مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
یکشنبه 14 آذر 1395 - Sunday 4 Dec 2016
محتوا
زندگینامه آیت الله شیخ یوسف نجفی جیلانی

زندگینامه آیت الله شیخ یوسف نجفی جیلانی

محمدتقی ادهم نژاد
آیه الله حاج یوسف نجفی جیلانی در سال ۱۲۴۵ش در نجف اشرف و در میان خانواده ای متدین و روحانی دیده به جهان گشود. پدرش ملامحمد گیلانی از روحانیون گیلانی ساکن در نجف اشرف بود. در میان تألیفات متعدد این عالم مبارز، کتاب «طومار عفت» دارای شهرت بسزایی است.

چهارشنبه 25 اسفند 1389 - 21:21

محمدتقی ادهم نژاد

 

فومن

شهر فومن در ۱۶ کیلومتری غرب رشت، به علت وجود مجسمه های فراوان و زیبای سنگی، به شهر مجسمه های سنگی شهرت دارد و علاوه بر آن دارای مواهب طبیعی فراوان و نعمت های خدادادی کم نظیری مانند رودخانه های متعدد، جنگل های انبوه و ییلاق های خوش آب و هوابا مناظر زیباست.[۱] از این سامان، عالمان و فقیهان بی شماری برخاسته اند که برخی از آنان همانند میرزا ابوالقاسم بن ملاحسن گیلانی فومنی مشهور به میرزای قمی،یا صاحب قوانین (متوفای ۱۲۳۱ق)، سید محمدباقر شفتی فومنی گیلانی (متوفای ۱۲۶۰ق)، عالم مبارز شیخ محمدجواد فومنی حائری و فقیه عصر ما حضرت آیه الله بهجت[۲] از عالمان متقی و مشهور و مبارز آن دیارند.

یکی از عالمان مبارز، شجاع و بابصیرت دوران معاصر که از این دیار عالم پرور برخاسته، آیه الله حاج شیخ یوسف جیلانی، مولف کتاب ارزشمند «طومار عفت» است. وی شخصیت برجسته و مبارزی است که در مقاطع مختلف به خصوص در دوران خفقان رضاخانی با قیام شجاعانه خود به ستیز با دشمن پرداخت.

در افق نجف

مرحوم آیه الله حاج یوسف نجفی جیلانی[۳] در سال ۱۲۹۱ق. مطابق با ۱۲۴۵ش. در نجف اشرف و جوار مرقد ملکوتی مولی المولی حضرت علی (علیه السلام) و در میان خانواده ای متدین و روحانی دیده به جهان گشود. پدرش ملامحمد گیلانی از روحانیون گیلانی ساکن در نجف اشرف و شاگردان مرحوم شیخ انصاری و میرزا حبیب الله رشتی وسایر بزرگان حوزه نجف بود. جدش میرزا یوسف فومنی گیلانی نیز از عالمان معروف غرب گیلان و شاگردان مرحوم صاحب جواهر و شیخ انصاری بوده است.

تحصیل و استادان

آیه الله جیلانی پس از پشت سرگذاشتن دوران کودکی، با تربیت پدر والامقامش به فراگیری قرآن وادبیات علوم اسلامی همت گماشت و نزد پدر بزرگوارش که اولین استاد و مربی او نیز به شمار می رود، اقدام به فراگیری مقدمات علوم اسلامی نمود. پس از آن دروس سطوح را نزد برخی از اعلام و بزرگان آن روزگار نجف به خوبی به اتمام رسانید. مهمترین استادان دوران سطح وی در حوزه نجف اشرف عبارتند از آیات:

۱-    میرزا محمدعلی مدرس چهاردهی گیلانی؛

۲-    حاج شیخ شعبان دیوشلی گیلانی؛

۳-    حاج شیخ عبدالحسین رشتی، که وی را عالمی بزرگ و فقیهی جلیل و فیلسوفی ماهر دانسته اند.

آیه الله جیلانی پس از اتمام سطوح علوم اسلامی زمان کوتاهی در سامّرا در درس آیه الله رشتی (متوفای ۱۳۱۲ق.) حاضر گردید و برای مدت کوتاهی از محضر درس این دو استاد عالم پرور بهره مند گشت. عمده ترین استادان وی در نجف اشرف عبارتند از آیات:

۱-    آخوند خراسانی؛

۲-    شیخ محمدحسن مامقامی؛

۳-    شیخ فتح الله شریعت اصفهانی (شیخ الشریعه اصفهانی)؛

۴-    ملا عبدالله مازندرانی؛

۵-    شیخ شعبان دیوشلی گیلانی؛

۶-    سید محمدکاظم یزدی (صاحب عروه الوثقی)

آیه الله جیلانی چهل سال در نجف اشرف مشغول تحصیل، تدریس و کسب فیض و کمالات بود و موفق گردید از اعلام مذکور، اجازات کم نظیری در اجتهاد دریافت نماید. وی در سال ۱۳۳۱ق. به ایران بازگشت و خطه گیلان، زادگاه پدری را برای سکونت انتخاب نمود. وی در رشت اقامت گزید و به ارشاد و هدایت مردم و تألیف و تدریس پرداخت. [ او قسمتی از زمین محل زندگی اش را در محله «کرف آباد» به مسجد اختصاص داد و در آن به احداث مسجد پرداخت. کار احداث این مسجد در سال ۱۲۷۳ ش به پایان رسید. این مسجد یک قرن به نام «تازه مسجد» شهرت داشت. اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به نام «مسجد آیت الله جیلانی» تغییر نام یافت. او تا پایان عمر امام جماعت این مسجد بود. بعد او نیز پسر بزرگش تا پایان عمر امامت این مسجد را بر عهده داشت.[۴] ]

تألیفات

آیه الله جیلانی از عالمان محقق و نویسندگان توانا به شمار می رود. او علاقه وافری به تحقیق و تألیف در موضوعات دینی و اسلامی از خود نشان می داد و به امر عفت عمومی و آداب شرعی توجه خاصی داشت. این عالم پرتلاش و نویسنده چیره دست و پرکار، در طول سال های متمادی سکونت خویش در گیلان، دائماَ در مقام پژوهش و تألیف بود. از آن جا که وی کتابخانه ای مجهز و غنی داشت و به زبان و متون عربی مسلط بود. باسلیقه و حوصله فوق العاده، موفق گردید بالغ بر سی و هفت جلد کتاب و رساله[۵] را به زبان های عربی و فارسی از خود به یادگار بگذارد و اغلب این آثار را در زمان حیات خویش منتشر سازد. [اینک به بررسی مهم ترین کتاب ایشان می پردازیم.]

طومار عفاف

در میان تألیفات متعدد این عالم مبارز، کتاب «طومار عفت»  دارای شهرت بسزایی است و شاید مشهورترین ومعروف ترین اثر ماندگار آن بزرگوار است که وی با رنج و مشقت فراوان به تألیف آن پرداخت. او در چاپ و انتشار این کتاب نیز نقشی فراوان به تألیفات آن پرداخت. او در چاپ و انتشار این کتاب نیز نقش اساسی ایفا نمود و نیز به خاطر تألیف چنین کتابی در عصر حیات آن بزرگوار که ارتباطات و رسانه های گوناگون تبلیغی دنیا همانند امروز نبود، خود بیشتر به معجزه و کرامت شباهت دارد. این کتاب دو جلدی که متأسفانه جلد دوم آن هرگز به چاپ نرسید، حاوی اطلاعات دینی، اجتماعی، سیاسی و انتقادی گستره ای است که به طور اختصار برخی از ویژگی های آن را متذکر می شویم.

ویژگی های سیاسی و علمی

۱٫ ویژگی سیاسی

تألیف این اثر در زمان رضاخان و حکومت ظالمانه وی صورت پذیرفته است. چاپ و نشر چنین اثری که صراحتاً، با هدف تبلیغ برضد برنامه های ضد دینی حکومت وی به شمار می رفت، نشان دهنده شجاعت، شهامت و تعصب دینی مؤلف است.

در عصری که ترویج بی حجابی توسط ایادی استعمار در ایران در سرلوحه امور قرار داشت و بسیاری از زنان و دختران مسلمان و متعهد این سرزمین در خانه ها محبوس بودند، مرحوم آیه الله جیلانی با همت بلند و بینش عمیق و اطلاعات گسترده دینی و اجتماعی اقدام به تألیف این کتاب نمود. بدین جهت مجرم شناخته شد و توسط عامل رضاخان در گیلان (ژنرال فضل الله زاهدی) دستگیر و زندانی و محکوم به شلاق گردید. این عامل مزدور پس از تراشیدن ریش آیه الله جیلانی، او را به طرز بی شرمانه ای در یکی از روستاهای فاقد امکانات آن روز، یعنی ماسوله تبعید کرد. ایشان با تحمل محدودیت ها و رنج های فروانی این دوران  را سپری نمود.[۶]

ناگفته نماند که این مجاهد نستوه علاوه بر تألیف این کتاب، عملاً در منابر و مجامع با خطابه های آتشین خود، عوامل و ایادی جنایتکار استعمار، به ویژه رضاخان را مورد حمله شدید خویش قرار می داد و مردم آن سامان را به قیام در برابر اقدامات ضددینی و اسلامی حاکم ظالم، دعوت می نمود.

۲٫ ویژگی علمی

محتوای این کتاب نشان می دهد که مؤلف مجاهد آن دارای تحقیقات عمیق و گسترده ای بوده؛ چرا که موضوعات آن فقط به تفسیر قرآن و روایات و سنن اسلامی اختصاص داده نشده؛ بلکه مؤلف، مسأله حجاب را در بعد جهانی بررسی و آن را از دیدگاه سایر ادیان الهی و مادی جهان ارزیابی کرده است. وی با استناد به نظریات دانشمندان غربی و شرقی و مطالعه و استخراج منابع علمی آنان در بعد حجاب و حریم زنان، اثبات کرده که در جهان به رغم تبلیغات مغرضانه و ظالمانه، قوانین و معیارهایی درباره بانوان و حفظ کرامت و شخصیت آنان وجود داشته و اسلام قوانین کامل تری را برای زنان وضع نموده است.

صفحه اول کتاب با این رباعی آغاز شده است:

ارکان فلک، فتاده از چشم ملوک                 رذلان همه حاکمند در شهر و بلوک

گفتم به فلک که: رذل پرور شده ای؟           خندید که «النّاس علی دین ملوک»

آنگاه مؤلف به بررسی مقام و منزلت زن در ادوار گذشته در کشورهای یونان، فرانسه، هند، چین، اعراب و… پرداخته و دیدگاه های مختلفی را در مقایسه زنان و مردان در برخی از موضوعات مانند هویت و صفات زنان، حقوق آنان و مقایسه آن با حقوق مردان، ارث و فلسفه تعیین نصف ارث برای زن در اسلام، شهادت زنان، تعدد زوجات، حجاب و فواید و آثار اجتماعی و طبیعی آن ابراز داشته است.

بسیاری از موضوعات آن که شاید شبهات ذهنی افراد تحصیل کرده جامعه کنونی است، به تفصیل بیان گردیده است.مؤلف دیدگاه راستین اسلام و سایر ادیان و مکاتب را بررسی کرده، به طور عالمانه و محققانه حق مطالب را ادا نموده است. برای نمونه فقط به چند نکته از این کتاب ارزشمند بسنده می شود:

  1. ۱٫ نکته اول

مؤلف ضمن برشمردن حقوق زنان در اسلام می نویسد: «علم و عقل و جمیع علمای بشر و بزرگ ترین فیلسوفان اروپا اعتراف و اذعان به منصوصات شرعیه اسلامیه می نمایند و می گویند: اقتدا به مقرراتی که از تعلیمات مقدس اسلامی است می کنیم تا در پیشگاه خالق و خلق از ملامت نجات یابیم. کسانی که اسلام را عاملی از عوامل انحطاط و قهقره می دانند، این از روی جهل به نظامات و احکام اسلام است و اعتراضاتشان برای کاستن دیانت است. اگر منصفین به یک نظر دقت به احکام مقدس اسلام نگاه کنند، تصدیق خواهند نمود که دین اسلام برای رفاهیت عموم و آسایش جمیع و تسهیل زندگانی نوع بشر تا چه اندازه پیش بینی کرده و در حدود عدل و آزادی و رفع ظلم را ملاحظه فرموده است و … پس آنانی که امروزه به اسم زنان چیزهایی را که منافی وظیفه ایشان است درخواست می کنند. نه فقط در افساد خصایص زنان می کوشند بلکه ایشان را از حظوظ اسلامیت بی بهره می نمایند.»

  1. ۲٫ نکته دوم

مولف ضمن تشریح فلسفه و ضرورت حجاب پس از پنجاه صفحه می نویسد:

«بیست سال پیش از امروز می گفتند: زمان استبداد است. متدینین از امر به معروف و نهی منکر خودداری کنند؛ یعنی ظلّام (ستمکاران) مانع از پیشرفت اسلامیت اند. اولیای امور و زمامداران علاقه ای به دیانت نداند. علاوه بر شهرت پرستی جامعه را هم هرزه و ولگرد کرده اند. اگر مشروطه شود، جماعتی از علما و اعیان و تجار و اخیار کاردان که علاقه مند به اسلامند در مجلسی جمع می شوند، معروف را معروف و منکر را منکر خواهند دانست و ناموس مملکت را حائز خواهند شد. زانی و زانیه را حدّ و فواحش مرتفع خواهد گردید ان شاءالله. مردم بیست سال پیش، امروز زنده نیستند که وضعیات کنونی را به چشم ببینند و الّا صد رحمت به اولی ها می فرستند. مَثَلی است معروف که گفته اند: اخواک ملعون و انت ملعون ابن ملعون.»[۷]

  1. ۳٫ مؤلف محترم در ضمن جواب جالب و مفصلی به مقاله روزنامه حبل المتین با عنوان «مدارس قدیمه را باید بست» داده، می نویسد:

«… اگر آخوندها در ادای وظایف خود قصوری کرده و نتوانسته در رفع مصایب و سیاه روزگاری هموطنان خود مساعی جمیله به کار برند، به واسطه این است که همیشه در گلستان ایران، خارهای مغیلانی نظیر شماها (نویسنده مقاله مذکور) روییده و مانع از فداکاری و جانبازی آنان شده است. و… در این مملکت ویرانه هنوز چهارباب مدارس صحیح را دارا نیستیم. هنوز ده نفر معلم تحصیل کرده جامع الشرایطی نداریم، هنوز دیپلمه های دارالفنون و یا دارالجنون ایران بدون امتحان در مدارس ثانویه ممالک خارجه پذیرفته نمی شوند. اینها چه قضایایی است؟ آیا می توانید منکر شده باز هم آخوند را مسئول قلمداد کنید. در حالی که در بحران هایی که وزارت معارف ایران به آن دچار می شده همیشه تدبیر و کاردانی معلمین که دو ثلث آنها را همین آخوندهای بدبخت تشکیل داده اند از انحلال قطعی نجات داده است؟

اگر امروز همین آخوندها از بین بروند و مدارس قدیمیه را نیز تعطیل نمایند، تکلیف معارف نیمه جان و مدارس جدیده ایران چه خواهد بود؟ آیا فارغ التحصیل های ممالک خارجه ازقبیل آلمان، فرانسه، انگلستان هم حاضر می شوند وظیفه مقدس معلمی را به دوش کشیده جای آخوندهای بی سواد را اشغال نمایند؟ با کمال شرمساری خیر! پس غرض شما از این نگارشات چیست؟ شما دشمن سعادت ایران هستند، شما خار راه ترقی و مانع پیشرفت و ترقیات ایران می باشید… .»[۸]

این کتاب درباره اوصاف دینی زنان، جواب قاطعانه و دندان شکنی به ایادی و عوامل استکبار یعنی رضاخان و حامیان استعماری او داده است. کنایات و تعریضات فراوانی درپایان هرموضوعی باتوجه به اوضاع آن عصر برضد رضاشاه و ایادی او به طرز ماهرانه ای به چشم می خورد. بادقت در متن و پاورقی های این کتاب، اسامی مجلات، روزنامه ها و کتاب های متعدد باذکر شماره صفحات و تاریخ انتشار که تقریباً متعلق به هشتاد سال پیش است و دسترسی این عالم بزرگوار به آن منابع و اطلاعات و احاطه گسترده علمی وی برموضوع، تحسین خواننده را برمی انگیزد.

این اثر در سال ۱۳۰۶ش. در رشت به چاپ رسید. چون دولت وقت، آن را جمع آوری نمود، نایاب گردید؛ ولی در سال ۱۳۳۴ش. به همت عالمان گیلانی مقیم حوزه علمیه قم؛ به ویژه حجج اسلام: حاج شیخ محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ و حاج شیخ ابراهیم رضایی راد لنگرودی مجدداً چاپ شد. سپس سال ها پس از رحلت مؤلف و در نظام مقدس جمهوری اسلامی در سال ۱۳۷۲ش. تجدید چاپ شد.

دانشمند محترم و واعظ شهیر آقای محمدمهدی تاج لنگرودی می گوید:

«من زمان حیات آیه الله جیلانی را دیده بودم. او برادری داشت که در لاهیجان فوت کرده بود و من او را در لاهیجان زیارت کرده بودم. تا در سال ۱۳۴۴ش. که چاپ دوم کتاب طومار عفت در قم انجام می شد علمای گیلانی مسئولیت چاپ و غلط گیری آن را به من محول کرده بودند و من هم بادقت زیادی در مقام تصحیح اوراق مربوطه برآمدم. چندی نگذشت که مرحوم مؤلف را در عالم رؤیا دیدم و پس از تعارف های معمولی گفتند:

خسته نباشید. از غلط گیری و تصحیح شما که نسبت به کتاب طومار عفت انجام دادید متشکرم. آنگاه پیشانی مرا بوسیدند.»[۹]

حاج حسن جیلانی قاضی بازنشسته، فرزند ایشان می نویسد:

«به نظر این جانب که در دوران طلبگی خدمت والد معظم بودم، نامبرده در این کتاب عقیده قلبی خود را برروی کاغذ آورده و چون از دل برآمده، لاجرم بر دل نشسته است. او خود نیز اول عامل نسبت به حکم حجاب بوده، به نحوی که قریب هفت سال عائله وی از خانه خارج نشده بود.»[۱۰]

شیوه اشعار و سروده ها

آیه الله جیلانی اشعار بسیار زیبایی به فارسی و عربی سروده و تخلّص وی در شعر «فانی» بوده است. اشعار مذهبی وی بیشتر درباره اهل بیت علیه السلام به ویژه نسبت به ساحت مقدس سیدالشهدا علیه السلام است. نیز در اشعار سیاسی خود، اوضاع کشور را سخت مورد انتقاد قرار می دهد و به همین خاطر مدتی از عمرش را در زندان سپری می کند. دیوانش در سال ۱۳۶۳ش. به طبع رسید. مؤلف در مقدمه این اثر به تحلیل شعر از دیدگاه قرآن و اسلام می پردازد و با نقل اقوال عالمان فقه و صاحبان تفسیر و کتب معتبر و آرای دانشمندان اسلام شناس بیگانه، به آیات قرآن مجید و احادیث شریف استناد می نماید و نیز روایاتی را به تناسب مقام نقل می کند. او اشعارش را در قالب های قصیده، غزل، مخمّس، قطعه، رباعی و دوبیتی سروده و اشعار عربی اش سلیس و روان است.

نمونه ای از نظم آن عالم و سخنور را که درباره «فلسفه» شهادت امام حسین علیه السلام سروده، می خوانید است:

باز مستم از می عذب الزّلال                         تا چشیدم باده سِحر الحلال

مست اگر باشور و با سوداستی                     کشف هر سرّی از او پیداستی

ها! منم در حین مستی هوشیار                       نیست اندر سرّ من جز عشق یار

لاجَرَم آمد برم یار عزیز                               چون مرا پنداشتی اهل تمیز

یعنی آن نظم غلامی را چو من                     دیدم و گفتم به پاسخ این سخن

بَه بَه از این گفته های پُربها                          بَخ بَخ از این سفته های درّها

تا گرامی نامه آورد آن بشیر                        گشته روشن چشم این یعقوب پیر

چون بخواندم داد آن مضمون او                 جان به یوسف پیرو و مفتون او…

یعنی اسرار شهادت را بیان                          سازم و عنوان نمایم سرّ آن

سرّ این مطلب نباشد سرسری                     تا کنم تشریح و در آرَم سری

مختصر گویم برایت ای ادیب!                   چون مطوّل نیست مطلوب لبیب

نهی «لاتلقوا بایدکم» دراو                         امرهایی هست نازک تر زمو

هر عمومی را بوَد تخصیص ژرف              بر اصولی، سرّ این معنی است کشف

تهلکه نَبوَد بر حق خواه، خاص                  فلسفه خواهی بجو، هان از خواص…[۱۱]

مبارزات

ایه الله جیلانی باتوجه به رسالت دینی و شغل شریف روحانیت، سکوت و سازش با مخالفان دین اسلام را خیانت می دانست، و مبارزه و جهاد در راه اعتلای اسلام را واجب  و لازم می شمرد. وی از زمانی که رضاخان مقدمات دیکتاتوری خویش را فراهم می آورد، تا سال ۱۳۲۷ش. به طور مستقیم و غیرمستقیم با آن دیکتاتور قلدر و پسرش محمدرضا درگیر بود. او در مقابل اقدامات رضاخانی، در خصوص کشف حجاب، مسأله اتحاد شکل و گذاشتن کلاه پهلوی (شاپو) و در بند افکندن و تبعید برخی روحانیان روشنفکر و متعهد همانند سایر روحانیان متعهد و مبارز، با بیان و قلم در مقام دفاع از حریم اسلام برآمد. او همراه دوست دانشمندش ایه الله حاج شیخ محمدباقر رسولی، باشجاعت و شهامت کامل در مجامع عمومی برضد رضاخان و ایادی او در گیلان سخن گفت، و به دنبال سخنرانی ها و امربه معروف و نهی از منکرها تبعید و زندانی شد.

ایه الله احسان بخش در این باره می نویسد:

شیخ یوسف جیلانی عالمی عامل و فاضل و محقق و نویسنده ای توانا و مجاهدی نترس بود. وی در تألیف کتاب «طومار عفت» دچار مشکلات شد و چون در آن زمان ژنرال زاهدی معروف در عصر رضاخان، استاندار گیلان بود و حکومت از برچیدن حجاب طرفداری می کرد، ایشان و مرحوم شیخ محمدباقر رسولی از مخالفین رضاشاه با بی پروایی بعضی از مظالم رضاخان و استاندارش را در گیلان آن روز می گفتند.

به دستور زاهدی این دو عالم وارسته و مبارز را دستگیر و ریش هردو را تراشیدند و به ماسوله تبعید کردند. در آن جا زندانی شدند و شکنجه ها واهانت های فراوانی را در حق آنان روا داشتند که تراشیدن ریش و شلاق را می توان کمترین آنها به شمار آورد. به هرحال آن دو سخت دربرابر رژیم سفاک پهلوی مقاومت نمودند.»[۱۲]

حجه الاسلام حاج شیخ محمد مهدی تاج لنگرودی واعظ درباره ایه الله جیلانی می نویسد:

«بی حجابی، بلایی بود که رضاخان بنیانگذار و معمار آن بود و چون بی حجابی زن ها یک امر اجباری و الزامی بود لذا بسیاری از زنان و دختران متعهد در حریم منزل خود محبوس و زندانی بودند و از درون منزل به بیرون قدم نگذاشتند. زیرا مأمورین دولت مستبد آن زمان چادر از سر زن ها برمی داشتند و پاره می کردند و اگر زنی از خود و حجابش دفاع می کرد او را به نظمیه «شهربانی» می بردند و شکنجه می دادند. مسأله بی حیایی و بی بند و باری در حدی بود که بعضی ها مقید بودند پسران خود را هم از رفتن به خارج خانه منع کنند.»

استاد بزرگوار ما حضرت ایه الله آقای شیخ محمد لاکانی[۱۳] در جلسات تدریس مکاسب در قم به مناسبتی می فرمود: « مرحوم والدم آیه الله حاج شیخ مهدی لاکانی پسرهای خود را هم از خروج منزل منع می کرد.زیرا جوّ حکومت رضاشاه طوری بود که زن و مرد، دختر و پسر، همه در خطر بودند.»

در چنین شرایطی بعضی از علما همانند آیه الله جیلانی که فارغ التحصیل حوزه علمیه نجف و ساکن رشت بود، بدون هرگونه خوف و ترس به مبارزه برخاستند. به هرنحو ممکن مردم را توجیه کردند و برنامه های قرآن و عترت را به مردم گوشزد نمودند و در ضمن دچار انواع گرفتاری ها و شکنجه ها شدند و هیچ گونه سستی و رخوت از خود نشان ندادند و پیوسته پیگیر مبارزه بودند.

آن مرحوم گرچه اهل منبر نبود ولی به هرطریق ممکن در سخنرانی های خود جنایات رضاشاه را افشا کرد و وظیفه مردم را نیز بیان فرمود و از طریق قلم و تألیف کتاب طومار عفت که در نوع خود بی نظیر است و در ادعای خودم گزاف گویی نکردم، زیرا اکثر اوقات عمرم در مطالعه و نوشتن می گذرد و من تاکنون کتابی این گونه جامع و دلنشین در رابطه با حجاب ندیدم. گرچه گفته اند: عدم الوجدان لا یدلُّ علی عدم الوجود.

آن مرحوم تنها به نوشتن این کتاب اکتفا نکرد بکه به چاپ آن مبادرت ورزید. در حالی که چاپ کتاب در آن روزگار مشکلات زیادی به همراه داشت. بعد از چاپ، توزیع آن را نیز به عهده گرفت و علی رغم همه ممنوعیت ها آنها را به شهرها فرستاد و آنچه لازمه رساندن و ابلاغ بود انجام داد. ولی دستگاه حاکم به جمع آوری کتاب نامبرده پرداختند و مؤلف کتاب را دستگیر و زندانی نموده و شکنجه اش دادند. یکی از شکنجه ها این بود: ریش آیه الله را که در راه تحصیل علوم آل محمد و ترویج احکام و حقایق اسلامی سفید کرده بود تراشیدند و بعد از مدتی او را آزاد کردند.

رضاخان در شهریور ۱۳۲۰ش. از این کشور متواری شد و یک روز هم در جزیره موریس مرد، ولی آیه الله جیلانی عزت بیشتری پیدا کرد. شایان ذکر است که عائله مرحوم آیه الله جیلانی برای حفظ حجاب مدت هفت سال از خانه خارج نشدند و این هم بدان جهت بود که می باید با ستم شاهی مبارزه کنند اگرچه در منزل زندانی شوند.»[۱۴]

عالم ژرفنگر

آیه الله جیلانی از آن جا که از صفای باطن و دیدگان بابصیرتی برخوردار بود، همواره از آینده انقلاب اسلامی و نابودی حکومت ظالمانه، تاج لنگرودی در این باره به نقل از فرزند ایشان می نویسد:

«حجه الاسلام آقای حسن جیلانی یادگار آیه الله حاج شیخ یوسف جیلانی می فرمود: مرحوم پدرم دیوانی دارد که در آخر آن آورده که روزی یکی از هم لباسی های ما (یک فرد روحانی) می آید و انتقام ما را از خاندان جبار پهلوی می گیرد و مکرر به فرزندان خود و خانواده اش می گفت: به انتظار آن روز باشید.»[۱۵]

آری، پانزده سال پس از وفات آن بزرگوار، به تدریج، آوای انقلاب به رهبریت امام خمینی طنین انداز شد. خفته ها بیدار شدند و بیدارها به جوش و خروش درآمدند. درست سی سال پس از ارتحال آن عالم ربانی، انقلاب پیروز شد و صاحبان ایمان، قدرت دیگری یافتند و چنان شد که از خاندان پهلوی، اثری در این کشور باقی نماند.

همسر وفادار

روز ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ش که همه پرسی آغاز گردید و مردم به جمهوری اسلامی رأی مثبت می دادند، همسر مکرمه مرحوم حاج شیخ یوسف جیلانی در قید حیات بود و حدود نود سال از عمرش می گذشت. وی به فرزندان خود دستور داد: به هر نحو ممکن مرا پای صندوق رأی ببرید تا به شکرانه تحقق یافتن سخنان همسرم مرحوم آیه الله جیلانی به جمهوری اسلامی رأی بدهم. دستورش به اجرا درآمد و به آرزوی خود رسید.[۱۶]

فرزندان

از این عالم مبارز، فرزندان شایسته ای به یادگار مانده است [که تا سال ۱۳۹۰ش تمامی این فرزندان وفات کرده اند:]

۱-    حجه الاسلام والمسلمین حسن جیلانی؛

۲-    حجه الاسلام والمسلمین محمد جیلانی؛

۳-    علی جیلانی؛

۴-    صبیه ایشان که همسر حجه الاسلام آقای شیخ حسن شمس گیلانی مؤلف «تاریخ علما و شعرای گیلان» است.

ارتحال ملکوتی

آیه الله جیلانی آن عالم ربانی و فاضل صمدانی پس از عمری خدمت و مجاهدت در راه اعتلای دین اسلام و عظمت قران در ۷۸ سالگی در سال ۱۳۶۸ق. مطابق با سال ۱۳۲۷ش. در رشت دعوت حق را اجابت کرد.[۱۷] [آیت الله جیلانی در قبرستان وادی که در مجاورت حرم متبرک حضرت سیدجلال الدین اشرف در آستانه اشرفیه قرار دارد مدفون است.[۱۸]]

 


[۱] نام ها و نامدارهای گیلان، جهانگیر سرتیپ پور، ص ۳۷۷

[۲] برگرفته از سخنان حضرت آیه الله جوادی آملی در دیدار جمعی از مردم متدین فومن در سال ۱۳۷۲ش. که نگارنده در آن جمع حضور داشتم.

[۳] شرح حال وی در کتب ذیل آمده است:

الذریعه، ج۴، ص۴۹ و ج۷، ص۷۲؛ تاریخ علما و شعرای گیلان، ص۱۰۹-۱۱۱؛ کتاب گیلان، ج۲، ص۶۹۸؛ مقدمه دیوان فانی و مقدمه طومار عفت به قلم فرزندش آقا حسن جیلانی؛ فهرست کتابخانه آستان قدس رضوی، ج۵، ص۲۴۸ و ج۶، ص۵۵۵؛ مولفین کتب چاپی، ج۶، ص۹۱۰؛ دانشوران گیل و دیلم، ص۱۴۲ و تربت پاکان، قمریال ج۴،ص۲۱۷۲٫

[۴] . مصاحبه میثم عبدالهی با حجت الاسلام ضیاءالدین مهرزاد امام جماعت فعلی مسجد آیت الله جیلانی.

[۵] مقدمه کتاب طومار عفت، به قلم فرزند ایشان

[۶] برای آگاهی بیشتر از اقدامات جنایتکارانه زاهدی؛ به ویژه در زمان صدارت خود در گیلان و چکونگی ماجرای آیه الله شیخ یوسف جیلانی و اعلامیه جبهه مرکزی گیلانیان به کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ج۲، ص۲۵۳رجوع کنید.

[۷] طومار عفت، ص۱۳۱٫

[۸] طومار عفت، ص۲۱۶-۲۲۰٫

[۹] مصاحبه نگارنده با حجه الاسلام و المسلمین آقای تاج لنگرودی واعظ.

[۱۰] مقدمه آقای حسن جیلانی برکتاب طومار عفت، ص۹٫

[۱۱] تربت پاکان قم، ج۴، ص۲۱۷۵٫

[۱۲] دانشوران گیل و دیلم، صادق احسان بخش، ص۱۴۲ و تاریخ علما و شعرای گیلان، ص۱۱۰٫

[۱۳] این عالم بزرگ و موجّه شهرستان رشت، در سال۱۷۹ش. به رحمت ایزدی پیوست. برای آگاهی از شرح حال ایشان رجوع شود به گنجینه دانشمندان، ج۵، ص۱۸۹٫

[۱۴] دین ما و علمای ما، محمدمهدی تاج لنگرودی واعظ، ص۱۱۵؛ با تلخیص.

[۱۵] دین ما و علمای ما، محمدمهدی تاج لنگرودی واعظ، ص۱۱۸؛ با تلخیص.

[۱۶] دین ما و علمای ما، ص۱۱۹٫

[۱۷] تربت پاکان قم، ج۴، ص۲۱۷۸؛ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، حسین فردوست، ج۲، ص۲۵۳، ضمن تشریح جنایات فضل الله زاهدی در ضمن معرفی اسناد، به نقل از: اعلامیه جبهه مرکزی گیلانیان، مهر سال ۱۳۳۱ش.

[۱۸] . مصاحبه میثم عبدالهی با حجت الاسلام ضیاءالدین مهرزاد امام جماعت فعلی مسجد آیت الله جیلانی.

 .

.

به نقل از کتاب ستارگان حرم ۲۴، زائر، اول، ۱۳۸۷، صص ۷۷-۹۸٫ با تصرف و تلخیص.

ارسال دیدگاه