مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
جمعه 30 فروردین 1398 - Friday 19 Apr 2019
محتوا
محمدتقی مجیدی؛ عامل اعدام شهید نواب صفوی

محمدتقی مجیدی؛ عامل اعدام شهید نواب صفوی

مهدی نقیبی
در سال ۱۳۳۴ به دنبال ترور ناموفق حسین علاء نخست وزیر وقت توسط یکى از اعضای فدائیان اسلام، دستور دستگیرى نواب صفوی و یارانش صادر گردید. دادگاه ریاست سرتیپ مجیدى تشکیل شد او برای ۴ نفر از سران فداییان اسلام حکم اعدام صادر کرد و نواب صفوی و یارانش در روز ۲۷ دی ۱۳۳۴ به شهادت رسیدند.

یکشنبه 1 اسفند 1395 - 01:15

مهدی نقیبی

محمدتقی مجیدی در سال ۱۲۹۰ در گیلان متولد شد و تحصیلات ابتدائى و متوسطه را در رشت به اتمام رسانید.

او در سال ۱۳۰۸ وارد دانشکده افسرى و به خدمت رژیم رضاشاه در آمد و دوره دو ساله را با انتخاب صف پیاده نظام پایان داد و درجه افسرى گرفت. در سال ۱۳۲۰ به درجه سرگردى و در سال ۱۳۲۵ به درجه سرهنگى رسید و فرمانده تیپ پیاده دانشکده افسرى شد. در سال ۱۳۳۰ وقتی به یک دانشجوى سال دوم اهانت کرد، از وی سیلى محکمى خورد؛ گرچه دانشجوى ضارب از دانشکده اخراج شد ولى شغل سرهنگ مجیدى هم تغییر کرد و به ریاست ستاد لشکر فارس منصوب شد.

بعد از کودتاى ۲۸ مرداد به فرماندهى تیپ زاهدان منصوب گردید و در همان سمت در مهر ماه ۱۳۳۲ درجه سرتیپى گرفت. پس از مدتى به تهران انتقال یافت و فرماندهى لشکر پیاده مرکز را عهده ‏دار شد.

شهادت نواب صفوی

شهید نواب صفوی و یارانش در دادگاه به ریاست مجیدی

پس از کشف شبکه حزب توده در ارتش، روز سیزدهم مهرماه ۱۳۳۳ اولین جلسه سرى دادگاه فوق ‏العاده نظامى براى رسیدگى به اتهام دوازده نفر متهمین به شرکت در توطئه نظامى و عضویت در سازمان نظامى حزب توده تشکیل گردید. مجیدی بدون داشتن سواد قضایی و حقوقی یا سابقه ای در این امور، ریاست دادگاه بدوى را بر عهده گرفت.

در این دادگاه هر ۱۲ نفر از متهمین محکوم به اعدام شدند و حکم در روز ۲۷ مهرماه ۱۳۳۳ در لشکر دو زرهى به مرحله اجرا درآمد. رژیم که می دید مجیدی برای خوش خدمتی، از هیچ جنایتی فروگذار نیست محاکمه نظامی سایر افراد را را هم به او سپرد. محاکمه دسته دوم و محاکمه دسته سوم نیز به سرنوشت دسته اول دچار شدند و مجیدى و اعضای دادگاه، تمام متهمین را به اعدام محکوم نمودند و حکم اجرا شد!

شهید نواب صفوی و یارانش در دادگاه به ریاست مجیدی

در سال ۱۳۳۴ به دنبال ترور ناموفق حسین علاء نخست وزیر وقت توسط یکى از اعضای فدائیان اسلام، دستور دستگیرى نواب صفوی و یارانش صادر گردید. رژیم این بار هم ریاست دادگاه را بر عهده مجیدی نهاد تا با حکم های خاصی که صادر می کرد، بقای رژیم را تضمین کند. دادگاه تشکیل شد و سرتیپ مجیدى برای ۴ نفر از سران فداییان اسلام حکم اعدام صادر کرد و نواب صفوی و یارانش در روز ۲۷ دی ۱۳۳۴ به شهادت رسیدند.

در لشکر فارس

مجیدى با این روالی که در پیش داشت باز هم ارتقا یافت و در مهرماه ۱۳۳۶ به سرلشکرى رسید و به فرماندهى سپاه ۵ فارس منصوب شد.[۱]

محمدرضا شاه به نیروهای تیپ دستور داد که مجسمه شاپور ساسانی را در غار شاپور قرار دهند و آن فضا را مرمت کنند. مجیدی هم هفت افسر و یک غیر نظامی و ۲۰۰ درجه‌دار و سرباز و … را به کار می‌گیرد و در ضمن برای چاپلوسی دستور میدهد کتیبه ای سنگی را آماده کنند و روی آن از محمدرضا شاه مجیز گفته و نیز شرح فعالیت خود را روی آن نوشتند. کار نظامیان شش ماه طول کشیده و در روز ۲۶ بهمن ۱۳۳۶ تمام شد. متن کامل آن کتیبه به این شرح است:

متن کتیبه

«در زمان سلطنت اعلیحضرت همایون شاهنشاه محمد رضا شاه پهلوی

بزرگ ارتشتاران شاهنشاه دوم سلسله پهلوی بفرمان [؟] همایونی مجسمه شاپور اول  شاهنشاه دوم سلسله ساسانی که بیش از هزار سال بخاک افتاده بود مجددا برپا گردید.

فرمان همایونی دائر به برپا ساختن مجسمه بوسیله سرلشکر دکتر بهرام آریانا رئیس ستاد

ارتش شاهنشاهی ایران به سرلشکر محمد تقی مجیدی فرمانده سپاه ابلاغ و پس از شش ماه  تلاش شبانه روزی در ساعت هفده روز بیست و ششم بهمن ماه یکهزار و سیصد و سی و شش خورشیدی مجسمه بجای خویش استوار گشت. این تلاش تحت رهبری و نظارت مستقیم سرلشکر محمد تقی مجیدی فرمانده سپاه ۵ و توسط هفت نفر افسران و یکنفر غیرنظامی، ۱سرگرد فنی احمد بیضائی ۲ سروان پیاده کریم خرقانی ۳ ستوان یکم مهندس حسن بختیاری ۴ستوانیکم پیاده غلامعلی آیرملو ۵ ستوان دوم مهندس جواد عمادی ده حقی ۶ ستوان دوم پیاده اصغر شکور ۷ ستوانسوم پیاده مصطفی افراسیابی ۸ غیر نظامی استاد موسی مختاری و بالغ بر دویست نفر درجه دار و سرباز و افزارمند پادگانهای شیراز و کازرون که نام آنها در دستور […] سپاه ۵ درج گردیده انجام پذیرفته و علاوه از برپا کردن مجسمه تکمیل جاده اتومبیل رو از رودخانه  شاپور تا ایستگاه اتومبیل واحداث راه سواره رو کوهستانی از ایستگاه اتومبیل تا پای دهانه غار و ساختن دویست و سی پله با سنگ تراشیده شده و نرده آهنی و ساختمان پیدار [؟] مسطحه با  دیواره سنگی و پله های مربوطه در داخل غار نیز توسط افسران و افراد نامبرده بالا ساخته و پرداخته شده است. ستاد [؟] سپاه ۵ بهمن ماه ۱۳۳۶.»[۲]

مجیدی چند سالى در فارس فرماندهى داشت و سپس با ارتقاء به درجه‏ى سپهبدى به فرماندهى سپاه مرکز انتخاب گردید و در سال ۱۳۴۵ بازنشسته شد. مرسوم چنین بود که فرماندهان نظامى پس از بازنشستگى در یک مرحله استاندارى یا سفارت کبرى به آنها داده مى‏شد ولى درباره مجیدى این رویه انجام نشد. [۳]

اعدام

مجیدى بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دستگیر و محاکمه شده و به خاطر جنایاتی که مرتکب شده بود که مهمترین آنها صدور حکم اعدام شهید نواب صفوی بود، محکوم به اعدام گردید.[۴]

مجیدی تا آخرین روزهای عمرش در دادگاه انقلاب، از کاری که درباره شهادت مظلومانه شهید نواب صفوی انجام داده بود دفاع می کرد و از کارهایی که کرده بود اظهار پشیمانی هم نکرد.

اسدالله صفا از مبارزین، درباره جزئیات دستگیری و محاکمه مجیدی چنین می گوید: «یادم هست که در زندان قصر بودم که یک روز جوانی با کت و شلوار سرمه ای آمد دم زندان و گفت که با آقا صفا کار دارم. من رفتم و پرسیدم چه کار دارد، گفت: «فردی به اسم محمدتقی مجیدی هست که هر چه گشتیم او را پیدا نکردیم و دکتر خورشیدی در مسجد لرزاده، مرا به اینجا فرستاده، من داماد او هستم و دنبالش می گردم.» شوهر خواهر من، ناصر زرباف، از فدائیان اسلام بود.

خواهرم به من گفت: «چند وقت است که آقای زرباف دنبال تو می گرده تا بهت بگه که مجیدی زندانی توئه و مواظب باش فرار نکنه.» من رفتم و پرس و جو کردم و دیدم عاقل مردی است و خود اوست. به سراغ آقای خلخالی رفتم و گفتم: «آقا! چه نشستیدکه قاتل مرحوم نواب رو گرفته اند.» مرحوم خلخالی گفت: «برو سریع زمینه ی محاکمه او را فراهم کن.» تیمسار مجیدی را آوردیم و او اظهار کرد که خسته است و حالش خوب نیست و محاکمه به فردا افتاد.

من فدائیان اسلام قدیمی را خبر کردم و بعضی ها آمدند، از جمله برادر زن آقای عبدالحسین واحدی به نام احمد عباسی تهرانی که با نواب محاکمه شد و ده سال حبس کشید. در دادگاه، مرحوم خلخالی از مجیدی پرسید: «شما از قضاوت چه اطلاعی داشتید که حکم اعدام آنها رو دادید؟» مجیدی گفت: «من قضاوت نمی دونستم، ولی می دونستم که نواب و یارانش؛ همه کافر هستند.» مرحوم خلخالی پرسید: «دلیلی هم برای کافر بودن آنها داری؟» گفت: «بله! آیه الله بروجردی که من مقلد او بودم،  از آنها دفاع نمی کرد.»!

مرحوم آذری قمی که در دادگاه حضور داشت و بسیار مورد احترام امام و زندانی کشیده ها و تبعید کشیده های رژیم بود، اشک توی چشمش جمع شد و گفت: «والله موقعی که حکم اعدام نواب رو دادید، آقای بروجردی مرا خواست و نامه ای نوشت برای سیدالعراقین که با دربار در تماس بود. پیرمردی به نام قائم مقام رفیع در تهران بود که چشم چپ و راست اعلیحضرت بود و به خانه آیت الله هم می آمد. آقای بروجردی در نامه نوشته بودند که دستت را به خون این بچه سیدها آلوده نکن و نامه را دادند به سیدالعراقین که بدهد به او. ظاهرا شاه و خانواده اش برای اسکی به آبعلی رفته بودند و نامه به دست او نمی رسد و فدائیان اسلام به شهادت می رسند.»[۵]

مجیدی در بامداد روز ۲۲ فروردین ۱۳۵۸ به همراه ده نفر دیگر از سران همچون ناصر مقدم و حسن پاکروان از رئیس های سابق ساواک، در تهران اعدام شد.[۶]

 

 

——————————————–

[۱] . شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۳، باقر عاقلی، گفتار و علم، تهران، اول، پاییز۱۳۸۰، ص۱۳۶۲-۱۳۶۳٫

[۲] . کتیبه ارتشی،  علی گنجه ای، سایت نوشته های بی خواننده ، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸، به آدرس:

http://www.ganjei.com/1388/02/13/script-of-arms/

[۳] . شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۳، ص۱۳۶۳٫

[۴] . شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج۳، ص۱۳۶۳٫

[۵] . ماجرای اعدام رئیس دادگاه شهید نواب صفوی و یارانش، سایت نوید شاهد، کد خبر: ۳۸۵۵۸۹، تاریخ انتشار: ۲۸ دی ۱۳۹۴ – ۱۵:۲۷، به آدرس:

http://navideshahed.com/fa/news/385589

[۶] . روزنامه اطلاعات، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۵۸، ص۲.

ارسال دیدگاه