مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
یکشنبه 14 آذر 1395 - Sunday 4 Dec 2016
محتوا
نثر: صداى میرزا

نثر: صداى میرزا

  صداى میرزا میثم امانى   خط که روى خط مى افتد، صدایى به گوش مى رسد که شبیه طوفان هاى نیمه شب است. درخت ها مى دانند که صداى رعد و برق ها، هیچ گاه در هیاهوى جنگل گم نمى شود. صدایى همیشه به گوش مى رسد که مرزها را به مقاومت مى خواند […]

سه شنبه 12 مرداد 1389 - 16:38

 

صداى میرزا

میثم امانى

 

خط که روى خط مى افتد، صدایى به گوش مى رسد که شبیه طوفان هاى نیمه شب است.

درخت ها مى دانند که صداى رعد و برق ها، هیچ گاه در هیاهوى جنگل گم نمى شود.

صدایى همیشه به گوش مى رسد که مرزها را به مقاومت مى خواند و چشم ها را به بیدارى؛ سبزه زارهاى شمال مى دانند که باد، همیشه صداى باران دارد و دریا همیشه صداى موج. صدایى به گوش مى رسد که با همه صداها فرق دارد؛ ولى خود فریاد است؛ خود خشم؛ صدایى که براى همه گوش ها آشناست؛ ولى غریب در تاریخ؛ صدایى که دقیقا ایرانى است، صدا؛ صداى میرزاست.

«اگر سر به سر تن به کشتن دهیم»

جنگل، پر از صداى میرزاست که نهال هاى نُو رسته را به شجاعت مى خواند.

صداى میرزاست که بر منبر کاج ها نشسته است و با زبان آزادگى سرو سخن مى گوید؛ با زبان مقاوم کوه.

صداى میرزا بود که در «هور الهویزه» شنیده مى شد؛ و در «قصر شیرین»، در «اروند کنار».

صداى میرزاست که هنوز پخش مى شود؛ در بى سیم هاى شمال و جنوب، در بى سیم هاى شرق و غرب ایران. صداى طبل مقاومت است؛ صداى سنج و دمام هاى وطن دوستى، صداى مارش پیروزى است.

صداى فردوسى است که از دهان میرزا مى آید:

«اگر سر به سر تن به کشتن دهیم

از آن به که کشور به دشمن دهیم»

ارسال دیدگاه