مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
دوشنبه 27 خرداد 1398 - Monday 17 Jun 2019
محتوا
علامه ای که در بازار، شاگردی می کرد

علامه ای که در بازار، شاگردی می کرد

علامه سید عبدالکریم لاهیجی از شاگردان برجسته شیخ اعظم انصاری می باشد که در حوزه علمیه نجف تحصیل و تدریس کرد و به مقامات بلندی دست یافت. او وقتی به ایران بازگشت در تهران سکونت کرد و امامت مسجد مروی و تولیت مدرسه مروی را بر عهده داشت. متن زیر گوشه ای از زندگی این عالم فرزانه است که نشان از روح بلند و رفیع ایشان است.

جمعه 1 بهمن 1395 - 05:42

اشاره: علامه سید عبدالکریم لاهیجی از شاگردان برجسته شیخ اعظم انصاری می باشد که در حوزه علمیه نجف تحصیل و تدریس کرد و به مقامات بلندی دست یافت. او وقتی به ایران بازگشت در تهران سکونت کرد و امامت مسجد مروی و تولیت مدرسه مروی را بر عهده داشت. ایشان داماد آیت الله حاج ملا علی کنی عالم معروف تهران شد. سرانجام علامه لاهیجی در سال ۱۳۲۳ق در تهران درگذشت و در قبرستان چهارده معصوم در نیم کیلومتری میدان شوش در تهران دفن شد. متن زیر گوشه ای از زندگی این عالم فرزانه است که نشان از روح بلند و رفیع ایشان است. امید است که مورد استفاده علاقه مندان قرار گیرد.

«سیّد عبدالکریم لاهیجی از شاگردان طراز اول و بزرگ شیخنا الانصاری و علّامه سید حسین کوه کمره ای و غیر آن دو بود. بعد از وصول به مقام عالی علم و اجتهاد و فقه و سداد، بدون تودیع و خداحافظی با استادش شیخ انصاری به تهران آمد و به طور ناشناس به دَرِ مغازه ی یکی از تجار خیّر و پرهیزکار بازار، به نام مرحوم حاج ملّاحاجی، والد مبرور آیت الله حاج شیخ عباس حایری تهرانی می رود و به عنوان شاگردی مشغول کار می شود.  رفقای وی خدمت مرحوم شیخ مرتضی انصاری می روند و از عزیمت او به تهران خبر می دهند.

مرحوم شیخ از این که او بدون ملاقات وی به ایران رفته، ناراحت می شود. فوراً نامه ای به علامه حاج ملّاعلی کنی تهرانی می نویسد و از مقامات علمی و ورع ایشان خبر می دهد و توصیه و تأکید می کند که حتماً او را بیابد و از وجودش تقدیر و استفاده کنند.  بعد از وصول نامه به مرحوم علّامه ملّاعلی کنی، او به انتظار آمدن سیّد عبدالکریم لاهیجی می نشیند و در صدد یافتن او می شود و عده ای از فضلا و غیره را مأمور می کند که در مدارس و یا مسافرخانه ها و غیره ایشان را پیدا کنند. 

حدود شش ماه می گذرد و از او خبری نمی رسد. پس از شش ماه روزی مرحوم حاج ملّاحاجی مذکور به آقا سیدعبدالکریم می گوید: به منزل حجت الاسلام حاج ملّاعلی کنی برو و بگو چند استخاره کنند و جواب آن را فوراً بیاور.  آقای لاهیجی به منزل حاج ملّاعلی کنی می آید در موقعی که حاجی بالای منبر مشغول تدریس هستند و جمع کثیری از علما و فضلا تهران سر تا پا گوش به بیانات حاجی می دهند. پس مرحوم سیدعبدالکریم لاهیجی دم در نشسته و گوش به درس حاجی می دهد و ناگاه اشکالی به نظرش رسیده ایراد می کند.  بعضی می گویند: آقا سیّد ساکت شو این جا جای حرف زدن نیست.  مرحوم حاج ملّاعلی کنی می بیند اشکال وارد است. می فرماید: آقا ایرادش به موقع است. ما باید جوابی درست کنیم. مباحثه بین حاج ملّاعلی و آقا سیّد عبدالکریم ادامه پیدا می کند. حاجی، ناچار درس را تعطیل و فکر می کند این آقا باید شخص بزرگ و عالمی جلیل باشد. پس می گوید: آقا اهل کجا هستی؟ می گوید: لاهیجان. نام شما چیست؟ می گوید: سیّد عبدالکریم.  مرحوم حاجی متوجه می شود که گم شده خود را یافته است. فوراً از جا برخاسته و او را در آغوش می گیرد و معانقه می کند و به جای خود می نشاند و می گوید: آقا جان! نزدیک ۶ ماه است که در انتظار شمایم و استفسار کامل از او می کند. 

مرحوم حاج ملّاحاجی می بیند که شاگردش آقا سیّد عبدالکریم نیامد. تعجب می کند؛ زیرا، در این مدت سابقه نداشت او کاری را زود انجام ندهد. به گمان این که شاید منزل حاج ملّاعلی را پیدا نکرده یا اتفاق دیگر روی داده، خود به منزل مرحوم حاجی می آید و می بیند آقا سیّد عبدالکریم بالای دست حاجی نشسته است. ناراحت می شود و با خود می گوید: چه سیّد بی ادبی است که بالای دست حاجی نشسته است! پس اشاره به او می کند که بیا پایین، آن جا جای تو نیست.  مرحوم حاج ملّاعلی کنی متوجه شده می گوید: حاج ملّا حاجی چی به آقا اشاره می کنی؟  او می گوید: چون بالا دست شما نشسته است. آخر او، شاگرد حجره ی من است.  مرحوم حاجی می فرمایند: حاج ملاحاجی! این آقا مخدوم من و سید من و آقای من است. حاج ملّاحاجی عذرخواهی می کند و دست آقا سید عبدالکریم و حاج ملّا علی را می بوسد و در پی کار خود می رود. مرحوم حاج ملا علی کنی بعداً دختر خود را به او تزویج کرده و تدریس مدرسه ی مروی را که آن روز مرکز حوزه ی علمیّه ی تهران بود و امامت جماعت آن جا را برعهده معظّم لّه می گذارد. مرحوم آقا سیّد عبدالکریم بیش از ۲۰ سال متصدی درس و امامت مسجد و مدرسه ی مروی بودند و صدها نفر از علمای بزرگ تهران از محضر درس و اخلاق وی استفاده کردند.»

منبع: مردان علم در میدان عمل، ج۷، و گنجینه دانشمندان، ج۶، ص۶۲٫

ارسال دیدگاه