مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
سه شنبه 25 تیر 1398 - Tuesday 16 Jul 2019
محتوا
نظر سیدجمال الدین اسدآبادی درباره واگذاری مرداب رشت و انزلی و راه گیلان

نظر سیدجمال الدین اسدآبادی درباره واگذاری مرداب رشت و انزلی و راه گیلان

سها محسنی

سید جمال الدین اسدآبادی بعد از تبعید از ایران، و حضور در بصره، نامه ای بلند و تاریخی برای میرزا حسن شیرازی صاحب فتوای معروف تحریم تنباکو می نویسد و در ضمن آن نامه بالصراحه از اوضاع ایران و شخص ناصرالدین شاه قاجار شکوه و گلایه می کند.
قسمتی از این نامه مربوط می شود به اعتراض سید جمال الدین اسدآبادی درباره واگذاری مرداب رشت و انزلی و راه گیلان به خراسان به روسها که متن آن تقدیم شما می شود

دوشنبه 18 مرداد 1395 - 15:54

سها محسنی

مرحوم سید جمال الدین اسدآبادی بعد از اخراج و تبعید از ایران، در بصره با آیت الله سید علی اکبر فال اسیری شیرازی ـ که او نیز به بصره تبعید شده بود ـ به گفتگو می نشیند و به پیشنهاد ایشان نامه ای بلند و تاریخی برای آیت الله العظمی میرزا حسن شیرازی ـ مرجع بزرگ جهان تشیع و صاحب فتوای معروف تحریم تنباکو ـ می نویسد و در ضمن آن نامه بالصراحه از اوضاع ایران و شخص ناصرالدین شاه قاجار شکوه و گلایه می کند و از واگذاری قسمتهای مهم کشور به بیگانگان شکایت می کند و از میرزای شیرازی می خواهد که در مقابل شاه ایران بایستد.

قسمتی از این نامه مربوط می شود به اعتراض سید جمال الدین اسدآبادی درباره واگذاری مرداب رشت و انزلی و راه گیلان به خراسان به روسها که متن آن تقدیم شما می شود:

سید جمال الدین اسدابادی

« حق را باید گفت، تو [میرزای شیرازی ] رئیس شیعه هستی؛ تو مثل جان در تن همه مسلمانان دمیده ای؛ هیچ کس جز در پناه تو نمی تواند برای نجات ملت برخیزد و آنها نیز به غیر از تو اطمینان ندارند…

پیشوای بزرگ

 

پادشاه ایران، سست عنصر و بد سیرت گشته، مشاعرش ضعیف شده، بدرفتاری پیش گرفته، خودش از اداره کشور و حفظ منافع عمومی عاجز است؛ لذا زمام کار را به دست مرد پلید بدکار  پستی داده که در مجمع عمومی به پیغمبران بد می گوید… این کارهای خصوصی اوست.

اما آنچه به زیان انجام داده این است که قسمت عمده کشور و در آمد آن را به دشمنان فروخته که به تفصیل عبارت است از:

  1. تنباکو و آنچه که لازمه این محصول است (از مراکز کشتزارها، خانه های نگهبانان و متصدیان حمل و نقل و فروشنده ها، هر کجا ساخته شده و هر جا ساخته شود.)

آن وقت این خائن احمق برای اینکه ملت را راضی نماید، دلیل پوچی برای کردار زشت خود اقامه کرده و می گوید: «اینها معاهده موقتی است که مدتش از صد سال تجاوز نخواهد کرد»! چه برهانی برای رسوایی خیانتکاران از این بهتر؟

نصف دیگر مملکت را هم به عنوان حق السکوت به دولت روسیه داده (اگر ساکت شود) آن هم عبارت است از:

مرداب رشت و راه انزلی تا خراسان و آنچه از خانه ها و مسافرخانه ها و باغستانها تابع این راه است، ولی دولت روسیه به دماغش خورده و این هدیه را نپذیرفته. او درصدد است اگر این معاهده ای که به تسلیم کشور منتهی می شود، به هم نخورد، خراسان را مستعمره خود کرده و بر آذربایجان و مازندران نیز دست بیندازد…»[۱]

 

منبع: تاریخ بیداری ایرانیان، ص۶۸ـ۷۱؛ تبارنامه حوزه و روحانیت، ص۲۷۸ـ۲۸۴٫

——————————————————————-

[۱] .  تبارنامه حوزه و روحانیت، ص۲۸۱٫

ارسال دیدگاه