مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
سه شنبه 16 آذر 1395 - Tuesday 6 Dec 2016
محتوا
دکتر حشمت

دکتر حشمت

  پدر دکتر حشمت، عباسقلی حشمت الاطباء، در طالقان پزشک تجربی بود. دکتر هم اطلاعات اولیه خودش را از پدرش می گیرد و در همان طالقان و اوانک سه سالی درس می خواند. تابستانها همراه پدر به تنکا بن و گیلان می آمد و برای مردم چهره شناخته شده ای بود. دکتر کمی هم در […]

چهارشنبه 13 مرداد 1389 - 23:00

 

پدر دکتر حشمت، عباسقلی حشمت الاطباء، در طالقان پزشک تجربی بود. دکتر هم اطلاعات اولیه خودش را از پدرش می گیرد و در همان طالقان و اوانک سه سالی درس می خواند. تابستانها همراه پدر به تنکا بن و گیلان می آمد و برای مردم چهره شناخته شده ای بود. دکتر کمی هم در تهران تحصیلات پزشکی می خواند و چون به مسائل اجتماعی علاقه داشت، به طور مستمع آزاد به دانشکده حقوق می رود و با فلسفه و مسائل حقوقی هم آشنا می شود. البته این وقایع به قبل از استبداد صغیر و نهضت مشروطه برمی گردد. موقعی که محمد علیشاه مجلس را به توپ می بندد، نیروهای گیلانی از یک سو و بختیاریها از سوی دیگر برای فتح تهران می آیند و در تبریز هم مبارزات گسترده ای ادامه پیدا می کند. برای درمان مجروحان، در حصارک درمانگاهی تأسیس می شود. در اینجا نکته مبهمی در تاریخ هست که متأسفانه کسی تحقیق درستی درباره آن انجام نداده است و آن هم اشاره به ”پزشک جوان طالقانی“ است که معلوم نمی شود منظور دکتر حشمت است یا فرد دیگری. البته از طالقانیها ۱۲ نفر در نهضت مشروطه و نهضت جنگل نام برده شده که موقعیتهای حساسی هم داشتند. در آن دوره، طالقان جزو استان گیلان بوده، یعنی از زمان صفویه به بعد که حکومتهای کوچکی چون خاندان کیائیه و الحاقیه توسط حکومت مرکزی از بین رفتند، طالقان تقریباً در حوزه قزوین قرار گرفت، اما عملاً جزو گیلان بود و مردم طالقان هم از لحاظ تأمین معاش تا همین اواخر با گیلان رفت و آمد زیادی داشتند. دکتر حشمت به درد مردم می رسید. مردم پول نداشتند به دکتر بدهند و به جای حق معالجه، برایش تخم مرغ و مرغ می آوردند و حتی هنگامی که پول نداشتند به شهرشان برگردند، او هزینه بازگشت آنها را تأمین می کرد و به دلیل مدارایی که با مردم داشت، بسیار محبوب بود.

وی در جریان نهضت جنگل، به واسطه خدمات پزشکی‏اش، محبوبیت زیادی در لاهیجان کسب کرده بود و در آنجا یک گروه چند صد نفری به نام نظام ملی گرد آورده بود. وی پس از مدت‏ها که به همراه نهضت جنگل مشغول مبارزه بود، از جانب مقامات نظامی دولت، به تسلیم دعوت شد. مقامات نظامی برای دکتر امان نامه‏ای در پشت جلد قرآن نوشتند و برای او ارسال کردند. دکتر حشمت نیز که به مبانی دینی ایمان داشت، سوگند مقامات نظامی را باور کرد و به همراه ۲۷۰ نفر از مجاهدین تحت فرمانش، خود را به قزاقان تسلیم نمود اما بدرفتاری فرماندهان نظامی، در همان لحظات اولیه، دکتر را متوجه اشتباهش نمود. پس از مدت کوتاهی جلسه محاکمه نظامی ترتیب داده شد و بدون اینکه حق دفاعی برای دکتر حشمت قائل شوند، حکمی را که از پیش انشا نموده، قرائت و دکتر را به اعدام محکوم ساختند. سرانجام دکتر حشمت در رشت [تاریخ شهادت ۲۱ اردیبهشت۱۲۹۸شمسی (۱۱ شعبان۱۳۳۷قمری)] به دار آویخته شد و درمحله چله خانه مدفون گردید.

 

 

منبع: ماهنامه شاهد یاران/شماره ۱۲ / آذرماه ۱۳۸۵ / گفت وشنود شاهد یاران با سید محمدتقی میرابوالقاسمی

ارسال دیدگاه