مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
چهارشنبه 17 آذر 1395 - Wednesday 7 Dec 2016
محتوا
اشتباهات و انحرافات خودی‌ها و برخورد حزب‌الله

اشتباهات و انحرافات خودی‌ها و برخورد حزب‌الله

واکاوی برخورد حزب الله در برابر انحرافات و یا اشتباهات داخلی

سه شنبه 19 خرداد 1394 - 08:06

محمدجواد مقدمی شهیدانی

نقد عملکرد افراد و جریان­های به اصطلاح خودی همیشه با واکنش­های متفاوتی همراه بوده است؛ برخی آن را به منزله توبه­ نامه نویسی از همراهی یا احیانا تأیید فرد یا گروه مورد مناقشه گرفته­ اند و برخی دیگر آنرا نشانه ای از تبرئه خود و علامتی برای وادادگی دانسته اند. هرچه هست این رویه حزب الله در برخورد با اشتباهات یا انحرافات، قبل از آنکه یک سیره مستمر با بسامد تاریخی روشن باشد، رفتاری برآمده از متن دین و فصل جدایی ناپذیر جریان اصیل دینی – حزب الله- است.

 

***

با مراجعه به رسانه های مختلف – از مکتوب تا مجازی- معلوم می­شود که از ابتدای آغاز به کار دولت دکتر احمدی­ نژاد که با حمایت و همراهی برادرانه جریان حزب الله و مردم مستضعف بر سر کار آمد، رویه نظارت عمومی بر عملکرد ایشان و مجموعه همکارانش بسیار پر رنگ و بی تعارف دنبال شده است. گرچه هرچه اشتباهات و احیانا انحرافات مجموعه دولت مکتبی بیشتر شده، انتقادات مصلحانه نیز صریح تر و تندتر مطرح گردیده است.

حال که دولت دهم روزهای آخر کاری خود را سپری می کند، و محذور تضعیف تخریب کننده دولت کمتر وجود دارد، لازم است که برای پیمودن بهتر راه آینده حزب الله به بازخوانی عملکرد ایشان پرداخته، در هیاهوی نظرپراکنی­ های هوس زده و در بازار مکاره انتقادهای مغرضانه برخاسته از تکالب –که بوی متعفن آن جامعه را ناراحت کرده است- با تکیه بر مبانی اصیل اسلام و انقلاب اسلامی به واکاوی عملکرد دولت مکتبی دکتر احمدی نژاد بپردازد. 

***

گفتن ندارد که مبانی دینی چیزی است و سیره رفتاری مسلمین چیزی دیگر؛ یکی بی­عیب و نقص است و دیگری در معرض نقص و عیب. معلوم است که انسانها – از خودی و غیر خودی- همه در معرض خطا هستند و نه جائزالخطا و این است که اگر کسی که ابتدائا از او انتظار برخی انحرافات نمی­رود مرتکب اشتباهی شود، هم از ابتدا مورد انتظار بوده است چون هیچ انسانی – غیر از معصومین(ع)- عصمت ندارد، و هم اینکه حال که فردی موجه مرتکب عملی غیر موجه شده، لزوما باید عملش توجیه شود و یا او را از ابتدا از هستی ساقط کرد بلکه باید منصفانه و منطقی و با رویکردی مصلحانه و خیرخواهانه به نقد عملکرد و افکار بروزیافته افراد و جریانها بپردازیم.

***

شاید شبهه ای طرح شود که چرا به فردی رأی دادید که چنین اشتباهات فاحشی کرده است یا حال که فرد را جریانی را خودی شمرده و تأییدش کرده اید و نتیجه عکس داده است پس باید توبه کنید و آن عمل اولی اشتباه بوده است! واضح است که هر تصمیمی از قبیل تأیید یا رأی به یک فرد و جریان خاص، بر اساس ظواهر امر است؛ ظواهر مجموعه ای از سوابق، موضع گیری­ها و عملکرد افراد و جریانات است و آنچه از دست افراد ساخته است تحقیق و تشخیص اصلح است و عمل به تکلیفی که در نتیجه این تشخیص شکل می­گیرد چرا که کسی نه حق تفتیش باطنیات و عقاید پنهان دارد و نه در خیلی از موارد این عمل ممکن است. حزب الله از همان اول با ملاک دست به انتخاب می زند ولی در ادامه با رصد دقیق رفتارها بر مبنای مختصات رفتاری و گفتاری جدید، مواضع تازه­ای می­گیرد چه اینکه در حالت جدید، تکلیف جدیدی حاصل شده است. این است که گرچه ما منتظر نمی­مانیم که افراد یا جریان­ها خطایی کنند و آبرویشان را ببریم ولی نه این است که به مثابه احمقها چون یکنفر با عناوین مقدس آمده است پس تمام اعمالش را تا الی الابد مصلحانه و مطابق اصول بشماریم. اینهمه مقدمه است برای آغاز نقد وظیفه­محورانه دولت فعلی.

***

نقد دولت هم خرسندی آوراست و هم ناراحت کننده ؛ ناراحتی از آن جهت که نمی­خواهم در مداری گام بردارم که این روزها آنقدر مُد شده که دارد به کلیشه­ای حال به هم زن تبدیل می­شود و از آن جهت که احمدی­ نژاد نه یک فرد که یک جریان بر آمده از دل نیروهای اصیل انقلابی است و بروز خطایی واضح در عملکرد و مواضع ایشان به نوعی خرج سرمایه­های انقلابی بود. ناراحتم از اینکه این نوشته بوی عیب­گویی می­دهد، با اینکه نگارنده و خواننده هرگز خود مبرا از این عیوب و از آن ابتلائات، نبوده و نیستند.

خوشحالم از آن جهت که حزب ­الله هرگز در بندِ باند و حزب و گروه – بر عکس رویه معمول اهل سیاست-، نیست و تنها خطِ جهت­دهنده به قلم و قدم او، تکلیف  است و بس. این است که خدا نکند روزی فرا رسد که برادری، عزیزی، راه را خطا برود و مبانی را زیر پا بگذارد که آن روز بی­درنگ از تیغ نصیحت، موعظه، روشنگری و امر و نهی دینی برادران دیگر در امان نخواهد بود.

خوشحالم که در سیستمی خودپالایش و اصیل نفس می­کشم که همه جریانات به اصطلاح دموکراتیک غرب و شرق­زده و با ژست­های نقدپذیری و زنده باد مخالف من و…، علارقم همه ادعاهای خوش رنگ و لعابشان، در کلاس اول مدرسه نقد تکلیف­مدارانه هم نیستند و از این جهت،  فرسنگ­ها از حزب­ الله عقب ترند.

خوشحالم که هرگز طرفداری و علاقه به احمدی­ نژاد به خاطر خود او نبود و لذا در این علاقه آنقدر غرق نبودم که مثل برخی از دوستان مذهبی­ام شعار بدهم «به بهشت نمی­روم اگر احمدی­ آنجا نباشد!».و خوشحالم که رأی خودم را از آقای دکتر پس نگرفته­ام و هنوز هم اگر به شرایطی با مختصات فرهنگی و اجتماعی دو انتخابات گذشته مواجه شوم، تصمیمی جز رأی به احمدی­نژاد نخواهم داد.

***

و آخر اینکه این نوشته به قول«قیصر» بوی نان نمی­دهد، بوی حرف دیگران هم نه! سیاهه­ای است به قصد تنویر افکار دوستان و برای تودهنی­زدن به دشمنان؛ سخنی است با دوستان به اینکه احیانا در دام تصمیمات هوس­زده یکی از افراد خودی گرفتار نشوند و کلامی است با دشمنان که ما حواسمان هست و حالا حالاها هزارها احمدی­نژاد داریم برای اینکه مدتی شما را به دردسر بیندازیم با او! ما صورت با سیلی سرخ نگه می­داریم، درد دارد اما این درد با لذتی مثال­زدنی همراه است وقتی که سرخی عصبانیت را در چهره دشمن می­بینیم! دشمنی که از نظر ما مرز نمی­شناسد، عنوان و لباس هم.

ارسال دیدگاه