مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
چهارشنبه 17 آذر 1395 - Wednesday 7 Dec 2016
محتوا
کتاب روز نارنجک، زندگینامه سردار شهید سیدمهدی نقیبی راد

کتاب روز نارنجک، زندگینامه سردار شهید سیدمهدی نقیبی راد

کتاب « روز نارنجک » برش های کوتاه از زندگی سردار شهید « سید مهدی نقیبی راد » فرمانده گردان حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) لشکر قدس گیلان است. این کتاب در قطع پالتویی و به صورت خلاصه و مفید نگارش یافته است. خاطرات اطرافیان شهید به صورت نقل مستقیم و با […]

شنبه 16 خرداد 1394 - 20:14
طرح جلد کتاب روز نارنجک

طرح جلد کتاب روز نارنجک

کتاب « روز نارنجک » برش های کوتاه از زندگی سردار شهید « سید مهدی نقیبی راد » فرمانده گردان حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) لشکر قدس گیلان است. این کتاب در قطع پالتویی و به صورت خلاصه و مفید نگارش یافته است. خاطرات اطرافیان شهید به صورت نقل مستقیم و با حداقل فاصله با واقعیت خارجی ذکر شده است. در این کتاب بنا بر اسطوره سازی از شهید نبوده بلکه شهید یک فرد عامی از همین کوچه و بازار است و با رفتاری همچون سایرین معرفی گردیده است. حتی مقداری از شوخی های شهید هم در این کتاب منعکس شده است.

اما از عوامل موفقیت شهید هم ، غفلت نشده و نکاتی مانند عاشق امام بودن، احترام به پدر و مادر، رعایت حق الناس، انجام وظیفه به بهترین نحو، شجاعت، چالاکی و … همه در این کتاب به خوبی ارائه شده است.

در انتهای کتاب، وصیت نامه شهید ذکر شده است. ودر آخر گاهشماری از زندگی نورانی شهید آورده شده که ما را با دوره های مختلف زندگی شهید آشنا می کند. این کتاب اولین کتابی است که پیرامون زندگی شهید نقیبی تولید شده است. از دیگر ویژگی ها، آن است که همراه این کتاب نرم افزار چند رسانه ای هم با همین عنوان تولید شده است که این کتاب و نرم افزار در عرصه شناخت این شهید بزرگوار می توانند مکمل هم باشند.

قسمتهایی از کتاب:

هادی رمضانی:

هر جمعه در نماز جمعه می­دیدمش، یک بسته سیاهی هم همیشه با خودش داشت. یک بار پرسیدم: «این چیه با خودت می آری نماز جمعه؟» گفت: «ضبط صوته! صحبت­های امام جمعه رو ضبط می­کنم تا بعد چند بار گوش کنم و بتونم بهتر به اونها عمل کنم.»

***

مادر شهید:

۱۶ ساله که بود، گفت «می­خوام برم جبهه» من راضی نبودم. برادر بزرگترش هم در جبهه بود، خیلی اصرار کرد. گفتم: «استخاره بگیر، هرچی اومد!» من که گرفتم، بد اومد. ولی جالبه نمی­دونم چیکار می­کرد که هر دفعه خودش می­گرفت، خوب می­اومد! گفت: «استخاره که خوب اومد، پس من رفتم… »

***

سید حسین نقیبی راد:

داداش کوچیکه بود. بهش می گفتیم حالا که ما توی جبهه ایم شما پیش پدر و مادر بمان. خیلی جدی برگشت، گفت:«حضور در جبهه مثل نماز خوندنه؛ هر کس باید وظیفه خودش رو انجام بده،رفتن شما موجب نمی شه که از من سلب مسئولیت بشه.»

***

علی نجد باقری:

بچه ها داشتند دعای کمیل می خوندند و می گفتند : « خدایا شب جمعه است و یک مشت گناه کار آمده اند … » یک دفعه ای وسط مجلس ظاهر شد و خیلی سریع و با خنده گفت :«غلط کردید گناه کردید الآن اومدید… خدایا یک مشت گنه کار آمده اند، می خواستید گناه نکنید مگه دست شما رو گرفتند و گفتند گناه کنید » حرفش تمام نشده بود که چند نفر از بچه ها با دمپایی دنبالش کردند . سید مهدی هم فقط می دوید.

***

آنچه خواندید چند برش از کتاب « روز نارنجک » بود.

کتاب « روز نارنجک » کتاب اول از مجموعه فاتح است. بالای آن این جمله درج شده است: «کتابهای جوانانه فاتح، مجموعه ای است در جهت آشنایی جوانان با فرهنگ انقلاب اسلامی و ترویج و تقویت ارزشها و آرمان های شهدا.»

کتاب حاضر و سایر محصولات ما را در همین سایت  مشاهده و خریداری نمایید.

ارسال دیدگاه