مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
یکشنبه 14 آذر 1395 - Sunday 4 Dec 2016
محتوا
خرمشهر های دربند، منتظرند!

خرمشهر های دربند، منتظرند!

  حسن مقدمی شهیدانی وقتی که در تاریخ بیت المقدس التهاب و اضطراب جنگ جامعه را گرفته بود و سربازان بعثی بر در و دیوار خونین شهر «جئنا لنبقی» می نوشتند، حقیقتا فکر به فتح آسان نبود. براستی آمده بودند برای ماندن! حتی اسم شهر هم در خوش خیالی غرورآمیز بعثی ها «محمًره» شده بود. […]

یکشنبه 5 دی 1389 - 23:38

 

حسن مقدمی شهیدانی

وقتی که در تاریخ بیت المقدس التهاب و اضطراب جنگ جامعه را گرفته بود و سربازان بعثی بر در و دیوار خونین شهر «جئنا لنبقی» می نوشتند، حقیقتا فکر به فتح آسان نبود.

براستی آمده بودند برای ماندن! حتی اسم شهر هم در خوش خیالی غرورآمیز بعثی ها «محمًره» شده بود.

سلاح نداشتیم-البته سلاح نظامی- به نسبت ارتش آموزش دیده و مجهز صدام، نیروهای مردمی و سلاح های دست چندمی ما به ظاهر کاری نمی توانستند از پیش ببرند. مسأله تنها مسأله خاک نبود.

حرف عوض کردن نام خرمشهر نبود، حرف شکست سیاسی حاصل از سقوط خرمشهر و آبادان نبود، حرف غیرت بود.

یادم نمی رود. دوست شهید، فیروز سلیمی داشت می گفت؛ گفتم: تو چرا فیروز؟ تو نرو …

گفت؛ شما نمی دانید … در اهواز دختر چهار ساله هم ایمن نیست! رفت. همه رفتند.

نه با این سلاح های آهنین پیروزی، نه با گارد زره پوش و لشکر زرهی، نه با هواپیماهای رادار گریز و بمب افکن های غول پیکر، نه با سلاح های شیمیایی و میکروبی- از جنس همان ها که صدام برای پس گرفتن «فاو» به کار برد- با سلاح ایمان رفتند.

با بال عشق و به احترام حرف امام راهی شدند.

آرشیو وصیت نامه ها بهتر می داند، تقریباً تمام شهدا، حنی آنها که از ادیان دیگر بودند، در وصیت نامه شان قید کرده اند که برای خدا و به احترام حرف امام (ره) می روند.

خرمشهر، این قلعه ی شکست ناپذیری ارتش مغرور صدام فتح شد. همه خوشحال شدند. مردم خرمشهر، برای آنکه لذت انتقام از فجایع سربازان بعثی را می چشیدند، توده ی مردم ایران از آنجا که در نبرد الهی شان قوت می گرفتند و سیاسیون از آن جهت که می توانستند امتیازی در مواجهه با دشمن داشته باشند و برگ برنده ای. هرکس به گونه ای ابراز خوشحالی می کرد.

  •  

نماز شکر مسجد جامع تا امروز، هنوز در ذهن ها تکرار می شود … دست رزمنده ها به نشانه ی فتح هنوز هم بالاست!

امام یک جمله بیشتر نگفت؛ صدایی که شاید در هیاهوی رنگ های ریایی و صداهای غیر الهی گاهی در قلب عده ای گم شده است و در گوششان فراموش! «خرمشهر را خدا آزاد کرد»

مردم کمک کردند … رزمنده ها جانفشانی کردند … سیاسیون حمایت کردند … سلاح بود … اما این همه به تنهایی با آن سخن امام سازگار نیست … «خرمشهر را خدا آزاد کرد» … آری خدا !

این یعنی که سلاح ما سلاح ایمان است. ایمان. و سلاح ایمان را دست هرکسی نمی دهند … توفیق می خواهد، مجاهد لازم دارد … جهاد اکبر در این میدان بر جهاد کوچک نظامی، مقدم است!

شاید این روزها که خلاقیت و زحمت بچه های مؤمن ایرانی ثمر داده و بهترین سلاح ها را تولید کرده ایم و بهترین نیروهای نظامی را تربیت کرده ایم، آن جمله امام (ره) بیشتر از هر زمان شنیدنی باشد. باید یادمان نرود که این همه، شرط لازم است ولی کفایت کارمان با دستیابی به سلاح ایمان است. یادمان نرود که افتخار ما در جنگ، زفیر گلوله ها و صدای مهیب موشک های پیشرفته مان نبود، ناله ی « یا حسین، یا حسین» و نغمه ی فتح آفرین «الله اکبر» بود!

به قول آن بزرگ ؛ ما با «الله اکبر» و « یا حسین، یا حسین» پیروز شدیم نه با نغمه ی «ای ایران ایران … »

این روزها که تبلیغات دشمن در برجسته کردن ملیت گرایی و کم رنگ کردن اثر دین در فتوحات ملت ما، فزونی یافته، یادمان نرود که نباید عروسک دست گردان دشمن شویم.

این روزها پرداختن بیش اندازه به مسأله ملیت گرایی، مساوی با کم رنگ کردن اثر دین در شکل گیری انقلاب و پیشرفت جنگ است. یادمان نرود که پادشاهان ایرانی بیشتر از ما به ابزار ملیت گرایی تسلط و تکیه داشته اند …

چه آنها اصلاً تقیّدی به دین نداشتند. اما کدام دوره را در دوران معاصر به یاد دارید که در مقابل هجمه ی دشمنان ضعیف، قسمتی از خاکمان را نداده باشیم. اسیری دست استعمار گران هم پیش کش عزیزان ملی گرا.

به نظر می آید تبلیغ بیش اندازه ی ملی گرایی و تأثیر آن بر جنگ که حقاً ناچیز بوده است نوعی خنجر به خودی است … فراموش نکنیم!

شهدا نیستند که بگویند برای چه می جنگیدند … با نان خشک و دوری از خانواده … همت نیست که بگوید چرا پزشکی را ول کرد و دل به دریای جنوب زد و برنگشت … متوسلیان هم …

اما وصیت نامه هایشان که هست … فتح خرمشهر تمام نشده است .

خرمشهر یک آرمان است. آرمانی برای فتوحاتی که دست خدا خلقشان می کند. امروز هر کدام از جوانان این سرزمین، یک خرمشهرند که قلعه ی قلب و فکرشان را نباید اسیر در دست دشمن دید … خرمشهر های دربند هم کم نیستند، یادمان باشد، دوران جهاد اصغر فعلاً تمام شده، اما جهاد اکبر همیشه جریان دارد. باور کنیم این جنگ هم مقدس است و مقدس تر از هر جنگ است!

باور کنیم، خرمشهر را خدا آزاد کرد، و باور کنیم که خرمشهرهای دربند منتظرند !

ارسال دیدگاه