مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
شنبه 4 خرداد 1398 - Saturday 25 May 2019
محتوا
خاطره شعر خوانی حجت الاسلام شجونی در حضور مقام معظم رهبری

خاطره شعر خوانی حجت الاسلام شجونی در حضور مقام معظم رهبری

در زمان استانداری روح الله قهرمانی چابک خدمت آقا( مقام معظم رهبری) رسیدیم. آیت الله قربانی، نماینده ولی فقیه در گیلان، جمعی از ائمه جمعه و ۱۸ نفر از نمایندگان مجلس شهرستان‌های گیلان هم حضور داشتند.من به آقا گفتم دو نفر در گیلان بودند که شما را خیلی دوست داشتند. دکتر غلامرضا رحمدل و شیون فومنی. آقا فرمودند: از این دو نفر شعری هم به خاطر دارید؟

یکشنبه 29 اسفند 1395 - 19:57

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان، مرحوم حجت الاسلام جعفر شجونی از مبارزین قبل از انقلاب و از فعالان سیاسی کشور که در سال جاری درگذشت، در بهمن ۱۳۹۲ که برای مراسم یادواره شهدای رودسر مهمان گیلان بود در راه بازگشت به تهران شبی مهمان مسجد امام رضا(ع) و کانون شهید فرشید بشیری بود و در این مسجد سخنانی را بیان کرد. ایشان خاطره شعرخوانی از دو شاعر ارزشمند گیلان در حضور مقام معظم رهبری را بیان کرد که بسیار خواندنی است. 

×××

در زمان استانداری روح الله قهرمانی چابک خدمت آقا( مقام معظم رهبری) رسیدیم. آیت الله قربانی، نماینده ولی فقیه در گیلان، جمعی از ائمه جمعه و ۱۸ نفر از نمایندگان مجلس شهرستان‌های گیلان هم حضور داشتند.من به آقا گفتم دو نفر در گیلان بودند که شما را خیلی دوست داشتند. دکتر غلامرضا رحمدل و شیون فومنی.

آقا فرمودند: از این دو نفر شعری هم به خاطر دارید؟
از دکتر غلامرضا رحمدل شعری درباره فتنه خواندم که متنش این است:
ما چون شما شهید فروشی نمی‌کنیم /فریاد را اسیر خموشی نمی‌کنیم
با محتسب که ساغر ما را شکسته است /همجوشی و مذاکره نوشی نمی‌کنیم
ما شاعریم و نان سیاست نمی‌خوریم /در حزب باد خانه به دوشی نمی‌کنیم
اهریمنانه لاف سروشی نمی‌زنیم/ آهنگرانه مار به دوشی نمی‌کنیم
ما آرمان میثم خرما فروش را / هرگز فدای زهد فروشی نمی‌کنیم
یا بوسه بر انا الحق حلاج می‌زنیم/ یا ادعای دار به دوشی نمی‍کنیم
میراث ما ز عشق، رجزهای سرخ ماست/ما چون شما شهید فروشی نمی‌کنیم

.
آقا خیلی خوششان آمد. از شیون هم پرسیدند. فرمودند شعر گیلکی دارد یا فارسی؟
گفتم هر دو. اما برای شما گیلکی می‌خوانم. شیون شعرهم راجع به وطن دارد، هم میرزا و هم گیلان.
فرمودند: بخوانید و ترجمه هم کنید.
برایشان این شعر را خواندم:
وطن تی ماره تی مار ماده شیره/(وطن مادر توست و مادرت ماده شیریست)
شکار بانان دست کویان اسیره(و مادر تو از دست شکار چیان در میان کوهها سر گردان است)
تی غیرت کو مگر تی نازنین مار(غیرتت کجاست مگر مادر عزیز تو)
جوان پیله گوده خانه بمیره(جوان بزرگ کرده است تا در خانه بمیرد)
و بعد هم برای حضرت آقا شعری درباره گیلان از شیون خواندم:
سبز علی سبزه کُنه تی دامنه/گُلعلی گل تاوده تی گردنه
شیر علی واجاوره تی دشمنه/حالا کو تی کرچه خنده بَزینه

که بعد از جلسه آقای محمدی گلپایگانی از من پرسیدند واجاوره یعنی چه؟ که برایشان توضیح دادم وقتی مارطعمه‌اش را می‌بلد استخوان و اجزای زایدش را بالامی‌آورد که در زبان گیلکی به این کار واجاوارستن می‌گویند یعنی فرزندان گیلان با دشمن یک چنین کاری انجام می دهند.

.
حتی به دیوار خانه خودم هم رحم نکرده‌ام

حجت الاسلام شجونی در ادامه گفت: از خاطرات زندان برای حضرت آقا( مقام معظم رهبری) تعریف کردم و گفتم: من در هرجایی که زندانی می‌شدم به دیوارش رحم نمی‌کردم و شعار می‌نوشتم. روزی در زندان قزل قلعه زندانی بودم و روی دیوارش نوشتم جعفر شجونی هستم. امروز مرا آوردند و فردا صبح به جایی دیگر می‌برند و نمی‌دانم کجا.
به مقام معظم رهبری عرض کردم حتی به دیوار خانه خودم هم رحم نکرده‌ام و رویش شعار نوشته‌ام تا وقتی دانشجویان و محققین می‌آیند، ببینند.
حضرت آقا فرمودند: روی دیوار خانه خودتان چه شعاری نوشته‌اید؟
عرض کردم نوشته‌ام: اگر من نسوزم، اگر تو نسوزی، اگر او نسوزد، جهان روشنایی‌اش را از کجا بیابد؟
حضرت آقا سر تکان دادند سه بار فرمودند: احسنت! احسنت! احسنت!

 

ارسال دیدگاه