مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۹ - Friday 26 Feb 2021
محتوا
شهید مهندس علی انصاری استاندار گیلان

شهید مهندس علی انصاری استاندار گیلان

در ۱۵ تیر سال ۱۳۶۰ مهندس علی انصاری استاندار فداکار , متعهد , پرتلاش و دلسوز استان گیلان توسط منافقین به شهادت رسید. شهید انصاری از چهره های معروف و متعهد استان گیلان بود و تلاش وسیعی را در راه دفاع از انقلاب اسلامی و مبارزه با ضدانقلاب داشت . به خاطر همین ویژگی بود که منافقین کینه او را بدل گرفتند و سرانجام به شهادتش رساندند.

چهارشنبه 5 آوریل 2017 - 12:43

در ۱۵ تیر سال ۱۳۶۰ مهندس علی انصاری استاندار فداکار , متعهد , پرتلاش و دلسوز استان گیلان توسط منافقین به شهادت رسید. شهید انصاری از چهره های معروف و متعهد استان گیلان بود و تلاش وسیعی را در راه دفاع از انقلاب اسلامی و مبارزه با ضدانقلاب داشت . به خاطر همین ویژگی بود که منافقین کینه او را بدل گرفتند و سرانجام به شهادتش رساندند.
شهید علی انصاری در سال ۱۳۲۳ در یک خانواده مذهبی متولد شد و پس از گذراندن سوم دبیرستان در شهرستان رودسر جهت ادامه تحصیل به تهران آمده و در دبیرستان نظام به تحصیل ادامه داد ولی در خرداد سال ۴۲ از دبیرستان نظام اخراج گردید. در همان سال در رشته اقتصاد دانشگاه تهران در کنکور پذیرفته شد. پس از یکسال مجددا به دلیل نبوغ خاصی که در ریاضی داشت در رشته ریاضی دانشگاه تهران قبول گردید. او در سال سوم تحصیل ازدواج نمود. در دوران تحصیل چندین بار بازداشت شد و به زندان رفت , پس از انجام تحصیلات دوره کارشناسی , در فوق لیسانس شرکت کرده و قبول شد ولی ساواک از ادامه تحصیل وی ممانعت کرد.
بعد از ممانعت ساواک بنابه وصیت پدرش که در وی نبوغ خاصی را مشاهده کرده بود جهت ادامه تحصیل با اسم مستعار از ایران خارج و به آمریکا رفت . در آمریکا در دو رشته صنایع و ریاضی بطور همزمان شروع به تحصیل در رشته دکتری ریاضی نمود که در همان زمان در دانشگاه نیز تدریس می نمود که پس از دو ترم تدریس به جرم تبلیغ در هنگام تحصیل , از تدریس در کلیه دانشگاههای آمریکا منع شد.
در مدت حضور در آمریکا دبیر انتشارات انجمن اسلامی بود ودر زمینه انتشار کتب با روحانیون مبارز رابطه بسیار نزدیکی داشت . در طول مدت حضور در آمریکا جهت سخنرانی به اکثر نقاط آمریکا مسافرت کرد و به دلیل دوستی نزدیکی که به شهید چمران داشت چندین بار به لبنان نیز سفر نمود. وی مسئولیت برگزاری مجالس و تظاهرات را هم درآمریکا عهده دار بود . در سال ۵۷ در حالی که کا رهای رساله دکتری خود را انجام می داد به ایران برگشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ابتدا به معاونت استانداری خراسان و سپس به استانداری گیلان منصوب شد. در ضمن عضو هیات علمی دانشگاه گیلان و رئیس دانشکده فنی گیلان هم بود. شهید انصاری اهل معنویت و مردم دوست بود لذا پس از آنکه مردم گیلان خبر شهادت او را شنیدند تظاهرات گسترده ای علیه دشمنان شهید انصاری انجام دادند و بدینوسیله تنفر خویش را نسبت به منافقین ابراز کردند.
برای آشنایی بیشتر با روحیات این شهید , بخشی از وصیتنامه (هنگام عزیمت به جبهه ) و همچنین بخشی از یک نامه ایشان را که در دوران مبارزه به خانواده خویش نوشته است , مرور می کنیم.

بخشی از وصیتنامه:
… و تو ای دخترم کوله بارم را بردوش گیر و فرزند شهادت باش , همرزمان تو در ۱۷ شهریور غوغا بپا کردند و با سمیه ها همراه شدند تو نیز هم چون سمیه از حق پیروی کن و بدان که هیچ مکتبی غیر از اسلام یارای پیاده کردن عدالت اجتماعی را ندارد. برسر مستکبرین فریاد زن , نسبت به مستضعفین خاضع باش . چیزی ندارم که برای تو باقی بگذارم ولی بدان که عمری را با شرافت زیستم و در مقابل ناحق هرگز سر تعظیم فرود نیاوردم . تو چون کوه استوار باش اگر کشته شدم زهی خوشبختی , برمرده ام گریه مکن شیرزن باش و مقتدر , کوله بارم را برگیر و بقیه راهم را ادامه ده و هیچوقت راه امام را تنها مگذار , اگر همه عدول کردند تنهای تنها به راهت ادامه بده تا در این راه تو نیز بشهادت برسی , از مرگ نهراس چون ترسوها جسارت مبارزه را ندارند. در مبارزه با ضدانقلابیون (مزاحمین اسلام ) در هر نوعش مبارزه کن دخترم شجاع باش و امیدوارم انقلاب را یاری کنی که خدا یاری کنندگان را دوست دارد ایکاش می توانستم آن چیز را که در قلبم هست با تو بگویم ولی زبانم یارای گفتن و یارای نوشتن را ندارد. برای رسیدن به آگاهی و شناخت قرآن بخوان تا درفهم بدانجا برسی که شک از دل تو زدوده شود و برای رسیدن به شهادت روزشماری کنی , در هر سنگر مبارزه مادرت را نیز همراه ببر.
اماتو ای همراهم (همسر) با مشکلات زمان مدارا کن و مانند سنگ صخره باش بدان اگر شهید شدم زهی سعادت . در هر صورت تو راهی را که راه انقلاب حسین (ع ) هست ادامه ده . و آنقدر تلاش کن تا به شهادت برسی . از مال دنیا چیزی ندارم که برایت بگذارم ولی با شرافت زیستن را بیادگار گذاشتم که تو نیز آن را ادامه دهی . و اما همسفرم و دخترم بدانید که مانند امام خمینی بعد از ائمه اطهار کسی را نمی توانی بیابی که چنین بصیر باشد آنهائیکه در راهش نیستندحتما مضمحل خواهند شد. اگر شهید شدم حتما خدمتش برسید و عرض ادب کنید و اگرمردم در زیر عکس او عکسم را جای دهید که شاید ترشحات روحانی عظیم این مرد بزرگ بر تصویرم , غبار شرف گیرد. خدا یار و نگهدار همه کسانی باشد که در راه او تلاش می کنند.
اینک بخشی از نامه مورد اشاره:
ای کوچک ضعیف ولی امیدبخش , بدان که چشم روزگار از تمام حرکتت و افعالت عکسبرداری می کند و همه اعمالت روی همگان تصویر زیبا و زشت می گذارد آنچنان سخی و مهربان باش که مهربانان بپای تو افتند و لقمان ها دربان در جود و بخشش تو باشند آنچنان زیست کن که همه از دستت آسوده خاطر باشند و آنچنان برای دیگران شتاب که همه از نبودنت ناراحت باشند…
دخترم همیشه معاشرت و دوستیت با کسانی باشد که راه خدایی را می پیمایند و آنچنان با آنها معاشرت کن که چون حلقه های بهم پیوسته زنجیر پای گیر گناهکاران و یار مظلومان و خصم ظالمان باشید. از آنکس که همیشه در پی تمجید و تعریف توست دوری کن چون اگر طوری زندگی کنی که همه از تو راضی باشند حق و باطل را در هم آمیختی . طوری زیست کن که دوستان خدا یارت باشند و دشمنان او بتو نفرت ورزند. چون اگر عملت دشمنان خدا را راضی کند باید در ایمانت شک نمود. نمی دانم در کدامین زمان ایمانت به ظهور خواهد رسید و نمی دانم که سرنوشتت به کجا خواهد انجامید ولی پدروار به تو می گویم آنچنان باش که زنان اسوه روزگار بودند مانند فاطمه (س ) و زینب فریادرس مظلومین و خصم ظالمین باش و به خانه مظلومین در مقابل آفتاب سوزان زمان سایبان باش و بر سر ظالمین فریاد زن . در مقابل مظلوم متین و موقر باش ولی در مقابل ظالم سکوتت را بشکن و بر سرشان فریاد زن و فریادت را بشیون مبدل کن و شیون را به پیکار و پیکار را به جهاد , و لازم است که در مرحله اول جهاد با نفس را مراعات کنی . که خود بودن و خودپسندی ریشه اعمال نیک را نیز فنا کند. در خاتمه سلامم را به خوبان و درست کرداران با ایمان و نمازگزاران واقعی ابلاغ کنید و طلب دعا که خداوند راه گشاده ما را وسیله و مقاومت ما را محکم کند باشد که انتظار منتظران به پایان رسد. از خداوند عمل صالح و تقوی و ایمان را برایتان خواستارم .

منبع: روزنامه جمهوری اسلامی، روز ۱۵/۰۴/۱۳۸۳، صفحه عقیدتی.

ارسال دیدگاه

*

code