مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
سه شنبه 25 تیر 1398 - Tuesday 16 Jul 2019
محتوا
کارنامه، زندگی و آثار افشین پرتو بازنشر برای سالگرد وی

کارنامه، زندگی و آثار افشین پرتو

میثم عبدالهی
در سال ۱۳۸۳ پایان نامه‌ای با عنوان «روابط اقتصادی، تجاری، اجتماعی و سیاسی ایران و روسیه در قرن ۱۹» نوشت و مدرک دکترای تاریخ را از یکی از مراکز آکادمیک روسیه در مسکو گرفت…

پنج شنبه 25 شهریور 1395 - 15:16

میثم عبدالهی

افشین پرتو از خانواده ای گیلانی در سال ۱۳۲۸ در مشهد متولد شد. سال‌های دبستان و دبیرستان خود را در مشهد و تربت حیدریه و تهران سپری کرد و در نهایت به سرزمین اجدادی اش گیلان بازگشت تا دیپلم ادبی‌اش را از دبیرستان فرهنگیان رشت بگیرد. لیسانس تاریخ را در سال ۱۳۵۱ از دانشگاه شیراز گرفت و وارد آموزش و پرورش شد و کار دبیری را با تدریس زبان انگلیسی و تاریخ در لنگرود آغاز کرد و پس از مدتی در سال ۱۳۵۶ برای مدرک فوق‌لیسانس تاریخ به دانشگاه شیراز بازگشت و سپس دوباره به کار معلمی ادامه داد.

او در سال ۱۳۸۳ پایان نامه‌ای با عنوان «روابط اقتصادی، تجاری، اجتماعی و سیاسی ایران و روسیه در قرن ۱۹» نوشت و مدرک دکترای تاریخ را از یکی از مراکز آکادمیک روسیه در مسکو گرفت. پس از بازنشستگی در شغل معلمی، کار نوشتن و به ویژه نوشتن در حوزه‌ی تاریخ، بخش بیش‌تری از فعالیت‌های افشین پرتو را گرفت. در این میان، از سال ۱۳۷۱ به بعد، گیلان و تاریخ آن به موضوع اصلی فعالیت‌های پژوهشی او تبدیل شده است.[۱]

او سالها به تالیف کتاب و مقاله در مجلات مختلف گیلان با مشی کمونیستی پرداخت و تا پایان عمر نیز از همین خط پیروی می کرد. گرایشات مارکسیستی باعث شده تا خط این تفکر در آثار و آرای پرتو مشهود باشد. او در مصاحبه ای که با سایت تاریخ ایرانی در خرداد ۱۳۹۱ داشته، از اینکه مردم، میرزاکوچک را یک شخصیت متدین و نهضت جنگل را یک نهضت اسلامی می دانند اظهار تاسف کرده است و در صدد است میرزا را یک شخصیت سکولار و نهضت جنگل را بدون هیچ نسبتی با دین معرفی کند: «میرزا را به ما مردی شناسانده‌اند که برای برپا کردن نهضتی اسلامی به گیلان فرستاده شد و دائم تسبیح می‌گرداند و به هیچ چیز نمی‌اندیشید جز اندیشه‌ای که خودمان برایش ساخته‌ایم و سرانجام مظلومانه یخ زد و مُرد و سرش را بریدند. این باعث تاسف است که با آدمی چون میرزا و آدم‌هایی که همراهش بودند و نهضتی آن چنان شگفت به اینگونه ساده و بچگانه برخورد کنیم!»[۲]

او در اسفند ۱۳۹۲ با سایت تاریخ ایرانی به عنوان یکی از شاهدان عینی واقعه درگیری چریک های مارکسیست به پاسگاه سیاهکل در بهمن ۱۳۴۹ مصاحبه کرده بود در حالی که او در این زمان دانشجوی دانشگاه شیراز بود و خانواده اش هم در رشت سکونت داشتند! او در این مصاحبه به تجلیل از این مارکسیست ها پرداخته و و تلاش زیادی برای تطهیر و قهرمان سازی از آنها انجام داد.[۳]

افشین پرتو

افشین پرتو

افشین پرتو در نگاشته هایش نیز قلمی خاص داشت که او را به دوری از استفاده از واژگان عربی وادار کرده و به وسواس بیمارگونه کسروی ـ نویسنده کتاب تاریخ مشروطه ـ در عدم استفاده از کلمات عربی نزدیک شده است و برخی از کلمات و اصطلاحاتی که استفاده کرده مجعول خودش هست و در بسیاری موارد برای خواننده غریب است. همچنین تلاش زیادی داشت تا سبک خاصی از نگارش ادبی را در نوشته هایش رعایت کند و همین مسئله نیز باعث می شود تا قلمش برای خواننده نامأنوس باشد.

پرتو در سالهای اخیر در اکثر مراسمات و کنگره هایی که در حیطه تاریخ و جغرافیای گیلان برگزار می شد شرکت کرده و به صحنه گردانی می پرداخت. او همچنین از سوی همفکرانش مورد تجلیل و بزرگداشت قرار گرفته و سعی می کردند تا جوان‌ها و دانشجویان را به سمت او هدایت کنند. آخرین این مراسم ها همایش ملی بازشناسی نهضت جنگل بود که از سوی استانداری و ارشاد گیلان در ۲۶ آذر ۱۳۹۳ در دانشگاه گیلان برگزار شد. هرچند این مراسم ـ و سایر مراسم های از این قبیل ـ با بودجه نهادهای دولتی و توسط نهادهای دولتی جمهوری اسلامی اجرا شد، اما مغز متفکری که این مراسم بر آرای او استوار بوده و این مراسم مطابق ایده او ایجاد شد، افشین پرتو بوده است.

در اینجا به معرفی کتاب های تالیفی پرتو و سپس به معرفی کتاب هایی که او ترجمه یا تصحیح یا حاشیه و… کرده است به ترتیب سال انتشار می پردازیم. غیر از کتاب هایی که ذکر شده، پرتو به خاطرات احسان الله خان نیز اشاره کرده است که آن را تصحیح و آماده چاپ کرده بود و شاید اولین کتابی باشد که بعد از مرگش منتشر می شود.[۴]

الف- تالیفات

۱- ستیزگاه باورهای دیروز و امروز: تاریخ خاورمیانه پیش از پدیدآیی اسلام، افشین پرتو و علیرضا کشوردوست، پاژنگ، تهران، ۱۳۶۹، ۴۵۴صفحه.

۲- پژوهش نامه: راهنمای پژوهش در تاریخ و جغرافیای گیلان، افشین پرتو و علیرضا کشوردوست، پاژنگ، تهران، ۱۳۶۹، ۲۶۸صفحه.

این نوشتار، کتابنامه ای در حیطه تاریخ و جغرافیای گیلان و راهنمایی برای پژوهشگران گیلان شناسی است. این اولین کتابی است که پرتو درباره گیلان نوشته است.[۵]

کتاب پژوهش نامه نوشته افشین پرتو

کتاب پژوهش نامه نوشته افشین پرتو

۳- تاریخ گیلان از آغاز تا برپایی جنبش مشروطه، افشین پرتو، حرف نو، رشت، اول، ۱۳۷۹، ۶۴۳صفحه، وزیری.

این کتاب بار دیگر در انتشارات فرهنگ ایلیای رشت در سال ۱۳۸۹ در ۶۷۶ صفحه به چاپ رسید. این کتاب، مهم‌ترین کتابی است که تاریخ کاملی از گیلان را از ابتدا تا دوره معاصر روایت کرده است. «سخن ناشر» و «پیش نوشته» که در واقع مقدمه نویسنده است در ابتدای کتاب قرار دارد. در ۱۳ فصل تدوین شده و از آغاز تاریخ گیلان در دوره باستانی آغاز می شود و در ابتدای وقایع مشروطه به اتمام می رسد و بیان کننده نگاه خاص افشین پرتو به تاریخ گیلان است.[۶]

تاریخ گیلان از آغاز تا برپایی جنبش مشروطه- چاپ اول

تاریخ گیلان از آغاز تا برپایی جنبش مشروطه- چاپ اول

تاریخ گیلان از آغاز تا برپایی جنبش مشروطه- چاپ دوم

تاریخ گیلان از آغاز تا برپایی جنبش مشروطه- چاپ دوم

 

۴- پرسش های چهارگزینه ای درس تاریخ شناسی: دوره پیش دانشگاهى رشته ادبیات و علوم انسانى، افشین پرتو، دهسرا، رشت، اول، ۱۳۸۱، ۴۸صفحه.

کتابی کمک درسی برای دوره پیش دانشگاهی است.

۵- پرسش های چهارگزینه ای درس تاریخ ایران و جهان ۱: بخش تاریخ ایران، افشین پرتو، دهسرا، رشت، ۱۳۸۲، اول، ۴۸صفحه.

کتابی کمک درسی برای مدارس متوسطه است.

۶- پرسش های چهارگزینه ای درس تاریخ ایران و جهان ۱: بخش تاریخ عمومی، افشین پرتو، دهسرا، رشت، ۱۳۸۲، اول، ۴۸صفحه.

کتابی کمک درسی برای مدارس متوسطه است.

۷- پرسش های چهارگزینه ای درس تاریخ ایران و جهان ۲: بخش تاریخ ایران، افشین پرتو، دهسرا، رشت، ۱۳۸۲، اول، ۴۸صفحه.

کتابی کمک درسی برای مدارس متوسطه است.

۸- پرسش های چهارگزینه ای درس تاریخ ایران و جهان ۲: بخش تاریخ عمومی، افشین پرتو، دهسرا، رشت، ۱۳۸۲، اول، ۴۸صفحه.

کتابی کمک درسی برای مدارس متوسطه است.

۹- فرمانروایان دیلمان: پژوهشی پیرامون توانمندان دیلمان از میانه ی سده ی دوازدهم هجری تا پایان دوران سلطنت رضا شاه پهلوی، افشین پرتو، مهر برنا، تهران، ۱۳۸۴، اول، ۴۴صفحه.

این کتاب به مناسبت اولین همایش دیلمان شناسی و تحت مجموعه نوشته های «از گیل و دیلم چه میدانیم؟» منتشر شده است.

فرمانروایان دیلمان

فرمانروایان دیلمان

۱۰- گیلانشهرها: چگونگه پدیده ای، تاریخچه، نامواژه، ویژگی های جغرافیایی و ماندگاری شهرهای گیلان، افشین پرتو و علیرضا کشوردوست، وارسته، رشت، اول، ۱۳۸۵، ۲۹۵صفحه.

درباره تاریخ و جغرافیای شهرهای گیلان است.

۱۱- بلمی گم در اقیانوس شن: تاریخ دولت های عرب پیش از اسلام، افشین پرتو، مهر برنا، تهران، ۱۳۸۷، اول، ۲۲۵صفحه.

درباره تاریخ اعراب پیش از اسلام است.

۱۲- تاریخچه ورود چای به ایران، افشین پرتو، مهر برنا، تهران، ۱۳۸۷، اول، ۶۴صفحه.

درباره صنعت چای و نحوه ورود آن به ایران است.

۱۳- گیلان، افشین پرتو، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی دفتر انتشارات کمک آموزشی، تهران، اول، ۱۳۸۷، ۸۰صفحه، رحلی.

این کتاب از مجموعه کتاب های رشد است.

تصویر 7: گیلان

گیلان نوشته افشین پرتو

۱۴- تاریخ شیلات دریای خزر از آغاز تا ملی شدن، افشین پرتو، مهر برنا، تهران، ۱۳۸۷، اول، ۹۸صفحه.

درباره تاریخچه صنعت شیلات در دریای خزر است.

۱۵- مهرگان، افشین پرتو، رمه، رشت، ۱۳۸۹، اول، ۸۰صفحه.

درباره گاهشماری ایرانی است.

۱۶- تاریخ شیلات در گیلان (دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان:۴۵)، افشین پرتو، فرهنگ ایلیا، رشت،‌ اول، ۱۳۹۱، ۱۱۴صفحه، رقعی.

این کتاب نیز با حمایت حوزه هنری گیلان چاپ شده است و چهل و پنجمین کتاب از مجموعه دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان است. محتوای اصلی کتاب، فصل بندی نشده است. پرتو کتابی که قبلا درباره شیلات دریای خزر نوشته بود را با تغییراتی به این صورت در آورد.[۷]

تاریخ شیلات در گیلان

تاریخ شیلات در گیلان

۱۷- گیلان و خیزش جنگل؛ تاریخ گیلان در دوران احمدشاه قاجار، افشین پرتو، فرهنگ ایلیا، رشت، اول، ۱۳۹۱، ۴۴۹صفحه، وزیری.

این کتاب از مهم‌ترین کتابهای پرتو است که خودش آن را حاصل بیست سال تلاشش دانسته است و در هفت فصل وقایع گیلان در دوره احمدشاه قاجار را روایت کرده است. او در این کتاب، تلاش زیادی کرده تا چهره میرزاکوچک را با اتهاماتی بدون مستند، مخدوش کند و میرزاکوچک را شخصیتی سکولار معرفی کند. او به تحریف چهره اعضای هیئت اتحاد اسلام دست زده و منکر نقش برجسته این هیئت در شکل گیری و رهبری نهضت شده است. او تلاش زیادی کرده تا وجه دینی نهضت جنگل را به گونه ای دیگر معرفی کرده و از میرزاکوچک شخصیتی مغایر با دیانت و روحانیت ارائه دهد. این کتاب جای نقد جدی دارد و متاسفانه با حمایت حوزه هنری گیلان و با بودجه بیت المال جمهوری اسلامی چاپ شده است![۸]

گیلان و خیزش جنگل

گیلان و خیزش جنگل

۱۸- سیاهکل دیار پایدار، افشین پرتو، فرهنگ ایلیا، رشت،‌ اول، ۱۳۹۱، ۲۷۳صفحه.

۱۹- شاخابه ی پارس و روزگارش، افشین پرتو، صحیفه خرد، قم، اول، ۱۳۹۲، ۳۰۸صفحه، رقعی.

این کتاب از سلسله کتاب های دانشنامه استان بوشهر است. موضوع کتاب درباره تاریخچه بوشهر از عصر باستان تا دوره معاصر است.

شاخابه ی پارس و روزگارش

شاخابه ی پارس و روزگارش

۲۰- مشروطه و گیلان: تاریخ رویدادهای گیلان در دوران مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه قاجار، افشین پرتو، فرهنگ ایلیا، رشت، اول، ۱۳۹۴، ۲۰۸صفحه، وزیری.

این کتاب آخرین کتابی است که در زمان حیات پرتو چاپ شده و مبین آخرین نظرات وی می باشد. این کتاب هرچند در سال ۹۱ مجوز چاپ گرفت ولی در بهار سال ۹۴ منتشر شد که البته این تاخیر به خاطر اشتباهات فاحش تاریخی ای بود که در این کتاب وجود داشت و لازم بود اصلاح شود.

حوزه هنری گیلان این کتاب را یک سال قبل از چاپ، برای نویسنده این مقاله ارسال کرد تا آن را ارزیابی کنم و بنده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۳ نقدی علمی بر محتوای این کتاب خطاب به مسئولین حوزه هنری گیلان نوشتم و آن را غیرقابل چاپ دانسته بودم: «این کتاب حرف نویی در عرصه تاریخ مشروطه گیلان ندارد و تکرار مکررات است. البته باید اعتراف کرد که دارای اشتباهات علمی و تاریخی بسیاری نیز می باشد و چاپ آن خصوصا با هزینه بیت المال اشکال دارد.» اما این کتاب با حذف فقط چند اشتباه، به همان صورت چاپ شد. پرتو در این کتاب، پایش را جای پای تاریخنگاران سکولاری چون رابینو و فخرایی نهاده و از سبک تاریخنگاری دوره پهلوی پیروی کرده است. او در این کتاب به علمای دینی و دیانت توهین کرده و از عملکرد روشنفکران سکولار، سخت حمایت کرده است. ادعاهای بدون مستند، تحلیل های بدون پشتوانه، اشتباهات تاریخی، عدم ذکر نقش روحانیون، تطهیر عملکرد روشنفکران سکولار، کسب آبرو برای شخصیت های رسوا، جانبداری از فعالیت های تروریستی، تحریف و بیان نکردن قسمت های مهمی از وقایع تاریخی از مشکلاتی است که این کتاب به آن مبتلا است. این کتاب نیز با حمایت رسمی حوزه هنری گیلان چاپ شده است.[۹]

 مشروطه و گیلان

مشروطه و گیلان

ب- ترجمه، تصحیح، حاشیه، مقدمه و… :

۱- خاطرات آقاخان درامی: با نگاهی به رویدادهای نهضت جنگل، بازخوانی و تصحیح: افشین پرتو، حرف نو، رشت، اول، ۱۳۸۱، ۷۶صفحه.

خاطرات یکی از کسانی است که در نهضت جنگل حضور داشت.

۲- شاخه نبات: خاطرات سرگرد نیلستروم افسر سوئدی ژاندارمری ایران از وقایع فارس و نهضت تنگستان (آوریل – سپتامبر ۱۹۱۵)، گوستاو نیلستروم، مترجم: افشین پرتو، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی بوشهر، اول، ۱۳۷۲، ۴۴صفحه.

این کتاب ترجمه بخش ششم از خاطرات وی است که مربوط به ماموریت شش ماهه او (آوریل تا سپتامبر ۱۹۱۵) در فارس می باشد.

۳- جنگ جهانی اول و فارس: خاطرات سرگرد گوستاو نیلستروم سوئدی در سالهای ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۸ از رویدادهای فارس در جنگ جهانی اول، گوستاو نیلستروم، مترجم: افشین پرتو، آبادبوم، تهران، اول، ۱۳۸۹، رقعی، ۱۱۰صفحه.

از سری کتاب هایی است که بنیاد فارس شناسی برای معرفی خطه فارس و شیراز تولید کرده است.[۱۰]

 جنگ جهانی اول و فارس

جنگ جهانی اول و فارس

۴- شیراز شهر عشق و راز، عباس عربزاده، مقدمه: افشین پرتو، مترجم: اکبر وطن خواه، ناشر: عباس عربزاده، تهران، ۱۳۸۷، اول، ۲۵۸صفحه، رحلی.

شیراز شهر عشق و راز

شیراز شهر عشق و راز

۵- تاریخ خانی، علی بن شمس الدین بن حاجی حسین لاهیجی، تصحیح و تحشیه: افشین پرتو، فرهنگ ایلیا، رشت، اول، ۱۳۸۹، ۳۷۲ صفحه، وزیری.

این کتاب را اولین بار محقق روس نیکلای خانیکوف در سن پطرزبورگ پایتخت روسیه تزاری در سال ۱۲۷۴ق منتشر کرد. دومین بار آن را منوچهر ستوده تصحیح و در سال ۱۳۵۲ش به چاپ رساند. افشین پرتو برای سومین بار آن را تصحیح و چاپ نمود.[۱۱]

تاریخ خانی

تاریخ خانی

۶- تاریخ گیلان: رویدادهای گیلان در سده های دهم و یازدهم هجری، عبدالفتاح فومنی گیلانی، تصحیح و تحشیه: افشین پرتو، فرهنگ ایلیا، رشت، اول، ۱۳۹۰، ۲۷۶صفحه، وزیری.

این کتاب نیز اولین بار توسط نیکلای خانیکوف در سن پطرزبورگ پایتخت روسیه تزاری در سال ۱۲۷۴ق منتشر کرد. دومین بار انجمن سالنامه و تالیفات دبیرستان شاپور رشت آن را در سال تحصیلی ۱۳۱۴-۱۳۱۵ش در چاپخانه معیشت رشت منتشر نمود. سومین بار آن را منوچر ستوده در تهران در سال ۱۳۴۹ش به چاپ رساند. چهارمین بار عطاءالله تدین آن را به همراه ضمیمه ای درباره مشروطه گیلان در سال ۱۳۵۳ توسط انتشارات فروغی تهران به چاپ رساند. افشین پرتو آن را برای پنجمین بار تصحیح و چاپ کرد.[۱۲]

تاریخ گیلان

تاریخ گیلان

۷- دیوان سالار فاتح میرزا علی خان دیوسالار، علی دیوسالار، به اهتمام: منوچهر خواجه نوری، مقدمه: علی یزدی نژاد، مصححین: افشین پرتو و محسن محسنی و اصغر عرفانیان فرد، میرماه، تهران، اول، ۱۳۹۲، ۳۱۰صفحه، وزیری.

دیوان سالار فاتح

دیوان سالار فاتح

۸- تاریخ طبرستان، محمدبن حسن ابن اسفندیار، پژوهش و راستینه گردانی: افشین پرتو، میرماه، تهران، اول، ۱۳۹۲، وزیری، ۵۷۸صفحه.

تاریخ طبرستان

تاریخ طبرستان

۹- تاریخ رویان، مولانا اولیاءالله آملی، پژوهش و راستینه گردانی: افشین پرتو، میرماه، تهران، اول، ۱۳۹۳، وزیری. درباره تاریخ مازندران است.[۱۳]

تاریخ رویان

تاریخ رویان

۱۰- مستر چیک بعد از جنگ جهانی اول: گزارش‌ مستر چیک از جنگ جهانی اول تا برآمدن رضاخان، هربرت چیک، مترجم: افشین پرتو، صحیفه خرد، قم، ۱۳۹۳، ۱۴۴صفحه، رقعی.

این کتاب از مجموعه کتاب‌های دانشنامه استان بوشهر به دبیری سید قاسم یا حسینی است که با حمایت مالی حوزه هنری بوشهر چاپ شده است. مستر چیک نایب کنسول کنسولگری انگلیس در بوشهر بوده است که گزارشات مهمی از اوضاع بوشهر در زمان جنگ جهانی اول دارد.[۱۴]

 مستر چیک بعد از جنگ جهانی اول

مستر چیک بعد از جنگ جهانی اول

۱۱- نگاهی تازه به مشروطه در گیلان، انوشیروان نعیمی اکبر، به اهتمام: محمدرضا توسلی، تصحیح و تحشیه: فریدون نوزاد، مقدمه: افشین پرتو، بلور، رشت، ۱۳۹۳، اول، ۱۳۵صفحه، وزیری.

این کتاب در سال ۱۳۲۵ شمسی جهت تطهیر سران سکولار مشروطه گیلان نوشته شده بود ولی به دلایلی منتشر نشد. نویسنده کتاب برادرزاده میرزا کریم خان رشتی و فرزند حسن خان عمیدالسلطان است و این کتاب را جهت تطهیر پدرش و عموهایش نگاشته است. این کتاب به اشاره کریم خان رشتی نوشته شد ولی با مرگ وی فرصتی برای انتشار نیافت و بعد از پیروزی انقلاب برای اولین بار منتشر گردید. پاورقی های کتاب از فریدون نوزاد است و دارای اشکالاتی است که بعضا با متن اصلی در تناقض است.[۱۵]

نگاهی تازه به مشروطه در گیلان

نگاهی تازه به مشروطه در گیلان

درگذشت

افشین پرتو در سالهای پایانی عمر، ساکن سیاهکل شده بود و عضو شورای مشورتی حامیان دولت تدبیر و امید شهرستان سیاهکل نیز بود.[۱۶] در اواخر شهریور ۱۳۹۴ در بیمارستان شفای لاهیجان بستری شد و در غروب روز پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۴ بر اثر عارضه قلبی درگذشت.

قرار بود عصر روز ۲۷ شهریورماه پیکرش در بقعه واقع در محله «برفجان» شهر سیاهکل به خاک سپرده شود اما به علت بارندگی شدید، تشییع و دفن او به ساعت ۹:۳۰ صبح روز شنبه ۲۸ شهریور از مقابل منزلش در سیاهکل موکول شد.[۱۷]

 ——————————————————–

[۱] سایت گیلان فردا، افشین پرتو ، تاریخ دان گیلانی در گذشت، تاریخ: ۲۶ / ۰۶ / ۹۴ – ساعت: ۲۲:۰۴:

http://gilanefarda.ir/1394/06/%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D8%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA/

[۲]سایت تاریخ ایرانی، گفت‌وگوی تاریخ ایرانی با افشین پرتو: بلشویسم برای میرزا کوچک‌خان ابزار دستیابی به خواسته‌های سیاسی بود، مهسا جزینی، چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۱  ۲۳:۵۹٫  مندرج در:

http://tarikhirani.ir/fa/files/50/bodyView/506/

[۳]سایت تاریخ ایرانی، افشین پرتو در گفت‌وگو با تاریخ ایرانی: حمله چریک‌ها به پاسگاه سیاهکل برنامه‌ریزی شده نبود، مجید یوسفی، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۲  ۱۴:۲۷:

http://www.tarikhirani.ir/fa/files/72/bodyView/757/

[۴] . همان.

[۵] . پژوهش نامه: راهنمای پژوهش در تاریخ و جغرافیای گیلان، افشین پرتو و علیرضا کشوردوست، پاژنگ، تهران، ۱۳۶۹٫

[۶] . تاریخ گیلان از آغاز تا برپایی جنبش مشروطه، افشین پرتو، حرف نو، رشت، اول، ۱۳۷۹٫

[۷] . تاریخ شیلات در گیلان (دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان:۴۵)، افشین پرتو، فرهنگ ایلیا، رشت،‌ اول، ۱۳۹۱٫

[۸] . گیلان و خیزش جنگل؛ تاریخ گیلان در دوران احمدشاه قاجار، افشین پرتو، فرهنگ ایلیا، رشت، اول، ۱۳۹۱٫

[۹] . مشروطه و گیلان: تاریخ رویدادهای گیلان در دوران مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه قاجار، افشین پرتو، فرهنگ ایلیا، رشت، اول، ۱۳۹۴٫

[۱۰] . جنگ جهانی اول و فارس: خاطرات سرگرد گوستاو نیلستروم سوئدی در سالهای ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۸ از رویدادهای فارس در جنگ جهانی اول، گوستاو نیلستروم، مترجم: افشین پرتو، آبادبوم، تهران، اول، ۱۳۸۹٫

[۱۱] . تاریخ خانی، علی بن شمس الدین بن حاجی حسین لاهیجی، تصحیح و تحشیه: افشین پرتو، فرهنگ ایلیا، رشت، اول، ۱۳۸۹/ تاریخ خانی از روی نسخه نیقلای خانیقوف، علی بن شمس الدین بن حاجی حسین، به اهتمام برنهارد دارن، طبعخانه آکادمیه ایمپراطوریه، دارالسلطنه پطربورغ، اول، سال ۱۲۷۴ق./ تاریخ خانی شامل حوادث چهل ساله گیلان از ۸۸۰ تا ۹۲۰ قمری، علی بن شمس الدین بن حاجی حسین لاهیجی، به کوشش منوچهر ستوده، بنیاد فرهنگ ایران، تهران، دوم، ۱۳۵۲٫

[۱۲] . تاریخ گیلان: رویدادهای گیلان در سده های دهم و یازدهم هجری، عبدالفتاح فومنی گیلانی، تصحیح و تحشیه: افشین پرتو، فرهنگ ایلیا، رشت، اول، ۱۳۹۰/ تاریخ گیلان، عبدالفتاح فومنی، به اهتمام برنهارد دارن، طبعخانه آکادمیه ایمپراطوریه، دارالسلطنه پطربورغ، اول، سال ۱۲۷۴ق./ تاریخ گیلان و نقش گیلان در نهضت مشروطیت ایران، عبدالفتاح فومنی و عطاء الله تدین،  فروغی، اول، ۱۳۵۳٫/ تاریخ گیلان، عبدالفتاح فومنی، انجمن سالنامه و تالیفات دبیرستان شاپور رشت، سال تحصیلی ۱۳۱۴-۱۳۱۵٫ / تاریخ گیلان، عبدالفتاح فومنی، به کوشش منوچهر ستوده، بنیاد فرهنگ ایران، تهران، ۱۳۴۹٫

[۱۳] . تاریخ رویان، مولانا اولیاءالله آملی، پژوهش و راستینه گردانی: افشین پرتو، میرماه، تهران، اول، ۱۳۹۳٫

[۱۴] . اطلاعات درباره کتاب های افشین پرتو را از دو پایگاه خانه کتاب (ketab.ir) و پایگاه اطلاع رسانی کتابخانه های ایران (lib.ir) برداشت کرده ام.

[۱۵] . نگاهی تازه به مشروطه در گیلان، انوشیروان نعیمی اکبر، به اهتمام: محمدرضا توسلی، تصحیح و تحشیه: فریدون نوزاد، مقدمه: افشین پرتو، بلور، رشت، اول، ۱۳۹۳٫

[۱۶] سایت در سیاهکل، دکتر افشین پرتو دار فانی را وداع گفت، ۲۶ شهریور ۱۳۹۴، کد خبر: ۶۱۹۲۲:

http://www.darsiahkal.ir/61922/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9-%DA%AF%D9%81%D8%AA/ 

[۱۷] سایت در سیاهکل، اعلام زمان تشییع «افشین پرتو» پژوهشگر تاریخ گیلان، ۲۷ شهریور ۱۳۹۴، کد خبر: ۶۱۹۷۷:

http://www.darsiahkal.ir/61977/%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B4%DB%8C%DB%8C%D8%B9-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DA%AF%D8%B1/

خبرگزاری مهر، پیکر افشین پرتو به خاک سپرده شد، شناسه خبر: ۲۹۱۹۰۹۱ – شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۴ – ۱۴:۵۳:

http://www.mehrnews.com/news/2919091/%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF

ارسال دیدگاه

  1. نویسنده دیدگاه:  ناشناس
    1394/07/1 - 07:21
  2. نویسنده دیدگاه:  ناشناس
    1394/07/1 - 09:50

    افشین پرتو استاد و دبیر تعداد زیادی از فرهیختگان گیلانی است که این نویسنده […] هم نمی شود

    پاسخ
    • نویسنده دیدگاه:  مدیر
      1394/07/1 - 11:23

      رنگ ایمان: آن قسمت از نظرات که دارای کلمات مغایر اخلاق بود حذف گردید و سه نقطه جایگزین شد.
      منتظر بودیم که شما جوابیه ای علمی می نوشتید و متاسفیم از اینکه با یک متن علمی، اینگونه با بی ادبی و ادبیاتی سخیف سخن می گویید.
      ضمنا هر چه در این مقاله آورده شده است با ادبیاتی کاملا محترمانه و در عین حال کاملا مستند است و اگر کسی اشکالی علمی دارد ما حتما پذیرا هستیم.

      پاسخ
      • نویسنده دیدگاه:  مصطفی
        1394/07/2 - 00:31

        سلام به مسئولین سایت رنگ ایمان، شان سایت رو پایین نیارید و حتما پیام رکیک خوانندگان رو حذف کنید لطفا

        پاسخ
    • نویسنده دیدگاه:  ناشناس
      1394/07/4 - 11:48

      با سلام خدمت همه خوانندگان فرهیخته رنگ ایمان. چه منتقدین مؤدبی هستند این طرفداران جناب پرتو! آخی، خیلی اینها به مخالف شان احترام می گذارند! خوب است اینها مامور تقسیم بهشت و جهنم یا مامور تقسیم روزی ملت نبودند، حتما نویسنده این مقاله را -که البته نمی خواهم همه محتوایش را تاییید کنم- از روزی در دنیا و از بهشت در آخرت محروم می کردند!

      پاسخ
  3. نویسنده دیدگاه:  یک گیلانی
    1394/07/2 - 09:07

    شما که بر خود رنگ ایمان نام نهاده اید کاش بویی هم از ایمان میبردید. این چندمین بار است که از بنگاه نفرت پراکنی تان به فرهیختگان تازه درگذشته این دیار می تازید و آن را نقد علمی نام می گذارید. اگر بر مدار ایمان مولا علی (ع) هم بودید، جوانمردانه آن است که در زمان زنده بودن این مردمان درباره آنها بنویسید تا خودشان پاسخ شما را بدهند. از شبنامه شما میشود فهمید که تنها مشکلتان با مرحوم پرتو آن است که انقلاب میرزا را یک انقلاب اسلامی ندانسته است. اگر کمی منطق تاریخی و درک درست داشتید درمیافتید که قطعا میرزا در پی برپایی یک انقلاب اسلامی نبود چرا که برادر عزیز اساسا در زمان میرزا، مشکل ایران، اسلام نبود بلکه تمامیت ارضی مملکت و استقلال آن بود. مملکت و حکومت اسلامی بود و همه امور شریعت به شدیدترین وضع اعمال میشد. در ضمن در هیچ یک از مرامنامه های جنگلیان حرفی از برپایی حکومت اسلامی نیامده است و معلوم نیست نوقلمانی چون شما که از وصل کردن هرچیز به اسلام، نمدی برای کلاه خود میدوزید، چه بهره ای از تاریخ میبرید. حال یک سؤال ساده؛ شما که این همه استدلال علمی دارید و آنقدر خودشیفته هستید که از نوشته خودتان با عنوان «نقد علمی» یاد میکنید چرا در زمان زنده بودن آن مرحوم نقدهای علمی تان را به شخص ایشان ارسال نکردید و یا منتشر نکردید. خدا پدر حوزه هنری گیلان را بیامرزد که کتاب را برای اظهار نظر برای شما ارسال میکند اما شما کی آثارتان را برای دیگران ارسال میکنید تا پیش از چاپ نظر آنها را جویا شوید. تحریف تاریخ آن است که حاجی خمامی را انسانی بهشتی تصویر میکنید در حالی که به گواه خودتان او در هنگام طلبگی عبای خود را وصله میزد و در هنگام مرگ، ۹۰ پارچه آبادی داشت! و چون استاد خمامی زاده در خط جدش نبود به زعم شما زیر پرچم انگلیس است اما دکتر احمد سمیعی که یک عمردر راه حزب توده سینه چاک کرد و از این مملکت گریخت، چون با شما همراهی کرد، انسانی فرهیخته است. در همه نوشته هایتان به آثار رابینو و فخرایی استناد میکنید و از آنها برای اثبات حرفتان استناد میکنید، اما در عین حال آنها را جاسوس و سکولار میدانید. پروردگار را شکر که امثال شما در مصدر امور نیستید وگرنه سرنوشت این مملکت چه بود؟ برادر عزیز با ادبیات روزنامه کیهان، با اشاره مدام به مصرف بیت المال به چه کسی گرا میدهید. چرا میخواهید جلو نشر افکار دیگران را بگیرید. مگر شما تاریخ را درمورد حاجی خمامی تحریف کردید، کسی به شما خرده گرفت؟ شما هم بنویسید و بگذارید دیگران هم بنویسند، نه اینکه دیگران لال شوند و تنها شما بنویسید. آزاده باشید. ما منتظر مرگ روشنفکری دیگر از این دیار میمانیم تا «کارنامه» او را برای همگان تشریح کنید. اِصنَع بی ما اَنتَ اَهلُهُ. والسلام

    پاسخ
    • نویسنده دیدگاه:  مدیر
      1394/07/3 - 22:27

      رنگ ایمان: این نوشته پاسخ به هر دو نظر (یک گیلانی و شاگر تاریخ) است که در ذیل این مطلب درج می شود.
      با سلام خدمت شما برادر محترم و تشکر از اینکه نظر خود را مطرح نمودید و سایت رنگ ایمان نیز به دلیل قبول داشتن فضای آزاد گفتگو، همه نظرات ـ چه موافق و چه مخالف ـ را منتشر می کند اما متاسفیم که برخی در بیان نظرات خود از حدود ادب خارج می شوند و به توهین و تهمت دست می زنند.
      اما درباره نظر شما ذکر چند نکته لازم است:
      ۱٫ این مقاله که روی سایت رنگ ایمان منتشر شد با شبنامه تفاوت های زیادی دارد چرا که حداقل نام نویسنده و اسم و رسم سایت کاملا مشخص است و ما مسئولیت نوشته های تولیدی خود را بر عهده می گیریم بر خلاف شبنامه و شبنامه نویسان که با نام مستعار نظر می گذارند.
      ۲٫ اما درباره نهضت اسلامی جنگل که در راس آن هیات اتحاد اسلام بود سخن بسیار است و ما طبق مطالعات و یافته های خود قائل هستیم که نهضت جنگل یک حرکت صد درصد اسلامی بود؛ چه اینکه حفظ استقلال و تمامیت ارضی ممالک اسلامی یکی از اصول اولیه حکومت اسلامی است که مرحوم میرزاکوچک و دیگران بر آن بسیار پافشاری کردند. و اما اینکه گفتید در مرامنامه آنها اصول اسلامی نیامده، شما را که اهل مطالعه هستید ارجاع می دهیم به مقاله «مرامنامه کمیته اتحاد اسلام و بازخوانی آرمان‌های اسلامی نهضت جنگل»، نوشته آقای میثم عبدالهی، مندرج در فصلنامه پانزده خرداد، پاییز و زمستان ۱۳۹۲، شماره ۳۷/۳۸٫ در این مقاله می توانید سند اصلی و مرامنامه واقعی نهضت جنگل را ببینید و مطالعه آن بسیاری از سوالات و شبهه های شما را پاسخ خواهد گفت.
      ۳٫ مقالاتی که روی رنگ ایمان نوشته می شود نظرات یک جریان تاریخنگاری است و شما اگر نقد و نظری دارید بهتر است که به صورت مستند نظرات تان را بنویسید. انتشار این مقالات بهانه خوبی برای تضارب آرا و افکار مختلف پیرامون موضوعات گیلان شناسی است. لذا نکته ای که درباره شاهد عینی و سایت تاریخ ایرانی ذکر کردید را می پذیریم.
      ۴٫ جهت اطلاع عرض شود که موسسه رنگ ایمان کلیه آثار تولیدی خود را زیر نظر یک مسئول پروژه و چند استاد راهنما به سر انجام می رساند و آخرین کتاب ما یعنی کتاب آیت الله خمامی زیر نظر سه نفر از اساتید برجسته تاریخ معاصر کشور نهایی شد. این کتاب مورد تحسین بسیاری از اساتید قرار گرفت و حتی در همان ابتدای رونمایی از کتاب، برای اولین بار در شهر مقدس قم که مهد آزاداندیشی می باشد مورد نقد و نظر علمی اساتید و دانشجویان چندین دانشگاه و موسسه قرار گرفت، اما متاسفانه در رشت که از گذشته محل تضارب و تعادل افکار بوده و همچنان باید باشد، مورد بی مهری برخی افراد قرار گرفت که همراه با تهمت و افترا به آیت الله خمامی و نویسندگان کتاب بود.
      ۵٫ اما درباره آیت الله خمامی که آن شبهه را مطرح نمودید باید عرض شود که اولا ما فقط قسمت کمی از خدمات ایشان به اسلام و ایران و گیلان را که توانسته بودیم به آن دست پیدا کنیم مطرح کردیم و فکر کنم ما هم اگر مثل کسروی یا ناظم الاسلام یا ملک زاده در کتابمان فقط فحش می نوشتیم، و به مذاق برخی خوش می آمد، الان می شدیم استاد مسلم تاریخ! خوب بود که شما در نظر بعدی که ذیل همین مطلب، خود را یک «شاگرد تاریخ» دانسته اید (و هنوز معلوم است که با فضای مجازی و نحوه استفاده از آن آگاهی ندارید و البته ما شما را شماتت نمی کنیم که با دو اسم نظرات خود را مطرح کرده اید و همان حرفها را درباره میرزا کوچک دوباره نوشته اید تا دیگران فکر کنند که افراد مختلف نظرشان اینگونه است.) این تحریف تاریخ را که فرمودید ذکر می کردید. ثانیا درباره مکنت آیت الله خمامی می توانید رجوع کنید به صفحات ۶۷ تا ۷۲ کتاب آیت الله خمامی و قسمتی از متن آن صفحات را به طور خلاصه جهت استحضار در اینجا می آوریم:«دولت قاجار دولت ضعیفی بود و توانایی مدیریت اقتصادی ایران را مانند مدیریت سایسی نداشت. این مسئله باعث شد تا هر دولت خارجی مثل روسیه و انگلیس هرچه که بخواهند به ایران تحمیل کنند… در زمان قاجار ـ مخصوصا بعد از نهضت تحریم تنباکوـ علما به این باور رسیدند که جهت رفع وابستگی به بیگانگان و جلوگیری از سلطه استعمارگران لازم است وسایل مورد نیاز مردم در داخل کشور تولید شود… این مسائل باعث شد که علما وارد فضای اقتصادی شده و در راه افزایش تولیدات داخلی و کاهش مصرف محصولات خارجی کوشش کنند. به عنوان نمونه آیت الله حاج ملاعلی کنی دست به فعالیتهای اقتصادی گسترده ای زد… در گیلان نیز آیت الله حاج ملا رفیع شریعتمدار از روحانیونی بود که وارد این فعالیتها شد… بعد از حاج ملا رفیع هم آیت الله خمامی به طور جدی وارد این میدان شد. وضع مالی پدرش از سابق خوب بود و آیت الله خمامی با آن پشتوانه شروع به فعالیت اقتصادی کرد و خدمات زیادی برای مردم آن سامان انجام داد… نکته جالب این است که تمامی املاک حاجی خمامی همچنان که در زمان زنده بودن ایشان در اختیار و تصرف مردم مستضعف و روستانشین بوده است، بعد از شهادت ایشان نیز در دست آن افراد باقی ماند و تحت تصرف و اداره آنها بود.»
      ۶٫ گفتید که «دکتر احمد سمیعی یک عمر در راه حزب توده سینه چاک کرد و از این مملکت گریخت، چون با شما همراهی کرد، انسانی فرهیخته است.» شما دچار اشتباه شدید و چند شخصیت مختلف را با هم خلط کردید! ۱- دکتر مجید سمیعی که از پزشکان فرهیخته ایرانی است و در هانوفر آلمان مشغول طبابت و زندگی است. ۲- احمد سمیعی (ا.شنوا) متولد ۱۳۰۹ در بروجرد است و با اینکه لیسانس ادبیات دارد ولی از تاریخنویسان به شمار می رود و کتاب هایی چون سی و هفت سال و خاطرات سیاسی مورخ الدوله سپهر را در کارنامه خود دارد. ۳- احمد سمیعی گیلانی که متولد ۱۲۹۹ش در رشت است و نوه دختری آیت الله خمامی است. او دارای فوق لیسانس ادبیات است و امروزه به عنوان «پدر علم ویرایش نوین ایران» شناخته می شود. او عمری در راه حزب توده سینه چاک نکرده تا از کشور بگریزد. او از سال ۱۳۱۸ در تهران زندگی می کند و الان عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی و سردبیر مجله نامه فرهنگستان است. ایشان نه «دکتر» است و نه «توده ای»! سوال اینجاست، شما کسی را که نمی شناسید چگونه اتهام به او زده و به وی توهین می کنید؟
      ۷٫ اما درباره استناد به آثار رابینو و فخرایی باید گفت که چون آثار اینان در بسیاری از کتب مورد استناد است، ما هم از باب «الزموهم بما الزموا علیه انفسهم» باید به این آثار استناد کنیم و از صحیح آنها استفاده کنیم و موارد غلط را نیز بیان نماییم. رابینو یک یهودی انگلیسی است و در خدمت دستگاه استعماری بریتانیا قرار داشت. اما در کجا به ابراهیم فخرایی نسبت جاسوسی داده ایم؟! نکته مهم آن است که او یک تاریخنگار با گرایش فکری خاصی است و کتابهایش دچار اشکالاتی است که خواننده باید آنها را بداند.
      ۸٫ چرا جریان روشنفکری از اینکه نظرات مخالفینش بیان شود در وحشت و اضطراب است. شاید به این خاطر که اگر پشت پرده هایش بیان شود و نقدی علمی و مستند بر ادعاهایش انجام شود، به زودی همه، دستِ خالی این جریان را می بینند. خط رایجِ تاریخنگاری صد سال است که پرده ضخیمی را روی واقعیت های تاریخی کشیده و تنها روایت خود را می پسندد و از اینکه حتی کورسوی امیدی جریان یابد که روایت درستی از تاریخ داشته باشد را به سختی رد می کند. صد سال، فقط یک خط تاریخنگاری در ایران وجود داشت و درباره وقایع معاصر ما اظهار نظر کرد. حالا چرا از اینکه یک صدای مخالفی شنیده شود دچار واهمه شده است؟
      ۹٫ الحمدلله ما چون قائلیم که در فضای محترمانه گفتگو و تبادل افکار است که می شود راه راست را پیدا کرد لذا هیچ وقت جلوی اظهار نظر کسی را نگرفته ایم و همیشه از نظرات افراد استقبال کرده و می کنیم و دعوت می کنیم از خوانندگان و افراد مختلف تا جهت گفتگو با نویسندگان و اعضای هیات علمی موسسه با ما در ارتباط باشند و در این مسیر هیچگونه محدودیتی نداریم.
      ۱۰٫ این نکته را در آخر بگوییم که ما برخلاف شما منتظر مرگ کسی نیسیتم و عمر را دست خدای متعال می دانیم و هر آنچه او صلاح بداند همان می شود و آرزو می کنیم که همه در راه مستقیم اسلام ناب محمدی و علوی قرار داشته باشند و از خدا می خواهیم که به ما کمک کند که آنچه که وظیفه ماست و آن روشن کردن افکار مردم علی الخصوص جوانان را بتوانیم به شایستگی و بدون غرض ورزی به انجام برسانیم.

      پاسخ
    • نویسنده دیدگاه:  تی همشهری
      1394/07/4 - 11:56

      سلام نام خداست!
      جناب شاگرد تاریخ جان! دغدغه استاد دوستی و عادت تاریخ دوستی تان محترم است فارغ از نوع تفکرت. اما، در تاریخ نباید نوشته های چند نفر معدود -که نوعا از جاهای معدود تغذیه می شده اند- را مسلم و وحی منزل بیانگارید! شما هم البته وقتی که به عرصه پر تلاطم تاریخ وارد شوید خواهید دانست که آنچه ارزش دارد و قیمتی است واقعیت های تاریخی است نه مشهورات و مسلمات و احیاناً مجعولات تاریخی! فکر کنید عده ای از قرن ۷ به بعد بخواهند در بوق و کرنا بدمند که کتابسوزی در ایران به دست اعراب و مسلمین اتفاق افتاده و چنین و چنان شده، آیا من و شما همه باید قرنها و سالها، همان سخن را -البته با فراوری نوین مانند آنچه در آثار جناب افشین می دیدیم- تکرار کنیم! آیا می توان در علم مقلد بود؟ آنهم در تاریخ که گزاره هایش جزئی اند از طرفی، و به شدت در معرض خدشه و تحریف و جعل اند و در گذر زمان باید منتظر اسناد و شواهد و تحلیل های تاریخی تازه یاب بود برای وصول به واقعیت!ً گیرم همه استان و بلکه کشور و بلکه جهان را دادند به طیف روشنفکران فخیمه گیلانی، آیا کسی چون شما آنها را نمایندگی می کنید در نوع برخورد با دیگر محققین! آیا می توان یک کتاب گرانسنگ را -که صدها ارجاع و مستند ارائه کرده- با فحاشی و تحاشی، از نظرها انداخت؟ اصلا گیرم توانستید، آیا این رویه را عاقلانه و عالمانه می دانید؟ به نظرم باید کمی دوراندیش تر با یکدیدگر مباحثه کنیم تا نتیجه بحث هایمان وصول به حق و حقیقت باشد

      پاسخ
  4. نویسنده دیدگاه:  شاگرد تاریخ
    1394/07/2 - 09:22

    مدتها خواننده مطالب شما بودم اما با چند نوشته اخیرتان که اغلب تحریف و کینه ورزی است، امیدوارم در رفتارتان تجدید نظر کنید. به سایت تاریخ ایرانی رجوع کردم اما هیچ جای آن ننوشته بود که با آقای پرتو، به عنوان یک شاهد عینی سخن گفته میشود. عین عبارت این است: «افشین پرتو، پژوهشگر تاریخ معاصر گیلان و از سوی دیگر به عنوان یکی از ساکنان سیاهکل، به پرسش‌های «تاریخ ایرانی» درباره جزئیات واقعه حمله چریک‌ها در ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ به پاسگاه سیاهکل پاسخ می‌دهد.» پس فکر میکنم معنای «یکی از ساکنان» با «شاهد عینی» خیلی فرق میکند. در ضمن انقلاب میرزا یک انقلاب آزادی خواهانه بود نه انقلاب اسلامی و این نکته در مرامنامه آنها آمده است.
    نویسنده گرامی، آقای پرتو صدها فرزند گیلان را با تاریخ و کتابخوانی آشتی داد. او انسانی شریف و پاکدست و حتا تنگدست بود. حداقل به او به عنوان یک معلم و یک پدر احترام بگذارید.

    پاسخ
  5. نویسنده دیدگاه:  یک گیلانی
    1394/07/3 - 09:54

    از اینکه پاسخ دیگران را منتشر نمیکنید میتوان به حقانیت گفته هایتان پی برد. علی مولا نور معرفتش را بر دلهایتان بتاباند.

    پاسخ
  6. نویسنده دیدگاه:  ؟؟؟
    1394/07/3 - 09:59

    وقتی امروز سوم مهر است ، چطور نظرات خوانندگان شما در هفتم مهر منتشر شده. با دقت تر جعل کنید.

    پاسخ
    • نویسنده دیدگاه:  مدیر
      1394/07/3 - 22:17

      رنگ ایمان: متاسفانه این یک اشکال فنی در سایت هست که در تمام نظرات به وجود می آید و درصدد رفع آن هستیم

      پاسخ
  7. نویسنده دیدگاه:  صابر خاکی همجوار سیاهکلی
    1394/07/4 - 00:14

    این روزها در مورد مرحوم افشین پرتو مطالب زیادی گفته میشود که ذکر این مطالب نیز خالی از لطف نیست:
    ۱- […] بنابراین اینکه فوت ایشان بر اثر بیماری قلبی را ناشی از بازداشتهای پس از انقلاب وی بدانیم صرفا یک دروغ عامدانه است.
    ۲- جالب است با توجه به تفکرات چپ گرایانه وضد روحانیت وی که درنگاه ایشان به میرزا کوچک خان همیشه مشهود بود، ایشان در رهایی از بسیاری تخلفات امنیتی وسیاسی پس از انقلاب اسلامی که عمدا یا سهوا مرتکب میشدند مدیو ن یک یا بعضا دو روحانی پر نفوذ استان گیلان بودند
    ۳- ادعا شده که ایشان با توجه به نیاز مالی هکتارها زمین مزروعی ارثیه خود رادر اختیار کشاورزان منطقه قرار داده اند اما جالب است بدانید این زمینها ابتدا در دهه چهل با اصلاحات ارضی عصر پهلوی دوم وسپس پس از انقلاب اسلامی از خاندان ملاک ایشان گرفته شد وبه صاحبان اصلی آنها یعنی کشاورزان تعلق گرفت اتفاقا درسالهای اخیر مرحوم پرتو با اسنادی مخدوش تلاش زیادی برای باز پس گیری آنها انجام داد که پس از نتیجه نگرفتن تنها قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران را متهم میکردند
    ۴- گرچه مرحوم پرتو آثار قابل تاملی درباره گیلان منتشر کردند اما متاسفاه عدم روحیه نقدپذیری ایشان در مورد آثارشان باعث گردید برخی جعلیات تاریخی بدون توجه به منافع ملی وضروریات امروز ایران در آثار ایشان خودنمایی کند.
    و اما درپایان باید گفت حفظ حرمت استاد مهم است اما یادمان باشد اساتید ودبیران نخبه دردمند منافع ملی جایگاه رفیع تری دارند. با تشکر

    پاسخ
    • نویسنده دیدگاه:  مدیر
      1394/07/4 - 06:35

      رنگ ایمان: با تشکر از نظری که ارائه نمودید.
      اما چون قسمت ابتدایی نظر شما درباره مسائل شخصی خانوادگی ایشان بود فعلا از انتشار آن خودداری کردیم و خواهشمندیم درباره افکار و آثار همدیگر به تبادل نظر بپردازید.

      پاسخ
    • نویسنده دیدگاه:  ناشناس
      1394/07/4 - 14:09

      عجب افشین پرتو چندبار به زندان رفته بود! پس چطور است که مسولان فرهنگی اینقدر از این جماعت تجلیل می کنند?!

      پاسخ
  8. نویسنده دیدگاه:  زنده باد مخالف من ...
    1394/07/4 - 00:16

    با سلام. مطلب بسیار جالبی است و شروع خوبی برای یک چالش. اول این نکته را بگویم که بیاییم مستند بنویسیم هم در دیدگاه و هم در متن. پس از مطالعه مجموع متن و دیدگاه چند نکته به نظرم آمد که به مرور زمان به آنها اشاره می کنم:
    یک: در خصوص آن قسمت از ارائه دیدگاه “یک گیلانی” که آورده اند: “برادر عزیز با ادبیات روزنامه کیهان، با اشاره مدام به مصرف بیت المال به چه کسی گرا میدهید. چرا میخواهید جلو نشر افکار دیگران را بگیرید و …” باید تاکید و تکرار مکررات نمود که طبق فرمایش حضرت آقا در ” دیدار رئیس‌جمهور و اعضاى هیأت دولت‌ در تاریخ ۱۳۹۴/۰۶/۰۴” می بایست اگر کتابی با مبانی انقلاب و مبانی اسلام مخالف باشد، جلویش را گرفت و با آن برخورد کرد. حضرت آقا در این خصوص فرمودند: “دو کار اساسی و اصلی است که باید انجام بگیرد؛ یکی تولیدات فرهنگی سالم در زمینه‌های مختلف، و یکی جلوگیری از تولیدهای مضر و به‌اصطلاح متاع و کالای مضرّ فرهنگی؛ به نظر من این جزو کارهای اساسی است. در همه‌ی دنیا مراقبت از محصولات فرهنگی و کتاب و مانند اینها وجود دارد؛ کجای دنیا است که وجود نداشته باشد؟ یک‌جا را به من نشان بدهید … هر کشوری یک اصولی دارد که این اصول باید مراقبت بشود و دستگاه‌های حاکمیّتی باید این اصول را رعایت کنند؛ رودربایستی ندارد. اگرچنانچه می‌بینید فلان تئاتر، فلان فیلم، فلان کتاب، فلان نشریّه با مبانی انقلاب و مبانی اسلام مخالف است، جلویش را بگیرید و با آن برخورد بکنید. حالا چگونه برخورد بکنید، آن یک بحث دیگر است، آن مربوط به دستگاه‌ها است و نگاه کنید ببینید مقرّراتتان چه میگوید؛ لکن رودربایستی نکنید و این را صریح بگویید. پس بنابراین خوراک فرهنگی سالم و جلوگیری از خوراک فرهنگی ناسالم و مضر، اساس کار است.”
    این “یک” بود، باز هم می آیم. البته نگذاریم زنده باد مخالف من فقط یک شعار باشد به مخالفان خود احترام بگذاریم و جواب علمی و مستند بدهیم.
    راستی در مورد نقد کتابهای “استاد دوستان کم تحمل” مطالبی بیشتری بذارید. کتاب “تاریخ گیلان” و اون مطلبی که در خصوص یهود و سیاهکل نوشته.
    ممنون.

    پاسخ
    • نویسنده دیدگاه:  سبحان
      1394/07/4 - 14:15

      با توجه به این فرمایش صریح رهبری چرا حوزه هنری گیلان این کتابها رو چاپ میکنه?نظراتتون رو واضح به اونها نمیگید?

      پاسخ
      • نویسنده دیدگاه:  محمدی
        1394/07/4 - 16:06

        صرف اظهار نظر رهبری، به معنای التزام عملی مسئولین نیست. بلکه همین بحث های مفید باید زمینه روشنگری را فراهم کند و این امور را به مطالبه گفتمانی تبدیل کند تا اگر این نویسنده های مسئله دار را معرفی نمی کنند، لا اقل پول بیت المال -و مهمتر از آن اعتبار و برند جمهوری اسلامی- را خرج آنها نکرده باشند

        پاسخ
    • نویسنده دیدگاه:  ناشناس
      1394/07/5 - 09:50

      اعضای محترم سایت رنگ ایمان
      با تشکر از شما که دعوت به آسیبشناسی جریان روشنفکری در گیلان کرده اید. باید گفت که قطعا شما گزینه مناسبی برای میزبانی این جریان نیستید. فقط کافی است که به پاسخ عمده مخاطبانتان مراجعه کنید که مدام در حال تهدید دیگران هستند و با اشاره به نشانه های قدرت سعی در پاسخگویی دارند نه با منطق و مدام این نکته تکرار میشود که چرا این مطالب چاپ میشود؟
      دوم فرمودید که دو نفر (یک گیلانی و شاگرد تاریخ) یکنفر هستند! نخیر برادر گرامی، احتمالا با کمی هوشمندی از نوع نگارش و لحن گفتار میتوان دریافت که اینها دونفرند که از یک ip مشترک استفاده میکنند. نباید مساله را امنیتی کنید. در ضمن چنانکه شما فرمودید و بعد پاک کردید نیست و ما هم با فضای مجازی آشنا هستیم و شاید هم بیشتر از شما.
      به ما اجازه بدهید که برای گفتگو با شما کمی جوانب احتیاط را رعایت کنیم. وقتی سرنوشت پسر شهید مطهری برای کرسی آزاداندیشی آن است ما که از ابتدا قوم ظالمینیم، تکلیفمان معلوم است.
      اما پاسخ به استدلالهای شما. ابتدا از شما میخواهیم طبق شماره به چند سوال زیر پاسخ شفاف بدهید یا اگر اشتباه کرده اید ، لااقل عذرخواهی کنید و مطالب را در هم خلط نکنید، چون ممکن است پاسخهای مطول و درهم شما خواننده نوخوانده را مرعوب کند، اما اهل بخیه را مجاب نمیکند:
      ۱٫ چرا در زمان زنده بودن افراد، کارنامه و زندگی آنان را مرور نمیکنید تا اگر حقانیتی هست خود افراد پاسخ دهند یا خود را اصلاح کنند. فلسفه ی این کار چیست.
      ۲٫ چرا نوشته اید که با آقای پرتو، به عنوان یک شاهد عینی ماجرای سیاهکل سخن گفته شده در حالیکه در سایت تاریخ ایرانی اینگونه نیامده است و عین عبارت این است: «افشین پرتو، پژوهشگر تاریخ معاصر گیلان و از سوی دیگر به عنوان یکی از ساکنان سیاهکل، به پرسش‌های «تاریخ ایرانی» درباره جزئیات واقعه حمله چریک‌ها در ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ به پاسگاه سیاهکل پاسخ می‌دهد.»
      ۳٫ در مورد آقای احمد سمیعی که افتخار ما گیلانیان است، قصد پرونده سازی ندارم چرا که برخلاف شما برای ما میزان حال افراد است. او از افتخارات سرزمین ماست همانگونه که خمامی زاده است. بد نیست گوشه ای از گفتگوی ایشان را در سایت تبیان بخوانید: «درآن زمان دوره فوق لیسانس وجود نداشت و استاد فروزانفر از فارغ التحصیلان مقطع لیسانس، عده ای را برای دوره دکترا انتخاب می کردند. من هم پذیرفته شدم و سال اول را با موفقیت گذراندم. سال بعد با ورود متفقین به ایران، داوطلبانه به خدمت نظام وظیفه رفتم و از همان زمان وارد جریاناتی شدم که به طور کلی تا چند سال از کار و تحصیل باز ماندم. (!).» در این میان یه دهه از زندگی استاد سمیعی گم شده است! اگر کمی با جناب سمیعی حشر و نشر خصوصی داشتید برایتان میگفت که آن سالها کجا بوده. اما با این همه من به شخصه دستبوس ایشانم. اما خمامی زاده مرحوم همین خطای کوچک را هم نداشت.
      ۴٫ میرزا فخر ماست، ما به او میبالیم و آزادیخواهی و منش مبارزاتی او را ستایش میکنیم. این ماجرا به زعم ما هیچ ربطی به اسلامی و غیراسلامی بودن جنبش او هم ندارد. اما شما نمیتوانید به عنوان سند، ما را به مقاله خودتان ارجاع دهید. مرامنامه جنگل موجود است و تمام نامه ها و خطابه های میرزا نیز موجود است و اساسا جنبشی که بیشتر رهبران آن جز میرزا و چند تن دیگر تفکر کمونیستی داشتند، حتا اگر هم میرزا میخواست نمیتوانست به آن سو برود. و اساسا اگر ارزش میرزا برای شما به اسلامی بودن اوست برای ما به آزادیخواهی و حفظ استقلال ایران است و اگر سند تازه یاب دیگری دارید آن را ارائه کنید. و اساسا چرا باید در مملکتی که اسلامی است دوباره انقلاب اسلامی برپا کرد. گویی در زمان حال کسی ادعای برپایی انقلاب اسلامی را در ایران داشته باشد.
      ۵٫ صحبت بر سر آن نیست که چرا درباره مرحوم حاجی خمامی کتاب چاپ کرده اید، دستمریزاد، سخن بر سر تطهیر اوست. او یک مخالف مشروطه بود مانند چندین و چند تن روحانی دیگر و این چون نور روز آشکار است. فتوای ذیل از حاجی خمامی در هر تاریخی که صادر شده باشد مؤیّد آن است که در آن مدّت هم که مدّعی همراهی با مشروطه بوده، جهت التزام به نظام حکومتی بوده و نه از سر اعتقاد: «این حادثه که در این عصر واقع و تسمیه به اسم مشروطه شده – اعاذنا الله و کافّه المسلمین من شرّها – قلع و قمع آن بر هر مقتدری لازم است و ابداً سازگاری با قواعد اسلام و مسلمانی ندارد و قانون حرّّیّت و سویّت با قوانین مقدّسه شریعت مطهّره انطباق ندارد. کدام عضو از اعضای انسان در شرع انور به حرّیّت موسوم است ؟ خداوند متعال برای هر عضوی حدّی مقرّر فرموده و نه چشم و نه گوش و نه زبان و نه سایر اعضا را آزادی نداده برای هریک حدّی در شرع است و سویّت در طبقات افراد و اصناف انسان چه وقت بوده ؟ و این سویّت را کی مقرّر فرموده؟ این مشروطه که ملحوظ شده ، جز فتنه و فساد و ترویج باطل و توهین اسلام نیست. بر قاطبه اهل قبله و اهل اسلام است که در اطفای نایره این فتنه مشروطه به جان و مال کوشش نمایند و دین قویم اسلام را از شرّ این مشروطه آسوده سازند». سوای آنچه گفته شد، همان نامۀ ارادتمندانۀ حاجی خمامی به محمّدعلی شاه پس از به توپ بسته شدن مجلس دلیل روشنی بر مخالفت او با مشروطه است: «سریر سلطنت اعلی حضرت شاهنشاه اسلامپناه جهانمطاع خلّدالله ملکه و سلطانه استدعای دعاگوی قدیمی و پیر نودساله عفو عمومی از اهالی مملکت گیلان در این تقصیر خارج¬العاده فریب خورده های از مفسدین مملکت است به مقتضای آیه شریفه و ان عدتم عدناً و جعلنا جهنّم لالکافرین حصیراً در صورت عود، مبتلای جزای ابدی دولت ابد آیت خواهند شد. انّما یعجل من یخاف الفوت. الامرالاقدس الاعلی مطاع.». گفتنی آن‌که در همان زمان ارکان ثلاث نجف تلگراف ها و نامه های تند به محمّدعلی شاه نوشتند و حتّی فتوا دادند که دادن مالیات به محمّدعلی شاه حرام است. فهرست ۱۶ صفحه ای املاک مرحوم حاجی خمامی که املاک موروثی نبوده چراکه در زمان طلبگی آنقدر فقیر بوده که یقه لباس مندرسش را تعویض میکرد، کمی آدمی را دچار شک میکند. بر همگان آشکار است که املاک فراوان در زمان قاجار چگونه به دست می آمده است و شخص در چه صورت قادر به نگهداری آن بود که مصداق بارز آن امین الدوله است. به نوشته صفحه ۴۴ کتاب، مرحوم حاجی خمامی که حتّی نصب شماره پلاک بر روی خانه های مردم را مذموم میشمرده، نمیتوانسته روحانی محبوب مردم باشد و اساساً هیچکدام از معمران از او به نیکی یاد نکرده اند. او یک انسان بود با دیدگاه ها و خطاهای خودش که نیاز به معرفی داشت که شما زحمت آن را کشیدید، نه شهیدنمایی که اساساً هیچ ادعایی از طرف خانواده ایشان در آن دوره مبنی بر شهادت ایشان وجود ندارد مگر از سوی شما.
      ۶٫ این بحث از لحاظ بنده کم‌سواد تمام شده است، چون زندگی امورات مهمتری هم دارد اما خوشحال میشوم پاسخ کوتاه و صریح شما را به ویژه به سه مورد نخست بشنوم. و من برخلاف دوست دیگر، منتظر نوشته های دیگر رنگ ایمان میمانم.

      پاسخ
      • نویسنده دیدگاه:  ناشناس
        1394/07/5 - 19:18

        شما چطور این همه بلند بالا و مفصل اشکال می کنید و اشکالات سابق رو تکرار می کنید و انتظار دارید که رنگ ایمان جواب کوتاه به شما بده!
        ولی خوبه که ادبیاتها بهتر شده و دیگه از کلمات رکیک استفاده نمیشه اما این نوشته پره از اتهام و تهمته!!! اتهام و تهمت رو هم که هر چقدر جواب بده تمومی نداره
        پیشنهاد می کنم سایت رنگ ایمان موضوعات خاصی رو انتخاب کنه و به گفتگو بزاره نه اینکه کلی باشه و معلومه که خیلی از مخاطبین این سایت اهل مطالعه و پیگیری هستن.
        درود بر گیلانیان آزاد اندیش و متفکر

        پاسخ
      • نویسنده دیدگاه:  تی همشهری
        1394/07/15 - 19:14

        سلام. حالا کم کم دارید وارد مباحث علمی می شوید. به نظرم در صورت ادامه این بحث ها که حالا با ادبیات تقریبا علمی و متین دنبال می شود. می توانیم امید داشته باشیم که در کوتاه زمانی برادرانه رو در روی هم به بحث آزاد بنشینیم با سویه علمی و نه با سویه امنیتی و…. .
        در مورد آیت الله خمامی یا میرزا مسئله این است که اینها حقیقتا چهره های اسلامی بوده اند و در این مدت یک قرن اخیر توسط یک جریان خاص -که عبداللهی بعد از مرگ یا در آستانه مرگش از آنها می نویسد!- یا تخریب شده اند و یا مصادره! اگر ایشان ارجاع به مقاله ای علمی که در نشریه ای علمی منتشر شده داده اند، پس شانتاژ ندارد، شاید سندی تازه یاب را منتشر کرده که اتفاقا هم کرده است و جالب اینکه بدانید شما در مدت های مدیدی تنها گزاره های تاریخی غیر مستندی را واگویه کردید! دیگر اینکه اگر هم خمامی علیه مشروطه اقدام کرده این که دلیل نمی شود بر اینکه او را در تاریخ در همه جوانب تخریب و منهدم کنید! به نظرم خوب است واقعیت را مردانه و منصفانه واگویه کنیم زیرا که ماهتاب حقیقت در شب تار هم پنهان شدنی نیست!

        پاسخ
  9. نویسنده دیدگاه:  محمد
    1394/07/5 - 14:42

    متاسفانه فضای فرهنگی گیلان برای افراد حاشیه دار امن تره تا برای افرادی که بخوان با دغدغه انقلابی و ارزشی فعالیت کنند.
    شاید این ضعف به خود نیروهای انقلابی هم برگرده، اما حقیقتا مسوولین چطور جوابگو میخوان باشن؟؟؟ وقتی خیلی از نیروهای انقلابی برای کارهای اجرایی ساده و پیش پا افتاده تو عرصه فرهنگ و فکر با مشکل روبرو هستند، چطور راه برای افراد حاشیه دار کاملا باز و امنه؟
    در مورد نظرات بعضی از دوستان هم، خیلی جالبه، این جماعت به اصطلاح روشنفکر همیشه به خوش انصافی و منطق و عادلانه حرف زدن معروف بودند، کاش حرف روشنی داشتند برای گفتن، همونطور که فکرشون روشن هستش.

    پاسخ
  10. نویسنده دیدگاه:  زنده باد مخالف من ...
    1394/07/6 - 00:36

    دوباره اومدم. عجب مباحث جالبی تو سایت شکل گرفته.بازم از همه افرادی که در این مباحث و مشابه آن شرکت می کنند از طرف همه اونای که به شعار زنده باد مخالف من… اعتقاد دارند ممنونم.
    اما قرار شد به هم احترام بذاریم نه از ادبیاتی مثل “قطعا شما گزینه مناسبی برای میزبانی این جریان نیستید و …” استفاده کنیم؛ هر چند خیلی بهتر شده.
    ضمناً برخی سوالات مطرح شده توسط ناشناس جالب و منتظر نظرات نویسندگان سایت هستم.
    و حالا
    دو: طرح مباحثی که در این سایت مطرح می شه می تونه از اسطوره (بت، قبله نما و …) سازی برخی عناصری که سطح اونا بسیار کم است جلوگیری کنه. برخی میگن چرا این مباحث الان و بعد فوت افراد گفته می شه؛ به نظر من دو نکته دارد: ۱- تو این سایت مطلبی انتقادی تند خوندم در مورد آقای ابتهاج که بسیار جالب بود و فکر کنم هنوز زنده هستند (تا هنگام نگارش!!)، ۲- این روشنگریها بیشتر برای برخی افراد و مخصوصاً مسنولین بی اطلاع است که بدون داشتن دانش کافی در خصوص افراد در مورد اونا نظریه می دن و می گن باید مجسمه ش رو ساخت، خیابان به نامش کرد و …، آخه مسئولی که نمی دونی همین کلمه مسنول چه بار سنگینیه!، چرا افرادی که خودشون معترفن به اسلام دلبستگی ندارند رو توی مملکت اسلامی بزرگتر از اونی که هستن می کنید اونم با بودجه بیت المال! (البته این افراد با پول شخصی می تونند مثل ما نظرات خودشون را منعکس کنندا) (به نظر من آقای افشین پرتو فقط یک نویسنده بود، همین، که نوشته هاش هم وجه مثبت داشت (خیلی کم)، و هم وجه منفی (خیلی زیاد) (مفصلاً بعداً در این مورد می نویسم)- و خیلی خوشحالم افرادی هستن که حواسشون هست به آگاه سازی مسئولین)
    بازم میام … این اولین سایتی که داره در استان ضمن تولید محتوای فرهنگی سالم چنین مباحث چالشی مطرح می کنه و همه مشارکت می کنند. لطفاً ادامه بدید با شعار …
    ضمناً در مورد افراد دیگر نیز، این جریان را آغاز کنید، فقط قبلش خبر بدید (تو سایت) که ما با آمادگی بیاییم!!!

    پاسخ
  11. نویسنده دیدگاه:  زنده باد ابوالحسن
    1394/07/19 - 17:03

    با سلام. این مقاله را کاملا اتفاقی خواندم. چندی پیش متنی در فیس بوک خواندم در ارتباط با افشین پرتو و بهمن محصص.به قدری از این معماران تباهی دلگیر شدم که تنها توانستم شعری بسرایم و تنها به همسرم گفتم بیا تا چهره ی نفاق را به تو نشان دهم. دریغ و صد دریغ تریبونی در اختیار ندارم تا جوانان شهرم را با چهره ی واقعی این معماران تباهی آشنا کنم. تریبونی در اختیار ندارم تا به جوانان و هم نسلان خودم بگویم که ابوالحسن کریمی که بود و با چه کسانی مبارزه می کرد. و دریغ و صد دریغ که تریبونهای جمهوری اسلامی در اختیار همین معماران تباهی ست. زمانی دکتر پورداود بود و زمانی پرتو.
    حاج جواد کریمی شماره ی تماس من را دارد. کافی ست بگویید شماره ی دکتری را که قلبش از مظلومیت ابوالحسن همواره اندوهگین است را می خواهید. تریبونی بدهید تا رسوا کنم این رسوایان تباه کننده را.
    یا حق

    پاسخ
    • نویسنده دیدگاه:  مدیر
      1394/07/21 - 01:22

      رنگ ایمان از تمام نظراتی که به روشن شدن حقایق کمک کند استقبال می کند. از مقالات شما نیز استقبال می کند.

      پاسخ
  12. نویسنده دیدگاه:  زنده باد یاد ابوالحسن
    1394/07/20 - 00:27

    حتی فارغ از اینکه تاریخ رایج توسط چه کسانی نوشته شد، کاش جریان روشنفکری از خود می پرسید به چه دلیل در قرن اخیر، تاریخ و بالاخص تاریخ اندیشه اینچنان اهمیت یافت؟ مگر نه اینکه اهمیت دادن به موضوعی و تبدیل ان به گفتمان نیاز به قدرت دارد!؟ مگر نه اینکه حتی با سعی در نقد تاریخ رایج باز در دام گفتمان تاریخ گرایی یا شاید تاریخ پرستی گرفتار است؟ تعمق در این خصوص بهتر می تواند نشان دهد که راه و روش انها، تنها راهبرد و روش نیست!
    جنبش روشنفکری ایران و روشنفکران ایران یک عذرخواهی به ملت ایران بدهکارند . بابت خیانتهای بیشماری که به آرمان آزادیخواهی مردم ایران کرده انداگر پای صحبت جماعت خود نخبه پندار که خویشتن را آزادیخواه و منورالفکر می دانند نشسته باشید حتما شنیده اید که می گویند:
    خلایق هر چه لایق!
    و مدعی اند مردم ایران سره را از ناسره تشخیص نمی دهند و عامی اند و بی سواد اند و فلان و بهمان
    حال بیائید مروری سریع و کوتاه بر تاریخ روشنفکری ایران بیندازیم:
    از مشروطیت بگیر تا جبهه ی ملی
    از جبهه ی ملی تا نهضت آزادی
    از نهضت آزادی تا اصلاح طلبی دوم خردادی
    تمام این گروههای به ظاهر مدافع و منادی روشنفکری و تجدد گرایی به توسط و با حمایت همان خلایق به قدرت رسیدند.
    چه شد که خلایق علی رغم تمام رشادتهایی که به خرج دادند و شهدایی که تقدیم کردند حاصلشان از مشروطیت شد رضاخان و از جبهه ی ملی شد محمد رضای آمریکایی و از نهضت آزادی شد بنی صدر و مجاهدین ضد خلق و از اصلاح طلبی شد همانی که می دانیم؟!
    آیا کار،کارِ انگلیسی هاست یا گلچینِ روزگار به صفا دهندگانِ جهان امان نمی دهد؟!
    آیا سزاوارتر و مقرون به حقیقت نیست اگر بگوییم خلایقِ روشنفکر و لیبرال را هر چه لایق؟!
    بنده طرفداری از هیچ حزب و گروهی نمی کنم. معمم هم نیستم که بخواهم در مورد اسلام نظر بدهم یا اینکه فلان جنبش اسلامی بود یا چپی. بلکه تیغ پیکان سخنانم مستقیما به سمت جنبش روشنفکری ست.
    در زندان یکی از اعضای جبهه ی ملی خطاب به شهید مظلوم کریمی گفت: این همه سنگ اسلام را به سینه زدی؛دیدی جمهوری اسلامی تو را هم زندانی کرد؟!
    آزاد که شدی چکار خواهی کرد؟
    و ابوالحسن پاسخ داد: یک لحظه نیز در مبارزه با امثال تو درنگ نخواهم کرد.
    ابوالحسن راست می گفت. ابوالحسن درست می اندیشید. مبارزه با اندیشه ی روشنفکران ـ این معماران تباهی ـ از روشنفکران مشروطه بگیر تا جبهه ی ملی و نهضت آزادی و عصر ما حاصل وطن دوستی و آزاد اندیشی ست.

    پاسخ
  13. نویسنده دیدگاه:  زنده باد یاد ابوالحسن
    1394/07/22 - 02:11

    جناب مدیر محترم سایت ؛ضمن تشکر از حسن نظر جنابعالی اجازه بدهید بجای مقاله دو مطلب کوتاه و یک سوال از تخطئه کنندگان میرزا کوچک بپرسم.
    مطلب اول اینکه اگر نهضت میرزا اسلامی نبود هیئت اتحاد اسلام به چه دلیل با این نام شکل گرفت و دوم اینکه اگر میرزا سوسیالیست بود به چه دلیل با کمونیستها روابطش بهم خورد و مگر حضرات متن نامه ای که میرزا برای لنین فرستاد را نخوانده اند؟ و سوم اینکه چرا روستائیان از میرزا حمایت کردند ولی ۵۰ سال بعد همین روستائیان چریکهای فدایی سیاهکل را یکی یکی یا کشتند یا تحویل ژاندارمری دادند، آیا علت را در اعتقادات نباید جستجو کرد؟ بنده شخصا صحبتهای فردی را که در آن زمان از همان روستائیان بود را شنیدم که می گفت فدائیان کافر بودند و نماز نمی خواندند.

    پاسخ
  14. نویسنده دیدگاه:  ناشناس
    1394/11/29 - 16:54

    سال ۵۷ و ۵۸ دبیر زبان ما بود و خودش می گفت لیسانس دارد. اصلا نه مرحوم فوق لیسانس داشت و نه دکترا. انسان شریف و محققی توانا بود. لزومی ندارد که حتما به او مدرک ببندید.همه هم می دانند که مرحوم بسیار چاخان بود و غلو می کرد.

    پاسخ
  15. نویسنده دیدگاه:  از شاندرمن
    1395/07/2 - 21:23

    سالها پیش کتاب «تاریخ گیلان» پرتو را مطالعه کردم، هرچه بیشتر پیش می‌رفتم به مغلق بودن و نامأنوس بودن متن و پیچیدگی محتوا بیشتر و بهتر پی می‌بردم. متأسفانه نویسنده در آن بیشتر از آنکه بخواهد پژوهشی در تاریخ گیلان که بخشی از تاریخ ایران است داشته باشد، به نظر می‌رسید پشت این نحوه از نگارش یک خودشیفتگی کاذب و بی‌محتوا نهفته است. آن کتاب از دید بنده آنقدر ارزش ندارد تا حتی در قفسه‌ی کتابها جای‌گذاری شود تا چه رسد به مطالعه.

    پاسخ
  16. نویسنده دیدگاه:  ناشناس
    1395/09/21 - 12:26

    واقعا این مقاله نوعی نقد نفرت انگیزو شرم آور است ! البته نه برای کسانی که شغلشان نوشتن سفارشی است

    پاسخ
  17. نویسنده دیدگاه:  ناشناس
    1397/02/28 - 17:33

    خیلی جالبه این آقای پرتو تو مقدمه کتاب تاریخ رویان که تصحیح اون رو انجام دادند وقتی خواسته اند بگویند که نسخه خطی کتاب تاریخ رویان در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می شود گفته اند ” مجلس شورای ملی” . واقعا این همه نفرت از اسلام داشته باشی که سال ۹۳ کتاب چاپ کنی و نخوای اسمش رو حتی در روی نام یک ارگان ببینی.

    پاسخ
  18. نویسنده دیدگاه:  امان آله امینی اسپیلی
    1398/03/30 - 01:08

    بنام خداوند مهربان
    جناب روانشاددکترافشین پرتو از خانواده محترم و با ریشه مورد احترام و وثوق نویسندگان اندیشمند آن مخصوصا چون ایشان فرهنگی بودند مورد احترام کانون بازنشستگان چه سیاهکل چه گیلان بودند منتهی یک مورد مهم است ما در کشور ایران به ویژه شهرستان سیاهکل با پوزش از همه همشهریانم بعد از پرواز بسوی پروردگار چنان افراط و تفریط میکنند که شخصیت نویسنده و هنرمند را زیر سوال میبرند مثل همه فرهنگیان با سختی و مشتقی . رنج میبرد انتقاد میکردند به موقع حرفشان میزد و کتابها و آثارشان ارزشمند است و جمع آوری شده است که خود بسیار کار دشواری بوده نویسنده مسیری را طی میکند چارچوب دارد اما نوشتن در باره تاریخ آن هم گیلان با حساسیتی که سیاهکل در سال چهل و نه ایجاد کرده بود ایشان را در منگنه قرار میداده و انسانی در شرایط سخت روانشاددکترافشین پرتو کم هستند آین که الان بعضی ها مدعی هستند با پوزش کمی افراط در محبت میکنند ایشان اگر امکانات مادی خوبی داشتند حتما زیباترین ها را به رشته تحریر در می آوردند خیلی درد دل هست که نتوان گفت امروزه مرده پرستی ویروسی شده که تمام ایران رادر بر گرفته و چه نا زیباست بدون هیچ کمک و هم اندیشی تعریف کردند روحش شاد خدمتی کرد به جامعه ایران گیلان سیاهکل
    ……امیدوار هستم فراموشت نمی کنند روحت از من دلگیر نشود زیرا ما همه به سمت شما می آییم راحت حرف میزنیم

    پاسخ