به ارمغان بیاورند. باید از امام راحل یاد کنیم که می فرمود: « به طلاب سفارش کنید که اگر جذب جامعه مدرسین نشوید جذب طرفداران اسلام آمریکایی خواهید شد.»

امام در شرایطی این جمله را فرمود که طرفداران اقتصاد دولتی و سوسیالیستی و بنگاه های عمومی در دهه اول انقلاب با نگاه چپ، روحانیت و فقهاء اصیل را طرفداران سرمایه داری و رفاه طلبی معرفی می نمودندکه امام تیزهوشانه همان زمان فرمودندکه اگر جذب جامعه مدرسین نشوید جذب طرفداران اسلام آمریکایی خواهید شد.

امروز همان پرچم داران خط ارتباط با استکبار و طرفداران واقعی اسلام آمریکایی با تز اسلام منهای روحانیت و نگاه های روشنفکری غیر دینی می خواهند باورها و ارزش های انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و روحانیت را با شعارهای کاریکاتوری و بدلی، مصادره کنند. برای مقابله با این عوامل، هوشمندی و بصیرت لازم است که البته بدون بصیرت و شناخت نمی توانیم مصونیت پیدا کنیم.

در این بخش از سخن باید یادی از مرجع معاصر گیلان نمود، حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره) که نماد اقتدار معنوی برای نظام مقدس اسلامی ست. این مرجع عارف و وارسته در دیداری که ما به اتفاق بعضی از مسئولین با ایشان داشتیم ضمن توصیه به خدمت صادقانه به مردم، به بعد ضد استبدادی و استعماری امام و میرزا کوچک خان اشاره کردند و سپس از میرزا کوچک خان به عنوان مبارز بزرگ ضد استعمار پیر انگلیس یاد کردند و شباهت بین امام و میرزا کوچک را از جهت مبارزه با استبداد و استعمار ذکر نمودند.

الحمدلله گیلان غنی است از علماء و مجتهدین، امروز در این جمع افتخار می کنیم که در خدمت حضرت آیت الله قربانی نماینده معزز ولی فقیه در استان هستیم که ایشان حقیقتا از مفاخر حوزه علمیه قم می باشند؛ دانشمند، مولف، انقلابی که در واقع برای حفظ اسلام و هویت اسلامی و بلند نمودن پرچم دفاع از ولایت و رهبری، فداکاری های بسیار داشته اند که امروز به عنوان نماینده معزز ولی فقیه در استان گیلان مشغول فعالیتند که جای شکرگزاری و قدردانی است.

امام می فرمود:«صدها سال است که روحانیت، تکیه گاه محرومان بوده است.» یکی از نقش های محوری روحانیت، خدمت به مستضعفین و محرومین می باشد که در هر عصری از اعصار برای دفاع از مقدسات دینی و میهنی خود مرارت ها و تلخی هایی متحمل شده اند و همراه با تحمل اسارت ها و تبعیدها، زندان ها و اذیت و آزارها و زخم زبان ها ، شهدای گرانقدری را به پیشگاه مقدس حق تقدیم نموده اند. شهدای روحانیت منحصر به شهدای مبارزه و جنگ در ایران نیستند یقینا رقم شهدای گمنام حوزه ها که در مسیر نشر احکام الهی به دست مزدوران و نامردان غریبانه جان باخته اند بسیار زیاد است. در هر نهضت و انقلاب الهی و مردمی، علمای اسلام پیشگامان ایثار و شهادت بوده اند. کدام انقلاب مردمی و اسلامی را سراغ دارید که در آن حوزه و روحانیت پیشکسوت شهادت نبوده و بر بالای دار نرفته باشند؟ چه مشروطه و چه قبل از مشروطه و کل تاریخ ایران.

وقتی استعمار انگلیس وارد جنوب ایران شد همانگونه که در شمال ایران نیز مستقر بودند با فتوای مرجع عالیقدر، مرحوم آیت الله سیدمحمد کاظم یزدی طباطبایی مردم خطه جنوب حماسه جهاد را برای دفاع از این مملکت آفریدند، در شمال کشور به شکلی دیگر. در طول تاریخ شهدای حوزه و روحانیت افق فقاهت را گلگون کرده است.

امام راحل می فرمود:« از جمله ویژگی های شیردلان روحانیت، اتکا به اصول اسلام ناب محمدی (ص) و مخالفت با متجاوزان شرق و غرب است.»

امام بعد از تبیین ویژگی های روحانیت گویا پیش بینی ویژگی های دهه چهارم انقلاب را می نمود و می فرمود روحانیت راستین دشمنانی دارند که چند سنخ می باشند.

نخست کسانی که با نغمه جدایی دین از سیاست، عافیت طلبی و راحت طلبی را با تحجر و مقدس مآبی به رخ می کشند و می گویند اگر روحانیت اصیل وارد مسائل انقلاب شود از وظایفش عقب می ماند گویا اینکه روحانیت وظیفه ای برای حفظ استقلال و آزادی و حمیت و غیرت و خدمت به دین و مبارزه با استکبار ندارد! این عده با شعار جدایی دین از سیاست، وارد عرصه می شوند. امروز دو گروه شعار جدایی دین از سیاست می دهند که با هم متحد شده اند: متحجرین مقدس مآب و سکولارها و لیبرال ها.

دسته دوم استکبار جهانی ست. استکبار با چند ابزار به سراغ روحانیت اصیل آمده: 1) ارعاب و تهدید 2) خدعه و نفوذ.

یکی از جلوه های از پا درآوردن روحانیت اصیل نفوذ در نظام روحانیت است. امام این مسئله را پیش بینی کرده بودند و می فرمودند حزب توده،کمونیست ها، سرمایه داران، مستکبران و امثال آنان برای پنجاه سال آینده دنبال کسانی خواهند بودکه تربیتشان کنند تا در کسوت روحانیت به دین ضربه بزنند. امروز مردم در همه صحنه ها وفادار به رهبری ایستاده اند . اما انتظار از خواص و نخبگان اینست که همگام با مردم مقاوم و مجاهد و ولایت مدار ، رهبری را در صحنه مبارزه با استکبار و توطئه های داخلی تنها نگذارند ،که این خود از رسالت های مهم روحانیت است و باید به آن توجه شود.

امام راحل می فرمودند: «اتحاد، بصیرت و شناخت اسلام، شناخت خدعه لیبرال ها و اسلام لیبرالی است.»

امام همواره نسبت به لیبرال ها، نهضت آزادی، ملی گراها و جریان های منحرف هشدار می دادند و می فرمودند: «نباید با ترحم های بیجا و بیهوده نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام، به گونه ای تبلیغ کنیم که احکام خدا و حدود الهی زیر سوال برود.»

بعضی قائلند که باید نسبت به اجرای احکام اسلامی کوتاه بیاییم تا حاکمیت دچار فرسایش شده و از اجرای احکام اسلامی عقب نشینی کنند. امام راحل در جواب این عده در بخشی از سخنان خود فرموده اند:« من بعضی از این موارد را نه تنها به نفع کشور نمی دانم که معتقدم دشمنان از آن بهره می برند، من تا هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرال ها بیفتد و نخواهم گذاشت منافقین، این مردم بی پناه را از بین ببرند. تا من هستم نخواهم گذاشت از اصول نه شرقی و نه غربی عدول شود.»

امروز ما می بینیم که خلف شایسته و بایسته امام در خطبه نمازجمعه بیست و نهم خرداد بعد از فتنۀ فتنه گران پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، قاطعانه همراه با اقتدار و عزت فرمودند: « اگر بعضی فکر می کنند که باید مردم را در خیابان ها نگه دارند و من عقب نشینی کنم، بدانند من اهل عقب نشینی نیستم. »

نکته ی حائز اهمیت صلابت رهبریت نظام و اقتدار ایشان در پیروی از راه امام و خط امام می باشد. امروز خط امام در بیانات رهبری ترجمه می شود یعنی هر کسی که از راه رهبری فاصله بگیرد در واقع از خط امام فاصله گرفته است چون امام می فرمود:« پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیبی نرسد.»

امام(ره) با تاکید بر روش اجتهاد سنتی می فرمود:« فقه من فقه جواهری ست و فقه جواهری فقه اصیل است.» امام به این دلیل می فرمود، تا عده ای به عنوان مراجع بدلی و به عنوان چهره هایی که دشمن دوست دارد در تریبون ها مطرح شوند، حذف گردند. کسی که بر خلاف احکام مسلّم اسلام فتوا می دهد بهره ای از فقه جواهری نداشته است و نمی تواند ادعا کند که در راه امام و پاسداری آرمان امام می باشد. راه امام، فقه جواهری ست که ایشان این سخن را قاطعانه در منشور روحانیت بیان می نماید.

امام در بخشی دیگر از سخنان خود می فرماید:« بعضی ها فکر می کنند که اگر کمی کوتاه بیاییم اوضاع داخل و خارج مملکت درست می شود و اگر کمی عقب نشینی کنیم و سیاست تنش زدایی با آمریکا و استکبار داشته باشیم بالاخره آنها نسبت به ما راضی می شوند و سپس می توانیم کشور را اداره کنیم.» بحثی که امروز دشمنان ما، شیطان بزرگ و صهیونیست ها دارند ، چیزی به جز نابودی اسلام و مسلمین و تغییر هویت اسلامی نیست. هر گامی که ما عقب نشینی کنیم آنها صد قدم جلو می آیند و خوشبختانه رهبری با صلابت در مقابلشان ایستاده اند. امروز اسلام به برکت انقلاب اسلامی، هجوم به پایگاه های استکبار را آغاز کرده تا جاییکه اسلام به عنوان دین دوم در اروپا و آمریکا مطرح است.

در کشوری مانند سوئیس که ادعای بی طرفی می نماید نتوانستند شش درصد مردم مسلمانشان را تحمل کنند و گفتند ساختن مناره در مساجد ممنوع می باشد!

آنگاه ادعا می کنند که در اروپا آزادی مذهبی وجود دارد! حقیقت آن است که امروز دیگر نمی توانند حضور اسلام ناب راتحمل کنند. نقاب هایشان را برملا و جنگ علنی با اسلام را شروع کردند. اسلام هراسی، شیعه هراسی و ایران هراسی جزء استراتژی استکبار و آمریکای جهانخوار است که امام هوشمندانه استراتژی آنها را بیان نمودند. ما باید بدون توجه به غرب حیله گر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسی حاکم بر جهان، در صدد تحقق فقه عملی اسلام برآییم.

منبع: http://gilan.beest.ir/?q=node/304

ارسال دیدگاه