مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
سه شنبه 16 آذر 1395 - Tuesday 6 Dec 2016
محتوا
زندگینامه آیت الله سید موسی حجتی شفتی

زندگینامه آیت الله سید موسی حجتی شفتی

محمدتقی ادهم نژاد
آیت الله سید موسی حجتی شفتی از علمای مبرز گیلان در زمان نهضت امام خمینی بودند. ایشان از شاگردان امام و از حامیان نهضت بودند. بعد از پیروزی انقلاب هم مسئولیت هایی چون امام جمعه موقت رشت و مسئول حوزه های علمیه استان بودند.

دوشنبه 16 تیر 1393 - 17:19

محمدتقی ادهم نژاد

نوشتن زندگی نامه بزرگان که عمر پربار خویش را در راه اعتلا و شکوفایی میراث علمی، اجتماعی، سیاسی و… سپری کرده اند از وظایف پژوهشگران و محققان به شمار می رود. و نیز تدوین و به نگارش درآوردن زندگانی آ«ان در حقیقت قدردانی از مقام شامخ و تلاش فراوان اسوه های علم، جهاد و تبیین اهداف بلند آنان و معرفی آثار ارجمندشان به نسل های بعد خواهد بود. کوتاهی در این امر نیز باعث فراموشی نام و یاد آنان و نابودی آثار بی بدیل شان خواهد گردید. در این نوشتار برای شناخت چهره یکی از علمای بزرگ استان گیلان حضرت آیت الله حاج سیدموسی حجتی شفتی قدس سره و معرفی خدمات و آثار همیشه جاودان او کوشش شده است.

سیمای شهرستان شفت

شهرستان عالم پرور شفت یکی از شهرهای سرسبز استان گیلان است که در ۳۰ کیلومتری جنوب غربی رشت و در ۵ کیلومتری جنوب شرقی فومن واقع گردیده است. این شهرستان که به مساحت ۹۶۹/۵۷۶ کیلومتر مربع و با جمعیت حدود ۷۵ هزار نفر از شمال شرقی به شهرستان رشت و جنوب شرقی به استان زنجان و شهرستان رودبار و از غرب به شهرستان های فومن و صومعه سرا محدود گردیده است. در متون تاریخی بارها از شفت نام برده شده  است. مرکز شفت گوراب شفت خوانده می شد که در نزدیکی روستای نصیر محله امروزی قرار داشت و آثاری از آن به جای مانده است[۱] یک از مهمترین آثار باستانی و تاریخی «شفت» که قدمت دیرینه ای دارد «قلعه رودخان» است که از آثار بجا مانده از دوران سلاطین مقتدر فومن است. این قلعه رودخان از دژهای مستحکم که برروی کوهی بنا شده است و دارای دو برج است که هر دو حالت دفاعی داشته و بسیار محکم است به گفته برخی از پژوهشگران این قلعه از عجایب باستانی و تاریخی گیلان بلکه ایران است.[۲]  یکی دیگر از نقاط دیدنی این شهرستان «امام زاده ابراهیم» است که در این مکان در دل جنگل های انبوه در منطقه خوش آب و هوا در ۲۰  کیلومتری شفت واقع شده است. از جاذبه های زیارتی و سیاحتی آن به شمار می آیند. گرچه تاریخ وفات یا شهادت و نسب امام زاده جلیل القدر به درستی معلوم نیست ولی از آنجایی که این امام زاده عظیم الشان صاحب کرامات و معجزات فراوانی بوده مردم گیلان به ویژه مردم غرب گیلان عشق و ارادت خاصی به آن بزرگوار دارند و مشتاقانه به زیارت وی می شتابند و بدان بزرگوار لقب «ابوالفضل گیلان» داده اند. حتی عالمان بزرگ رشت همانند آیت الله علم الهدی، لاکانی و… و اهل بصیرت هرساله به زیارت امام زاده می رفتند که این نشان از جلالت آن امام زاده جلیل القدر دارد.[۳] در گذشته شفت از بخش های شهرستان فومن به شمار می رفت که در سال ۱۳۷۴ شمسی شفت به همراه دو بخش و چهار دهستان و ۹۷ آبادی بزرگ و کوچک از فومن جدا و به صورت مستقل تبدیل به شهرستان گردید.

فرزانگان نامدار شفت:

شفت علاوه بر جاذبه های طبیعی و تاریخی و زیبایی های مادی و خدادادی خاستگاه عالمان بزرگ و نامدار و بلند آوازه ای بوده است. شخصیت های برجسته علمی، فقهی و عرفانی ای که منتسب به این دیار هستند، صفحات تاریخی شیعی را به خصوص در سده های روزهای اخیر مزین ساخته اند. اینک به فهرست عالمان ربانی شفت اشاره می کنیم:

شیخ عبدالقادر گیلانی

محی الدین بن ابی صالح موسی بن عبدالله بن یحیی مکنی به ابومحمد مشهور به شیخ عبدالقادر گیلانی است که در سال ۴۷۱ قمری در شفت متولد شد. وی از بزرگان اهل سنت و موسس مسلک قادریه است که از طرفداران زیادی در برخی از بلاد اسلامی خاصه در هندوستان و آفریقا دارد و آثار و تالیفاتی همانند بصائرالخیرات، الفتح الربانی و الفیض الرحمانی و… از وی باقی مانده است. وی در سال ۵۶۱ قمری در بغداد وفات یافت.[۴]

ملاحسن شفتی

وی از دانشمندان نامدار قرن دوازدهم پدر بزرگوار میرزا ابوالقاسم قمی صاحب قوانین(۱۱۵۱- ۱۲۳۱ق) است. میرزا محمد تنکابنی مولف قصص العلماء در زیر عنوان میرزای قمی درباره پدرش چنین می نویسد:

والد میرزای مزبور آخوند ملاحسن از اهل شفت از رجال رشت بود. ملاحسن برای طب به سوی اصفهان مسافرت نمود و در خدمت دو عالم میرزا حبیب الله و میرزا هدایت الله که جد مادری میرزا بود تلمذ نمود سپس این دو عالم به امر سلطان وقت برای ترویج امور شرعیه و اجرای قضا و حکم میان مسلمانان به قریه ی چاپلاق آمدند و در آنجا متوطن شدند . ملاحسن نیز همراه ایشان آمد و کتابی تالیف کرد که بر اوزان کشکول شیخ بهایی است او مشهور به زهد و عبادت بود. میرزا در بدو حال در نزد والدش به علوم ادبیه اشتغال داشته… [۵]

مولف اعیان الشیعه، فضل، دانش و تقوا ملاحسن را به نیکی ستوده است و مولف الذریعه در وصف کتابش می نویسد: کأس السائلین مانند کشکول است که تألیف دانشمند صاحب کمال ملاحسن شفتی است.[۶]

میرزا ابوالقاسم شفتی گیلانی

مشهور به میرزای قمی بزرگترین مرجع تقلید در عصر فتحعلی شاه بوده است. وی از آن جهت که پدرش جهت تبلیغ و حل و فصل امور مسلمین به چاپلق لرستان رفت و در آنجا سکونت اختیار کرد.

میرزا در آنجا متولد شد وبعد از تکمیل معلومات به قم مهاجرت و تا پایان عمرش در این شهر سکونت ورزید و مزارش در قم زیارتگاه ارباب معرفت است بدین جهت به میرزای قمی مشهور گردید. وی در کتب و اجازات و اسناد به یادگار مانده گیلانی بودن خویش اشاره نموده است. شرح حال وی در کتب تراجم و رجال خصوصاً در مجموعه ستارگان حرم دفتر اول و گلشن ابرار جلد اول به تفصیل آمده است.[۷]

آیت الله العظمی حاج سید محمد باقر شفتی (متوفی ۱۲۶۰ قمری)

مشهور به سید شفتی که از فقهای نامدار و آگاه و از مجتهدان سیاست مدار قرن دوازدهم و سیزدهم است که شرح حال وی نیز د ر گلشن ابرار به تفصیل آمده است. آیت الله حاج سیدموسی حجتی شفتی که نیز از دودمان این سید بزرگوار است و ناگفته هایی هم از تاریخ تولد و زادگاهش دارند که شرح حال آن خواهد آمد.[۸]

آیت الله سید اسدالله شفتی (متوفی ۱۳۲۰ قمری)

معروف به حجه الاسلام ثانی که از فقیهان برجسته بود.

آیت الله سیدابوالقاسم شفتی

آیت الله آقا سید محمدعلی شفتی

آیت الله سید زین العابدین شفتی (متوفای ۱۲۹۰ قمری)

آیت الله سید جعفر شفتی

آیت الله سید مومن شفتی

همگی از فرزندان حجه الاسلام سیدمحمدباقر مشغول خدمت به دین بودند.[۹]

آیت الله شیخ محمد کرامت شفتی (متوفای ۱۳۷۶ قمری)

وی عالمی پارسا و متقی و مردی زاهد ومحقق و از شاگردان آیات شیخ گیلانی، میرزا محمدحسین نائینی و آقاضیاء عراقی بوده که بعد از تکمیل معلومات و اخذ اجازات به گیلان مراجعت نموده و در شهرستان رشت رحل اقامت افکند و به تدریس و تربیت طلاب و سایر وظایف دینی مشغول گردید. وی در سال ۱۳۳۶ شمسی در رشت دارفانی را وداع گفت و پیکر پاک این عالم وارسته در قبرستان نو قم آرام گرفت.[۱۰]

طلوع ستاره فروزان

عالم ربانی حضرت آیت الله حاج سیدموسی حجتی شفتی از عالمان نامدار و  از چهره های علمی و معنوی رشت و بلکه استان گیلان بود که در سال ۱۳۰۲ شمسی در میان خانواده ای متدین و با فضیلت در میرمحله شفت دیده به جهان هستی گشود. نسب شریف همه سادات میرمحله شفت از جمله حضرت آیت الله حجتی از طریق سیدمحمدباقر شفتی معروف به حجت الاسلام متوفی ۱۲۶۰ قمری به امام کاظم (ع) می رسد و در واقع از سادات موسوی محسوب می شوند. چنانچه آیت الله حجتی این گونه خود را معرفی نموده است: این بنده ناچیز عاصی سیدموسی بن سیدتقی بن سید نقی بن سیدرضا که منتهی می شود نسبش به حجت الاسلام شفتی آقا سید محمد باقر که در اصفهان مدفون است.

ناگفته نماند حجت الاسلام سید باقر شفتی نسبش با ۲۲ واسطه به امام موسی کاظم منتهی می شود.[۱۱]

حضرت آیت الله حجتی درباره زادگاه و خصوصیات پدر بزرگوارش چنین می گوید:

«من در میرمحله شفت متولد شدم، تاریخ دقیق تولد من آنچه که در شناسنامه من ذکر شده است درست نیست و بلکه تاریخ اختلاف است. اما زادگاهم میرمحله شفت که اغلب ساکنان آن هم سادات محترم هستند . از آبرومند ترین و معروفترین محلات شفت است زیرا این محله زادگاه عالم بزرگ و مرجع سترگ حضرت آیت الله حاج سیدمحمدباقر شفتی معروف به حجت الاسلام می باشد. پدر بزرگوار سید محمدباقر، آقایی بود به نام سید محمدنقی که از سادات و عالمان وارسته که اول در روستای چرزه که در فاصله ۷۰ کیلومتری شفت واقع شده است ساکن بود. آن گاه به شفت مهاجرت کرد و به میر محله شفت آمد و در اینجا ساکن گردید. در همین محله بود که فرزند برومندش سید محمدباقر شفتی متولد گردید. سید دوران کودکی و نوجوانی و بخشی از تحصیلات خود را در همین محله گذراند. آنگاه جهت ادامه تحصیل به عتبات عالیات مشرف گردید. از آنجایی که پدران ما از تیره و طایفه و از اعقاب و وابستگان سید محمد شفتی هستند چون سید شفتی در میان علما و مردم ملقب به حجت الاسلام بود. لذا نام فامیلی ما را از همان لقب سید بزرگوار گرفته و نام «حجتی» را بر ما نهادند».[۱۲]

معرفی پدر بزرگوار

پدر بزرگوار آیت الله حجتی به نام سید محمدتقی از مردان متقی ونیک نامی منطقه شفت بود که از طریق کسب و کشاورزی امرار معاش می کرد. آن بزرگوار واجد امتیازات و ویژگی هایی بودند که از زبان آیت الله حجتی (فرزند برومندش) می شنویم:

«پدرم سیدتقی بود که در میرمحله شفت و در میان مردم معروف به میرآقا بود. او مردی متدین، مذهبی، خوشنام، ذی نفوذ که از طریق کسب و کشاورزی امرار معاش می کرد. وی در میان مردم منطقه محبوبیت داشت و مورد علاقه و احترام آنان بود. هم چنین او بسیار به خاندان عصمت و طهارت (ع) عشق می ورزید و به همین خاطر در طول سال در منزلش مجالس عزاداری وروضه خوانی برقرار بود. پدرم از تمکن مالی خوبی برخوردار بود واز خورده مالکان محل به شمار می رفت. منزل وی همواره مأمن و پناهگاه محرومان و ستمدیدگان بود و اگر فردی مورد خشم و غضب حاکمان و اربابان منطقه قرار می گرفت به منزل پدرم پناهنده و در آنجا بست می نشست و کسی هم جرأت تعدی به او را هم نداشت. پدرم در نزد حاکمان منطقه دارای اعتبار و موقعیت خاصی بود. همواره کلامش شفاعت و وساطت وی در حق رعایای ستمدیده مقبول و پذیرفته بود. همچنین نیز در جشن های عروسی که غالباً همراه با سازو آواز و دهل همراه بود. در حین عبور کاروان عروسی در مقابل منزلمان وقتی به نزدیکی های منزل پدرم می رسیدند مطربان به احترام پدرم از نواختن اجتناب می کردند و ساز و آواز را خاموش می ساختند.[۱۳]

تحصیلات

سیدموسی حجتی بعد از گذراندن دوران طفولیت در زادگاهش و فراگرفتن خواندن و نوشتن و آموزش قرآن دروس جدید را تا مقطع چهارم ابتدایی در همان محل به خوبی فراگرفت و از آنجایی که امکان تحصیل بیشتر در زادگاهش فراهم نبود. برای ادامه تحصیل به شهرستان رشت مهاجرت کرد. آنگاه به زادگاهش مراجعت نمود. در امور کشاورزی به پدر بزرگوارش مساعدت می کرد. تا آن که در سال ۱۳۲۳ شمسی به اصرار یکی از دوستان پدرش به نام آقا شیخ مرتضی طاهری جهت تحصیل علوم الهی وارد حوزه علمیه قم گردید.

آیت الله حجتی درباره چگونگی طلبه شدن خود اظهار می دارد:

«یک آقا شیخ مرتضی طاهری بود که از دوستان پدرم بود که بعدها نامش را به آقا شیخ مرتضی اشرفی تغییر دادند. این روحانی والامقام اهل شفت بود ولی در قم سکونت داشت و هرساله که به گیلان و شفت می آمد به منزل پدرم می آمد و به ایشان اصرار می کرد که آقا سید موسی را بفرست درس بخواند و طلبه بشود. این گذشت… تا اینکه یک سالی بنده به اتفاق خانواده برای زیارت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام به مشهد مشرف شدیم. بعداز جهت زیارت حضرت معصومه علیه السلام به قم رفتیم و به منزل آقا شیخ مرتضی وارد شدیم. آنجا باز هم آقا شیخ مرتضی اصرار کرد و پدرم پذیرفت که من طلبه بشوم و لذا مرا به آقا شیخ مرتضی تحویل داد و خودش به گیلان مراجعت کرد. من از ابتدای طلبگی و از مقدمات تا خارج در قم بودم. اکثر اساتید دوره مقدمات من اصفهانی بودند و آن طوری که حافظه ام یاری می کند اساتید دوره مقدمات من این آقایان بودند: جامع المقدمات را در نزد آقا شیخ مرتضی اشرفی خواندم. مقداری از سیوطی در نزد آیت الله حاج شیخ عباس ایزدی نجف آبادی که بعد از انقلاب امام جمعه نجف آباد بود. خواندم مابقی را در نزد آیت الله حاج شیخ ابراهیم امینی نجف آبادی خواندم مغنی و مطول را در نزد آقا سید ابوالقاسم نجف آبادی فرا گرفتم و حاشیه ملاعبدالله را در نزد آقا شیخ محمد حسین قائینی به اتمام رسانیده و با موفقیت وارد درس سطح شدم.[۱۴]

اساتید دوره سطح و خارج

آیت الله حجتی بعد از فراگیری دوره مقدمات جهت تکمیل معلومات خویش، دوره سطح را در نزد اساتید نامدار و بلند آوازه حوزه علمیه مبارکه قم به اتمام رسانید و همزمان با تحصیل به تدریس آموخته هایش همت گماشت. اسامی اساتید بزرگوار که مرحوم حجتی در مکتب علمی آنان پرورش و تربیت یافته و استفاده های شایانی برده است عبارتند از آیات بزرگوار:

حاج شیخ محمد لاکانی رشتی(متوفی ۱۴۲۱ قمری)

شهید محراب حاج شیخ محمد صدوقی یزدی (متوفی ۱۲۶۰ شمسی)

حاج شیخ محمد فکور یزدی (متوفی ۱۳۹۴ قمری)

حاج شیخ محمد مجاهدی تبریزی (متوفی ۱۳۷۹ قمری)

حاج شیخ عبدالحسین فقیهی رشتی (متوفی ۱۴۰۹ قمری)

حاج شیخ محمدباقر سلطانی طباطبایی (متوفی ۱۴۱۸ قمری)

اساتید دروس خارج فقه و اصول

آیت الله حجتی شفتی بعد از اتمام دوره سطح جهت نیل به اهداف بلند علمی و دست یابی به مدارج عالیه علمی و معنوی در جلسات دروس خارج فقه و اصول استوانه های علمی حوزه علمیه قم شرکت نموده و از خرمن دانش بیکران اساتید نامدار ذیل خوشه های فراوان چید. آیات عظام:

سیدمحمدتقی خوانساری (متوفای ۱۳۷۱ قمری)

سیدحسین طباطبایی (متوفای ۱۳۸۰ قمری)

سید مرتضی لنگرودی (متوفای ۱۳۸۳ قمری)

شیخ عباسعلی شاهرودی (متوفای ۱۳۸۳ قمری)

حضرت امام خمینی (متوفای ۱۴۰۹ قمری)

سید محمدرضا موسوی گیپایگانی (متوفای ۱۴۱۵ قمری)

سیدمحمد کاظم شریعتمداری تبریزی (متوفای ۱۴۰۶ قمری)

سیدشهاب الدین مرعشی نجفی (متوفای ۱۴۱۱ قمری)[۱۵]

بازگشت به گیلان

آیت الله حجتی پس از فتح قله های علم و نیل به مقامات و کمالات علمی و معنوی به دعوت حضرت آیت الله حاج سیدمحمود ضیابری (متوفای ۱۳۶۲ شمسی) به گیلان مراجعت و تا پایان عمر شریف خود به تدریس، اقامه نماز، سایر خدمات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و وظایف دینی پرداخت. آیت الله حاج سید محمود ضیابری از علمای بزرگ معاصر گیلان در سال ۱۳۰۷ قمری در ضیابر متولد گردید و بعد از فراگیری مقدمات علوم دینی در رشت در سال ۱۳۲۶ قمری به نجف اشرف مهاجرت نمود و معلومات خویش در نزد فرزانگانی چون آیات شریعت اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، نائینی، شیخ شعبان گیلانی تکمیل و بعد از احد اجازات اجتهاد به گیلان مراجعت و تا پایان عمر شریف منشا خدمات فراوان علمی و اجتماعی، فرهنگی و… گردید. در سال ۱۳۴۲ شمسی و در جریان دستگیری حضرت امام خمینی وی به اتفاق سید حسن بحرالعلوم رشتی (متوفای ۱۳۵۱ شمسی) و شیخ مهدی مهدوی لاهیجانی (متوفای ۱۴۱۳ قمری) به حمایت از امام به تهران آمدند که توسط ساواک دستگیر و ماه ها در قزل قلعه زندانی شدند آیت الله ضیابری درمیان مردم رشت دارای محبوبیت خاصی بودند و درسال ۱۳۶۲ شمسی دارفانی را وداع گفت و پیکر پاکش در مسجد کاسه فروشان رشت بخاک سپرده شد.[۱۶]

خدمات فرهنگی، دینی، اجتماعی، سیاسی

آیت الله حجتی در سال ۱۳۴۱ شمسی به دعوت حضرت آیت الله ضیابری به گیلان مراجعت نمود و در شهرستان رشت رحل اقامت افکند و در این شهر به اقامه جماعت و سایر خدمات دینی فرهنگی، اجتماعی، پرداخت که فهرست خدمات جاویدان آن بزرگوار عبارتند از:

۱ـ اقامه نماز جماعت

آیت الله حجتی بعد از هجده سال تحصیل به رشت مراجعت کردند و در مسجد «سوخته تکیه» واقع در خیابان شهید مطهری به امامت جماعت و هدایت و ارشاد و تبلیغ مشغول شدند. این مسجد از آنجایی که حضرت آیت الله به مدت بیش از ۴۰ سال در آن مشغول اقامه نماز جماعت و فعالیت های تبلیغی بودند به مسجد «حجتیه» و از آنجایی که در طول نهضت مقدس اسلامی پایگاه و محل تظاهرات و اجتماعات مردم انقلابی شهرستان رشت به شمار می آمد به مسجد انقلاب معروف گردیده است. از آنجایی آیت الله حجتی روحیه انقلابی داشت مسجد ایشان محل اجتماع انقلابیون و مبارزان بود. وی با دعوت از سخنرانان انقلابی از همین مسجد تظاهرات خود را بر علیه رژیم طاغوت آغاز می کردند و به سایر نقاط شهر می رفتند. در حقیقت مسجد آیت الله حجتی نقطه شروع تظاهرات مردمی بر علیه طاغوت بود. یکی از سخنرانان این مسجد آیت الله احسان بخش (ره) بود که از شاگردان و مقلدین حضرت امام و نیز دارای روحیه انقلابی بود و سخنان وی در به حرکت درآوردن مردم علیه رژیم نقش اساسی و موثری را داشت وی در کتاب خاطرات خود به گوشه هایی از اجتماع پرشور مردم در این مسجد اشاره کرده و می نویسد: «… شب چهارشنبه ۲۵ مرداد- برابر ۱۳۵۷ یازدهم ماه رمضان داخل و خارج مسجد سوخته تکیه جا نیست خیابان پر از جمعیت است تعداد زیادی از پاسبانان و شهربانی و کلانتری نیز مستقر شده اند. سخنرانی بسیار تحریک آمیزی نمودم. در آن مجلس قطعه شعری خواندم و همه را متاثر ساختم. جوانان از داخل و خارج مسجد ابراز احساسات نمودند موضوع سخن در آن شب درباره حکومت قبل و بعد از اسلام بود. از خودکامگی و بی بندباری درباریان ساسانی را برشمردم و مردم را نسبت به ظلم و ستمی که در گذشته به وسیله حکومت ها اعمال می شد آگاه نمودم و آنگاه اضافه کردم زمان ما نیز نسل ما را فاسد و مملکت ما را به تباهی کشیده است پول های این مملکت را برای خوش گذرانی خود به خارج می برند و غیر از زودگویی و آدم کشی و جنایت و شکنجه و زندان و فساد و تباهی کار دیگری نکرده اند…»[۱۷]

آیت الله حجتی در طول سالیان متمادی (۱۳۴۱ش- ۱۳۸۸ش) فعالیت های گوناگون فرهنگی، تبلیغی، دینی، اجتماعی و سیاسی در این مسجد انجام داده اند که فهرست آنها عبارتند از:

الف: تخریب و بازسازی و توسعه، مسجد سوخته تکیه در ۲ طبقه با همه امکانات در رشت

ب: اقامه نماز جماعت در اول وقت در ۳ وعده صبح، ظهر، شب

ج: سخنرانی و فعالیت مستمر تبلیغی درطول سال. وی مقید بود در ظرف ۱۰ دقیقه بین الصلاتین مواعظ و احادیث کوتاه و مفید ایراد نماید.

د: برگزاری مجالس عزاداری در ماه های محرم و صفر و ایام فاطمیه دهه اول و دوم همراه با اطعام.

ه: خواندن نمازهای قضا به جماعت در طول ایام ماه مبارک رمضان صبح و شب ها.

و: دعوت از سخنرانان برجسته مذهبی به مناسبت های مختلف مذهبی

ز: احداث پایگاه بسیج و تجهیز آن به امکانات گوناگون

البته آیت الله حجتی پایگاه های فراوانی را در رشت بنیان نهاده است.

ح: برگزاری جلسات دعاها و زیارات به صورت منظم در طول ایام سال

ط: احداث کتابخانه و نوارخانه در جنب مسجد برای جوانان و نمازگزاران

ی: حل و فصل مشکلات مردمی و رفع گرفتاری های آنان.[۱۸]

امام جمعه موقت رشت

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به امر و فرمان حضرت امام خمینی قدس سره مراسم عبادی سیاسی نماز جمعه در سراسر کشور برگزار گردید. انجام این فریضه الهی در رشت ابتدا به امامت حاج شیخ حسن لاهوتی و آیت الله امینیان برگزار گردید و آن گاه آیت الله احسان بخش به امامت جمعه شهرستان رشت از سوی حضرت امام خمینی منصوب گردید. آیت الله حجتی شفتی بعد از ترور آیت الله احسان بخش در ۲۱ فرودین سال ۱۳۶۱ شمسی توسط منافقین از سوی امام خمینی به عنوان امام جمعه موقت رشت انتخاب گردید و به مدت ۲۰ سال به عنوان امام جمعه موقت ضمن اقامه نماز جمعه مشغول خدمات فراوانی گردید. وی در اقامه نماز جمعه به عنوان امام جمعه موقت اهتمام ویژه داشت. برا ی فراهم سازی یک خطبه گاه یک هفته وقت می گذاشت و مطالبی را که می خواست بیان کند، مکتوب می کرد. مجموعه خطبه های مکتوب آیت الله حجتی در طول قریب ۲۰ سال مطالب بسیار ارزشمند و نفیسی است که در صورت چاپ می تواند مورد استفاده عموم خصوصاً پژوهشگران و فضلا قرار بگیرد. بعد از ارتحال آیت الله احسان بخش در سال ۱۳۸۰ شمسی و انتصاب آیت الله قربانی به عنوان امام جمعه رشت وی از آیت الله حجتی برای ایراد خطبه های نماز جمعه رشت، وی از آیت الله حجتی برای ایراد خطبه های نماز جمعه دعوت به عمل آورد که معظم له به علت ناراحتی قلبی وضعف بینایی دعوت وی را قبول نکرد.[۱۹]

سرپرستی حوزه های علمیه استان گیلان

آ یت الله حجتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس شورای مدیریت حوزه علمیه قم از سوی آن شورا به مدیرت همه حوزه های علمیه گیلان منصوب شد. وی در این سمت تا پایان عمر شریفش باقی ماند. خدمات ارزنده ای را به طلاب و مدارس علوم دینی ارایه نمود. آیت الله حجتی نمایندگی بیش از ده نفر از مراجع عالیقدر تقلید را در گیلان برعهده داشت و نیز نماینده تام الاختیار آیت الله احسان بخش در امور مدارس دینی گیلان به شمار می رفت. از سوی دیگر مورد اعتماد و وثوق و امین مردم بود و موفق شد در این سمت خدمات فراوانی را به طالبان علوم الهی ارایه نماید که فهرست برخی از آنها عبارتند از:

الف: رسیدگی به امور درسی، رفاهی و معیشتی طلاب حوزه های علمیه شهرستان های رشت، فومن، طالش، بندر انزلی، صومعه سرا، آستانه اشرفیه، لاهیجان، لنگرود، رودسر.

نگارنده این سطور در سال ۱۳۶۳ در مدرسه جامع لاهیجان برای اولین بار این بزرگوار را زیارت کردم وی سیدی جلیل القدر، نورانی، با محاسن کاملاً سفید به همراه محافظانش جهت رسیدگی به امور طلاب وارد حوزه مذکور شد و هدایایی همانند قران کریم و… به همه طلاب اهداء فرمود.

ب: مرمت مدارس علوم دینی گیلان

ج: تامین مایحتاج طلاب و مدارس همانند لوازم خوراکی، پوشاک و…

د: کمک های مادی و معنوی به طلاب خصوصاً به طلاب ممتاز و درس خوان

حجت الاسلام و المسلمین حاج سیدعیسی حجتی فرزند برومند و فاضل آن دانشور فروتن درباره خدمات والدش می گوید:

پدر بزرگوارمان خیلی به اهل علم و روحانیت علاقه مند بود و به آنان احترام می گذاشت و برای آنان بسان پدری مهربان و رئوف بود. همواره در رفع مشکلات آنان خصوصاً طلاب متاهل متواضعانه و با همه توان فعالیت و خدمت می کرد. اقلام مورد نیاز آنان را همانند برنج و… را شخصاً تامین و بدون آنکه کسی بفهمد به آنان تحویل می داد. رسیدگی به طلاب متاهل که در شهرستان ها غالباً مستاجر هستند و با کمبود شهریه مواجه بودند. اجاره بها و سایر مشکلات زندگی بر دوش آنان سنگینی می کرد. پدرم جهت کاستن این بار سنگین به بهانه دیدن به منازل آنان می رفت و کمک می کرد. هم چنین اقلام مورد نیاز مدارس و طلبه ها را تهیه و آنان را طبق سهمیه مدارس تحویل آنان می فرمود. همچنین طلابی که به درب منزل می آمد هیچ گاه دست خالی بر نمی گشت. گاهی آقا طلبه ای را در خیابان می دید که مثلا عبای مناسبی ندارد آن طلبه را به منزل می آورد و عبای نو خود را به او می داد و یا پارچه های که از قبل تهیه و تدارک دیده بود را به آنها اهداء می کرد.[۲۰]

ریاست شورای روحانیت محترم رشت:

آیت الله حجتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی جامعه روحانیت شهرستان رشت به ریاست آن انتخاب گردید و تا پایان حیات گرانقدرش ضمن رسیدگی به امور روحانیون و مشورت با آنها در حل معضلات و مشکلات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی شهرستان و حل مشکلات مساجد بسیار ساعی و کوشا بود و فعالیت های چشمگیری را انجام داد.

تأسیس مدرسه نایب الصدر

مرد خیری  به نام نایب الصدر مدرسه ای را جهت تحصیل علوم دینی وقف کرده بود. این مدرسه و بازارچه کنار آن هم اکنون به نام وی معروف است. در زمان رضاخان این مدرسه دینی تبدیل به مدرسه ابتدایی گردید و بعدها به علت عدم توجه ساختمان آن منهدم و مخروبه گردید. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی کلنگ احداث این مدرسه در سوم شعبان سال ۱۳۶۰ شمسی توسط آیت الله احسان بخش به زمین زده شد. این مدرسه در ۳ طبقه و دارای حجرات و امکانات رفاهی توسط آیت الله حجتی با کمک آیت الله احسان بخش احداث گردید و هم اکنون بیش از ۶۰ طلبه در پایه های اول تا هفتم در آنجا مشغول تحصیل هستند. آیت الله حجتی در این مدرسه به تدریس سطوح مختلف علوم دینی اشتغال داشت و موفق گردید شاگردان فاضل و خوبی را تربیت نماید. گرچه وی قبل از عزیمت به گیلان و در زمان تحصیل در حوزه علمیه قم به تدریس پرداخته بود.

آیت الله حجتی بسیار تمایل داشت با فراهم ساختن زمینی مناسب و سنددار شهرک مسکونی به سبک مجتمع مسکونی مدینه العلم جهت طلاب علوم دینی بسازد و در این باره اقدامات موثری انجام داد اما عمرش کفاف نداد و این آرزوی دیرینه اش عملی نشد.

مرمت مدارس دینی حاج سمیع، صالح آباد، مستوفی رشت. مدرسه حاج سمیع از مدارس قدیمی رشت بود که در زمان رژیم سابق تبدیل به مدرسه دخترانه شاهدخت گردید. آیت الله حجتی آن را از آموزش و پرورش باز پس گرفت و با مرمت مبدل به حوزه علمیه خواهران نمود.

تاسیس مساجد فراوان همانند مسجد جامع شفت، مسجد میرمحله شفت، مسجد قریه عثماوندان، مسجد محمودآباد خمام، مسجد ذوالپیران، مسجد حاجی آباد شهر رشت و… و تعمیر و مرمت ده ها مسجد دیگر.

احداث راه های روستایی، آسفالت، شن ریزی از جمله احداث جاده روستای پشت سرابه- روستای نهزم در شفت، احداث جاده محله بابا حسن به خمام و میرمحله شفت و…

رسیدگی و کمک به محرومان، ایتام در نقاط مختلف شهرستان رشت.

۱۰ـ کندن و حفره چاه آب آشامیدنی بیش از ۴۰ مورد در زمانی که آب لوله کشی نبود. در شفت، پیربازار، خمام و…

۱۱ـ احداث خانه های مسکونی برای فقرا و محرومان…[۲۱]

فعالیت های سیاسی

آیت الله حجتی در زمانی که در قم مشغول تحصیل بود در جریان تظاهرات طلاب قم به هنگام آوردن جنازه رضا خان فعالیت داشت و نیز با مرحوم نواب صفوی رفت و آمد داشت و با آنان همکاری می کرد. وی از ابتدا نهضت مقدس اسلامی به رهبری امام خمینی درسال ۱۳۴۲ شمسی تا پیروزی انقلاب اسلامی در عرصه های مختلف نقش فعال و سازنده ای داشت. وی در زمان طاغوت هیچ گاه به استقبال با دیدار شاه و وزیران ودرباریان نرفت و هنگام ورود آنان به استان به مسافرت می رفت و بدین وسیله ناخشنودی خویش را نسبت به عملکرد نادرست رژیم پهلوی نشان می داد. در سال ۵۷ مسجد ایشان به عنوان اولین مکان و محل مخالفت با طاغوت گردید. وی با دعوت از سخنرانان انقلابی و طرفدار امام عملاً مبارزه علنی را با رژیم شاه را کلید زدند.[۲۲] این مسجد پایگاه انقلابیون و جوانان مبارز بود و مردم از سراسر استان جهت استماع سخنان روحانیون انقلابی به این مسجد هجوم می آوردند توقف جمعیت و ماشین از میدان صیقلان تا اول خیابان حاجی آباد که تقریباً مسیر طولانی است را احاطه می کردند. مردم رشت همواره بعد از استماع سخنرانی سخنرانان انقلابی تظاهرات خویش را از مسجد آیت الله حجتی آغاز می کردند و به سایر نقاط شهر می رفتند همچنین آیت الله حجتی در حمایت از امام به همراه گروهی از روحانیون گیلان به تهران آمدند و در جکع سایر روحانیون در دانشگاه تهران متحصن شدند. در مراسم استقبال از حضرت امام در فرودگاه تهران حضور داشت.[۲۳] امضای آیت الله حجتی در پای برخی از اعلامیه ها و بیانیه ها به همراه روحانیت رشت در جهت دفاع از آرمان مقدس امام راحل در کتاب خاطرات صادق آمده است.

در سنگر دفاع از انقلاب اسلامی

آیت الله حجتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در عرصه های مختلفی حضوری جدی و فعال داشتند، مقابله با گروهکهای ضد انقلاب خصوصاً نقش ایشان به همراه برخی از روحانیون استان در جهت آزادسازی دانشگاه از چنگ منافقین هیچ گاه از یادها و خاطره ها نخواهد رفت.

وی در برقراری امنیت، آرامش به استان گیلان به ویژه شهرستان رشت و کمک به مردم محروم اهتمام فراوانی داشت. آیت الله حجتی در طول دوران جنگ تحمیلی بارها به جبهه ها رفت و نیز در جمع آوری کمک های مالی و ارسال آن به جبهه ها و پشتیبانی از رزمندگان اسلام به همراه و دوشادوش آیت الله احسان بخش اقدام نمود که از خدمات فراموش ناشدنی ایشان به شمار می آید. آیت الله احسان بخش در این باره می نویسد: «ایشان در نزد مردم محبوبیتی دارند و در ایام جنگ بیشترین تلاش را نمودند و در نزد عزیزان سپاه و بسیج جایگاه رفیعی دارند».[۲۴]

ویژگی های اخلاقی

آیت الله حجتی به نماز بسیار اهمیت می داد و مقید بود که نماز را در اول وقت و به جماعت بخواند. حتی در مسافرت ها هم به این سیره حسنه عمل می کرد. به اهل علم احترام می گزارد و از خدمت به آنها دریغ نمی ورزید. مهمان نواز و مهمان دوست بود. روزی نبود که در منزل و در سر سفره اش مهمانی حضور نداشته باشد. او گاهی اوقات روزه دار بود و لی با همان حال روزه از مهمانان شخصاً پذیرایی می کرد. با خانواده، فرزندان، نوادگان برخوردی گرم و صمیمانه داشت و احترام فوق العاده ای برای همسرش بود. در کارهای منزل به همسر کمک می کرد. از امر و نهی به صورت مستقیم پرهیز داشت. با همگان خصوصاً به زیردستان بسیار مهربان و خوش اخلاق بود. به صله ارحام و عیادت از مریض بسیار بها می داد. جهت انجام فرائض و هدایت بچه ها جوایزی را در نظر می گرفت. به ماه رجب و اعمال آن بسیار مقید بود و حتی دیگران را تشویق به انجام اعمال این ماه می کرد. نماز اول هر ماه را می خواند و عشق و علاقه زایدالوصفی به زیارت امام رضا علیه السلام نشان می داد. در تمام اعیاد سال درب منزلش به روی همگان باز بود و به همه فرزندان، نوادگان و مردم عیدی می داد. اسکناس نو و تازه را از مدتها قبل تهیه و آن را به عنوان عیدی به مردم می داد. بسیار متواضع بود. برای طلبه ها همانند پدری دلسوز و در کمال سادگی با آنها حشر و نشر داشت. اگر طلبه ای مریض می شد به عیادش می رفت. در ایام جنگ به دیدار خانواده های رزمندگان اسلام رفته و در حل مشکلات آنان بسیار ساعی و کوشا بود. یکی از افتخارات ایشان این است که بر پیکر تمام شهدا نماز خواند مگر آنکه وی در استان حضور نداشت. و حتی پیکر شهدا را به دورترین نقاط استان بدرقه می کرد. اهل نماز شب بود. کمتر عصبانی می شد. در ماه رمضان مقید بود به جماعت و همراه با مردم یک وعده نماز قضا شبانه روزی در دو وقت صبح ها و شب ها بخواند. در شب های قدر ۶ شبانه روز نماز قضا را می خواند.

انس و علاقه فراوانی به قرائت ادعیه داشت. خصوصاً در عصر مقید بود آداب عصر جمعه همانند تلاوت یکصد مرتبه سوره قدر، استغفار و… را انجام بدهد. غسل جمعه را حتی در آخرین جمعه عمرش از وی ترک نشد. مقید به قرائت زیارت عاشورا، دعای صباح، دعای عهد و… بود. ختم قران، ختم صلوات و سایر اذکار و برگزاری مجالس روضه خوانی و هدیه آن به اموات خصوصاً والدینش از جمله خصوصیات همیشگی وی بود. آیت الله حجتی همیشه با ظاهری آراسته و لباس نظیف در جامعه حاضر می شد و نیز در تهیه جهیزیه دختران، خرج تحصیلات دانشجویان مستضعف، تقبل هزینه های درمانی بیماران، دستی گشاده و همتی والا داشت.[۲۵]

تالیفات

وی در کنار خدمات و فعالیت های گوناگون و گسترده خود، صاحب آثار و تألیفات ارزنده ای است که عبارتند از :

حج حجتی: این کتاب درباره فضیلت فریضه حج در ۲۲۴ صفحه در ۳ فصل توسط انتشارات سیمای آفتاب در بهار سال ۱۳۸۵ شمسی به زیور طبع آراسته شده است.

شفابخش معنوی: این کتاب مجموعه ای از دعاها، سوره ها، نمازها و زیارت ها و اذکار گوناگون از ائمه معصومین علیه السلام است که در ۱۷۳ صفحه به چاپ رسیده است. در مقدمه این کتاب اجازات امور شرعیه حضرات آیات خوئی، سیستانی، اراکی، گلپایپانی، امام خمینی، بهجت و مقام معظم رهبری آمده است.

کتاب نماز آماده چاپ است

دفاتر حاوی مطالب خطبه های نماز جمعه ایشان است که در رشت ایراد گردیده است

حجتی از نگاه دیگران

آیت الله حاج شیخ محمد لاکانی قدس سره: آقای حجتی از ابتدای جوانی تا کنون نماز شبش ترک نشده است حجتی حجتنا (آقای حجتی بر ما حجت هستند)[۲۶]

آیت الله زین العابدین قربانی: آیت الله حجتی یک انسان متقی، وارسته، پرهیزگار بود. وی امام جمعه موقت و مورد علاقه آیت الله احسان بخش بود. به نظر من روحانی کسی است که آدم وقتی او را می بیند به یاد خدا و قیامت و ایشان از لحاظ تقوا، اخلاق، ادب و معرفت به گونه ای بود که آدم وقتی او را می دید به یاد خدا و قیامت می افتاد. من بیش از ۶۰ سال با ایشان رفاقت داشته و دارم و ما رایت الخیراً من جز یکی از ایشان ندیدم.

آیت الله حاج سید مجتبی رودباری: ایشان از شخصیت های بزرگی بود عالمی بود که هرچه را در مدارس و حوزه های علمیه فراگرفته بود به باور رسیده بود و عامل بود. مصداق المومن ملجم بود. اخلاق حسنه، سیره، رفتار و منش ایشان همه اش درس عملی برای اسلام بود. فقدان او ثلمه ای بزرگ برای روحانیت است.[۲۷]

آیت الله حاج شیخ صادق احسان بخش قدس سره: من سالها با ایشان هم منزل، هم حجره و هم مباحثه بودم. در فهم مطالب خیلی خوب بود. و در بین طلاب به فضایل اخلاقی و معنوی اشتهار داشت.[۲۸]

فرزندان:

۱ـ سید محمدباقر حجتی شفتی

۲ـ حجت الاسلام والمسلمین حاج سید عیسی حجتی شفتی. وی از روحانیون فاضل که سالیان متمادی از دروس خارج فقه و اصول آیات عظام میرزا جواد تبریزی و وحید خراسانی بهره ها برده است.

۳ـ سیده فاطمه حجتی

۴ـ مرحوم سیدعلی حجتی

۵ـ سید محمدتقی حجتی

۶ـ سیده زهرا حجتی

۷ـ سیده ربابه حجتی

غروب غم انگیز: حضرت آیت الله حجتی شفتی قریب به هشتاد سال خدمت صادقانه به مردم در تاریخ ۹/۸/۱۳۸۸ شمسی در رشت دارفانی را وداع گفت و به لقاء الله شتافت پیکر پاکش در رشت با شکوه خاصی تشییع گردید و بعد از اقامه نماز توسط حضرت آیت الله حاج سیدمجتبی رودباری از علمای بزرگ رشت بر آن به قم منتقل گردید و بعد از طواف حرم مطهر حضرت معصومه علیه السلام در قبرستان شیخان به خاک سپرده شد. بعد از ارتحال وی یک روز در استان گیلان عزای عمومی اعلام شد و مجالس بزرگداشت فراوانی در تجلیل از ایشان برگزار گردید.

—————————————

پاورقی ها: 

[۱] . نام ها و نامدارهای گیلان جهانگیر سرتیپ پور، ص ۲۷۶، روزنامه همشهری ۱۸ مهر ۱۳۷۸ش.

[۲] . همان، ص۲۸۹

[۳] . دانشوران و دولتمران، گیل و دیلم، صادق احسان بخش، ص۳۴۱

[۴] . همان، ص ۵۴۴ / نامها وماندارهای گیلان ۳۳۱٫

[۵] . قصص العلما، میرزامحمد تنکابنی با تحقیق و ویراستاری شریفی خوانساری، ص ۱۸۳٫

[۶] . الذریعه، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ص ۲۳۲ / اعیان الشیعه، سیدمحسن امین عاملی، ج۵، ص۱۱۵ / تاریخ علما و شعرای گیلان، حسن شمس گیلانی، ص۴۷٫

[۷] . گلشن ابرار، گروهی از محققان پژوهشکده علمی-کاربردی باقرالعلوم (ع)، ج۱، ص ۳۰۵ / ستارگان حرم، تالیف گروهی از نویسندگان مجله کوثر، ج۱، ص ۹۰-۹۷٫

[۸] . گلشن ابرار، ج۱، ص ۳۴۳ / ریحانه الادب، ج۱، ص۳۲۵ / روضات الجنات، ج۲، ص ۹۹، اعیان الشیعه، ج۴، ص۵۸۸٫

[۹] . شرح حال فرزندان سید در کتاب بیان المفاخر، دانشور گرامی مرحوم سیدمصلح الدین مهدوی اصفهانی به تفصیل آمده است.

[۱۰] . دانشوران و دولتمران، گیل و دیلم، ص۳۵۳

.[۱۱]  این مقاله بر اساس اظهارات حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج سید عیسی حجتی شفتی فرزند فاضل و برومند آیت الله حجتی شفتی در مصاحبه ای با نگارنده تدوین گردید. معظم له علاوه بر آن با کمال اشتیلق همه مدارک دست نوشته های والد بزرگوارشان را در اختیارمان قرار دادند که از ایشان کمال تقدیر و امتنان را دارم.

 [۱۲] . برگرفته از متن مصاحبه آیت الله حجتی شفتی با صدا و سیمای گیلان که سی دی آن در اختیار نگارنده است.

[۱۳] . همان ماخذ قبلی

[۱۴] . همان

[۱۵] . مصاحبه نگارنده با فرزند معظم له و ضمناً شرح حال اساتید یادشده در مجموعه گلشن ابرار ۹ جلدی و گنجینه دانشمندان ۹ جلدی تالیف محمد شریف رای آمده است.

[۱۶] . دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، ص ۳۸۷

[۱۷] . جزوه یادمان سالگرد مرحوم آیت الله سیدموسی حجتی شفتی قدس سره و خاطرات صادق به قلم صادق احسان بخش، ص ۳۲۰ و۳۲۱

. [۱۸]  مصاحبه نگارنده با فرزند معظم له

[۱۹] . برگرفته از زندگی دست نوشته معظم له.

[۲۰]  . مصاحبه نگارنده با فرزند آیت الله حجتی شفتی

[۲۱] . جزوه یادمان سالگرد مرحوم آیت الله سیدموسی حجتی شفتی، مصاحبه آیت الله حجتی شفتی با صدا و سیمای گیلان و مصاحبه نگارنده با فرزند آن مرحوم.

[۲۲] . مصاحبه نگارنده با فرزند آن مرحوم    

.[۲۳]  همان و متن زندگی دست نوشت آن مرحوم

[۲۴] . دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، ص ۳۵۲

[۲۵] . برگرفته از دست نوشته های فرزندان و نوادگان آن مرحوم که متن آن در اختیار نگارنده قرار دارد

[۲۶] . یادمان سالگرد آیت الله حجتی شفتی

[۲۷] . سی دی مصاحبه آیت الله قربانی و آیت الله رودباری با صداو سیمای استان گیلان در روز تشییع جنازه آیت الله حجتی شفتی در تاریخ ۱۰/۸/۱۳۸۸

[۲۸] . دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، ص ۳۵۲

.

.

منبع: ماهنامه پادنگ، سال هشتم، شماره ۸۵، آبان ۱۳۹۰، ص ۱۱-۱۷٫

ارسال دیدگاه