مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
شنبه 13 آذر 1395 - Saturday 3 Dec 2016
محتوا
زندگینامه خودنوشت از آیت الله امینیان

زندگینامه خودنوشت از آیت الله امینیان

زندگینامه خودنوشتی از آیت الله امینیان در دست است که شرحی از فعالیت های علمی و سیاسی و اجتماعی ایشان در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است. این زندگینامه کمتر دیده شده ولی حاوی مطالب ارزشمندی از زندگی آن مرد خدایی است.

جمعه 22 خرداد 1394 - 12:52

زندگینامه خودنوشتی از آیت الله امینیان در دست است که شرحی از فعالیت های علمی و سیاسی و اجتماعی ایشان در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است. این زندگینامه کمتر دیده شده ولی حاوی مطالب ارزشمندی از زندگی آن مرد خدایی است که سالها در گیلان مشغول به خدمت به اسلام و انقلاب بود. رنگ ایمان این زندگینامه را به منابت ارتحال این عالم ربانی منتشر کرده و شما را به خواندن آن دعوت می کنیم:

دوران تولد و کودکى

این جانب در سال ۱۳۰۵شمسى در روستاى فتیده، از توابع لنگرود در خانواده اى متدیّن و مذهبى دیده به جهان گشودم. پدرم از خرده مالکین روستا بود و از راه کشاورزى و محصول مختصرى که از زارعین به عنوان اجاره مى گرفت، امرار معاش مى کرد. دوران رضاخان که طرح تملّک املاک حاصلخیز شمال کشور در دستور کار او قرار گرفت، بسیارى از کشاورزان و صاحبان زمین در شمال به خصوص گیلان مجبور به فروش زمین هاى خود شدند که پدرم نیز از این قاعده مستثنا نبود و با از دست دادن املاک با دوازده سر عائله، زندگى پر مشقّتى را اداره مى کرد. روستاى فتیده روستایى بزرگ، پر برکت و عالم پرورى بوده و هست. در گذشته نه چندان دور، مدرسه علمیّه اى در این روستا دایر بوده که متأسّفانه اکنون ساختمان آن نیز از بین رفته، در دوران طفولیّت قسمتى از آثار باقى مانده آن را دیده بودم. از این روستا عالمان فرزانه اى از جمله: آیه اللّه شیخ على اکبر فتیدهى، آیه اللّه حاج شیخ (مطلق) آیه اللّه آقا شیخ عیسى لنگرودى فتیدهى، که علاوه بر علم و اجتهاد به زهد و داشتن کرامات شهرت داشت، برخاسته اند.

دوران تحصیل

تحصیلات ابتدایى را از مکتب خانه آغاز کردم و آن گاه در مدرسه اى که در چهار کیلومترى روستاى ما قرار داشت وارد شدم و با سختى فراوان این دوره را گذراندم. پس از مدتى با توجّه به فضاى مذهبى اى که بر خانواده ام حاکم بود، تمایل شدیدى نسبت به تحصیلات علوم دینى پیدا کردم. این دوران مصادف با اشغال ایران به دست متفقین بود که همه مردم از این بابت در وضعیّت بسیار سختى از لحاظ مادى، معنوى و اجتماعى قرار داشتند.

با تشویق خانواده ام در اوایل سال ۱۳۲۳شمسى براى تحصیل علوم دینى به شهر مقدّس قم آمدم. در پاییز همین سال، در حالى که مشغول فراگیرى مقدّمات بودم، مرحوم حضرت آیه اللّه العظمى بروجردى قدّس سرّه به قم تشریف فرما شدند و من نیز با شوق زاید الوصفى افتخار استقبال از ایشان را داشتم.
حدود نه سال دروس سطح (شامل کتب جامع المقدّمات، سیوطى، حاشیه، شرح شمسیه، مطوّل، شرح لمعه، قوانین، شرح تجرید الاعتقاد، رسائل، مکاسب، شرح منظومه سبزوارى و کفایه الاصول) را با دقت و وسواس زیاد به پایان بردم. با هم بحث هاى خود آیه اللّه حاج شیخ محمد ایمانى و آیه اللّه حاج شیخ محمد على فیض لاهیجانى عهد کرده بودیم تا اتمام کامل دروس سطح حوزه در درس خارج حاضر نشویم. خوش بختانه اتمام سطح مصادف بود با آغاز درس خارج فقه (کتاب الطهاره) آیه اللّه العظمى بروجردى قدّس سرّه و درس خارج اصول حضرت امام خمینى قدّس سرّه که حدود ده سال از محضر این دو وجود پربرکت، فیض بردم. هم زمان را نزد علّامه طباطبائى قدّس سرّه تلمّذ مى کردم.
برخى از اساتیدى که در دوران تحصیل در حوزه علمیّه قم از محضر درس آنان بهره برده ام عبارت اند از: آیه اللّه محقق داماد، آیه اللّه سیّد محمد رضا گلپایگانى، آیه اللّه مرعشى نجفى، آیه اللّه شریعتمدارى، آیه اللّه حاج شیخ عبدالنّبىّ عراقى، آیه اللّه سیّد مرتضى مرتضوى گیلانى لنگرودى، آیه اللّه میرزاهاشم آملى و حضرت آیه اللّه بهجت گیلانى که حدود دو سال و نیم مکاسب محرّمه را به صورت سطح و خارج از محضر ایشان درس گرفتم.

در کنار درس و بحث با توجّه به زمینه ها و علاقه اى که به تدریس داشتم، تمامى دروس سطح را به دفعات در مدارس خصوصى حضرت آیه اللّه گلپایگانى قدّس سرّه و مدرسه حقّانى که در آن دوره مجمع طلّاب مستعد و خوش فکر بود، تدریس مى کردم و بحمداللّه کلاس هاى پربار و مفیدى بودند و شخصیّت هاى برجسته اى از آن میان تربیت شدند که اکنون به خدمت گزارى به اسلام و انقلاب مشغول هستند.

یادآورى نام برخى از هم مباحثه ها و دوستان دوران تحصیل خالى از لطف نیست حضرات آیات: حاج شیخ محمد محمدى گیلانى، حاج شیخ عبّاس محفوظى، حاج شیخ حسین شریعت ناصرى، حاج شیخ عبد اللّه جوادى آملى، حاج شیخ محمد یزدى، حاج شیخ حسین مظاهرى، حاج سیّد محمد حسین مرتضوى لنگرودى، حاج سیّد حسن مرتضوى لنگرودى و… که خداوند همواره به آنان توفیق خدمت به اسلام و مسلمین و سلامتى عطا فرماید.

آثار و تألیفات

تحقیق و تألیف از توفیقات الهى بوده است که در طول تحصیل و تدریس قریب به پنجاه سال همراه و یاورم بوده و هست و این توفیق عظیم را شکرگزارم. ثمره عمر و فعّالیّت هاى علمى ام تألیفاتى است که برخى از آن ها به چاپ رسیده و متأسّفانه مقدار زیادى از دست نوشته هایم در حادثه ناگوار آتش سوزى منزلم در رشت به سال ۱۳۶۸شمسى از بین رفته است. عناوین و موضوعات برخى از این تألیفات عبارت اند از:

۱- تقریرات درس خارج فقه آیه اللّه العظمى بروجردى قدّس سرّه ؛ ۲٫ تقریرات درس خارج فقه و اصول حضرت امام خمینى قدّس سرّه ؛ ۳٫ کتاب تلخیص المنطق مرحوم مظفر که به درخواست شهید بزرگوار آیه اللّه قدوسى نگاشته ام؛ ۴٫ کتاب فاعول که شامل کلماتى است که در عربى بر این وزن آمده است.

متأسّفانه این آثار که به صورت دست نوشته در کتاب خانه شخصى ام نگه دارى مى شد در حادثه آتش سوزى طعمه حریق شدند که تلاش دارم برخى از آن ها را احیا و بازنویسى نمایم.
آثار منتشره:

برخى از کتب و رساله هایى که به طبع رسیده و در مجامع علمى و دانشگاهى مورد استفاده قرار مى گیرد عبارت اند از:

۱- مبانى اخلاق اسلامى؛ ۲٫ مبانى فلسفه اسلامى؛ ۳٫ از اسلام تا ارتداد؛ ۴٫ قره العین در نماز.
آثار غیر منتشره:

میزان اندیشه؛ حسن الختام یا دروس فى الکلام؛ رساله اى در سنخیّت؛ عناوین ثانویه (در مورد احکام اوّلى و ثانوى و موضوعات مختلفى چون: تقیّه، روابط اجتماعى دختران و پسران، شرکت زنان در فعّالیّت هاى اجتماعى، مسائل مستحدثه پزشکى)؛ تفسیر آیات منتخبه.

فعّالیّت هاى سیاسى و اجتماعى

چنان که در بخش هاى گذشته آمد، در حوزه علمیّه قم در درس حضرت امام خمینى قدّس سرّه حاضر مى شدم و از مکتب انقلابى و اخلاقى ایشان بهره مند مى گشتم. با توجّه به عشق و ارادتى که به ایشان داشتم در طول مبارزات ضدّ رژیم شاه از سال ۱۳۴۱شمسى به خصوص پس از وفات حضرت آیه اللّه العظمى بروجردى قدّس سرّه از دور و نزدیک انقلاب را دنبال مى کردم و قلبم همواره با امام بود. در روستا و شهر با وعظ و تبلیغ وظیفه خود را در قبال دین و مردم انجام مى دادم و در تمامى اعلامیه ها و اطلاعیه هایى که در شهر قم و در سطح استان گیلان براى حمایت از حضرت امام و مبارزات ایشان یا بر ضدّ رژیم پهلوى صادر مى شد، از پیش گامان بودم. به خصوص بعد از اوج گیرى مبارزات مردمى در سال هاى ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷شمسى در به صحنه آوردن مردم روستاى فتیده و گرم کردن تظاهرات مردمى در لنگرود فعّالیّت زیادى داشتم و غالباً پایان این راه پیمایى هاى باشکوه، سخن رانى و اعلام مواضع انقلابى و خواست مردم برعهده این جانب بود. براى همین اقدامات نیز بارها از جانب ساواک تهدید شدم، امّا خوش بختانه با امواج خروشان انقلاب اسلامى و ضعف رژیم و نهادهاى سرکوبگر آن این تهدیدات جامعه عمل نپوشید.

پس از انقلاب اسلامى با دعوت مردم براى اقامه نماز و وعظ و تبلیغ در مسجد گلشن رشت به این شهرستان نقل مکان کردم، البته حکم برخى از مراجع به خصوص حضرت امام قدّس سرّه براى پذیرش این دعوت بسیار کارساز بود. پس از چندى در حالى که گروهک هاى محارب و ضدّ انقلاب جایگاهى در گیلان و به خصوص رشت پیدا کرده بودند، براى اقامه نماز جمعه دعوت شدم. فرصت مناسبى بود تا از تریبون نماز جمعه براى افشاى چهره منافقین و ضدّ انقلاب به عنوان پایگاهى مکتبى و انقلابى بهره ببرم و بحمدللّه پس از مدت کوتاهى سنگر مستحکمى علیه ضدّ انقلاب و جریان نفاق متشکّل از جوانان حزب اللّهى، بسیجى و پیرو خطّ امام از طریق نماز جمعه و ارتباطات مستمر با مردم به وجود آمد و با همین تشکّل، مبارزه سختى علیه گروهک هاى نفاق، ملحد و محارب آغاز شد. به یاد دارم که در مورد گروهک هاى ملحد و اعضاى آنان خطبه اى در مورد ارتداد و احکام مرتد در اسلام خواندم که موجى در جوانان و مردم انقلابى رشت به وجود آورد که پس از نماز جمعه دفاتر و کتاب فروشى هاى گروهک هاى ملحد و محارب را به آتش خشم انقلابى و اسلامى خود برچیدند. پس از این حادثه که شاید انقلابى بزرگ در آن دوره در رشت محسوب مى شد، استاندار وقت شهید انصارى و دادستان دادگاه انقلاب شهید کریمى لاهیجانى و حاکم شرع استان و فرمانده سپاه گیلان به عنوان تشکر و سپاس نزد من آمدند و پس از تشریح فعّالیّت هاى مخفى و آشکار گروهک هاى ضدّ انقلاب در سطح استان اظهار داشتند که در جلسه شوراى تأمین استان به دنبال راه حلّ مناسبى جهت ممنوعیّت فعّالیّت هاى این گروهک ها و پاک سازى شهر از دفاتر و کتاب فروشى ها و مراکز آن ها بودیم، لیکن به سبب مسلّح بودن بسیارى از این گروهک ها و دارا بودن تشکیلات نظامى فکر مى کردیم بدون خون ریزى و درگیرى این عمل امکان پذیر نخواهد شد که با این حرکت مذهبى و خودجوش مردم از پایگاه نماز جمعه این مسئله پر خطر و مهم این چنین آسان و بى زحمت حلّ و فصل شد.

مناصب و مسئولیّت ها

پس از تبعید حضرت امام خمینى به ترکیه و سپس به عراق، مرحوم آیه اللّه العظمى گلپایگانى سرپرستى امتحانات طلّاب علوم دینى را به عهده گرفت و به گروهى از روحانیون از جمله این جانب مأموریّت داد تا امتحانات طلّاب را سامان دهیم. در آن زمان براى امتحانات حوزه اى سه رتبه وجود داشت؛ رتبه اوّل، کتاب هاى مقدّمات تا شرح لمعه و قوانین؛ رتبه دوم، رسائل و مکاسب شیخ انصارى و رتبه سوم، کفایه الاصول آخوند خراسانى و دروس خارج بود. در ابتدا مسئولیّت امتحانات رتبه اوّل به عهده گروهى از جمله: آیه اللّه حاج حسن تهرانى، آیه اللّه بنى فضل تبریزى و بنده نهاده شد که هم امتحانات کتبى و هم شفاهى را سامان مى دادیم. پس از چند سال به رتبه دوم و سپس به رتبه سوم ارتقا یافتیم و تا نزدیکى پیروزى انقلاب اسلامى این مسئولیّت را به عهده داشتیم، البته بزرگان دیگرى چون حضرات آیات: اشتهاردى، ستوده و صلواتى نیز در زمینه امتحانات فعّالیّت داشتند.

پس از پیروزى انقلاب اسلامى با حکم حضرت امام مسئولیّت دادگاه انقلاب به این جانب واگذار شد. به این دلیل که خود را براى این منصب خطیر و پرمسئولیّت قابل نمى دانستم و میل باطنى نیز به این امور نداشتم، پس از دوره کوتاهى از مسئولیّت کناره گرفتم و این مسئولیّت به عهده دیگران نهاده شد. مسئولیّت بعدى این جانب که مسئولیّتى فرهنگى و در ارتباط با نسل جوان بود، نمایندگى ولى فقیه در دانشگاه گیلان که در زمان حضرت امام به این جانب واگذار شد و حدود چهارده سال است که این وظیفه را بر دوش مى کشم و همه تلاشم در این مسئولیّت، حرکت به سوى یک دانشگاه اسلامى است که از اهداف انقلاب فرهنگى نیز بوده است.

چنان‏که در بخش‏هاى گذشته آمد، اوایل انقلاب، نماز جمعه در شهرستان رشت را به عنوان امام جمعه موقّت اقامه مى‏کردم، پس از مدتى در سال ۱۳۶۱شمسى، از سوى دفتر حضرت امام(ره) حکم امامت جمعه شهرستان آستانه اشرفیه به نام این‏جانب صادر شد، که تاکنون ادامه دارد. از اوّلین اقدامات فرهنگى‏ام در آستانه اشرفیه فعّال کردن حوزه علمیّه آن‏جا بود. برخى دروس سطح را شخصاً در این حوزه تدریس مى‏کردم. به ساخت و ساز و تکمیل مساجد و مدارس بسیار اهتمام مى‏ورزیدم، که
مسجد جامع روستاى فتیده و مسجد اهل البیت(ع) آستانه اشرفیه از آن جمله هستند.

پس از زلزله بزرگ شمال کشور، با کمک مردم و مسئولان، بیش از پنجاه باب منزل مسکونى احداث کردیم و در اختیار زلزله زدگان قرار دادیم و کمک‏هاى مالى‏یى نیز در حدّ توان به مردم خسارت دیده کردیم که امیدوارم این فعّالیّت‏ها ذخیره خوبى براى آخرتم باشد.

در طى سه دوره از حوزه انتخابیه استان گیلان به عنوان نماینده مجلس خبرگان انتخاب شدم و در این مسئولیّت سنگین و پر اهمّیّت اداى وظیفه نمودم و افتخار دارم که در جریان انتخاب رهبر معظّم انقلاب اسلامى پس از ارتحال جانسوز حضرت امام خمینى(ره) در مجلس خبرگان رهبرى حضور داشتم. چند نکته در جریان تشکیل مجلس خبرگان پس از ارتحال حضرت امام قابل توجّه بود، حزن شدید نمایندگان و ابهام در مورد رهبرى آینده که نام بسیار از علما و بزرگان به میان آمد و نقاط مثبت و
منفى هر یک بررسى مى‏شد؛ امّا توافق و اتفاق نظر در مورد یک فرد حاصل نشد. پس از این مرحله، بحث شوراى رهبرى مطرح شد که آن هم مورد اتفاق قرار نگرفت. در این حال، رهبرى حضرت آیهاللّه خامنه‏اى با توجّه به سفارشات حضرت امام(ره) در  مورد شخص ایشان مطرح شد که اتفاق نظر خوبى میان همه نمایندگان به وجود آمد و على‏رغم میل باطنى معظّم‏له با رأى قاطع به رهبرى برگزیده شدند و با عنایت پروردگار و توجّهات حضرت ولى عصر(عج) موضوعى با این اهمّیّت ظرف چند
ساعت خاتمه پیدا کرد و همه بر این حسن ختام شکر گزار بودند.

منبع: خبرگان ملت، دبیرخانه مجلس خبرگان رهبرى، اول، زمستان ۱۳۷۹، دفتر اول، ص۹۳-۱۰۲٫

ارسال دیدگاه