مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
پنج شنبه 1 آبان 1399 - Thursday 22 Oct 2020
محتوا
نمایشگاه «به نام زیتون» افتتاح شد؛ وقتی درختان زیتون با تن زخمی‌شان بر سر رزمندگان چتر شدند

نمایشگاه «به نام زیتون» افتتاح شد؛ وقتی درختان زیتون با تن زخمی‌شان بر سر رزمندگان چتر شدند

نمایشگاه عکس های حسین مرصادی از عملیات «نصر ۲» که به آزادسازی دو شهر نبل و الزهرا انجامید با عنوان نمایشگاه «به نام زیتون» به همت خانه عکاسان ایران در حوزه هنری افتتاح شد.

پنج‌شنبه 18 آگوست 2016 - 20:15

به گزارش رنگ ایمان به نقل از مهر۲۷ مرداد ماه نمایشگاه عکس «به نام زیتون» که روایتی از سفر حسین مرصادی به عنوان رزمنده و عکاس به جبهه سوریه است در گالری شماره یک خانه عکاسان ایران با حضور چهره هایی چون غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، حجت الاسلام محمد رضا زائری، محسن مومنی شریف رییس حوزه هنری، کورش زارعی کارگردان تئاتر، وحید یامین پور رئیس پژوهشکده فرهنگ و هنر حوزه هنری، محمد رضا شفاه مدیر باشگاه فیلم سوره، همرزمان حسین مرصادی و عکاسان و همچنین خانواده شهید مدافع حرم حامد کوچک زاده افتتاح شد.

پیش از شروع مراسم فرصتی برای بازدیدکنندگان است تا گشتی در نمایشگاه بزنند. در یک نگاه کلی می توان مشاهده کرد بیش از ۶۰ درصد عکس ها به بیان احساس های مردم دو شهر نبل و الزهرا اختصاص دارد. شهرک های شیعه نشین «نبل و الزهرا» در حومه شمالی حلب به مدت ۴ سال در محاصره و زیر بمباران نیروهای تروریستی داعش بودند. در این عکس ها می شد بخش هایی از ویرانی های شهر را دید اما بیش از هر چیز شادی و خوشحالی مردم در قاب دوربین حسین مرصادی نشسته است گویی او پس از یک عملیات سنگین و شکار دشمن حالا به دنبال شکار شادی های مردم که حاصل این عملیات است رفته است. دوربین مرصادی به قدر کافی به چهره شاد مردم نزدیک شده است و برای همین می توان این حس شادی توام با درد چهار ساله را که همزمان بیرون ریخته شده است مشاهده کرد.

۲۱۷۷۰۴۴_IMG_1834

بخش هایی از این عکس ها نیز مربوط به عملیات و رزمندگان حاضر در این عملیات است. گرچه عکس هایی از خود عملیات و در بحبوحه میدان مبارزه در این نمایشگاه دیده نمی شود اما می توان حدس زد غیبت این عکس ها به معنای نبود چنین عکس هایی در حافظه دوربین مرصادی نیست.

۲۱۷۷۰۶۲_IMG_1350

زیر هر عکس توضیحی درباره آن نوشته شده است: رزمنده ای که پس از شکست محاصره به شهر خود برگشته بر سر مزار برادرش که روز قبل در جریان آزادسازی شهر شهید شده عزاداری می کند. سوریه-حلب-بهمن ۹۴.

محاصره شهرهای نیل و الزهرا پس از ۴ سال شکسته شد.

مردم شهر در اولین دقایق صبح برای استقبال از نیروهای مقاومت به خیابان ها آمده اند.سوریه-حلب-الزهرا-بهمن ۹۴.

آلبوم تصاویر خانوادگی در خانه ای غارت شده روی زمین افتاده است. حلب- زیتان- دیماه ۹۴.

۲۱۷۷۰۷۲_IMG_1989

سید احسان آقایی، مدیر خانه عکاسان حوزه هنری در توضیح کوتاهی درباره این نمایشگاه گفت: عکس ها حرف اصلی را می زنند اما این عکس ها که توسط حسین مرصادی ثبت شده در حالی ثبت شده که وظیفه اصلی این عکاس خبری، مبارزه و جنگیدن در میدان رزم بود و عکاسی وظیفه دومش بود. ما در ادامه مراسم تقدیر از خانواده شهید کوچک زاده خواهیم داشت؛ شهیدی که رفیق مرصادی بود و در آغوش این عکاس شهید شد.

در ادامه حسین مرصادی در حالیکه ریحانه دختر شهید کوچک زاده را در آغوش داشت، گفت: اول یادی می کنم از شهید کوچک زاده که به میدان مبارزه رفت و شهید شد تا آسایش امروز ما برقرار باشد. ما مدیون خون این عزیزان هستیم.

وی ادامه داد: در ابتدای اعزام به سوریه قرار نبود که عکاسی کنیم، اما بعد از طی کردن مراحلی و درخواست دوستان توانستم دوربین را به صورت قاچاقی به سوریه ببریم و گوشه ای از مجاهدت های این عزیزان را به تصویر بکشیم. این عکس ها در بهمن ۹۴ در شمال شهر حلب گرفته شده است.

۲۱۷۷۰۶۷_IMG_1543

این عکاس با اشاره به اینکه اولین شهیدی که در این عملیات تقدیم شد شهید کوچک زاده بود؛ شهیدی که به واسطه او توانسته در این عملیات حضور داشته باشد، گفت: نسل ما دوران دفاع مقدس را درک نکرده بود ولی خوشبختانه بحث دفاع از حرم به نسل ما هم رسید. حسی که خودم موقع آزاد شدن شهر حلب داشتم مثل حسی بود که در آزادسازی خرمشهر حس می کنم وجود داشت. ما یک محاصره چهار ساله را شکستیم. زمانی که عملیات آغاز شد حامد می گفت یعنی می شود که آزادسازی نُبل و الزهرا را ببینیم. اگر چه او شهید شده بود اما مردم از شوق این آزادسازی گریه می کردند و حتی برخی از آنها به پای رزمنده ها افتاده بودند.

مرصادی بیان کرد: همیشه وقتی خاطرات جنگ را می شنیدم رزمند ها درباره امدادهای غیبی می گفتند و من در این عملیات امدادهای غیبی را دیدم.

وی در پاسخ به سوال درباره نبود عکس هایی از عملیات نیز بیان کرد: من سعی کردم با دوربین پا به پای رزمندگان باشم و غافل نشوم و از خود عملیات هم چندین فریم عکاسی کردم اما صلاح دیده نشد که این عکس ها به نمایش دربیاد. ضمن اینکه من همزمان مشغول انجام وظیفه مبارزه در میدان نبرد هم بودم.

در ادامه حسن شمشادی، خبرنگار برون مرزی بیان کرد: خدا قوت می گویم به کسانی که محاصره بیش از ۷۰ هزار شیعه را بعد از ۴ سال شکستند. محاصره از سوی خون خوارانی که هزاران گلوله و توپ را بر شهرهای نُبل و الزهرا می ریختند و بسیاری از مردم به دلیل نبود امکانات اولیه درمانی و بهداشتی و همچنین گرسنگی به شهادت رسیدند.

وی در خصوص علت نمایش بخش کمی از عکس های منطقه عملیاتی گفت: به واسطه اینکه ما مورد هجمه بین المللی هستیم و دشمن به دنبال فرصت هایی است تا از موج هایی علیه ایران استفاده کند بسیاری از تصاویر سوریه تا کنون امکان نمایش عموم را نداشته است. امیدوارم فرصتی شود که این عکس ها به نمایش عمومی دربیاید و فقط عکس های آرشیوی نباشد. پیوست رسانه ای این نبرد پنهان در قالب گزارش و ارائه عکس ها بسیار مهم است.

وی همچنین به بیان چگونگی شکل گیری عملیات نصر ۲ و استفاده از عنصر غافلگیری دشمن برای شکست آنها پرداخت.

در ادامه این مراسم مهدی کاسی از همرزمان شهید حامد کوچک زاده اظهار کرد: سال گذشته برای اولین بار بود که کادر غیرحرفه ای را به سوریه اعزام می کردیم. در این میان وقتی شهید کوچک زاده از من خواستند حسن مرصادی هم به ما بپیوندد من همه چیز را به خود او سپردم.

وی در ادامه به بیان خاطراتش از عملیات «نصر ۲» پرداخت.

۲۱۷۷۰۷۴_IMG_1643

در پایان این مراسم همسر شهید کوچک زاده و ریحانه و فاطمه کوچک زاده فرزندان شهید «حامد کوچک زاده» توسط غلامعلی حدادعادل و محسن مومنی شریف تجلیل شدند ضمن اینکه نقاشی از پرتره شهید کوچک زاده که توسط عباس گودرزی طراحی شده بود به این خانواده تقدیم شد.

حسین مرصادی در استیتمنت این نمایشگاه که در بدو ورود به نمایشگاه توجه را جلب می کند نوشته است: «نمی دانم برنامه ریزی شده بود یا اتفاقی! عملیات نصر ۲ شب ۱۲ بهمن ۱۳۹۴ با رمز الزهرا آغاز شد. منطقه عملیات شمال استان حلب بود و هدف رسیدن به دو شهر نیل و الزهرا که حدود ۴ سال محاصره بودند. بعضی چیزها شنیدنی و نوشتنی نیستند. مثل آن مه غلیظی که یکباره معلوم نشد از کجا و درست در نقطه رهایی و ساعت صفر آمد. شنیدن اثر آیه «و جعلنا من بین ایدیهم سدا…» کجا و لمس آن در میدان نبرد کجا…

نبرد در باغ های زیتون بود و اولین نقطه درگیری روستای«دویرالزیتون»، خانه کوچک زیتون! درخت های زخمی شاخه های سبزشان را چتری کردند بر سر بچه ها در آن باران آتش و گلوله. ۳ شب و ۳ روز لا به لای درخت های زیتون ضیافتی برپا بود از بوی باروت و چشیدن طعم گس مرگ.

صبح آزادی معجونی از تمام حس ها بود. آنجا که شوری اشک و شیرینی لبخند به هم می رسند نه تنها واژه ها که ثبت لحظه ها نیز از توصیف آن عاجزند. نمی دانی در شادی آزادی کودکان یتیم سهیم شوی یا اندوه فراق حامد-فاتح اصلی این میدان- را بر دوش بکشی…

این عکس ها روایت یک رویا هستند. رویای رزمنده ای که در انتهای جاده ابریشم، دستی بر ماشه و دستی بر شاتر داشت، در جستجوی صلح…»

۲۱۷۷۰۴۸_IMG_1778

در این نمایشگاه که تا ششم شهریور برپا خواهد بود، حسین مرصادی در ۴۵ قطعه عکس روایتی تصویری از نبرد نصر(۲) که بهمن ماه سال گذشته در شمال حلب انجام شد و به فتح دو شهر نبل و الزهرا انجامید و از مهمترین فتوح نبرد سوریه است، ارائه کرده است.

ارسال دیدگاه

*

code