مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
شنبه 13 آذر 1395 - Saturday 3 Dec 2016
محتوا
زندگینامه آیت الله سیدحسن معصومی اشکوری

زندگینامه آیت الله سیدحسن معصومی اشکوری

محمدتقی ادهم نژاد
آیت الله حاج سید حسن معصومی، معروف به «اشکوری» از عالمان بنام، موجّه، فعّال و متقی در عرصه علم، سیاست و فضیلت بود. او در استان گیلان بالاخص شهرستان رشت، سالیان متمادی از عمر گرانقدرش را صرف خدمت به اسلام و مسلمین و مبارزه با ظلم و فساد کرد.

چهارشنبه 25 اسفند 1389 - 18:00

محمدتقی ادهم نژاد

اشاره:

آیت الله حاج سید حسن معصومی، معروف به «اشکوری» از عالمان بنام، موجّه، فعّال و متقی در عرصه علم، سیاست و فضیلت بود. او در استان گیلان بالاخص شهرستان رشت، سالیان متمادی از عمر گرانقدرش را صرف خدمت به اسلام و مسلمین و مبارزه با ظلم و فساد کرد.

تولد

وی در ۳ شوّال ۱۲۵۹ ه’ .ق. در نجف اشرف و در میان خاندانی معروف به علم، فقاهت و سیادت چشم به جهان گشود و دوران کودکی را نیز در همین شهر گذراند. پدر بزرگوارش آیت الله حاج سیدابوالقاسم اشکوری مجتهدی جامع الشرایط بود که در اواخر قرن دوازدهم قمری، مرجعیت شیعه را در نجف اشرف عهده دار بود. و مادرش دختر آیت الله آخوند ملاّ محمّد رفیع بن عبدالمحمّد کزازی کواری اراکی بود که در نجف اشرف به فضل، دانش، زهد و تقوا شهرت داشت.(۱)

آیت الله حاج سید حسن معصومی اشکوری اصالتاً اهل اشکور است؛ منطقه ای که در سده های اخیر، مهد تربیت عالمانی متقی و زاهد و دانشورانی برجسته بوده است.

اشکور کجاست؟

دو دهستان در بخش مرکزی شهرستان رودسر استان گیلان به نام «اشکور» معروف است. ناحیه اشکور از دو بخش اشکور بالا و اشکور پایین تشکیل یافته و مجموعاً دارای ۱۵۷ آبادی است که از این تعداد ۵۰ آبادی در دهستان اشکور بالا و ۱۰۷ آبادی در دهستان اشکور پایین قرار دارند. مساحت این ناحیه ۸۵۰ مربع و کیلومتر از جنوب به قزوین و از غرب به رودبار الموت و از شرق به تنکابن و از شمال به شهرستان رودسر محدود می شود. و تقریباً سراسر این ناحیه کوهستانی در البرز شمالی واقع شده است و رودخانه خروشان و پر آب به نام پُلْرود (پَلُورود) این سرزمین وسیع و سحرانگیز را از هم جدا می سازد. این منطقه دارای آب و هوای بسیار لطیف، جنگل های انبوه و دست نخورده و زمستانی سرد و پر برف و مردمی ورزیده و خونگرم و متدین و آبادی های سرسبز و خوش آب و هوا با صدها چشمه و آبشار و جویبارهای روان و چشمه های جوشان کوهستانی با زیبایی ویژه، بدیع ترین خلقت های مسحور کننده الهی است.(۲)

موقعیت فرهنگی اشکور

اشکور تماماً در ناحیه تاریخی دیلم قرار دارد و مردم این سامان در قرن سوم به دست «ناصرالحق اطروش» مسلمان و شیعه اثنی عشری شدند.

این سرزمین سرسبز از قدیم الایام مهد پرورش عالمان جلیل القدر و حکیمانی بلندآوازه بوده است و در هیچ عصری از اعصار گذشته خالی و عاری از مفاخر فرهنگی و علمی و دینی نبوده، و در هر زمانی فرزندان با استعداد و هوشمند این سرزمین در پی کسب علوم وقت و دانش زمان و فنون رایج بوده اند. بزرگانی از این آب و خاک (اشکور)، در علوم قدیم و در دانش و تکنیک جدید شهرت یافته اند که در فرهنگ کشور و اسلام جایگاه بس رفیع و ارزنده ای دارند.(۳)

آیت الله عباس محفوظی گیلانی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو خبرگان رهبری (دامت برکاته)، در این باره می فرماید:

«بزرگان و علما و عارفان بزرگی از اشکورات برخاسته اند که عده ای از آنان در اشکور ساکن و عده ای هم در مراکز علمی همانند نجف و… ساکن بوده اند. اما علمایی که در اشکور ساکن بودند معروف ترین آنان عبارتند از آیات بزرگوار: میرزا علی اکبر طلوعی، نویسنده «دیوان طلوعی»، آقا سیداحمد محدّث اشکوری، سیّد محمدتقی معصومی اشکوری که صاحب کرامات نیز بوده است، حاج شیخ شعبان جیردهی، آقا شیخ عبدالصمد بی بالانی اشکوری و میرزا علی آقا رودبارکی که ایشان به تشخیص همه علما اشکور، اعلم علمای ناحیه اشکور بوده است.»(۴)

در اینجا علاوه بر آن، چند نفر از عالمان و فرزندان نامدار خطّه اشکور را نام می بریم:

  1. حکیم متألّه آیت الله آقا میرزا هاشم اشکوری گیلانی (م ۱۳۳۰ ق)؛ وی استاد بسیاری از حکما و عرفای مهم و معروف تهران همانند فاضل تونی، میرزا احمد و میرزا مهدی آشتیانی و میرزا محمدعلی شاه آبادی، استاد امام راحل(قدس سره) بوده است.(۵)
  2. قطب الدین محمد بن شیخ علی بن عبدالوهاب بن پیله فقیه اشکوری (۶)؛ از علمای امامیه قرن یازدهم و از شاگردان میرداماد (م ۱۰۴۲ ق) و از معاصران علامه مجلسی و شیخ حرّ عاملی بوده است.

وی عالمی فاضل، عامل، متألّه و متبحّر در علوم و شاعر بود.(۷)

  1. علامه سید معصوم اشکوری، حکیم و فیلسوف بزرگ فلسفه اشراق، که از اوتاد عصر و صاحب تألیفات و حواشی بر کتاب مشاعر حکیم ملاصدرا و کتاب خفری – شرح الهیات تجرید محمد بن احمد الخفری – است.(۸)
  2. آیت الله شیخ محمد اشکوری؛ وی حاشیه ای بر مکاسب شیخ انصاری دارد.(۹)

نامداران خاندان اشکوری

خاندان آیت الله معصومی اشکوری بی شک یکی از خاندان های بزرگ و ریشه دار و از سادات عالی نسب حسینی و مورد احترام همگان، خصوصاً اهالی گیلان بوده اند.

مدفن بسیاری از سادات جلیل القدر این خاندان، زیارتگاه اهالی محترم شرق گیلان به ویژه و ناحیه وسیع اشکورات می باشد.(۱۰)

نسب این خاندان شریف و با فضیلت به امام همام علی بن الحسین(ع) می رسد و خاندان معصومی را سادات حسینی می گویند و در منطقه اشکور معروف به «میر» می باشند.

در قدیم الایّام، مردم آن ناحیه برای در امان ماندن از هجوم بیماری های عمومی مانند طاعون و وبا به این سادات حسینی پناهنده می شدند. عالمانی که از این خاندان با تقوا و اصیل برخاسته اند، از بنی اعمام و فرزندان و نوادگان آنان عبارتند از آیات و حجج اسلام:

  1. سید محمد معصومی اشکوری؛
  2. سیدجواد معصومی اشکوری (داماد آیت الله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی)؛
  3. سیدهادی معصومی اشکوری؛
  4. سیدعبدالله معصومی اشکوری؛
  5. سیدعباس معصومی اشکوری؛
  6. سیدعلی معصومی اشکوری؛
  7. سیدمرتضی معصومی اشکوری؛
  8. سید جعفر معصومی اشکوری؛
  9. سید عبدالغنی معصومی اشکوری؛
  10. سید ضیاءالدین معصومی اشکوری.

و افراد دیگری از این خاندان در کسوت روحانیت هم اکنون در قم، مشهد و تهران مشغول فعالیّت علمی و دینی و خدمت به عالم اسلام و تشیّع هستند.(۱۱)

اما علاوه بر افراد مذکور، به شرح حال کوتاهی از برخی از مشاهیر این خاندان جلیل القدر علم و فضیلت می پردازیم:
۱٫ آیت الله سیدابوالقاسم اشکوری (پدر بزرگوار چهره برگزیده این مقاله) (م ۱۳۲۵ ق). وی از فقها و مجتهدان شیعه و از شاگردان برجسته آیات: شیخ مرتضی انصاری (م ۱۲۸۱ ق)، میرزای رشتی (م ۱۳۱۲ ق) و میرزای شیرازی (م ۱۳۱۲ ق) بود. از وی تألیفات فقهی و اصولی همانند بعیه الطالب فی حاشیه المکاسب و جواهر العقول فی شرح فرائدالاصول به یادگار مانده است.

ضمناً وی در حرم مطهّر حضرت علی(ع) شب ها به اقامه جماعت می پرداخت.(۱۲)

  1. آیت الله سید اسدالله معصومی اشکوری (م ۱۳۳۲ ق)؛ عموی بزرگوار سیدحسن معصومی اشکوری.

وی از شاگردان میرزا حبیب الله رشتی است که تقریرات درس وی را در یازده جلد نگاشته است.(۱۳)

  1. آیت الله سیدحسین معصومی اشکوری (م ۱۳۴۹ ق)، عموی بزرگوار دیگر وی، که از شاگردان آیات بزرگوار: میرزای رشتی، ملاعبدالله مازندرانی، آخوند خراسانی، سید کاظم یزدی (صاحب عروهالوثقی) به شمار می آید. از وی حواشی بر کفایه، رسائل، مکاسب و برخی کتب فقهی به یادگار مانده است.(۱۴)
  2. آیه الله سیدابوالحسن معصومی اشکوری (م ۱۳۶۸ ق)، عموی سوم وی، که از شاگردان آخوند خراسانی، سید کاظم یزدی و شیخ عبدالله مازندرانی محسوب می شود و از آثار وی می توان به الاجتهاد و التّقلید، منجّزات المریض و برخی کتب فقهی همانند طهارت، خمس، قضاء، طلاق و… اشاره نمود.(۱۵)
  3. آیت الله آقا سیدمحمدتقی معصومی اشکوری (م ۱۳۵۴ ق) از عموزادگان وی؛ صاحب اثر گرانسنگ «دو چوب و یک سنگ» از شاگردان عارف نامدار آیت الله سید موسی زرآبادی قزوینی (م ۱۳۵۳ ق)، آیت الله میرزا مهدی اصفهانی (م ۱۳۶۵ ق)، حاج آقا حسین قمی (م ۱۳۲۴ق) و شیخ علی اکبر نهاوندی، از عالمان بزرگ خطّه خراسان می باشد که کرامات زیادی را به وی نسبت داده اند.(۱۶)

تحصیلات

آیت الله اشکوری کار تربیت و فراگیری قرآن را در همان اوان کودکی زیر نظر پدر بزرگوار و مادر پاکدامن و مؤمنه اش؛ شروع کرد. سیدحسن چند سالی را در جوار حرم مطهّر جدّش حضرت علی(ع) ساکن بود تا این که به اتفاق پدر بزرگوارش به قصد زیارت مرقد امام رضا(ع) و صله ارحام، سفری به ایران داشت. و مدّتی در زادگاه پدری خود (اشکور) دروس مقدماتی را نزد پدر بزرگوار و نیز عموی گرانقدرش آقا سیدجعفر اشکوری فراگرفت.

البته عموی وی که بعدها به ممالک آفریقایی سودان و زنگبار برای تبلیغ دین و ترویج احکام نورانی جعفری رفته بود، در همان جا دارفانی را وداع گفت. هم اکنون مرقدش زیارتگاه عاشقان اهل بیت(ع) در سودان است.

سیدحسن، پدر را که رهسپار نجف اشرف بود، همراهی نکرد و در اشکور ماند و دروس مقدماتی را تا شرح لمعه در همان مکان خوش آب و هوا، نزد اساتید آن روزگار – که از اعمام و بنی اعمام وی بودند – با مهارت خاص و دقت تمام به پایان رسانید و آنگاه برای تحصیل علم و تکمیل معارف، به امر عمویش، اشکور را ترک و به دارالعلم قزوین مهاجرت نمود و دو سالی را در قزوین برای ادامه تحصیل توقف نمود و بعد از چندی به اصفهان که مرکزیت علمی خاصّی داشت، عازم گردید. مهم ترین اساتید وی در اصفهان: مرحوم جهانگیرخان قشقایی و مرحوم آیت الله سیدمحمدباقر درچه ای بودند که وی به همراه بسیاری از فضلا و علمای گرانقدر همانند آیات عظام: بروجردی، آقا سیدجمال گلپایگانی و… که بعداً از بزرگان و زعمای مهم شیعه شدند، در درس اساتید بزرگوار یاد شده، شرکت می جستند.

آیت الله سیدحسن معصومی اشکوری بعد از چهار سال توقف و اتمام سطوح عالی، حوزه اصفهان رابه قصد نجف اشرف ترک گفت و در جوار حرم مطهّر جدّش امیرالمؤمنین(ع) رحل اقامت افکند.

وی با استعداد سرشار و حافظه قوی و پشتکار و همّت عالی به سرعت نردبان ترقی علم و کمال را طی نمود و به قلّه مدارج عالیه فقاهت پا گذارد. وی ابتداً به درس میرزای رشتی رفت ولی این درس سودمند دوامی نیافت و سید بیش از دو سال نتوانست از خرمن علم میرزا خوشه ها بچیند.

بعد از رحلت میرزای رشتی در سال ۱۳۱۲ ق. سید از محضر دانشمندان کم نظیر حوزه نجف اشرف بهره مند شد؛ همچون آیات عظام:

  1. سیدابوالقاسم معصومی اشکوری، والد ماجدش.
  2. شیخ عبدالله مازندرانی.
  3. ملامحمد کاظم خراسانی، صاحب کفایهالاصول.
  4. سید محمد کاظم یزدی، صاحب عروهالوثقی.(۱۷)

در میان دروس فقه و اصول اساتید مذکور، سید عشق و علاقه خاصّی به درس آخوند خراسانی داشت؛ او با اشکالات خود، استاد را واداشت تا او را به جلسه درس خصوصی خویش فراخواند و از شاگردان خاص وی گردد. «سید به واسطه ذوق اصولی و مشرب ادبی و حافظه قدرتمند خویش، مطالب تلگرافی و سنگین استادش آخوند خراسانی را با بیان شیوا و روان خود برای برخی از همشاگردانش بازگو می نمود. سید در مدت چهار سال از درس آخوند بهره جست و اوّلین اجازه اجتهاد خود را از این استاد گرانقدر دریافت داشت.

وی در باره عظمت علمی آخوند خراسانی می نویسد:

«تدریس علم اصول در حوزه علمیه نجف اشرف و کربلا قبل از آخوند خراسانی یک دوره طولانی داشت. از آیت الله حاج میرزا حبیب الله رشتی شیخ المحققین نقل است که فرمود: اگر من بخواهم یک دوره کامل علم اصول را تدریس کنم حداقل سی سال طول خواهد کشید. برای طلبه فرصتی باقی نمی ماند که بتواند فقه بخواند و ترویج دین کند. مرحوم آخوند خراسانی زواید علم اصول را حذف کرد و با آوردن نظریات و آراء تازه و مطرح ساختن افکار بلند فلسفی، با تألیف کتاب کفایه الاصول، این درس را به یک دوره سه ساله تقلیل داد و تدریس کرد.(۱۸)

آیت الله سیدحسن اشکوری با تسلّط خاص، دوره علم اصول را به زبان عربی به نظم کشید. منظومه اصول ایشان بالغ بر دو هزار بیت و بیش از یکصد و پنجاه موضوع و تبصره و اصل و فصل در دسترس است که بلاغت و اختصار و انسجام بی نظیر دارد و نزد اهل علم و فن شاهکاری است.

وی طبع سرشار و قریحه بلند و شورانگیز و عرفانی داشت که شعر زیر نمونه ای از ذوق سرشار اوست:

ساقی عشقم و این بادیه میخانه ماست       عالمی مست از این ساغر مستانه ماست
نوع عشقم من و باکم نِه ز طوفان بلاست       شمع عرفانم و عالم همه پروانه ماست (۱۹)

هجرت به ایران

آیت الله اشکوری به حوزه علمیه نجف اشرف علاقه وافری داشت و همواره میل داشت که در جوار حرم علوی برای همیشه سکونت داشته و از دریای بیکران علمی و معنوی بزرگان نامدار و سترگ این حوزه علمیه کهنسال بهره مند گردد؛ ولی آب و هوای نجف اشرف با وضع مزاجی وی ناسازگار بود. سید حسن بیش از پنج سال در نجف اشرف نماند و نتوانست با شرایط جوّی، خودش را تطبیق دهد و همواره با تحمل رنج های فراوان، اوقات عمر را سپری می کرد؛ با این وجود، به واسطه هوش و استعداد و همّت عالی خود توانست مراحل علمی را سریع طی نماید و بعد از کسب موفقیّت علمی و اخذ اجازات اجتهاد از سوی برجسته ترین اساتید، به ناچار نجف اشرف را ترک و در تهران رحل اقامت افکند.

وی چندی هم در تهران به تدریس خارج فقه و اصول در مدرسه مروی همّت گماشت ولی آب و هوای تهران نیز با وی سر ناسازگاری داشت و به دستور پزشکان می بایستی در مناطق معتدل زندگی می کرد. لذا وی به زادگاهش گیلان رفت و مدتی را در اشکور گذراند و سپس به دعوت علمای بزرگ رشت همانند آیت الله حاج سید محمود مجتهد روحانی (۲۰) به رشت کوچ کرد و تا آخر عمر در این شهر سکونت داشت.(۲۱)

خدمات و مبارزات

عصر زندگی آیت الله معصومی اشکوری را از دوره های پرآشوب و نابسامان تاریخی گیلان و اساساً کشور باید دانست. از این رو زندگی او با نشیب و فرازهای سیاسی و اجتماعی توام بود. در ایران نهضت مشروطه پا گرفت وتب و تاب مشروطه خواهی همه جا را پرکرد. جنگ اوّل بین الملل، عوارض و آثار تخریبی و جنگی خود را در همه شئون به جای نهاد و از طرفی جوش و خروش نهضت جنگل و انقلاب گیلان به رهبری میرزا کوچک جنگلی، این منطقه را تحت پوشش فراگیر قرارداد. در چنین شرایط و موقعیتی آیت الله سید حسن اشکوری به رشت وارد شد و مورد استقبال علما و اقشار مختلف قرار گرفت و در این شهر رحل اقامت افکند.

کمیته اتحاد اسلام

بعد از اقامت در رشت به پیشنهاد کمیته اتحاد اسلام – متشکل از علمای بزرگ رشت – که ریاست آن را آیت الله حاج سید محمود روحانی رشتی، مجتهد معروف ساکن رشت، به عهده داشت و نهضت جنگل را رهبری و پشتیبانی می کرد، آیت الله اشکوری به امر قضا پرداخت و ریاست محکمه عالی استیناف گیلان را عهده دار شد.

پس از کمرنگ شدن کار کمیته با اشغال گیلان از جانب روسها به سال ۱۳۳۸ ه’ .ق. از کار کناره گرفت.(۲۲)

تشکیل مجمع علمای گیلان

در زمانی که امیرلشکر گیلان، سرتیپ محمدحسین خان آیروم در رشت مستقر شد و به ارعاب و سرکوب اندیشمندان و مخالفین و قتل و غارت مبادرت ورزید؛ آیت الله معصومی اشکوری «مجمع علما و روحانیون گیلان» را رهبری کرد تا با اعمال قدرت علمی و دینی، مانع از ستم و اجحاف مراکز قدرت و مأموران حکومت و شیطنت سیاسی در عرصه اجتماع باشد. این مجمع متّحد و منسجم که مهم ترین علمای گیلان در رأس آن بودند، روابط اجتماعی مستحکم و نفوذ فوق العاده ای در جامعه گیلان داشت و در جهت مصالح و منافع و رفاه و رستگاری مردم به ویژه تشریح اقتدار شریعت و احکام دین در آن موقعیت خاص، گام های بلند و سودمندی برداشت. تشکیل این مجمع و اقدامات قاطعانه آن در امور، برای آیت الله اشکوری پی آمدهای ناگوار و رنج های فراوانی به بار آورد و منجر به تبعید وی از شهر رشت به روستاهای دور افتاده و فاقد هرگونه امکانات اولیه آن زمان گردید. او سالها تحت نظر بودن و دوری از وطن و خانواده را تحمل کرد و در ماجرای اتحاد شکل و تغییر لباس که روحانیون را هم خلع لباس، می کردند، ایستادگی کرد و رنج و سختی را به جان خرید و ماهها در منزل منزوی و خانه نشین بود و از فشار حکومت پهلوی خم به ابرو نیاورد تا بر اثر اقدامات علمای اعلام و مراجع نجف اشرف موفق شد خواست خود را به کرسی نشانده و کماکان با مقام شامخ اجتهاد، ملبس به لباس روحانیت باشد.

مجمع روحانیون گیلان بعد از پیشبرد نظرات مراجع تقلید نجف اشرف و توفیق آیت الله اشکوری بر تلبس به لباس روحانیت و عمامه، از این استقامت و پیروزی برای حفظ حرمت سایر روحانیون استفاده کرده و با اتخاذ تدابیری، اجازه صدور جواز پوشش لباس را برای اهل علم به دست می آورد و به صدور جواز مبادرت می کند. تقاضاها در این مورد زیاد می شود و سرانجام صدور جواز نیز فراگیر می شود. سروده زیر نمونه درخواست منظوم اهل علم یکی از آبادی های شرق گیلان است:

من احمدم* سمّی شفیع قیامتم       در اِشْلَلَکْ (۲۳) مباشر امر امامتم
اخلاق من حسن بود فعل من حسن       داغ جبین، مراست نشان و علامتم
آزار من به کس نرسیده است تاکنون       گویا بشرنیم من و حیوان صامتم
نه قاضیم نه مجتهدم نه مُدرّسم       نه مفتیان رشت و نه اهل روایتم
روحانیون کفر نیم، نه محصّلم       ز آن هشت فرقه طرفه امام جماعتم
در هیئت ثمانیه اتحاد شکل       چون نعش در شبیهم و بی حس ساکتم
برمدعای خویش به نزدیکان مردمان       غیر از عمامه نیست دلیل و علامتم
از بهر حفظ آن به برِ جمکرانِ کل       در انتظار لطف عمیم و عنایتم (۲۴)

با این کیفیت، همه روحانیون گیلان در هر رده علمی که بوده اند، در لباس روحانیت باقی می مانند.

با سخت گیری هایی که دولت در سایر نقاط کشور داشته، آزادی عمل روحانیون گیلان موجب این می شود که حکومت مورد بازخواست قرارگیرد. فاطمی، حاکم وقت گیلان، در کمیسیونی عدم رضایت دولت را در این قضیه در یک دوبیتی به نظم چنین به آیه الله اشکوری اعلام می کند.

از بسکه جواز گشته شایع       از منبع مخزن الودایع
کز سیل جواز می توان گفت       گنجینه علم گشته ضایع

آیت الله اشکوری بلادرنگ در پاسخ یادداشت منظوم حاکم گیلان چنین می سراید:

در مملکتی که نیست شایع       نه کسب، نه حرفه، نه صنایع
این گونه اجازه ها عجب نیست       از منبع مخزن الودایع
دردا که پی متاع ایران       حیران شده مشتری و بایع
گنجینه علم را چه نقصان       عالِم نه که عالمی است ضایع (۲۵)

ناگزیر از طرف حاکم تدابیری دیگر اتخاذ می شود که در جهت اهداف و نظریات مجمع روحانیون نبود.

آیت الله سیدحسن اشکوری از رجال و علمای برجسته آن دیار، دین و سیاست را توام و یکی می دانست و در زندگی خویش در عراق و ایران که رژیم سلطنتی حاکم بود، معتقد بود که «سلطنت باید مطیع شریعت باشد نه شریعت، مطیع سلطنت» و با شجاعت و شهامت برای ترویج دین و شعائر آن و انجام تکالیف مذهبی و شرعی جامعه اهتمام می ورزید و در حلّ و فصل امور اجتماعی و سیاسی، صاحب نظر بود به طوری که مورّخ شهیر گیلان، جهانگیر سرتیپ پور، در کتاب نامها و «نامداران گیلان» ضمن شرح ایشان آورده است:
«در سال ۱۳۲۰ خورشیدی که گیلان مجّدداً مورد تجاوز (روسها) قرار گرفت و رشت در اشغال قوای سرخ درآمد؛ کوشش هایی از طرف بعضی طبقات در جهت مقاومت منفی آغاز شد که آیت الله سیدحسن اشکوری به تقاضای عده ای، ریاست گروهی را که به نام «جمعیت خرده مالکان» متشکل شده بودند، پذیرفت و فعالیت این گروه با مخالفت قدرت حاکم روبه رو شد ولی بعضی اعضای آن، مِنْ جمله سیدحسن اشکوری وظایفی را که در چنین مصائب میهنی بر عهده شرافتمندان مترتب می شود، در نهان انجام می داد.»(۲۶)

فارغ از مسائلی که در مورد تشکیل اتّحاد خرده مالکان، آقای سرتیپ پور در کتاب خود به آن اشاره نموده اند؛ بعد دیگر قضیه، حفظ حقوق صنفی در قبال تعرّضات بود و مسأله تأمین آب زراعی و توزیع آن در میان شالیکاران و هم چنین بازارفروش و خلاصه اصل زراعی، کاشت، داشت و برداشت مطرح بود از جمله اقدامات مؤثر و مفید این اتحاد عزیمت گروهی به تهران و تحصّن در برابر مجلس شورای ملّی و توقف شش ماهه در مجلس تا تحصیل نتیجه نهائی و تأمین خواسته در مورد استرداد املاکی بود که رضا شاه در دوران سلطنت خود به اجبار غصب یا به ثمن بخس از مالکین مازندران و تنکابن و گیلان شرقی (لاهیجان، لنگرود، رودسر) گرفته بود.

آیت الله اشکوری بدواً به دخالت در املاک و تصرف آن رأی داد. مالکین و خرده مالکین به همین نحو عمل کردند و اراضی و مزارع و املاک از دست داده را تصرّف کرده و از دست عوامل شاه خارج ساختند و بعداً به تحصّن خود تا نتیجه نهائی ادامه دادند. گزارش عوامل دولت در محلّ و انعکاس آن در مجلس، مقاومت مالکین گیلانی بود و دولت به لحاظ وجود بیگانه در کشور و بلاد شمالی، طلب آرامش می کرد. آیت الله در توجیه نظرات و رأی خود اصل غصب و غبن شرعی را در عمل و معامله و فرس (اسب) ماژور شاهی** را در قبال مجلس عنوان کرد و در نتیجه با بررسی های دولت و مجلس طرح قانون واگذاری املاک با صواب دید متحصّنین تهیه و مورد تصویب قرار گرفت. در سال ۱۳۲۹-۳۰ ش. که نهضت ملّی ایران برای کوتاه کردن دست اجانب از کشور و منابع و ذخائر طبیعی آن، آغاز و موضوع ملّی شدن نفت ایران مطرح شد، آیت الله اشکوری به تأیید و همگامی با نهضت پرداخت و با صدور اعلامیه و فتوای دیگر در تجهیز مردم گیلان و محافل فعال همّت گماشت. نظر قاطع و فتوای ایشان بر ملّی نمودن نفت و ذخائر دیگر و طرد اجانب، استوار بود و نقش مؤثری در پشتیبانی عمومی از ملّی شدن این سرمایه مهم کشور داشت.(۲۷)

متن فتوا:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

راجع به ملّی کردن صنعت نفت ایران، فتوا و رأی اینجانب را خواسته بودید، لزوماً اعلام می دارد چون معدن نفت لَوْخُلِّیَ داخلی و طبعه و همچنین سایر معادن مهمه از ذخایر ارضی و غیره جزء عواید مسلمین ایران و اندوخته بیت المال است، اصلح به حال مسلمانان ایران آن است که ملّی شود و منافع آن صرف حفظ نظم و امنیت حدود و ثغور مملکت و ایجاد رفاه و آسایش جهت ملت و رفع فلاکت و ادبار مردم گردد، چه رسد به مسأله «نفت جنوب» بالخصوص که وسیله مداخلات نامشروع و سوء استفاده ها و پایگاه تبلیغات و تصمیمات و عملیات خانمان سوز اجانب در امور کشور و ملت ایران می باشد.

تسلیط بیگانگان و کفار بر اموال و نوامیس مسلمین، حرام و بر تمام مسلمین ایران لازم و واجب و وظیفه ملّی و دینی آنان است که با اهتمام مخصوص برای استفاده حقّ مسلّم و حتمی خود از چنگال اجانب سعی و کوشش نمایند. و برای سعادت ایرانیان و رفع تجاوز و تعدّی و قلع مظالم و اجحافات ستمکاران باید صنعت نفت در سراسر کشور ملّی گردد تا استقلال سیاسی و اقتصادی میسّر و از انحطاط و اضمحلال ایران جلوگیری به عمل آید.(۲۸)

اشکور در سال های ۱۳۲۷ – ۱۳۲۸ ش. که به موجب رأی مجلس مؤسّسان قرار شد ایران دارای کنگره مشورتی باشد و علاوه بر مجلس شورای ملّی، مجلس سنا هم مرکب از علما و بزرگان و دانشمندان و رجال سیاست تشکیل شود، قانون مجلس سنا تصویب و به موقع اجرا گذارده شد. ایالات و ولایات کشور در تکاپوی تعیین سناتورهای شایسته برای اعزام به اوّلین دوره مجلس سنا شدند؛ دولت نیز فضای باز انتخاباتی اعلام و برای سنجش رشد مردم فقط نظارت بر امور داشت. مردم شرق گیلان (حوزه انتخابیه لاهیجان، لنگرود، رودسر و توابع) از فرصت استفاده کردند با اکثریت تام آیت الله حاج سیدحسن اشکوری را انتخاب نمودند و شایستگی و برجستگی و حسّ تدبیر خود را در انتخاب بروز دادند و کاری کردند که سایر ایالات کشور و حتی سایر حوزه های انتخابیه گیلان نکرد. به سال ۱۳۳۲ خورشیدی در دوره دوم نیز مردم این حوزه انتخاب خود را تکرار کردند ولی ایشان شرکت در این مجلس را نپذیرفت.(۲۹)

از منظر دیگران

آیات بزرگوار و اساتید برجسته حوزه علمیه نجف اشرف در طی اجازات اجتهاد به وی، مقام علمی ومنزلت دینی و اجتماعی وی را با عباراتی بسیار مستحکم و ارزشمند و ستودنی، این گونه به رشته تحریر درآورده اند:

سیدابوالحسن اصفهانی:

… و بعد فان جناب العالم الفاضل المهذب الکامل الجلیل النبیل صاحب الفکره القویمه والسلیقه المستقیمه السیدحسن نجل المرحوم حجهالاسلام السید ابوالقاسم الاشکوری اعلی الله مقامه…

آیت الله حاج شیخ شعبان گیلانی:

… فان جناب السیدالجلیل والعالم النبیل والفاضل الکامل صفوه العلماء الاعلام و مصباح الظّلام و ملاذ الاسلام و معدن التقی والسداد و مرکز الهدایه و الرشاد فرع شجره النبوه و ثمره دوحه الامامه مؤیّد الشرع المبین السیدحسن آقا الجیلانی الاشکوری…

آیت الله سیدحسین غروی النجفی الاشکوری (عموی بزرگوار معظم له):

ان العالم و الفاضل الورع الکامل علم الاعلام و صفوه العلماء العاملین العظام ملاذ الاسلام والمسلمین حضره المستطاب السید السند آقا سیدحسن آقا النجفی الاشکوری…

شیخ الواعظین حاج نصرالله لاهوتی اشکوری:

در سال ۱۳۲۴ شمسی به عتبات عالیات مشرّف شدم و برای درک محضر حضرت آیت الله العظمی حاج سیدابوالحسن اصفهانی، مرجع اعظم تقلید، با رخصت قبلی شرفیات حضور گردیدم. در مجلس با عظمت آیت الله که جمعی از علمای عجم و عرب حضور داشتند، آیت الله مرا که مهمانی از اشکور گیلان بودم، در کنار مصطبه (تشک) خویش جای داد و ضمن تفقّد مخصوص از آیت الله سیدحسن اشکوری فرمود:

«ایشان اگر در نجف می ماندند، نوبت به ما نمی رسید!»(۳۰)

شیخ حسن شمس گیلانی:

المولی السیدحسن بن سیدابوالقاسم الاشکوری الجیلانی کان عالماً فاضلاً ادیباً شاعراً؛ آن جناب از برجسته ترین علمای گیلان و از اعاظم اهل فضل و دانش است. امروزه در گیلان به مثل آن جناب در ادبیات و سرودن شعر عربی کسی نیست. ذوق شعری آن جناب بسیار عالی است. مولانا مردی است آزاد و غنی الطبع و خوش فکر و معاش آن از راه فلاحت است؛ به هیچ وجه از ممّر روحانیت ارتزاق ننموده و اشعار عربی و فارسی زیاد گفته است.(۳۱)

تألیفات

آیت الله سیدحسن اشکوری تألیفات فقهی و اصولی و دیوان شعری دارد که برخی از آنان به زیور طبع آراسته شده است. تألیفات ایشان به شرح زیر است:

  1. حاشیه برکفایهالاصول استادش آخوند خراسانی.
  2. منظومه دوره علم اصول، با بیش از دو هزار بیت و در یک صد و پنجاه موضوع که در سلاست و بلاغت و اختصار و انسجام بی نظیر و نزد اهل علم شاهکاری است.
  3. آذرکده؛ دیوان شعری این عالم بزرگوار «آذرکده» نام دارد و تخلّص شعری ایشان «حسینی» است. تمام اشعار این کتاب که بالغ بر ۲۱۳ صفحه است، همه در مدح و مرثیه اهلبیت(ع) می باشد. وی در فارسی اقتدا به هیچ شاعری نکرده و تمام اشعار وی به وجه مُخَمَّس و مُسدّس است که اگر آن را فرهنگ و ادبیات عاشورای حسینی بدانیم، چیزی گزاف نگفته ایم.

این دیوان چندین بار چاپ شده و آخرین بار نیز انتشارات هدایت رشت در ۴۰۰۰ نسخه در سال ۱۳۷۴ ش. چاپ نموده است.

این دیوان به دو صورت عربی و فارسی تهیه و تدوین شده است. درباره فصاحت و لطافت ادبی شعر ایشان، مرحوم حاجی مرتضی کسائی(م ۱۳۵۴ ش) – که علاوه بردانائی و توانائی در سخن و خطابت، از موهبت الهی حُسن صوت برخوردار بود – گفته است: «اینجانب در سال ۱۳۰۸ ش. با چندتن از علمای قم و گیلان از جمله آقا شیخ عباس قمی معروف، صاحب مفاتیح الجنان از راه دریا همراه و همسفر بودیم. به قاعده مرسوم و امکانات زمان ناگزیر می بایست صحاری گرم عربستان را با گردونه های بی سقف و راحله به ویژه در شب طی کرد. من هم با سایر راهیان قافله که اغلب عرب بودند، در گردونه ای سرباز از مکه به منا، که مسافت متنابهی به نظر می رسید، می رفتم برای تسلط به این محفل و رفع خمودی همسفران، مانع را مفقود و مقتضی را موجود دیدم؛ گوشه احرام را به سر کشیده و در گوشه ای از گردونه غنوده با تحریری گیرا و دلچسب قصیده ای عربی از قصائد سروده مولانا سیدحسن اشکوری را در مدح حضرت ختمی مرتبت پیغمبر(ص) با صوتی جلی و رثا شروع به خواندن کردم. در طول مدت، نفس ها در سینه ساکت بود و صدا از کسی بلند نمی شد مگر در مواقعی که تجدید نَفَس ضرورت داشت؛ بانگ احسنت احسنت اعراب در فضا طنین انداز می شد و سکوت را می شکست. پس از ختم قصیده، حضّار با پی جوئی و تفحّص خاص پرسش می کردند: این قصیده غرّا از کدام شاعر برجسته عرب است و خواننده آن از کدام کشور عربی است؟ موقعی که توضیح می دادم سروده، از ادیبی است عجمی و خواننده آن عجم، باور نمی کردند که عجمی بدین سلاست و بلاغت و شیوائی شعر عربی بسراید…(۳۲)

رحلت

آیت الله حاج سیدحسن معصومی اشکوری قریب به ۸۰ سال در این جهان زندگی کرد و عمرش را صرف خدمت به اسلام و مسلمین و همیاری به همنوعان خصوصاً محرومان و مبارزه با اجانب و بیگانگان، نمود. سرانجام در طی مدت یک دوره بیماری در سال ۱۳۷۴ ق. (۱۳۳۴ ش.) در رشت دار فانی را وداع گفت و با تشییع از سوی اقشار گوناگون آن سامان، پیکر پاکش به قم منتقل و با حضور کم نظیر علما و روحانیان در جوار حرم حضرت معصومه(س)، بالاسر حرم (مقبرهالعلماء) مدفون گردید.

مجالس ترحیم و با شکوهی در نجف اشرف، قم و خصوصاً در گیلان برای آن مرحوم منعقد گردید. عاش سعیداً و مات سعیداً

تذکّر:
پسر عموی این بزرگوار نیز آیت الله سیدحسن حسینی اشکوری نام داشت. (حدود ۱۲۹۵ – ۱۳۶۷ ق) و او نیز از شاگردان میرزای رشتی و آخوند خراسانی و… بود و با وی تشابه اسمی داشته است. وی در سال ۱۳۶۷ ق. در نجف اشرف رحلت کرد و در همان سرزمین پاک مدفون شد.(۳۳)

——————————

پی نوشت ها:

۱ – دیوان آذرکده، آیت الله سیدحسن اشکوری، ص ۱۵، چاپ هدایت، رشت، سال ۱۳۷۴ ش .
۲ – مقدمه کتاب ارزنده «دوچوب و یک سنگ» آیت الله آقا سید محمدتقی معصومی اشکوری، ص ۱۱ و ۱۲؛ به اهتمام جعفر سعیدی در سال ۱۳۷۴ ش در نشر سایه چاپ گردیده است .
۳ – گذری به اشکور و نظری به اشکوری، سیدابوالقاسم اشکوری فرزند معظم له، ص ۲ و ۳ .
۴ – پیام حوزه، نشریه شورای عالی حوزه علمیه قم، ش ۱۹، ص ۱۲۰ .
۵ – شرح حال رجال ایران، مهدی بامداد، ج ۶، ص ۲۹۱ .
۶ – کلمه «پیله فقیه» به زبان گیلکی به معنای فقیه بزرگ، پدر بزرگوار قطب الدین محمد که منصب شیخ الاسلامی لاهیجان را به عهده داشته است رک: پیشینه تاریخی – فرهنگی لاهیجان و بزرگان آن، نقل از خاتمه «محبوب القلوب»، به قلم آن مرحوم .
۷ – ریحانهالادب، محمدعلی مدرس تبریزی، ج ۴، ص ۴۷۵؛ لغت نامه دهخدا، ج ۳، ص ۳۵۱؛ مقدمه تفسیر شریف لاهیجی، محدّث ارموی، ص ۵؛ طبقات اعلام الشیعه، قرن ۱۲، ص ۶۹۸؛ اعیان الشیعه، ج ۹، ص ۴۳۱ .
۸ – گذری به اشکور و نظری به اشکوری، ص ۲۰۸ .
۹ – تراجم الرجال، سیداحمد حسینی اشکوری، ص ۱۶۰؛ بزرگان تنکابن، محمد سمامی حائری، ص ۲۰۶ .
۱۰ – اماکن مذهبی و بقاع متبرکه شهرستان رودسر، اصغر علیزاده رودسری وی نام بیش از ۵۰ نفر از سادات و علمای معصومی اشکوری را در کتابش آورده است .
۱۱ – اسامی مذکور در مقدمه دیوان آذرکده آمده است .
۱۲ و ۱۳ – اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۴۱۶؛ ریحانهالادب، ج ۱، ص ۱۳۵؛ الذریعه، ج ۳، ص ۱۳۳ .
آیت الله سیدمحمود مرعشی، پدر آیت الله العظمی نجفی مرعشی، از شاگردان معظم له به شمار می رود .
۱۴ – احسن الودیعه، ج ۲، ص ۱۳۱؛ اعیان الشیعه، ج ۵، ص ۴۵۸ .
۱۵ – اعلام العراق الحدیث، ج ۱، ص ۵۷؛ معجم رجال الفکر و الأدب فی النجف، ص ۳۳ .
۱۶ – مقدمه «دوچوب و یک سنگ»، به قلم جعفر سعیدی «دوچوب و یک سنگ» یعنی دو چوب که به طور عمودی گذارده شود، این طور می شود«۱۱» و یک سنگ بغل آن آید، این طور می شود «۱۱۰» مطابق با نام مقدس حضرت علی (ع) ولی برخی از آیات همانند آقای بهجت و مجتهد سیستانی که به اسرار مگوی این کتاب به خوبی واقف هستند، فرمودند: این نام (دو چوب و یک سنگ) نمادی از مطلب دیگری است که مأذون به بیان آن نمی باشیم رک: تقریظ آیت الله سیدمحمد مهدی مرتضوی لنگرودی برکتاب دو چوب و یک سنگ، ص ۸؛ برای آگاهی بیشتر از این کتاب و مؤلف عارف آن می توانید به آثار ذیل رجوع نمایید:.
الف) مکتب تفکیک، محمدرضا حکیمی، ص ۱۶۶، چاپ مرکز بررسی های اسلامی، قم .
ب) دروس هیئت و ریاضی، علامه حسن زاده آملی، ج ۲، ص ۷۹۳ و ۷۹۴ .
ج) هزار و یک نکته، علامه حسن زاده آملی، نکته ۶۷۶ .
۱۷ – شرح حال آیت الله سیدحسن معصومی اشکوری در منابع ذیل آمده است:.
ریحانهالادب، ج ۱، ص ۷۹؛ تاریخ علما و شعرای گیلان، ص ۱۲۲؛ نامها و نامداران گیلان، جهانگیر سرتیپ پور، ص ۱۵؛ لغت نامه دهخدا، فصل اول، ص ۲۶۸۵؛ کتاب بعیهالطالب فی حاشیهالمکاسب، چاپ اول، ج ۱، ص ۱؛ روزنامه گیلان ما، اسفند سال ۱۳۲۹ ش شماره ۶۵؛ زندگی نامه، حجهالاسلام حاج سیدابوالقاسم عدنانی بلخی ،مدرس حوزه علمیه مشهد، روزنامه سایبان، رشت، ۱۳۴۴ ش، از شماره ۹۳۷۴ الی ۹۳۷۷ و .
۱۸ – دیوان آذرکده، ص ۲۰ .
۱۹ – همان، ص ۲۲ .
۲۰ – آیت الله حاج سیدمحمود مجتهد روحانی – از شاگردان صاحب جواهر و شیخ انصاری و از علمای طراز اول گیلان و اعلم علمای رشت و دارای مرجعیّت و ریاست شرعیه در آن سامان – چهره ای فقیه، اصولی، مبارز متقی بود که شرح خدمات و مبارزات معظم له در خطّه گیلان به صورت مفصّل در کتب ذیل آمده است:.
تاریخ علما و شعرای گیلان، ص ۱۱۸؛ تاریخ گیلان، عبدالفتاح فومنی، ص ۶۱، مشروطه در گیلان، ه’ – ل رابینو در صفحات مختلف به همراه عالم ربانی حاج سید محمود خُمامی آمده است؛ گیلان در جنبش مشروطیت، ابراهیم فخرائی، ص ۱۰۰ و ۱۳۵؛ آذر کده، ص ۳۱ .
۲۱ – نامها و نامداران گیلان، ص ۱۵ .
۲۲ – دیوان آذرکده، ص ۳۱ .
* آیت الله حاج سیّد احمد محدّث اشکوری .
۲۳ – دهی در جوار رحیم آباد شهرستان رودسر که آیت الله اشکوری منزل مسکونی داشته و اوقات فراغت را در آنجا می گذرانده است که این منزل هنوز باقی است .
۲۴ – دیوان آذرکده، ص ۳۴ .
۲۵ – همان، ص ۳۵ .
۲۶ – نامها و نامداران گیلان، ص ۱۵ .
* * فرس ماژور شاهی .
۲۷ – آئینه در آفتاب، نوشته فرزند بزرگوارش سیدابوالقاسم معصومی اشکوری، ص ۳۶ .
۲۸ – همان، ص ۳۷ .
۲۹ – همان، ص ۳۸ .
۳۰ – دیوان آذرکده، ص ۴۲ .
۳۱ – تاریخ علما و شعرای گیلان، ص ۱۱۸ .
۳۲ – آذرکده، ص ۳۳ .
۳۳ – تراجم الرجال، سیداحمدحسینی اشکوری، ص ۲۵۷ .

.

.

منبع: ستارگان حرم، ج۱۵، گروهی از نویسندگان ماهنامه کوثر، زائر، قم، اول، ۱۳۸۲، ص۵۵-۷۹٫

امکان نظر دادن برای این مطلب بسته شده است.