مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
یکشنبه 14 آذر 1395 - Sunday 4 Dec 2016
محتوا
حمایت دموکرات های همدان از نهضت جنگل و مبارزه با نیروهای انگلیسی

حمایت دموکرات های همدان از نهضت جنگل و مبارزه با نیروهای انگلیسی

ابوالفتح مومن
همدان بخاطر موقعیت های ویژه ای که داشت، از جمله قرار گرفتن در جاده ابریشم، اهمیت ویژه ای را دارا بود. این موقعیت مکانی اهمیت همدان در جنگ جهانی اول را بسیار پر رنگ تر کرد. در این میان دموکراتهای همدان در مبارزه با انگلیس با نهضت جنگل نیز همنوا و همراه شدند.

سه شنبه 19 خرداد 1394 - 05:48

ابوالفتح مومن

 

مقدمه:همدان در طول ادوار تاریخی، دارای نقش و موقعیت ممتازی بوده است؛به خصوص قرار گرفتن این شهر در مسیر جاده ابریشم،و محل انشعاب این جاده به شمال،مرکز و غرب ایران‏ اهمیت ویژه‏ای را به آن بخشیده است.هر مهاجم و نیرویی که می‏خواست از سمت غرب به‏ شمال و مرکز ایران دست یابد،باید از این گذرگاه می‏گذشت؛به طوری که وقایع جنگ جهانی‏ اول و دوم این موضوع را به خوبی تأیید می‏کند.

همدان با داشتن این موقعیت منحصر به فرد،در جنگ جهانی اول،به طرفداری و هواداری از آلمانی‏ها و عثمانی‏ها برخاست.بلافاصله با نهضت جنگل و میرزا کوچک‏ خان‏ رابطه برقرار کرد،و به مبادله اخبار و اطلاعات با آنان پرداخت.در این زمینه دموکرات‏های‏ همدان،نقش برجست ه‏ای داشتند.محمد حسن خان فرید الدوله،که خود از طرفداران سر سخت‏ و همکاری میان دموکراتها و جنگلی‏ها،همچنین چگونگی مقابله با انگلیسی‏ها کاوش کنیم. امید است که این نوشته و اشاره،مایه ترغیب و تشویق دانش پژوهان و پژوهشگران درباهر تأثیر نهضت جنگل در دیگر مناطق ایران گردد.

الف)دموکراتها و استبداد صغیر

قبل از آنکه وارد موضوع ارتباط حزب دموکرات همدان،که برخاسته از مجلس دوم و سوم‏ بود،با نهضت جنگل شویم،لازم است به روند شکل‏گیری و نحوه مبارزه آنان با استبداد صغیر و اعاده مشروطیت پرداخته شود.

محمد علی شاه در ۲۲ جمادی الاول ۱۳۲۶ هـ ق به قزاقان تحت فرماندیه بالکونیک لیاخوف‏ روسی دستور داد،مجلس شورای ملی را به توپ ببندد.پایداری مجاهدین در مقابل حملات‏ لیاخوف نتیجه‏ای نبخشید؛اما پس از کودتای محمد علی شاه،که به استبداد صغیر معروف شد، (ج ۲/۱۳۲۷-ج ۱/۱۳۲۶)جنبش مقاومت در کشور تدریجا،شکل گرفت.بدین ترتیب،ایالات‏ سر به قیام داشتند؛اصفهان در دوم ژانویه ۱۹۰۹ م به دست بختیاریها افتاد.رشت در هشتم فوریه‏ از آن پیروی کرد.همدان و شیراز در بیست و پنجم مارس،یکی پس از دیگری به عناوین متعدد به قیام برخاستند.۱از طرف دیگر،خبر اردوکشی مجاهدین گیلان و بختیاری‏ها به سوی تهران، جنبش انقلابی همدان،لرستان و سایر نواحی ایران را قوت بخشدی.۲

به دنبال کودتای محمد علی شاه،انجمن ولایتی همدان که از ۱۳۲۵ هـ ق ریاست آن بر عهدهء آیت اللّه شیخ محمد باقر بهاری‏۳بود،مجددا فعال گردید و خواهان اعادهء مشروطیت شد؛به همین‏ علت فرماندار همان ناگزیر از استعفا شد.۴این در حالی بود که اهالی همدان،برای مقابله با مستبدان تحت رهبری شیخ محمد باقر بهاری و فرید الدوله گلگون‏۵،متحد شده و جنب و جوش‏ عجیی بر شهر حاکم شده بود.۶

به این ترتیب،مردم به کمک مجاهدین قفقازی-قزوینی،اردوی ملی همدان را تشکیل دادند. ورود مجاهدین قفقازی به همدان،به یک احتمال،در قبال شرکت افواج خوانین قراگزلوی‏ همدان،علیه مشروطه‏خواهان تبریز بوده است،و به احتمال دیگر،آنان پس از سقوط تبریز به‏ دست روس‏ها به همدان آمدند؛شاید هم از زمرهء مجاهدین گیلانی بوده‏اند،که دز قزوین مستقر شده بودند.البته در جریان انقلاب مشروطه،عده‏ای از آذربایجانی‏ها،امثال نوبری‏ها در همدان‏ فعالانه حضور یافتند.روزنامه اثر انقلاب ارگان اردوی مجاهدین همدان،دراین‏باره نوشت:

گروهی مردمان بصیر و دانا محض ارائه طریق از طرف مجاهدان ایران به این شهر آمده،در رفع‏ اختلافات شهر کوشیدند،تحصیل اتحاد نموده و به تشکیل«کمیسیون جنگ»اقدام کردند.۷

البته حزب سوسیال دموکرات همدان در این حرکت مسلحانه نقش مؤثری داشت.رئیس محلی‏ آن محمد حسن خان فرید الدوله بود که بعدها از همدستان میرزا کوچک در همدان گردید.۸

عناصر سوسیال دموکرات در جریان قیام مردم علیه استبداد صغیر،در آذربایجان و گیلان نقش‏ ویژه‏ای داشتند.بسیاری از آنها،که از اعضای حزب همت باکو بودند،در این بحبوحه،حضوری‏ پر رنگ داشتند.البته تقسیم مجلس شورای ملی و افراد سیاسی جامعه به دو گروه«دموکرات»و «اعتدالی»از دوره دوم مجلس شورای ملی مشخص گردیده بود.دموکرات‏ها افکار تند و انقلابی‏ داشتند و خواهان اصلاحات سریع و فوری در جامعه و سیاست خارجی بودند.در حالی که اعتدالیون جزو محافظه‏کاران بودند.محمد علی خان فرزین(کلوپ)،نماینده مردم همدان در مجلس‏ سوم،از جمله دموکرات‏هایی بود که همراه مهاجرین به کرمانشاه و سپس استانبول مسافرت کرد.

مجاهدین قفقازی و دموکرات‏های همدان،در اردودی ملی به عنوان معلوم مشغول تعلیم و آموزش شدند.مجاهدین مذکور،در قلعه کهنه(دبیرستان امام خمینی)اردوگاه خود را بر پا کردند و تپه مصلی را برای تمرینات نظامی برگزیدند.جمع‏آوری مجاهدین مسلح،منحصر به دموکرات‏ها نبود؛چرا که شیخ محمد باقر بهاری نیز اردویی از مریدان خود فراهم آورد.۹

پس از تشکیل اردوی ملی،تلگراف‏هایی از ایالات و ولایات مبنی بر تبریک و اظهار خرسندی‏ به کمیسیون جنگ ارسال شد.

انجمن ایالتی گیلان ضمن تبریک به برادران غیور همدان خواستار آن شد،که هر قدر ممکن‏ باشد،اعانه ملی و افراد مسلح به اردوی ملی در اطراف تهران کمک شود.۱۰

اردوی ملی،ضمن کمک و مساعدت با اردوی اطراف تهران،امنیت شهر همدان را عهده‏دار گردید.آنها در حالی که آماده حرکت به سوی تهران بودند،خبر فتح تهران توسط مجاهدین‏ گیلانی و بختیاری در روزهای ۲۵ و ۲۶ جمادی الثانی ۱۳۲۷ هـ ق به آنان رسید که همین خبر موجب شد،از حرکت بازمانند.اعضای دموکرات‏های همدان که در این مرحله فعال بودند، عبارت بود از:سید حسن مترجم نظام همدانی(مدنی)۱۱،محمد یوسف‏زاده(غمام)۱۲از شعرای‏ همدان،میرزا محمد علی خان فرید الملک،هاشم خان فرید الملک و ابو القاسم محمودزاده رئیس‏ کمیسیون جنگ معروف به رئیس المجاهدین.وی همان کسی بود که رهبری مهاجران را از قزوین‏ به طرف غرب در جنگ جهانی اول عهده‏دار گردید.۱۳

ب)ارتباط و همکاری دموکرات‏ها با نهضت جنگل در جنگ جهانی اول

همدان از مشکلات استبداد صغیر،کمر راست نکرده بود که جنگ جهانی اول آغاز شد.این در حالی بود که دموکرات‏های همدان به امور فرهنگی مشغول بودند.برای نمونه آنها مدرسه نصرت‏ را تأسیس کردند.در همین ایام،مردم در اعتراض به رفتار مظفر الملک حاکم همدان بازار و دکان‏ها را تعطیل کردند که در نتیجه وی برکنار و به جای او،عباس میرزا از جانب پدرش،عبد الحسین‏ میرزا فرمانفرما که والی غرب ایران بود،به عنوان حکمران،راهی همدان گردید.۱۴حکمران جدید هم نتوانست انتظام چندانی به شهر دهد.زیرا فعالیت کنسولگری‏های روس،انگلیس،آلمان و عثمانی در همدان،برای جذب نیرو و تغییر شرایط به نفع خود،اوضاع شهر را به هم ریخته بود. از سوی دیگر،مردم شهر اعم از تحصیل کردگان،فرهنگیان،روحانیون،بازاری و عامهء مردم به‏ دلیل نفرت شدید از ظلم و ستم روسیه و انگلیس به طور غیررسمی و غیر علنی طرفدار آلمانی‏ها و عثمانی‏ها بودند.در این میان،دموکرات‏های همدان از همه فعال‏تر و جدی‏تر بوده،لحظه‏ای از مبارزه با روسیه و انگلیس غافل نمی‏شدند.

حرکت نیروهای روسی به سوی تهران هیجان و اعتراض شدید مردم همدان را موجب گردید؛ به نحوی که آنان در مجامع و مساجد جمع شدند،و در حالی که دموکرات‏های برای آنان سخنرانی‏ می‏کردند با پوشیدن کفن در تلگراف‏خانه بست نشسته،به اولیای دولت تلگرفا فرستادند.۱۵در همین زمان،عده‏ای از قزاق‏ها نیز به ژاندارمری پیوستند.۱۶

در این ایام احسان اللّه خان دوستدار به جمع دموکرات‏ها و قوای ژاندرمری به فرماندهی‏ محمد تقی‏خان پسیان پیوست تا علیه روسیه به مبارزه بپردازند.سفارت روسیه در ضمن مکابته‏ای‏ در ذیقعده ۱۳۳۳ هـ ق به وزارت امور خارجه ایران دراین‏باره نوشت:

در تکمیل مراسله مورخ ۱۶ شوال حال نمره ۱۷۴ خود با نهایت توقیر و احترام تصدیع‏ می‏دارد که از قرار اخبار واصله از همدان فساد اوضاع آنجا روز افزون و اگر به همین قرار بماند اشکالات زیادتر خواهد شد.مفسدین با جدیت تمام مشغول کار و به آقای‏[علی آقا] شریعتمدار که او را مقصر به روس خیلی قرار داده‏اند تکلیف نموده‏اند،که یا در عرض یک‏ هفته علنا به مسلک آنها داخل شود،یا در صورتی که نخواهد در منزل خود منزوی بوده‏[و] قطع مراوده،پلتیکی نماید،باید به کلی همدان را ترک کرده،هجرت نماید.بنا علیه دوستدار مراتب را به استحضار خاطر مودت مظاهر جناب مستطاب اجل عالی رسانده،مخصوصا خاطر نشان می‏نماید،که اگر اولیان دولت علیه واقعا قصد دارند که رفع فساد در همدان شده، مشکلات مرتفع گردد،باید مزید الدوله،ظهیر دفتر،جلال الممالک،رضاخان برهان المتکلمین و احسان اللّه خان از آنجا تبعید شوند تا اوضاع مساعد شود.۱۷

وضع همدان به سبب رفتار کنسولگری‏هی اروپایی،به صورت دژهای مسلح‏۱۸در آمده بود، که روزبه‏روز بدتر می‏شد.در همین اوضاع(۱۳۳۳ ق)روس‏ها درصدد برآمدند با پاکسازی‏ نیروهای مخالف در راه غرب،از همدان تا عراق و بین النهرین،مسیر حرکت خود را در حمله به‏ عثمانی‏ها و آلمانی‏ها و پیوستن به انگلیسی‏ها هموار سازند.اما در این میان نیروی ژاندارمری به‏ فرماندهی محمد تقی‏خان پسیان،که از آلمان‏ها هواداری می‏کرد،مانع تحقق این امر شد.آنان با اخراج قزاق‏ها که رضاخان میرپنج هم جزو آنها بود،عملا وارد معرکه شدند.

میروشنکف دراین‏باره می‏نویسد:

آلمان‏ها عملیات نظامی مؤثری را در همدان آغاز کردند.در آغاز نوامبر یک واحد ژاندارم به‏ سرکردگی کلنل محمد تقی‏خان پسیان با کمک و پشتیبانی یک فوج مجاهد به رهبری احسان اللّه‏ خان به قزاق‏های ایرانی حمله برد.قزاق‏ها مقاومت نکردند؛عده‏ای از آنها فرار کردند و بقیه اسیر شدند.۱۹

این نبرد که به جنگ تپه مصلی معروف شد،باعث تفوق و کنترل و اداره شهر همدان به دست‏ ژاندارم‏ها گردید.از سوی دیگر حضور احسان اللّه خان و دیگر آزادی‏خواهان در همدان،برای مبارزه‏ با روس‏ها،نشان از ارتباط و همبستگی این نیروها-هر چند مقطعی-با هم در همدان دارد.

رضا قلی قائم مقامی،که خود در جنگ تپه مصلی در کنار احسان اللّه خان و محمد تقی خان‏ حضور داشت،دراین‏باره می‏گوید:

یاور محمد تقی خان با جوانمردی و احترام زیاد فرماندهی قوای قزاق‏[همدان‏]را به تسلیم‏ اسلحه و مهمات و رفتن به مرکز دعوت نمود،ولی افسران قزاق ضمن جواب توهین‏آمیز به‏ تحویل سلاح راضی نشدند.با این حال یاور مذکور توهین کتبی سرتیپ محمود آقا و افسران‏ قزاق را ناچیز پنداشته،بار دیگر با احترام بیست ساعتی به آنها مهلت داده بود که بدون زد و خورد سلاح را تحویل دهند.انجام این تکلیف بر فرماندهان قزاق بسیار سنگین بوده و میسر نمی‏شد…خواهی نخواهی محل سکونت خود یعنی کاروانسرای بزرگ در ریسه تپه مصلا را سنگربندی و استحکامات جنگی آماده نموده و چون سمت را از شمال تپه تصور می‏کردند، منظر جبهه خود را در همان سمت قرار دادند.یاور محمد تقی‏خان از نظر شرافتمندی‏ نمی‏خواشست با قهر غلبه حریف را سرکوب نماید،لیکن چون دو مرتبه به آنها پیشنهاد داده‏ بود،از تسلیم اسلحه خودداری نمودند،ناچار نقشه تعرض و تهاجم خود را طرح کرده با حال‏ تأسف وظایف واحدهای مهاجم را تعیین کرد.در ساعت اتمام مهلت سه بعد از نصف شب از سمت شمال تپه مصلا همان‏طور که قزاق‏ها در انتظار بودند،حمله شروع شد.۲۰

پس از حمله،قزاق‏ها شکست خوردند؛تعدادی از فرماندهان آنان از جمله رضاخان میرپنج‏ به منازل علمای همدان پناه بردند.در نهایت با وساطت روحانیان قرار بر این شد که همدان را به‏ سوی قزوین ترک نمایند.۲۱به دنبال آن،همدان عملا در اختیار محمد تقی‏خان پسیان و مجاهدین‏ دموکرات که نقش مؤثری داشتند،قرار گرفت.۲۲

چند ماه پس از این فتح و پیروزی از طرف کلنل محمد تقی‏خان پسیان،عده‏ای از دموکرات‏های‏ همدان که از افرادی هم‏چون میرزا حسین‏خان معاون،لاهوتی و میرزاده عشقی در آن عضویت‏ داشتند،مأمور شدند از راه زنجان،خلخال،طارم و انبارلوی گیلان به جنگل عزیمت و با میرزا کوچک‏خان ارتباط برقرار کنند.۲۳به احتمال زیاد این اولین تماس مجاهدین و دموکرات‏های‏ همدان با میرزا کوچک‏خان است.

در اواخر ۱۳۳۳ هـ ق حسن‏خان معین الرعایا و اسمعیل خان،خواهرزاده میرزا کوچک‏خان،به‏ عللی از جنگل قهر کرده به همدان رفتند.۲۴حضور این افراد،مسلما همراه با انتقال اطلاعات و اخبار نهضت جنگل به مردم همدان بوده،آگاهی و شناخت مردم از میرزا و جنگل را بیشتر می‏کرد.از طرف دیگر،ایوانف در کتاب انقلاب مشروطیت ایران آورده است:

افسران آلمانی توانستند،کوچک‏خان را راضی کنند تا چند دسته مجاهد به کمک واحدهای‏ آلمانی و عثمانی که در حوالی همدان و کرمانشاه فعالیت می‏کردند،بفرستد.۲۵

درباره درستی یا نادرستی این مطلب،در منابع دیگر مطلبی نیامده است.همچنین اسناد و مدارک معتبری برای تأیید یا ردّ آن یافت نشد.شاید منظور ایوانف رفتن حسن‏خان معین الرعایا و اسمعیل‏خان جنگلی به همدان است.

به دنبال تسلط محمد تقی‏خان و دموکرات‏ها بر همدان،روس‏ها درصدد برآمدند با تصرف این‏ شهر به سوی کرمانشاه و بین النهرین حرکت کنند.از همین‏رو به همدان هجوم آوردند،ولی در گردنه‏ آوج تا همدان با مقاومت نیروهای ژاندارمری،دموکرات‏ها و افرادی که تحت رهبری محمد تقی‏خان، احسان اللّه‏خان و حاجی محمد جعفر کنگاوری بودند روبه‏رو شده،در چند مورد عقب‏نشینی کردند.۲۶ در این هنگام دموکرات‏ها به رهبری فرید الدوله علیه روسیه و انگلیس دست به تبلیغات گسترده زدند، تا جایی که کنسولگری آنان در همدان مجبور شد از استخدام و جذب نیروهای عشایری و بومی‏ منطقه صرف‏نظر کند.۲۷ناگفته نماند،که در این برهه،دموکرات‏ها به منزلهء ستاد تبلیغاتی نیروهای‏ مجاهدین و ژاندارم‏ها عمل می‏کردند و با در اختیار داشتن روزنامه‏های محلی،این مسئولیت را به‏ خوبی انجام می‏دادند.علی‏رغم تمام تلاش‏های مجاهدین و قوای ژاندارمری،نیروهای روسی در ۱۱ صفر ۱۳۳۴ هـ ق/۲۶ آذر ۱۲۹۴ ش همدان را به تصرف خود درآوردند.دموکرات‏ها،نظیر میرزاده‏ عشقی،هاشم‏خان فرید الملک،محمد شفیع تاجر همدانی،فتح السلطنه همدانی و…به مهاجرین‏ در کرمانشاه پیوستند.چندی بعد بعضی از آنها رهسپار استانبول شدند.احسان اللّه‏خان نیز به تهران‏ برگشت و وارد کمیته مجازات گردید.

روس‏ها در ایام تصرف همدان مرتکب فجایعی شدند،که تاریخ از بیان آن شرم دارد.در سال‏ ۱۳۳۴ هـ ق در همدان شایعه شد،که قزاق‏های روس دو دختر ایرانی را در همدان به زور گرفتند،و بر آن‏ها لباس قزاقی پوشانده‏اند و می‏خواهند از راه رشت و انزلی به روسیه ببرند.شایعه این خبر در میان جنگلی‏ها باعث هیجان و ناراحتی آنان شد.بنابراین میرزا کوچک‏خان تصمیم گرفتند به‏ خطوط ارتباطی روس‏ها حمله کند.جنگلی‏ها در قریهء خمام،بین رشت و انزلی،شبانه به نیروهای‏ روسی حمله کرده،چند نفر از قزاق‏ها را کشتند.۲۸

این عمل میرزا کوچک‏خان،علاوه بر این‏که باعث ترس و رعب روس‏ها گردید،نشان از احساس مسئولیت میرزا نسبت به مردم همدان دارد که بالطبع گرایش مردم را به سوی نهضت‏ جنگل بیشتر ساخت و از طرف دیگر ارتباط و هماهنگی بین مجاهدین و هواداران میرزا در همدان را دو چندان کرد؛چنانکه میر احمد مدنی در خاطراتش از مبارزه مردم همدان به عنوان جنگلی‏های‏ همدان یاد می‏کند.۲۹

با وقوع انقلاب بلشویکی روسیه در اکتبر ۱۹۱۷ م و تغییر رژیم سیاسی این کشور،سربازان‏ و قزاق‏های روسی ناگزیر از ترک ایران شدند.آنها به صورت پراکنده از همدان خارج می‏شدند. در این بی‏نظمی،بازار شهر همدان در آتش سوخت.خبر آتش‏سوزی همدان،بلافاصله از سوی‏ دموکرات‏ها و هواداران میرزا به گوش وی رسید که موجب شد برای جلوگیری از تکرار این‏ وقایع،میرزا تدابیر خاصی را بیاندیشد.۳۰

نحوه ارسال پیام‏های دموکرات‏ها و طرفداران میرزا در همدان که بیشتر از طریق تلگراف‏خانه‏ شهر صورت می‏گرفت،موجب گشت دنسترویل،فرمانده انگلیسی،در آنجا جاسوسانی بگمارد. درباره این موضوع،در جای خود اشاره خواهد شد.

وجود نیروهای روسی در همدان و استفاده آنان از گندم و مواد غذایی،قحطی و پریشان حالی‏ مردم این شهر را به وجود آورد.تا جایی که گروهی از فقیران و نیازمندان این دیار اعم از زن، مرد،بچه و جوان به گیلان کوچیدند.«هیأت اتحاد اسلام»به منظور ساماندهی این مهاجران همه‏ مساجد،تکایا،بقاع و اماکن عمومی،حتی خانه‏های بعضی از اشخاص را مرمت کرده و مهاجران را به تناسب جمعیت که علاوه بر همدان از کردستان و قزوین نیز آمده بودند،جای داد.در هر نقطه، چند نفر به عنوان معتمد محلی،تعین می‏شد تا امور فقرای حوزه خود را اداره نمایند.در همین‏ سال،پرورشگاهی نیز برای یتمیان دایر گردید،و بسیاری از کودکان یتیم را که پدر و مادر آنها در حین مهاجرت به گیلان،در بین راه،از گرسنگی مرده بودند،در آن اسکان یافتند.۳۱به این صورت‏ گروهی از فقرا و مردم همدان در گیلان ساکن شدند،و از سوی جنگلی‏ها مورد لطف و محبت‏ قرار گرفتند.

با وقوع انقلاب اکتبر روسیه،و خروج اکثر نیروهای روسی از همدان و کشور،انگلیسی‏ها، ژنرال دنسترویل را به همراه نیرو و تسلیحات و وسایل جنگی از طریق بغداد،همدان و قزوین‏ به سوی گیلان اعزام کردند.۳۲ورود این نیروها به شهر برای مردم همدان مصیبت دیگری بود که با مقاومت و مخالفت شدید اهالی مواجه شد.دنسترویل مأموریت داشت،ضمن جمع‏آوری‏ سربازان روسیه در غرب ایران،علیه بلشویک‏ها در گیلان و قفقاز عملیاتی انجام دهد.او در ۱۳ ربیع الاول ۱۳۳۶ از بغداد به سوی ایران حرکت کرد،و در مدت کمتر از یک ماه،خود را به‏ انزلی رساند؛اما مجاهدین جنگلی و میرزا کوچک‏خان مانع پیشروی آنان شده،آنها را وادار به‏ عقب‏نشینی به سوی همدان کردند.بازگشت نیروهای انگلیسی به همدان،نه تنها با استقبال مردم‏ روبه‏رو نشد،بلکه اهالی با وحشت و نفرت به این مهاجمین نگاه می‏کردند:

ورود ما شهر را به هیجان و غلیان انداخت،و شایعاتی در شهر منتشر شد،مبنی بر این‏که میرزا کوچک‏خان ما را در رشت نگاه داشته و پس از اخذ طلا و نقره و اشیاء قیمتی ترحما مرخص‏ کرده است.به ما به چشم شکست خورده و مغلوب نگاه می‏کردند،و خیال این‏که زودتر ما را از شهر بیرون کنند،این دفعه قوی‏تر شده بود.با شرایط موجود،تصمیم بیرون کردن ما از شهر از طرف اهالی ممکن بود تولید زحمت نماید،زیرا مجالس میتینگ در مساجد منعقد کرده‏ و قطعنامه شددی اللحن به دیوار می‏چسبانند.۳۳

در این مخالفان انگلیسی‏ها در همدان،فعالیت و تبلیغات دمکرات‏ها به رهبری محمد حسن‏ فرید الدوله،که با میرزا کوچک‏خان مکاتبه و مراوده داشت،از اهمیت خاصی برخوردار بود. آنان تمام مشکلات اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی همدان را ناشی از حضور نیروهای بیگانه‏ می‏دانستند.به همین سبب ژنرال دنسترویل اعلامیه‏ای خطاب به مردم همدان صادر کرد:

توقف انگلیس‏ها در اینجا موقتی خواهد بود،و ابدا خیال ندارد در این ناحیه ایران مدت مدیدی‏ اقامت نمایند.اقامت موقتی انگلیس جهت عملیات قوای ترک‏ها بی‏نهایت لازم است.در کلیهء ممالک و نواحی اولین وظیفه ما امداد و مساعدت با اهالی بوده و به هر کجا که بیرق انگلیس‏ وارد شود،به نام آزادی و صلح و رفاه عمومی به احتزاز در می‏آید.ما گندم را خریداری‏ نمی‏کنیم،و برخلاف با تمام قوای خود با قحطی‏زدگان مساعدت می‏نماییم.قیمت‏های سنگین‏ کنونی ترقی قیمت جنس به واسطه عملیات دستجات دموکرات‏ها است،که انبارداران و خبازان‏ را بی‏جهت مرعوب کرده و وادار می‏کنند که مظنه جنس را به طور مصنوعی بالا برده و مردم‏ را بر علیه ما برانگیزانند.۳۴به دنبال این اعلامیه،دموکرات‏های همدان نیز بیانیه‏ای منتشر و اعلامیه مزبور را محکوم کردند. در این بیانیه،خطاب به مردم همدان آمده بود:

ژنرال انگلیسی می‏گوید که برای صلح و رفاه عمومی به اینجا وارد شده است،آیا ما از ایشان‏ خواهش کرده بودیم؟بهتر است این صلح و رفاه را در مملکت خودشان برقرار نمایند.ما که‏ تاکنون در این زمینه از آنها تمنایی ننموده‏ایم.ایران در یک موقعی متمدن بود،که انگلیس‏ها حتی‏ معنای آن را نمی‏توانستند بفهمند.به علاوه ما احتیاجی نداریم که از[کسی‏]چیزی بیاموزیم.۳۵

آن‏چه بیش از هر چیزی مایه نگرانی و ترس انگلیس‏ها شده بود،طرفداری مردم از نهضت‏ جنگل و ارتباط دمکرات‏ها با میرزا کوچک‏خان بود.

در شهر همدان عده زیادی بودند که هواخواهی از حضرات‏[نهضت جنگل‏]می‏نمودند و یکی‏ از وظایف عمده خودشان می‏دانستند،که ما را از شهرها اخراج کنند…در طبقات اعیان و ممتازه هم میرزا کوچک‏خان طرفدارانی پیدا کرده و عمال و آژانس‏های او در قزوین و همدان‏ و سایر شهرها با نهایت جدیت مشغول تبلیغ و کار بودند.میرزا کوچک‏خان را در واقع ناجی‏ ایران دانسته و یقین داشتند که قوای اجانب را از مملکت بیرون خواهد کرد…۳۶

دنسترویل بعد از استقرار در همدان،در صدد برآمد با تشکیل یک شعبهء اطلاعاتی،جاسوسان‏ خود را در ادارات و مکان‏های حساس جا دهد.او این مأموریت را به کاپیتان سااوندوس واگذار کرد،که وی نیز به خوبی از عهدهء کار برآمد.یکی از جاهایی که جاسوسان دنسترویل به شدت‏ فعال بودند،تلگراف‏خانه همدان بود.آنها به این وسیله به تمام اسناد و مکاتبات مردم همدان و دمکرات‏ها با نهضت جنگل و دیگر آزادی‏خواهان دست یافتند:

ما بدون این‏که خیانتی از طرف اعضای تلگراف‏خانه همدان سرزده باشد،تلگرافات او را می‏خواندیم.بعضی از تلگرافات او را که معمولی بود ترجمه می‏کردیم ولیکن تلگرافات‏ رمزدار همین‏طور کشف نشده می‏ماند.۳۷

بعد از آن،دنسترویل درباره ارتباط دموکرات‏ها با نهضت جنگل می‏گوید:

تقریبا هر روز از طرف آنها به عنوان میرزا کوچک‏خان از یک طرف و سفارت عثمانی از طرف‏ دیگر مراسلاتی فرستاده می‏شد،و کلیه آنها به دست من می‏رسید.۳۸

در یکی از این مراسلات که از طرف دموکرات‏ها به میرزا کوچک‏خان ارسال شده بود،چنین‏ آمده است:

انگلیسیها در اینجا توقف دارند،و عده آنها خیلی قلیل است،با اجازه و موافقت شما می‏توانیم‏ بر علیه آنها قیام کرده و به کلی آنها را نابود نماییم،ولی در این عمل کمک شما خیلی لازم‏ است زیرا ما در اینجا مرد جنگلی خیلی کم داریم،و انگلیسیها خوب مسلح هستند.اهالی و رؤسای شهر عموما طرفدار شما هستند و ما منتظر اشاره شما هستیم.پول ما کم است.۳۹

با وجود این،درباره این‏که آیا میرزا کوچک‏خان به تلگراف و مراسله دموکرات‏های همدان‏ جواب داده یا نه،مدرک و سندی در دست نیست،اما در همین زمان،اهالی و دموکرات‏های‏ همدان به مقابله با انگلیسی‏ها پرداختند؛حتی شبانه به محل استقرار نیروهای انگلیسی تیراندازی‏ کردند.دنسترویل دراین‏باره می‏نویسد:

شایعات متعدد شهرت یافته بود که شاید چندان هم بی‏اساس نبود؛مبنی بر این‏که تصمیم گرفته‏اند به هیأت نظامی انگلیس حمله کنند…ولی گویا مراقبت‏های دائمی و شبانه‏روزی ما مانع پیشرفت‏ خیالات آنها بوده و به آنها اجازه نمی‏داد که سوء قصد خودشان را نسبت به ما علنی کنند.۴۰

انگلیسی‏ها برای جذب مردم همدان و جلوگیری از هواداری و طرفداری آنان از میرزا کوچک‏خان،برنامه‏هایی را به اجرا گذاشتند.از جمله برگزاری مسابقه بازی فوتبال با جوانان شهر، که البته این ترفند،آنها را در رسیدن به هدفشان چندان یاری نکرد.آنان برای ارتباط با رؤسای شهر و نزدیک شدن به دموکرات‏ها توسط شعبهء اطلاعات به جمع‏آوری اطلاعات درباره سیاسیون، دموکرات‏ها و اهالی همدان پرداختند:

با وجود یک چنین شعبه اطلاعات و مهارتی که در تهیه اخبار پیدا شده بود،به دست آوردن‏ اسناد و مدارک مثبته که معرف خصوصیات اخلاقی و خطمشی واقعی اعضاء کمیته دموکرات‏ باشد،که تحت سرپرستی فرید الدوله است،چندان اشکالی نداشت.مکاتبات آنها همیشه‏ روشن و نزدیک به حقیقت بود و من می‏توانستم از نوشته‏های آنها استفاده کرده و از جریان‏ واقعی سیاست محلی مطلع باشم.۴۱

ژنرال انگلیسی سعی کرد،به بهانه صرف چای با رؤسای شهر و اعضای دموکرات‏ها باب‏ مراوده و مذاکره بگشاید،تا بتواند به نحوی آنها را جذب یا حد اقل از مخالفت آنان جلوگیری‏ نماید،اما سیاسیون و دموکرات‏های همدان نه تنها برای مدت مدیدی به دعوت‏های وی پاسخ‏ مثبت نداده و به هیچ ملاقاتی راضی نشدند،بلکه از طریق روزنامه‏های اتحاد،اکباتان،افسانه و… علیه انگلیسی‏ها به مبارزه شدید مطبوعاتی و تبلیغاتی دست زدند.۴۲

دنسترویل پس از مدت‏ها تلاش،برای اولین بار با نظام السلطان،حکمران همدان دیدار کرد. او درباره نظام السلطان که یکی از دموکرات‏های افراطی بود،می‏گوید:

در جامعه معروف شده بود که از افراطی‏ترین دموکرات‏ها می‏باشد و حتی در مصاحبه و مکالمه‏ جلوتر رفته و رنگ آنارشیستی به خود داده بود…۴۳

در این ملاقات نظام السلطان از تعداد نفرات و تجهیزات و مدت اقامت انگلیسی‏ها سئوال کرد، که در واقع یک بازجویی دوستانه بود که البته به مذاق دنسترویل خوش نیامد و در عوض ژنرال‏ صحبت را به نهضت جنگل و میرزا کوچک‏خان کشاند و اظهار داشت:

میرزا کوچک‏خان آدم خوبی است،و با این‏که درباره مسائل با او موافقت نظر ندارم،معذالک‏ من او را پسندیده‏ام.گمان می‏کنم علت اختلاف نظر ما هم این باشد که تا امروز موفق نشده‏ایم‏ حضورا و بدون واسطه با او ملاقات و مذاکره نماییم.اگر ممکن می‏شد و ما همدیگر را ملاقات‏ می‏کردیم،من یقین داشتم کلیه اختلافات موجوده مرتفع می‏شد،تصور می‏کنم حضرت اشرف‏ با نظریه من راجع به او موافق باشید.سئوال من همانطور که انتظار داشتم از طرف او با اظهار تنفر تلقی نشده،لیکن معلوم بود که کراهت و نفرت او از روی عقیده نیست.۴۴

ژنرال دنسترویل از علاقه و گرایش حاکم به میرزا آگاه بود.ولی دانست که حاکم از روی‏ مصلحت و ترس به میرزا علاقه‏ای نشان نمی‏دهد.از طرف دیگر،عنوان می‏کند که ما شانس‏ آورده‏ایم حکومت مرکزی با نظر این افراد[مبنی بر طرفداری از نهضت جنگل‏]موافق نیست وگرنه ما دچار مشکل حادی می‏شدیم.

ملاقات بعدی دنسترویل با امیر افخم شورینی،از خوانین قراگزلوی همدان بود که برای حفظ منافع و مصلحت اندیشی طرفدار روسی‏ها و انگلیس‏ها بود تا جایی که وی در زمان تسلط روس‏ها بر همدان از سوی آنان حکمران همدان شد.۴۵امیر افخم،به شدت مخالف دموکرات‏ها بود و می‏کوشید بزرگان همدان را به سوی انگلیسی‏ها جذب نماید.از طرف دیگر،دنسترویل نیز تلاش‏ می‏کرد،دموکرات‏ها را به سوی خود جذب کند،اما تلاش او سودی نبخشید.

اگر خیال کنیم که با استقرار این دوستی ما موفق خواهیم شد مناسبات حسنه با عموم‏ دموکرات‏ها برقرار نماییم اشتباه رفته‏ایم زیرا این پیش‏آمد سایر دموکرات‏ها را بر علیه دوستان‏ ما به قیام واداشته است.

دیدارهای افراد متعدد با ژنرال انگلیسی عکس العمل طرفداران میرزا و دموکرات‏ها را برانگیخت،به گونه‏ای که اخطار نامه‏هایی برای این افراد فرستاده شد:

یکی از رؤسای ادارات مهم محلی که با من دوستی و مراواده دارد به ملاقات من آمده،ضمنا مکتوب تهدیدآمیزی را که دریافت داشته بود ارائه داد.متن مکتوب با جوهر سرخ(علامت‏ خون)نوشته شده بود،و مارک کاغذ هم گراور یک ماوزر[نوعی تفنگ‏]بود.در ضمن مکتوب‏ نوشته شده بود،همه فهمیده‏اند،که او خودش را به انگلیسی‏ها فروخته و پول گرفته است و چنانچه در دید و بازدید با فرمانده انگلیسی مداومت نماید کشته خواهد شد.۴۶

فرمانده انگلیسی در این برهه سعی کرد با کمک‏های ناچیزی به قحطی زدگان همدان،نظر عامه مردم را به سوی خود برگرداند،اما این شگرد نیز ناکام ماند.زیرا کمک‏های غذایی میرزا کوچک‏خان به مردم همدان‏۴۷،فعالیت و تبلیغات انگلیسی‏ها را به کلی خنثی ساخت.

ماژور دنسترویل پس از مدت‏ها تلاش،دموکرات‏ها را متقاعد کرد که دعوت او را قبول کنند تا شاید از حمایت و تبلیغات آنان به نفع میرزا کوچک‏خان و نهضت جنگل،جلوگیری نماید:

مدت‏ها سیاسیون محل رضایت نمی‏دادند که به دعوت من برای صرف چای حاضر شوند، ولیکن رفته رفته دو نفر و سه نفر حضور به هم رسانده و در دست آخر هم فرید الدوله لیدر قهار آنها با شرف حضور خود ما را مفتخر و سرافراز نمود.۴۸

با توجه به اسناد و مدارکی که ژنرال انگلیسی از مکاتبات دمکرات‏ها با میرزا کوچک‏خان به‏ دست آورده بود،سعی کرد به هنگام مذاکره،آنان را مجاب و تحت تأثیر سخنان خود قرار دهد:

با یک چنین اطلاعات و مدارک صحیح و معتبر من خودم را برای پذیرایی مهمانان که جهت‏ صرف چای می‏آمدند،حاضر کرده بودم.در موقع یکی از تشریف‏فرمایی‏ها مهمانان یعنی‏ قریب دو سه ساعت به ورود آنها مانده و مراسله که نظیر مکاتیب سابق الذکر[مکاتبه با میرزا و عثمانی‏ها]بود آوردند.من مضمون هر دو مراسله را مطالعه کردم،و بعد برای پذیرایی واردین‏ حاضر شدم.در این که مهمانان من به من دروغ می‏گفتند،ابدا تردید نبود و حق هم داشتند.اگر آنها صادق‏ترین مردمان دنیا هم بودند،قطعا در این موقع در جواب سئوالات من ناچار می‏شدند، دروغ بگویند،زیرا اگر می‏خواستند حقیقت را اظهار نمایند برای مقصود اصلی آنا مضر بود.

دنسترویل در این میهمانی پس از صحبت راجع به سردی هوا و تلفات قحطی،موضوع میرزا کوچک‏خان را پیش کشید و گفت:

به طوری که شهرت پیدا کرده است و من شنیده‏ام گویا شما نسبت به هیأت ما خصومت‏ می‏ورزید،پر واضح است که من نسبت به شایعات و اخبار بی‏اساس نمی‏توانم اهمیتی بدهم. ولی نسبت به اطلاعات صحیح و با اساس البته کاری نمی‏شود کرد…البته شماها با نظرات‏ میرزا کوچک‏خان همراهی و موافقت دارید،و علت هم ندارد که با او همراه نباشید.شما دموکرات هستید او هم از قراری که شنیده می‏شود،از هر دموکراتی دموکرات‏تر است.شاید شما تصدیق کنید،که من هم دموکرات هستم،زیرا من نماینده تنها حکومت دموکراسی‏ عالم می‏باشم.ولی او اشتباه می‏کند،که با ما از در خصومت داخل شده و راه ما را به طرف‏ دریا مسدود نموده.من یقین دارم عاقبت مضار این سیاست متوجه خود او خواهد شد…چه‏ شایعات بی‏اساس!چه افکار وحشیانه!چگونه ما می‏توانیم با میرزا کوچک‏خان همفکر باشیم، در صورتی که او مظهر انقلاب و هرج‏ومرج است و ما طرفدار نظم و آسایش عمومی،ولی‏ شما با کمال شدت بر علیه ورود و اقامت ما در این‏جا اعتراض و پروتست کردید و من برای‏ اثبات بیانات خود دلایل و مدارک مثبتی در دست دارم وانگهی از قطعنامه و بیان‏نامه‏های شما پر واضح است که شما تصمیم گرفته‏اید ما را در رختخوابمان به قتل رسانده و نابودمان کنید،و جنگلی‏ها هم یقینا در این عمل با شما همراهی خواهند کرد.۴۹

سخنرانی و تهدیدات زیرکانه دنسترویل کوچک‏تری تأثیری در روحیهء مبارزه‏جویی دموکرات‏ها علیه انگلیسی‏ها و طرفداری از میرزا کوچک‏خان نداشت.ژنرال به این امر اعتراف دارد:

عقیده ندام که این قبیل صحبت‏ها برای دموکرات‏ها فایده داشته باشد ولی در هر صورت‏ آنها از اظهار اینگونه مطالب خیلی خوشوقت و مسرور بودند و یقینا هم پیش خودشان اظهار خوشوقتی می‏کردند که چگونه ژنرال انگلیسی این مزخرفات و لاطائلات آنها را راجع به اظهار نفرت از میرزا کوچک‏خان و عدم عذرخواهی آلمان‏ها و ترک‏ها شنیده و باور کرده!۵۰

در این زمان انگلیسی‏ها بعد از مدت‏ها،خود را برای مقابلهء جدی با میرزا کوچک‏خان و نهضت‏ جنگل آماده کرده،۵۱شروع به جذب داوطلب از مردم همدان نمودند،که این اقدام با واکنش شدید دموکرات‏ها روبه‏رو شد.دموکرات‏ها با صدور اعلامیه و بیانیه مردم را از این کار بر حذر داشتند:

در سراسر شهر اعلانات چاپی از طرف دموکرات‏ها الصاق کرده بودند،مبنی بر این‏که‏ خدمت‏کنندگان به انگلیس گرفتار غضب و انتقام ملت خواهند شد،و دشنه جلاد هر کس را که متشبث به این عمل پست شود،سزایش را به دستش می‏گذارد.۵۲

در پی تشدید فعالیت دموکرات‏ها،دنسترویل تنها چاره خود را دستگیری و تبغید آنان دید. وی فرید الدوله،لیدر دموکرات را دستگیر و یکسره به هندوستان تبعید کرد.۵۳از میان روحانیون‏ نیز شیخ علی ثقه الاسلام همدانی که طرفدار اتحاد دنای اسلام و میرزا کوچک‏تخان بود،به همان‏ سرنوشت دچار شد.۵۴

انگلیسی‏ها پس از تبعید این افراد،تا اندازه‏ای توانستند،اوضاع شهر را در دست گیرند،در این‏ موقع که اوضاع همدان روه به اختلال و هرج‏ومرج گذاشته بود،در نتیچه،برای تأمین آسایش‏ و حفظ انتظامات عمومی،فرید الدوله سر دسته دموکرات‏های افراطی از شهر تبعید شدند،که‏ از همان روز تبعید آن‏ها اختلال و هرج‏ومرج در شهر موقوف گردید…همدان بعد از توقیف‏ حکومت و دستگیری فرید الدوله،یکی از متمردین درجه اول محل رو به آرامش گذاشت.۵۵

پس از دستگیری فرید الدوله و افراد دیگر و جایگزینی حاکم همدان،دنسترویل مدعی شد:

اگر با نهضت جنگل مقابله نمی‏شد و ارتباط آنان با سایر جاها از جمله همدان قطع نمی‏گردید، چه بسا انقلابی عظیم به وجود می‏آمد…و اهالی و سکنه همدان و سایر بلاد ایران هم تحت‏ تبلیغات دموکرات‏[ها]به انقلابیون‏[نهضت جنگل‏]ملحق گردیده و سرتاسر شمال ایران به‏ زودی در منجلال بالشویزم غوطه‏ور می‏شد…۵۶

همدان به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود،که شمال،مرکز و غرب ایران را به همدیگر مرتبط می‏سازد،از اهمیت ویژه‏ای برخوردار بود.از همین‏رو فعالیت دموکرات‏ها و مردم همدان‏ علیه انگلیسی‏ها و از سوی دیگر طرفداری آنان از میرزا کوچک‏خان و آلمانی‏ها،برای انگلیسی‏ها دارای اهمیت حیاتی بود؛چرا که در صورت وقوع یک قیام مسلحانه،تمام خطوط ارتباطی و مراسلاتی آن‏ها با پشت جبهه و بین النهرین قطع می‏شد،ضربه مهلکه به آنان وارد می‏آمد.از طرف‏ دیگر تعداد نیرو و تجهیزات و فعالیت‏های انگلیسی به راحتی به اطلاع جنگلی‏ها رسانده می‏شد. به همین سبب دنسترویل با کنترل پنهانی تلگراف‏خانه سعی نمود اطلاعات لازم را به دست آورده‏ از غقلت نیروهای انگلیسی جلوگیری کند و مانع هرگونه حرکت انقلابی و مسلحانه دموکرات‏ها و هواداران میرزا در همدان گردد.در نهایت او با کمک دولت مرکزی ایران توانست،مبارزان همدان‏ را تبعید و این ارتباط و همکاری را قطع کند.به این ترتیب،یک بار دیگر حرکت عدالت‏جویانه‏ و استقلال‏طلبانه یکی از مناطق ایران به دست استعمار پیر،سرکوب و منکوب گردید.البته اگر نهضت جنگل به پیروزی می‏رسید،شاید،این آتش زیر خاکستر همدان شعله ‏ور می‏گشت.

 ————————————-

پانوشت ها:

(۱)-براون،ادوارد،انقلاب ایران،ترجمه احمد پژوه،تهران،کانون معرفت،۱۳۳۸ ش،ص ۳۲۳٫

(۲)-ایوانف،م.س،انقلاب مشروطیت ایران،ترجمه آذر تبریزی،تهران،شبگیر،ارمغان،۱۳۵۷ ش،ص ۸۶.

(۳)-حاج شیخ محمد بهاری،فرزند محمد جعفر بهاری در ۱۲۷۵ هـ ق در بهار همدان متولد شد.او از شاگردان آخوند ملا محمد کاظم خراسانی در نجف بود.سپس منصب اجتهاد و امامت مسجد جامع همدان را یافت.وی در انقلاب‏ مشروطه یکی از آزادی‏خواهان و رهبران بنام در همدان بود که حتی نیروی مسلح تشکیل داد و از لحاظ نظری نیز رسالهء «ایضاح الخطاء فی الردع عن الاستبداد»در رد بیانیه شیخ فضل اللّه نوری نوشت.

(۴)-معاصر،حسن،تاریخ استقرار مشروطیت در ایران،ج دوم،تهران،ابن سینا،۱۳۵۳ ش،ص ۱۱۰٫

(۵)-میرزا محمد حسن‏خان کبابیانی در حدود ۱۲۹۵ هـ ق در همدان زاده شد.او فرزند میرزا اسماعیل مستشار از خاندان‏ معروف گلگون همدان بود که در جریان انقلاب مشروطه و شورش نان‏خواهی مردم همدان علیه خوانین قراگوزلو از افراد فعالی بود.وی رهبر دمکرات‏ها بود که در جریان جنگ جهانی اول توسط انگلیسی‏ها دستگیر و به هندوستان تبعید گردید.او از چهره‏های فرهنگی-سیاسی همدان به شمار می‏رود که در سال ۱۳۱۶ ش درگذشت.

(۶)-کتاب نارنجی،ج ۲،به کوشش احمد بشیری،تهران،نشر نور،۱۳۶۶ ش،ص ۸۸.

(۷)-اثر انقلاب،س اول،شمـ ۳،۲۷ جمادی الثانی ۱۳۲۷،ص ۲.

(۸)-ر.ک: دنسترویل، گ.آگرا: سرکوبگر جنگل(خاطرات دنسترویل)،ترجمه حسین انصاری، تهران، فرزان، بی‏تا، صص‏ ۱۹۲-۱۶۱.

(۹)-اثر انقلاب،س اول،شمـ ۳،۲۰ جمادی الثانی ۱۳۲۷،ص ۱.

(۱۰)-سازمان اسناد ملی ایران،سند شمـ ۵۰۷ هـ ب آ ا/۲۹۳۰۰۱۱۵۳

(۱۱)-سید حسن مدنی،مترجم النظام همدان،فرزند حاج سید محمود مدنی(صدیق الاشراف)کردستانی الاصل،از افاضل صدر مشروطه و آغاز تجددگرایی بود.پدرش از بازرگانان معتبر بود.سید حسین به امر مظفر الدین شاه برای ادامه تحصیل به‏ اروپا و آمریکا رفت و در دانشگاه«وال‏پالیزو»آمریکا با چند دانشجوی مسلمان از اندونزی،چین و ترکمنستان آشنا شد ک یکی از آنان دکتر«احمد سوکارنو»رئیس جمهور فقید اندونزی بود.اینان برای اولین بار انجمن دانشجویان مسلمان دنیا را در دانشگاه یاد شده تأسیس کردند.مترجم نظام مدنی بعد از تحصیل با مدرک دکتری تجارت به ایران مراجعت نموده و در مدرسه تجارت با درجه استادی مشغول خدمت گردید.او اولین رئیس اداره معارف همدان بعد از مشروطیت بود.

(۱۲)-سید محمد یوسف‏زاده که در شعر غمام تخلص می‏کرد،فرزند سید یوسف،در سال ۱۲۹۲ قمری برابر ۱۲۵۳ شمسی‏ در کربلا قدم به عرصه هستی نهاد.تحصیلات مقدماتی را تا سیزده سالگی در زادگاه خود فراگرفت.آنگاه به اتفاق پدر به ایران آمد و در همدان اقامت گزید.غمام ادبیات فارسی و عربی و فقه و اصول و فلسفه را نزد استادان آن سامان‏ آموخت.چندی نیز به تجارت مشغول شد و مدتی نیز در ادارات دولتی خدمت کرد.غمام شاعری غزلسرا بود.دیوان اشعارش با مقدمه‏ای جامع به قلم موسی نژی انتشار یافت.وفاتش در سوم مهر ماه ۱۳۲۱ شمسی در تهران اتفاق افتاد.پیکر آن فقید به‏ همدان منتقل و در مقبرهء خانوادگی شاهزاده حسین به خاک سپرده شد.

(۱۳)-دولت آبادی،یحیی،حیات یحیی،ج ۳،تهران،عطار،فردوسی،۱۳۷۱ ش،ص ۱۲.

(۱۴)-مجموعه اسناد عبد الحسین میرزا فرمانفرما،۱۳۲۵-۱۲۴۰ ق،ج ۱،به کوشش منصوره اتحادیه(نظام ما فی)و سیروس‏ سعدوندیان،تهران،نشر تاریخ،۱۳۶۴ ش،صص ۱۹۴-۱۹۳.

(۱۵)-سپهر،مورخ الدوله،ایران در جنگ بزرگ ۱۹۱۸ م،تهران،ادیب،۱۳۶۲ ش،ص ۲۴۴.

(۱۶)-همان،ص ۲۴۵.

(۱۷)-اسناد جنگ جهانی اول در ایران،به کوشش بهروز قطبی،تهران،قرن،۱۳۷۰ ش،ص ۱۷۵٫

(۱۸)-میروشینکف،ل.ی،ایران در جنگ جهانی اول،ترجمه ع.دخانیان،تهران،فرزانه،۱۳۴۵ ش،ص ۵۰.

(۱۹)-همان،ص ۵۵.

 (۲۰)-قائم مقامی،رضا قلی،وقایع غرب ایران در جنگ جهانی اول،اراک،فروردین،بی‏تا،صص ۶۷-۶۵.

(۲۱)-مصاحبه با دکتر علی اقبالی(رئیس موسسه مهندس عمران و توسعه روستاها،همدان).

(۲۲)-فرید الملک،محمد علی‏خان خاطرات فرید،به کوشش مسعود فرید،تهران،زوار،۱۳۵۶ ش،ص ۴۴۹.

(۲۳)-سپهر،مورخ الدوله،همان،ص ۳۸۵.

(۲۴)-گیلک(خمامی)،محمد علی،تاریخ انقلاب جنگل،رشت،گیلکان،۱۳۷۱ ش،ص ۳۷.

(۲۵)-فخرایی ابراهیم،سردار جنگل،تهران،جاویدان،ج دوازدهم،۱۳۶۸ ش،ص ۲۶.

(۲۶)-همان،ص ۸۹.

(۲۷)-ر.ک:اسناد جنگ جهانی اول در ایران،به کوشش بهروز قطبی،صص ۱۸۹۰-۱۷۸.

(۲۸)-تاریخ انقلاب جنگل-همان،ص ۳۹.

(۲۹)-مدنی،میر احمد،جنبش جنگلی و میرزا کوچک‏خان(خاطرات میر احمد مدنی)،به کوشش سید محمد تقی‏ میر ابو القاسمی،تهران انجمن آثار و مفاخر فرهنگی،۱۳۷۷ ش،ص ۴۸.

(۳۰)-تاریخ انقلاب جنگل…،همان،ص ۴۵.

(۳۱)-همان،صص ۷۶-۷۵.

(۳۲)-کتابی،احمد،سرزمین میرزا کوچک‏خان-پژوهشی درباره گیلان…،تهران،معصومی،۱۳۶۲،ص ۱۲۶.

(۳۳)-سرکوبگر جنگل،ص ۷۰.

(۳۴)-همان،ص ۸۵.

(۳۵)-همان،ص ۸۶.

(۳۶)-همان،صص ۸۷-۷۹.

(۳۷)-همان،ص ۱۳۱.

(۳۸)-همان،ص ۱۳۲.

(۳۹)-همان.

(۴۰)-همان،ص ۹۸.

(۴۱)-همان،ص ۱۳۲.

(۴۲)-ر.ک:برنا،قاسم،تاریخچهء مجلات و روزنامه‏های صد سال اخیر همدان،هگمتانه،شمـ ۴۲-۴۱،۱۳۷۳ ش،ص ۱۲.

(۴۳)-سرکوبگر جنگل،ص ۱۱۳.

(۴۴)-همان،ص ۱۱۶.

(۴۵)-خاطرات فرید،ص ۴۴۷.

(۴۶)-سرکوبگر جنگل،ص ۱۶۴.

(۴۷)-همان،ص ۱۵۵.

(۴۸)-همان،ص ۱۲۹.

(۴۹)-همان،صص ۱۳۵-۱۳۴.

(۵۰)-همان،ص ۱۳۶.

(۵۱)-کوهستانی‏نژاد،مسعود،«خورشید بر فراز جنگل»گنجینه اسناد(ویژه‏نامه نهضت جنگل)،س ۱۱،دفتر سوم،شمـ ۴۳، پاییز ۱۳۸۰،ص ۲۸.

(۵۲)-سرکوبگر جنگل،ص ۸۸.

(۵۳)-ر.ک:اذکایی،پرویز،«فرید الدوله گلگون»،آینده،س ۱۸،شمـ ۶-۱،(فروردین و شهریور ۱۳۷۱)،ص ۷۷،دنسترویل، همان،ص ۲۵۴.

(۵۴)-مصاحبه با دکتر علی اقبالی.

(۵۵)-«فرید الدوله گلگون»،همان جا؛سرکوبگر جنگل،صص ۲۶۷-۲۵۴.

(۵۶)-سرکوبگر جنگل،صص ۲۶۷-۲۵۴.

منبع: فصلنامه مطالعات تاریخی، پاییز ۱۳۸۷ – شماره ۲۲، ص ۹۸ –۱۱۳٫

ارسال دیدگاه