مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
چهارشنبه 17 آذر 1395 - Wednesday 7 Dec 2016
محتوا
ما و دموکراسی!

ما و دموکراسی!

سی و سه سال گذشته است از عمر با برکت انقلاب ایران؛ انقلابی نه مثل تمام انقلابهای دیگر، انقلابی دینی و اسلامی. به عقب که برگردی، کم سختی ندیده است، این انقلاب نوپا. حالا دیگر می توانی او را سیمرغی بخوانی که بر قاف، آرام گرفته است و با نگاهی بالامنشانه و عاقل اندر سفیه، […]

جمعه 19 اسفند 1390 - 13:02

سی و سه سال گذشته است از عمر با برکت انقلاب ایران؛ انقلابی نه مثل تمام انقلابهای دیگر، انقلابی دینی و اسلامی. به عقب که برگردی، کم سختی ندیده است، این انقلاب نوپا. حالا دیگر می توانی او را سیمرغی بخوانی که بر قاف، آرام گرفته است و با نگاهی بالامنشانه و عاقل اندر سفیه، دارد افسانه سرایی های انسانهای زمین گیر را به تماشا می‌نشیند و تحقق افسانه سیمرغ و قاف را هم!

***

انقلاب که پیروز شد، هرکسی خواست که از ظن خود، یار انقلاب شود، اگر نگوئیم، بسیاری خواستند، انقلاب را مصادره اش کنند به نفع خودشان؛ یکی می گفت، اسلام و انقلاب؟! اصلا در اسلام چیزی به نام انقلاب اسلامی که نتیجه اسلام انقلابی است، معنا ندارد، و با زبان بی زبانی می خواست میوه رسیده انقلاب را به دست کمونیسم بچیند! یکی می گفت خواستگاه انقلاب اسلام بوده است و باید نام حکومت اسلامی بر نظام حاکم بگذاریم، دیگری می گفت، مردم بودند که آمدند پای کار و شهید دادند و شکنجه کشیدند و…، و حالا نظام حاکم، باید مردمی محض و به اصطلاح غربی ها، دموکراتیک باشد!

خلاصه میدان انقلاب  شد بازار مکاره افکار و ایده ها و جریانات مختلف، و عجب سخت شده بود تصمیمی که رهبر کبیر انقلاب باید می گرفت. امام(ره) اما از منظر اسلام ناب همیشه اجتهاد می کرد و سخن می گفت و حال تصمیم نهایی اش را به مشورت با مردم می گذاشت؛ جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر!

***

12فروردین 58 اولین تجلی حضور مردم در عرصه تصمیم سازی برای انقلاب بود؛ تصمیمی که معبر آینده و سنگ بنای نظام حاکم بود. مردم آمدند پای صندوقهای رأی و 98 درصدشان به تصمیم امام گفتند؛ آری!

درست از همان روز تا به حال، به طور متوسط هر سال یک انتخاب به خود دیده اند این مردم؛ درست است که گول خورده اند گاهی، درست است که بی وفایی دیده اند گاهی، درست است که حق شان ادا نشده است گاهی، اما آنچه امروز در دفتر تاریخ انقلاب از سیره مردمان شهر سیمرغ، ثبت است، ایستادگی بر میثاقی است که با امام عزیز بسته اند!

هوا مساعد باشد یا نباشد، مردمان سرزمین من، مردمانی که هوای نفس را در سیایه معرفت و معنویت کشته اند، هنوز و همیشه می گویند؛ جمهوری اسلامی، آری!

***

هرچند این روزها، درست هنگامه هر انتخاب بزرگی که این ملت در آستانه آن قرار دارد، آدمهای فکستنی اپوزسیون -با آن افکار پوسیده شان-، هنوز هم صدای نحیفی بلند می کنند به ارشاد مردم به راه باطل، اما این مردم هر روز مصمم تر می شوند در تصمیم شان و می آیند پای صندوقهایی که سند مشارکت مردم در تصمیم سازی برای نظام اسلامی در آن قرار دارد! خیلی ها در تحلیل این اتفاق عظیم متحیر مانده اند، اما من می گویم مردمان شهر من، مومنانه در سرنوشت کشورشان شرکت می کنند و این است که مانند جریانهای فکری و اجتماعی مختلف، چونان بیدهای لرزان، از نسیم های حادثه نمی لرزند، و این است که مردمان شهر من، نان به نرخ روز نمی خورند.

***

روایتهای دیگری دارد اما قصه مشارکت مردم؛ بعضی هنوز هم فکر می کنند ایران به رسم دموکراسی انتخابات برگزار می کند و مردم هم به رسم دموکراسی در انتخابات شرکت می کنند. قصه ای دارد این دموکراسی با ما. عیبی نیست اگر همه غیر از خودمان فکر کنند که به رسم دموکراسی زندگی می کنند مردم مان و به رسم دموکراسی اداره می شود نظام اسلامی؛ اما خوب نیست که خودمان ندانیم فرقی هست به اندازه یک دنیا، بین مردم سالاری دینی و اسلامی که ما می گوئیم و دموکراسی غربی که آنها دوست دارند با این عینک تحلیل مان کنند. آنجا مردمی تصمیم می گیرند برای کشورشان که چشم شان هیچ به آسمان نیست، سراسر زمینی اند. و اینجا مردمی را پای صندوقها می بینی که با پای وظیفه آمده اند و به رسم تکلیف رأی می دهند. و این است که هر انتخاب، تجلی عظمتی دیگر و شکوهی بهتر و بالاتر است، از ملت مسلمان سرزمین من.

 

ارسال دیدگاه