مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
شنبه 27 مرداد 1397 - Saturday 18 Aug 2018
محتوا
آیت الله رسولی، امتدادِ راه میرزا افشای مطالبی از قیام مردم رشت در زمان رضاخان

آیت الله رسولی، امتدادِ راه میرزا

میثم عبدالهی
اختناق و دیکتاتوری رضاخان به قدری وحشتناک بود که کمتر کسی به خودش جرئت می داد با این رژیم مقابله کند اما کسانی بودند که پنجه در پنجه مزدوران رضاخان افکندند و به زور آزمایی با آن پرداختند. مرحوم شیخ محمدتقی بافقی، حاج آقا حسین قمی و مرحوم بهلول و آیت الله شیخ باقر رسولی رشتی را از زمره بزرگانی می توان شمرد که از چهره وحشت آور رژیم نهراسیده و به دل آتش زدند.

پنج شنبه 29 خرداد 1393 - 03:30
میثم عبدالهی
اختناق و دیکتاتوری رضاخان به قدری وحشتناک بود که کمتر کسی به خودش جرئت می داد با این رژیم مقابله کند اما کسانی بودند که پنجه در پنجه مزدوران رضاخان افکندند و به زور آزمایی با آن پرداختند. مرحوم شیخ محمدتقی بافقی، حاج آقا حسین قمی و مرحوم بهلول را از زمره بزرگانی می توان شمرد که از چهره وحشت آور رژیم نهراسیده و به دل آتش زدند. آیت الله شیخ باقر رسولی از دیگر علمایی است که در این راه گام نهاد. ایشان از علمایی است که با رهبری مردم رشت،  به مقابله با رژیم رضاخان پرداخت و ثابت کرد که در سخت ترین فشارها می توان بر رژیم های خودفروخته تاخت. آنچه می خوانید از آرشیو «موسسه مطالعات مبارزات اسلامی گیلان» گلچین شده و منابع آن در آرشیو این موسسه موجود است.   rasoolii.jpg (653×1086)محمدباقر رسولی در رشت به دنیا آمد. تحصیل دروس دینی را همین شهر شروع کرد و بعد از مدتی به نجف رفت. از اساتیدش علمایی چون آخوند خراسانی، آقاسیدکاظم یزدی، ‌شیخ‌الشریعه اصفهانی و میرزای نایینی بودند. او در نجف به اجتهاد رسید و به شهرش بازگشت.
***
در حوزه علمیه رشت شروع به تدریس علوم دینی کرد و در مدت کمی به یکی از مدرسین خوشنام گیلان بدل شد. علاوه بر این سخنوری چیره‌دست هم بود. آیت الله سیدمحمود روحانی مجتهد بزرگ گیلان از او دعوت کرد تا اقامه جماعت در مسجد «بادی الله»[۱] را بپذیرد.
***
علما و روحانیون رشت در کنار هم به این نتیجه رسیده بودند که مبارزاتی را علیه استبداد و استعمار ایجاد کنند و برای تشکیل حکومت دینی مبارزه کنند؛ میرزاکوچک جنگلی رهبری اجرایی نهضت را به عهده گرفت و بقیه روحانیون در هئیت «اتحاد اسلام» هسته فکری و رهبری نهضت بودند. آیت‌الله شیخ‌محمدباقر رسولی در زمره روحانیونی بود که به حمایت از نهضت پرداخت. اما شهادت میرزاکوچک باعث رکود و سرخوردگی مبارزه چند ساله روحانیون شد.
***
در زمان رضاخان، کسی حق اعتراض نداشت و فشار و خفقان به حدی بود که کوچکترین مخالفتی با سخت ترین شکل سرکوب می شد. در همین زمان به خاطر تبلیغات وسیع علیه دین، مساجد خلوت بود و افراد معدودی به مسجد می رفتند؛ حتی بسیاری از مساجد تعطیل شده بود ولی مسجد بادی‌الله رشت شلوغ ترین مسجد شهر بود و نماز جماعت های آن با شکوه برگزار می شد. اهل محل در تمام روزهای سال برای نماز به مسجد می رفتند و به امام جماعت شان اعتقاد عجیبی داشتند. ماه رمضان که می رسید مسجد غلغله بود و بیرون مسجد هم نماز برگزار می شد. آیت الله رسولی که منبر می رفت، مردم تشنه صحبت هایش بودند.
***آیت الله رسولی مسجد بادی الله را به پایگاهی علیه رژیم رضاشاه تبدیل کرده بود. همه می دانستند که او موضع تهاجمی علیه رضاشاه و دولت دارد؛ حتی در منبرهایش علیه رضاشاه صحبت می کرد و از جنایاتش پرده بر می داشت. این مسائل باعث شده بود که بازاریان متدین و مردم مومن که از مخالفان رژیم بودند، از مریدان پروپاقرص آیت‌الله رسولی شوند. این مسئله باعث حساسیت دستگاه های امنیتی شده بود. شهربانی تذکرات جدی ای به آیت الله رسولی داد و اداره آگاهی او را زیر نظر گرفت و چند نفر را مامور کرد که دائما فعالیت‌هایش را کنترل کنند. وقتی که منبر می رفت خبرچین ها مشغول ثبت صحبت‌هایش می شدند.
***آیت الله رسولی در صدد بود تا مبارزه علیه رضاشاه را به صورت جدی پیگری کند. او قصد داشت از داخل مجلس شورای ملی به جنگ رضاشاه برود و بتواند از تریبون مجلس علیه رضاشاه استفاده کند. آیت الله رسولی در سال ۱۳۰۵ش به همراه دوست دیرینش آیت الله شیخ علی علم‌الهدی که علاوه بر نهضت جنگل، سابقه مبارزه در مشروطه را هم داشت؛ کاندیدای دوره ششم مجلس شورای ملی شدند.مردم که تا پیش از این در انتخابات‌ها شرکت نمی کردند و در این مسائل خود را کنار می کشیدند، در این انتخابات وارد عرصه شدند و به صورت چشم‌گیری به تبلیغات پرداختند. آنها دو کاندیدای خود را به عنوان دو تن از چهره های مجتهد و مبارز که در علم و تقوا و مبارزه پیشگام بودند معرفی می کردند.
***
در این زمان «فضل‌الله‌خان بصیر‌دیوان» رئیس تیپ مستقل شمال و فرماندار رشت بود و عملاً در گیلان پادشاهی می کرد. ما او را با نام «سرتیپ فضل‌الله زاهدی» عامل کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد ۳۲ می‌شناسیم. زاهدی در آن زمان از زبده‌ترین نیروهای رضاشاه بود که برای سرکوبی بقایای نهضت جنگل به گیلان اعزام شده بود.زاهدی دو نفر از روشنفکران غرب‌زده را به عنوان کاندیدای خود انتخاب کرد و کنسولگری انگلیس در رشت نیز از این دو نفر حمایت کرد. آنها از امکانات ادارات استفاده کرده و شروع به تبلیغات وسیعی برای کاندیدای خود کردند.مردم که زاهدی را شخصی بدنام و منفور می دانستند و نیز از کنسولگری انگلیس متنفر بودند، اقبالی به منتخبین آنها نشان ندادند. ولی جنب و جوش مردم در تبلیغات آیت الله رسولی و آیت الله علم‌الهدی بالا گرفت و آنها به طور جدی خواهان فرستادن نمایندگان حقیقی خود به مجلس شورای ملی بودند.
***
زاهدی که می دید اگر اوضاع به همین منوال پیش رود، دیگر چیزی از قدرت و اقتدار او باقی نخواهد ماند، دست به اقداماتی برای تغییر فضای انتخابات زد. روشنفکران هم به صحنه آمدند و به نفع کاندیدای مشترک کنسول انگلیس و زاهدی شروع به تبلیغات کردند. آنها در روزنامه هایشان تبلیغاتی علیه آیت الله رسولی انجام دادند و اعلامیه های متعددی را در مدح منتخبین‌شان صادر کردند.علی رغم تمام این فعالیت‌ها، میزان مقبولیت کاندیداهای زاهدی اسفناک بود؛ ولی او به هر قیمتی بود باید از رفتن آیت الله رسولی به مجلس جلوگیری می کرد. او به مقابله با مردم پرداخت و شروع به قلع و قمع حامیان آیت الله رسولی و آیت الله علم الهدی کرد. مردم که از دخالت مستقیم زاهدی با قوه قهریه، در انتخابات ناراحت بودند شروع به مخالفت کردند و و در مدت کمی ده ها هزار نفر از مردم به رهبری آیت الله رسولی در تلگرافخانه رشت متحصن شدند. علما و مجتهدین دیگر نیز به متحصنین پیوسته از آیت الله رسولی حمایت کردند. آنها خواستار پایان دادن به دستگیری ها و عدم مداخله نظامی زاهدی در انتخابات شدند.ولی فرماندار با لجاجت بر موضع اش پای می فشرد و به هیچ قیمتی تسلیم خواست مردم نمی شد. این مسئله باعث شد که در حمایت از آیت الله رسولی اعتصاب عمومی سراسر رشت را فرا بگیرد و بازارها بسته شود. شهر به حالت تعطیل در آمد. مردم شهر را سیاهپوش کردند؛ گویا که حادثه ای چون روز عاشورا در شرف وقوع بود. این اعتصاب بیش از یک ماه ادامه داشت.تلاش زاهدی برای شکستن اعتصاب و باز کردن بازارها بی نتیجه ماند. کم کم احساسات مردم به شهرهای مجاور هم سرایت کرد و مردم سایر شهرهای گیلان هم برای پایان دادن به وضع موجود، دست به تحصن و اعتراض زدند. اوضاع بسیار متشنج بود و فضا ملتهب. یک جرقه کوچک کافی بود تا گیلان را چون انبار باروتی به هوا پرتاب کند.وقایع گیلان در سرتاسر کشور بازتاب پیدا کرد، از سویی مردم سایر نقاط کشور به همدردی با مردم گیلان پرداختند و از سوی دیگر درباریان، زاهدی را به بی عرضگی در سرکوب مردم متهم می کردند. زاهدی که حیثیت خود را بر باد رفته می دید، برای خاتمه دادن به اوضاع گیلان از آخرین حربه استفاده کرد و رهبر مقاومت آیت الله رسولی را با وضع زننده‌ای دستگیر کرد و به جنگل‌های دوردست فومن تبعید نمود.همین مسئله کافی بود تا اوضاع به هم بریزد. مردم که به خاطر دستگیری آیت الله رسولی و اهانت به ایشان، خشمگین شده بودند به تظاهرات پرداختند. آنها در نبود رهبرشان نیز دست از مبارزه نکشیدند بلکه با شدت بیشتری مبارزه را ادامه دادند و خود را برای مبارزه ای همه جانبه، آماده کردند.زاهدی نیروهای تیپ شمال را به داخل شهر آورد و به آنها دستور داد به مردم حمله کنند. قزاقها مردم را مورد ضرب شتم قرار داده و کسانی را که تظاهرات می کردند دستگیر کردند. جمعیت بسیاری دستگیر شدند به طوری که در ۲ روز اول، زندان رشت و حیاط وسیع شهربانی مملو از جمعیت شد. با دستور زاهدی دستگیری ها ادامه یافت و فضای دژبانی و سربازخانه رشت را هم به این امر اختصاص دادند.در آن زمان مثل امروز نبود که انتخابات در سراسر کشور در یک روز برگزار شود بلکه مسئولین هر شهر در هر روزی که تشخیص می دادند می توانستند انتخابات را برگزار کنند. زاهدی هم که اوضاع را تا پیش از این به ضرر خود می دید انتخابات را به تاخیر انداخت تا با گذر زمان، اوضاع را به نفع خود عوض کند. او به قدری این انتخابات را به تاخیر انداخت که مجلس شورای ملی افتتاح شد و نمایندگان به این عمل او اعتراض کردند.در این زمان که زاهدی، آیت الله رسولی را در بند خود می دید و خوشحال از اینکه توانسته قیام مردم را سرکوب کند، دستور برگزاری انتخابات را صادر کرد. انتخابات برگزار شد و بعد از آن «انجمن نظارت بر انتخابات» مشغول قرائت آراء ساختگی شدند.مردم از برگزاری انتخابات ساختگی به خروش آمده و از خفقان شدیدی که زاهدی ایجاد کرده بود نهراسیدند. چندین هزار نفر کفن‌پوش تظاهرات را آغاز کردند با خشم و غضب به سمت محل شمارش آراء رفتند. آنها می گفتند که اگر قرار نیست نمایندگان حقیقی مردم از صندوق‌ها خارج شوند، همان بهتر که هیچ نماینده‌ای از صندوق خارج نشود.این بار جمعیت آنها به قدری بود که نیروهای تیپ شمال هم برای سرکوب آنها نتوانستند اقدامی کنند به همین خاطر زاهدی دستور تیر به نیروهایش داد. ماموران شروع به تیراندازی کردند، درگیری خونینی بین مردم و دسته های مسلح سرباز و پلیس رخ داد و عده ای از مردم به شهادت رسیدند ولی مردم وارد محوطه انجمن نظارت شده و صندوق را در اختیار گرفته و به آتش کشیدند.این مسئله باعث شد که انتخابات رشت باطل شود. مردم به این طریق فهماندند که وقتی قرار نیست نمایندگان حقیقی‌شان به مجلس راه یابند همان بهتر که نمایندگانی که می خواستند با حمایت کنسولگری انگلیس روانه مجلس شوند نیز از این کار باز بمانند. علاوه بر اینکه زاهدی هم که نتوانسته بود مردم را سرکوب کند، به خاطر عدم توانایی در اداره منطقه برکنار شد.
***
آیت الله رسولی به عنوان یک عنصر خطرناک برای رژیم رضاشاه، وقتی از تبعید بازگشت نتوانست در گیلان بماند و به ناچار به تهران رفت. در تهران مورد توجه فقها و مجتهدین بزرگ وقت چون آیت الله کاشانی قرار گرفت و به تدریس علوم دینی همت پرداخت. در مسجد و مسجد امامزاده زید در بازار کفاشان به اقامه نماز جماعت مشغول شد. در تمام دوران رضاخان تحت نظر بود.
***
آیت الله رسولی در کنار مجتهدین صاحب نامی چون آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی، آیت الله سید مرتضی لنگرودی و آیت الله شیخ جواد حائری فومنی «هیئت علمیه» ای تشکیل دادند و ۱۰ نفر از بزرگ ترین علمای پایتخت در آن هیئت گرد آمدند که به معادل امروزی این تشکل، «جامعه روحانیت مبارز تهران» را می توان نام برد. پیگیری مسائل اسلامی و دفاع از حقوق مردم از علل اصلی ایجاد این هیئت بود.
***
در آن زمان رایج ترین رسانه ها، مجلات بودند که بیشتر آنها به دست کسانی منتشر می شد که ارتباطی با دین نداشتند. آنها به اسم خرافه زدایی به مقابله با دین رفته و مسائل اساسی دین را مورد هجوم قرار می دادند. در این اوضاع، مجله آیین اسلام به عنوان مجله ای اسلامی انتشار یافت. چاپ این مجله در آن زمان اهمیت بسزایی داشت و رسانه مهمی به حساب می آمد ولی در هیایوی رسانه های دین ستیز صدای ضعیف این مجله به گوش کسی نمی رسید و کسی آن را نمی شناخت. آیت الله رسولی به همراه علمای هیئت علمیه، اعلامیه هایی را در حمایت از مجله آیین اسلام و ضرورت کمک به این مجله منتشر کردند. نگاه عمومی مردم به مجلات، مثبت نبود به همین خاطر انتظار نداشتند که علما از یک مجله حمایت کنند. این اقدام آیت الله رسولی و بقیه علما در حمایت از مجله آیین اسلام، کار جدیدی بود و برای مردم جالب بود. مردم که دیدند این مجله مورد حمایت علمای بزرگ قرار گرفته، با آن آشنا شدند و بسیاری برای گرفتن اشتراک آن اقدام کردند.
***
تازه اختناق رضاخانی از میان رفته بود. در سال ۱۳۲۵ آیت الله کاشانی از علمای ساکن تهران در صدد بود تا برای مبارزه با رژیم پهلوی به مجلس شورای ملی وارد شود. او بهترین راه برای انجام اصلاحات اساسی را ورود به مجلس شورای ملی می دید به همین خاطر اشخاص مورد اعتمادش را برای ورود به مجلس شورای ملی در شهرهای مختلف کاندیدا کرد. برای کاندیدای رشت آیت الله رسولی در نظر گرفته شد. آیت الله رسولی قبلا سابقه کاندیداتوری مجلس را در زمان رضاخان تجربه کرده بود و آخرش به زندان و شکنجه و تبعید ختم شده بود، این مسائل باعث انزوایش نشد. ایشان وقتی فهمید که برای این مسئله در نظر گرفته شده آمادگی خود را اعلام کرد چرا که این مسئله را وظیفه شرعی خود در مبارزه با رژیم می دید.در همین ایام عده ای از متدینین و بازاریان رشت ایشان را دعوت کردند تا از سوی این شهر کاندیدا شود. آیت الله رسولی دعوت مردم رشت را پذیرفت و به سوی رشت رهسپار شد. مردم استقبال شایانی از ایشان به جا‌ آوردند.آیت الله کاشانی در خرداد سال ۱۳۲۵ ش سلسله مسافرت هایی را به شهرهای مهم ایران، برای سازماندهی نیروهای متعهد و دعوت از مردم برای شرکت در انتخابات بود؛ زیرا انتخابات ها تا آن زمان به صورت فرمایشی برگزار می شد مردم رغبتی به شرکت در انتخابات نشان نمی دادند. استقبال فراوان مردم گیلان از آیت الله رسولی باعث شده بود که آیت الله کاشانی، گیلان را از آماده ترین نقاط کشور برای انتخاب نیروهای متعهد تشخیص دهد و اولین مسافرت اش را به گیلان انجام داد. ایشان در خرداد ۱۳۲۵ به گیلان سفر کرد و به شهرهای رشت، بندر انزلی، لاهیجان، لنگرود و رودسر سفر نمود و مورد استقبال چشمگیر مردم و روحانیون منطقه قرار گرفت.
***
قوام السلطنه و حزب دموکراتش، حزب توده، خاندانهای اشرافی گیلان و دربار از جریاناتی بودند که پیش از این نقش عمده ای در انتخاب نمایندگان داشتند و می توانستند در این انتخابات خلل ایجاد کنند. «حسن اکبر» و «ابوالقاسم امینی» دو کاندیدایی بودند که از دو خاندان اشرافی معروف گیلان برای انتخابات کاندیدا شده بودند و مورد توافق سایر جریانها غیر از حزب توده واقع شدند.مبارزات انتخاباتی داغی برپا شد. جریانات مختلف که رقابت جدی ای را در مقابل خود می دید با تمام توان وارد گود شد. قوام السلطنه نخست وزیر از طریق حزب دموکرات و ادارات دولتی دخالت های زیادی در امر انتخابات کرد. این مسئله در رشت مخالفت های بسیاری را برانگیخت و گروه های مختلف به اعتراض پرداختند. مردم متدین به مخالفت با دخالت های آشکار ادارات دولتی ها پرداختند. حزب توده به نشانه اعتراض انتخابات رشت را تحریم کرد و اعلام کرد که در انتخابات شرکت نمی کند. مقابله با رژیم به دانش آموزان نیز سرایت کرده بود به طوری که از دبیرستانهای مختلف به صورت راهپیمایی به میدان مرکزی شهر رفته و به اعتراض پرداختند. مردم که دخالت آشکار نیروهای دولتی را در انتخابات می دیدند اعتراضات خود را ادامه دادند. اینکه دهها نفر از علمای رشت به رهبری آیت الله رسولی در طبقه آخر ساختمان پست و تلگراف متحصن شدند و خواهان رفع تبعیض‌ها شدند. بازار رشت هم بسته شد و فضا ملتهب گردید. این فضا مدتی ادامه پیدا کرد ولی متحصنین نتوانستند در رسیدن به مطالبات شان موفق شوند.
***
انتخابات برگزار شد و علی رغم تلاش مردم، کاندیداهای مورد تایید دربار از صندوق ها بیرون آمد. البته این مسئله مختص رشت نبود بلکه با توطئه های دربار، در تمام کشور هیچ نماینده ای از کاندیداهای مورد حمایت آیت الله کاشانی به مجلس راه نیافت! تنها در تهران بود که به خاطر پافشاری نیروهای فدائیان اسلام و نظارت شان بر انتخابات، عده معدودی از طیف متعهدین به مجلس راه یافتند و کارهای مفیدی انجام دادند.
***

آیت الله رسولی بعد از این جریانات به تهران بازگشت و در کنار آیت الله کاشانی به حمایت از مبارزات اسلامی پرداخت. ایشان در سال ۱۳۳۲ بعد از عمری مجاهدت رحلت کرد و در حرم حضرت معصومه (س) مدفون شد.


[۱] . این مسجد ابتدا به نام «بدیع الله» سید بزرگواری که در این مسجد مدفون است نامیده می شد اما امروزه بر اثر کثرت استعمال، «بادی الله» خوانده می شود. 
این مطلب به پیشنهاد مجله امتداد در شماره ۸۱، شهریور ۱۳۹۲، ص ۳۴- ۳۶ با عنوان «شیخ باقر رسولی امتدادِ میرزا» منتشر شد. رنگ ایمان به زودی مطالب بیشتری از قیام مردم رشت در زمان رضاخان منتشر خواهد کرد. از تمام کسانی که نسبتی با آیت الله رسولی دارند دعوت می کنیم تا ما را یاری کنند تا انتشار مطالبی از ایشان، صفحات جدیدی را از مبارزات اسلامی مردم گیلان ورق بزنیم.

ارسال دیدگاه

  1. نویسنده دیدگاه:  ناشناس
    1395/08/17 - 19:23

    با سلام
    چرا این مقاله منبع ندارد؟

    پاسخ
    • نویسنده دیدگاه:  مدیر
      1395/08/17 - 22:20

      رنگ ایمان: به دلیل اینکه این مطلب فشرده ای از یک مقاله بلند است، لذا سایت رنگ ایمان ارجاعات و پاورقی ها و منابع آن را منتشر نکرده است.

      پاسخ