مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
چهارشنبه 17 آذر 1395 - Wednesday 7 Dec 2016
محتوا
وصیت نامه شهید عظیم مردانی

وصیت نامه شهید عظیم مردانی

بسم رب الشهدا و الصدیقین الذین امنوا هاجروا وجاهدوا فی سبیل ا…بااموالهم وانفسهم واعظم درجه عندا…وائک هم الفائزون .آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در را خدا به مال و جانشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندی است بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند. (امام خمینی) به نام ا…پاسدار حرمت […]

یکشنبه 13 تیر 1389 - 13:52

بسم رب الشهدا و الصدیقین

الذین امنوا هاجروا وجاهدوا فی سبیل ا…بااموالهم وانفسهم واعظم درجه عندا…وائک هم الفائزون

.آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در را خدا به مال و جانشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندی است بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند. (امام خمینی) به نام ا…پاسدار حرمت خون شهیدان و به نام خالقی که ما را آفرید و به آن خالقی که جانم در دست قدرت اوست با درود و سلام بر مهدی موعود یگانه نجات دهنده محرومان جهان از یوغ استکبار جهانی و با درود و سلام بر رهبر کبیر انقلاب این قلب تپنده ملل مستضعف جهان و با درود و سلام بر حماسه آفرینان طلوع فجر این از جان باختگان رزمندگان اسلام و با درود و سلام به شهدای صدر اسلام تا شهدای کربلای ۲ و کربلای ۵ به خصوص شهید نعمت غنی زاده. آری شهادت برای من یک شربت گوارا و خوبی است و من از خوردن این شربت گوارا لذت می برم شهادت صعود به طرف ا…است شهادت عبارت است از قربانی شدن قهرمانان که در جنگلها بدست دشمن کشته شده اند. شهادت مرگی نیست که دشمن  ها برم جاهد تحمیل کند بلکه مرگ دلخواهی است که مجاهد با همه آگاهی و همه منطق و شعور و بیداری و بینایی خویش انتخاب می کند شهادت در فرهنگ ما و در مکتب ما یک درجه است شهادت مرتبه ای نیست لایق آن باشند من این وصیت نامه را به این منظور می نویسم که احتمال شهادت برای من خیلی دور است ولی بهر حال آرزو بر جوانان عیب نیست. ریخته تنها یک راه نجات هست که می توان امیدوار بود و آن شهادت است چرا که اولین قطره خونی که از او ریخته میشود تمام گناهانش پاک میشود در زمانیکه همه طاغوتیان و جباران که دستشان به خون مستضعفان آلوده است و کمر به نابودی انقلاب خون بار حسینتان را در سر دارند من نیز  به مسئولیت شرعیم وظیفه خود دانستم که در این نبرد شرکت نمایم که در این راه پیروزی و شهادت هر دو رستگاری .و شکر خدای را که به من سعادت جنگیدن در راهش را اعطا فرمود. برادران و خواهران امروز روزیست که بر همه شما حجت تمام شده و هیچ عذری ندارید اگر  کوتاهی کنید رو سیاهی ابدی گرفتار خواهید شد این زندگی زودگذر دنیا ارزشی  ندارد که به واسطه آن زندگی دنیا ارزشی ندارد که به واسطه آن زندگی ابدی  آخرت را خراب کنید من می روم ولی به شما برادران و خواهران و پدران و مادران عموما تاکید می کنم اگر می خواهید رستگار باشید بر شما باد به ولایت فقیه معتقد ولایت فقیه باشید و بدانید  خط ولایت فقیه در این زمان همان خط علی (ع) در عید غدیر خم است و خطهای دیگر همان خطهای انحرافی آن زمان است آری این است که شهید شاهد است حاضر است بر همه زمانها و مکانها و با خون خود خط بطلان بر روی مستکبران می کشد مگر نشنیده اید که حسین (ع) آموزگار بزرگ شهادت خود آزادگی و عاشق بودن و الهی بودن انسان را مهر کرده و به همه تاریخ درس داد و قلب تاریخ را فتح کرد و شمع شد و سوخت وبه بشریت روشنایی و نور بخشید حال باید مثل شمع سوخت و شکافنده بین تاریکی و نورشدآری من رفتم تا با خون خود با خط انبیا و ولایت فقیه میثاق ببندیم و اما به شما ای مردم و همیشه در صحنه امام را تنها نگذارید و پیرو ولایت فقیه باشید و نگذارید اسلحه ام به زمین بیفتد بیایید به جبهه ها و امدادهای  غیبی را ببینید و به واقعیت این پیر جماران پی ببرید سفارشی که به آموزگاران و معلمان دارم این است که ای معلمان شما نقش انبیا  را دارید شما باید با حرفهای این بچه ای که لکه ای در آینه دلشان دیده نمی شود حقیقت اسلام را بفهماند و نگذارید که دانش آموزان شما منحرف شوند و آنها  را تربیت کنید. اما ای برادرانی  که زمانی با من همکلاس بودند و ای برادران اگر تا به حال به واقعیت اسلام پی نبرید حالا پی ببرید راهم را ادامه دهید و درستان را هم بخوانید. اما ای پدر و مادر ارجمندم مادرجان فرزند تو زنجیرهای اسارت  و بردگی و خودفروشی را پاره کرده و آزاد شده و فقط می خواهد برای خدا کار کند اسیر شکم و دنیا و افکارهای احمقانه نیست و او رفته تمامی سنگرهای ضد انسانی و ضد ارزشی را فتح  کند و سر سپرده خدا و اسلام شده آری مادرجان فرزند تو اسیر اسلام شده و به اطاعت و عبودیت و اخلاص رسیده البته اگر خدا قبول کند مادرجان مرا حلال کن باشیر خودت . من و شما را اذیت می کردم ولی  از تو می خواهم مرا حلال کن مادرجان در مرگم گریه نکنید و همچون زینب (س) در شهادت برادرش حسن و حسین(ع) صبر کرد تو نیز مانند آن بانوی فداکار صبر را پیشه کن و مادر جان من می دانم که از دست دادن یک فرزند خیلی سخت است ولی تو نیز باید مانند  زینب (س) صبر کنی پدر و مادر عزیزم هنگامی که در شب جمعه بر سر قبرم می آیی گریه نکن زیرا این منافقان کوردل که در اطراف هستند . شاد می شوند اگر می خواهی گریه کنی داخل بقعه دوازده امام زادگان برو از خدا بخواه که ای هدیه ناقابل را قبول کند اگر گریه کنی روحم ناراحت میشود و اگر می خواهی من ناراحت نباشم گریه نکن و از خدا بخواه این بنده ات را که همچون امانتی بود و من این امانت را قدردانی کردم الان به تو بر می  گردانم و اما پدر جان تو که روز و شب کار می کردی  تا ما بزرگ شویم و چیزی در آینده بشویم تو بودی  که ما را تربیت کردی تا به این درجه برسیم در عزایم گریه نکن تو باید مثل امام حسین(ع) باشی اگر نمی توانی مانند حسین(ع)باشی راهش را ادامه بده که فرزند خودش علی اکبر را به میدان می فرستی و به درجه شهادت رسید این فرزند خود  را در راه خدا دادی افتخار کن که فردای قیامت اجر عظیمی نصیبت میشود پدرجان تو باید با مردم به مهربانی رفتار کنی که تا  آنها تو را بعنوان یک پدر شهید قبول کنند تو باید برای همه الگو و اسوه باشید و نگذاری که منافقان از خدا بی خبر توطئه ای در محله مان بکار ببرند از پدر و مادر و خانواده خودم می خواهم که انشاا…بعد شهادت من راهی  را که پیامبران و امامان ما در زمان رهبر کبیر انقلاب داده است دنبال کنند و تمام فرزندان خود را در راه اسلام عزیز اگر که باشد فدا کنند پدر و مادر عزیزم من با اجازه شما به مدرسه خودسازی (جبهه) رفتم و از شما می خواهم که همیشه این آیه را به یاد داشته باشید انالله والالیه راجعون و در ضمن در هیچ موقع این دعا را فراموش نکنید خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار و اما خواهر جان تو باید در نبودم به پدر و مادر کمک کمک کنید و باید یک خواهری باشی مثل حضرت زینب صبر کنی خواهر جان تو همین یک خواهرم بودی اما تو را ترک می کنم شما که سواد دارید و می دانی که انسان یک روزی به دنیا می آید و یک روزی هم باید از دنیا برود و تو باید پدر و مادر را نصیحت کنی خواهرجان این انقلاب نیاز به آبیاری دارد و ما با خون خود این انقلاب را آبیاری کردیم . خواهر جان من تو را خیلی اذیت کردم و امیدورام که مرا ببخشی و اما برادر بزرگوارم  رمضانعلی جان من به شما گفته بودم که من نمی توانم در خانه بمانم زیرا  که آن برادران در جبهه ها دارند می جنگند و من اینجا بمانم و من گریه می کردم و الان به هدفم رسیدم برادر جان در عزایم گریه کن برادر بزرگم هستی و باید صبر کنی درست است که داغ برادر خیل مشکل است ولی باید صبر کنی برادر جان من تو را خیلی اذیت کردم مرا ببخشید برادر جان شما باید از همه برادران شهید بهتر باشی تو باید رفتارت که خوب بود خوبتر کنی. اما برادر مهربانم احمد جان مرا ببخشید که تو را ادیت می کردم احمد جان نماز شب  و دعا کمیل را فراموش نکن و در میان این دعاها مرا دعا کن خداوند گناهانم را ببخشید و بخصوص مسجد را ترک نکن  و به مردم کمک کن و هر چند که همیشه می کردی و اما اکبر جانم را خوب حفظ کن ودر آخر من راضی نیستم که ضد ولایت فقیه ها و مخالفان اسلام در تشیع جنازه ام شرکت کنند و در مراسم  من بیشتر با خرما پذیرایی کنید و من در کنار قبر نعمت غنی زاده و اگر پیش از من کسی شهید شده  مرا کنار آن دفن کنید و السلام به امید دیدارتان در روز قیامت. و در ضمن احمد جان یک خودکار از مغازه غلام غلامپور نسیه گرفتم و پولش را ندام و شما لطف کنید  بدهید.  ای هم نفسان بودن و آسودن ما چیست      که یاران و عزیزان همه  کردند سفر ماندن ما چیست      بشتاب رفیقان که عزیزان همه رفتند       ساکن شدن و راه پیمودن ما چیست.

مورخه ۶۶/۱/۸

ارسال دیدگاه