مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
دوشنبه 29 آبان 1396 - Monday 20 Nov 2017
محتوا
کریم اسلام پرست؛ شهید واقعه افطار خونین رشت

کریم اسلام پرست؛ شهید واقعه افطار خونین رشت

در روز پنج شنبه دوم مرداد ۱۳۶۰ که برابر با ۲۱ ماه رمضان المبارک بود، عده ای از برادران فعال حزب الله در منزل یکی از برادران محله «عطا آفرین» رشت برای افطار دعوت بودند. افطاری که بعدها به افطار خونین رشت معروف شد، از جمله مدعونین این مهمانی شهید کریم اسلام پرست بود ولی کریم به آن جلسه نرفت …

سه شنبه 6 تیر 1396 - 00:00

شهید کریم اسلام پرست فرزند محمد در فروردین سال ۱۳۳۶ شمسی در محله باقرآباد رشت در خانواده ای متدین دیده به جهان گشود. پدرش مردی سخت‌کوش و زحمت‌کش بود که با صیفی کاری در باغ کوچکش امرار معاش می کرد و مادرش سیده صدیقه عدالت حقی از زنان مومنه و سادات برجسته محل محسوب می شد که در تربیت شش فرزند پسر و یک دخترش نهایت همت و دقت را به کار می برد.

وی در چنین خانواده ای پرورش یافت و تحصیلات ابتدایی را در دبستان وکیل (شهیدان نصرتی راد) خیابان سعدی رشت سپری کرد و مقطع متوسطه را در دبیرستان ابوریحان بیرونی به پایان رساند و موفق به کسب دیپلم طبیعی گردید.

در سال ۱۳۵۶ به خدمت سربازی اعزام شد و هنوز یک سال از دوران خدمتش نگذشته بود که مانند اکثر جوانان پرشور که مقلد حضرت امام خمینی، در تمام صحنه ها حضور داشت و با رهنمودهای امام، همانند بسیاری از سربازان دیگر پادگان نظامی را ترک کرد و به مردم انقلابی پیوست و بعد از انقلاب، خود را به پادگان مربوطه معرفی و معافیتش را دریافت داشت.

بعد از پیروزی انقلاب

در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تنها نهادی که شکل گرفته بود، کمیته های محلی بود که شهید اسلام پرست به همراه یکی دیگر از برادرانش در کمیته باقرآباد رشت حضوری چشمگیر داشت و اداره بعضی از سازمانها و ارگانهای دولتی نیز در دست آنان و دیگر همرزمان افتاد که حفظ اموال بیت المال بسیار کوشا بود.

از آنجایی که وی از فساد اجتماعی ومواد مخدربسیار رنج می برد هسته اولیه ستاد مبارزه با مواد مخدر استان گیلان را به کمک همرزمانش پایه ریزی کرد و در هنگام تاسیس سپاه گیلان جزء گروه ۲۵ نفری شورای فرماندهی و از موسسین سپاه گیلان بود که به همراه داشتن مسئولیت تحقیق و بررسی جذب نیرو در سپاه محلات در تشکیل سپاه شهرستان های استان نیز نقش موثری داشت.

وی با شروع جنگ تحمیلی از جمله اولین گروهی بود که از گیلان به منطقه جنگی اعزام گردیدند و مدتی در سرپل ذهاب مشغول نبرد گشتند پس از مدتی به عنوان بازرس ویژه شهید انصاری استاندار گیلان انتخاب شد و در آن روزهای حساس و سرنوشت ساز صبح ها در سپاه مشغول خدمت بود و عصر را تا دیر وقت در استانداری کار می کرد. در واقعه درگیری کارگران سازمان های استان، وی به عنوان بازرس ویژه استاندار نقش سازنده ای در حل و فصل و برگرداندن آرامش داشت و مدتی نیز مسئول سازماندهی نیروهای تحصیل کرده استان گیلان بود که در رفع بیکاری در آن مقطع حساس، کارهای قابل توجهی ارائه داد. مدتی نیز مسئول اداره کار و گسترش استانداری یعنی سرپرست اداره بنیاد تعاون فعلی استان گیلان بود.

شهادت

رحیم اسلام پرست برادر شهید درباره علت شهادت شهید چنین می گوید: «یکی از ویژگی های برجسته کریم، تیز بینی و نگاه خاصش به مسائل جاری بود، بسیاری از مواقع مسایلی را مطرح می کرد و پیشبینی می نمود که بعد از مدتی اتفاق می افتاد. در جریان ترور استاندار گیلان و به شهادت رسیدن شهید انصاری، وی با روحیه ای که داشت، به اسناد و مدارک قابل توجهی دست یافته و عوامل ترور را شناسایی نموده بود. چند روز قبل از شهادتش از من خواست که یک سری اسناد و مدارک در رابطه با شهادت شهید انصاری را به شادنوش استاندار وقت گیلان منتقل کنم که این کار را انجام دادم. به نظرم یکی از عوامل اصلی شهادت برادرم و ترور ناجوانمردانه وی جمع آوری همین اسناد و شناسایی عده ای تروریست بوده است.»

در روز پنج شنبه دوم مرداد ۱۳۶۰ که برابر با ۲۱ ماه رمضان المبارک بود. عده ای از برادران فعال حزب الله در منزل یکی از برادران محله «عطا آفرین» رشت برای افطار دعوت بودند. افطاری که بعدها به افطار خونین رشت معروف شد، از جمله مدعونین این مهمانی  شهید کریم اسلام پرست بود.

مادر شهید در این رابطه می گوید: «به اوگفتم، کریم جان هر شب که دیر وقت به منزل میایی، امشب دوست دارم که در کنار ما سر سفره افطار حضور داشته باشی وی با احترام خاص گفت: هرچه شما بفرمایید، سادات!» بدین ترتیب شهید اسلام پرست از حضور در آن میهمانی خودداری کرد.

در آن شب، منافقین با حضور مردی مسلح در سر سفره افطار تمام میهمانان روزه دار را به گلوله بست و نارنجکی در جمع انان منفجر کرد که منجر به شهادت رسیدن یک تن ومجروح شدن اکثر میهمانان گردید. پس از انجام فاجعه افطار خونین یکی از عوامل ان که جزء نیروهای نفوذی منافقین بود و از دوستان شهید محسوب می شد با موتور به منزل شهید اسلام پرست آمد و حدود ساعت ۸:۲۰ شب او را با خود برد. ضارب در نزدیکی سبزه میدان در کوچه ای تاریک کریم را از موتور پیاده کرد و با کلت بوسیله دو گلوله ناجوانمردانه در حالی که مغز و قلب مالامال از عشق شهید را نشانه رفته بود وی را به شهادت رساند و در شب ۲۱ رمضان آن شهید چون مولایش علی (ع) با فرقی شکافته در خون غلطید و در هنگام نماز صبح در بیمارستان جان به جان افرین تسلیم کرد و پیکر پاکش را در گلستان شهدای تازه اباد رشت به خاک سپردند و امروز محل شهادت کریم در سبزه میدان رشت به نام کوچه شهید کریم اسلام پرست مزین است.

ویژگی های شخصی

شهید کریم اسلام پرست از نظر اخلاقی فردی خوش رفتار مهربان و متواضع و همیشه خندان بود و نسبت به مسایل سیاسی، بسیار حساس به امام (ره) نیز علاقه خاص داشت و انسانی شجاع و ظلم ستیز و جدی و سخت کوش و فعال محسوب می شد. به پدر و مادرش فوق العاده احترام می گذاشت و به مسایل بیت المال بسیار حساس بود. لباس ساده می پوشید و در احقاق حقوق ستم‌دیدگان کوشا بود و به ماهیگیری و شکار علاقه داشت.

مادر شهید اظهار دارد: از زمان نوجوانی همیشه این طور بود، هنگامی که پدرش پولی برای خریدن لباس به او می داد به وسیله آن چند دست لباس کهنه تهیه می کرد  و یکی را خودش می پوشید و بقیه را به نیازمندان می داد. وقتی که به او می گفتیم اخر چرا لباس کهنه می خری؟ می گفت بهتر نیست با همین پول، چند نفر شلوار داشته باشند؟ از جمله چیزهایی که برای ما همیشه سوال بود این بود که او درامدش را چه می کند؟ پس از شهادتش معلوم شد که وی همه حقوقش را به خانواده های بی سرپرست و بی بضاعت کمک می کرد از جمله مسایل جالب توجه این که وقتی می خواست به جبهه برود و از او سوال می کردم که به کدام منطقه اعزام می شوی می گفت: غرب کشور، شرق کشور ندارد، همه جا جبهه است. از زمانی که به جبهه رفته و برگشته بود، دیگر شب ها در رختخواب نمی خوابید و می گفت: بچه ها در سنگر خوابیده اند.

همسر رحیم اسلام پرست به عنوان عروس خانواده اظهار داشتند: از جمله مسایل قابل ذکر این که معمولا هر جوانی یک سری لوازم شخصی دارد اما جالب این است که  شهید کریم هیچ چیز به عنوان لوازم شخصی نداشت و در لابلای نوشته هایش دیدم که خود را غلام و قنبر رهبری می دانست و ولایت را از جان و دل پذیرفته بود و به آن عشق می ورزید.

از شهید اسلام پرست وصیت نامه ای در دست نیست اما آقای رحیم اسلام پرست برادر شهید اظهار داشتند: «ایشان در هنگام اعزام به جبهه در جواب خبرنگار که گفته  بود انگیزه شما از رفتن به جبهه چیست؟ گفت: من به عنوان بنده خدا افتخار می کنم از توفیقی که نصیبم شده که در مقطعی حیات داشته باشم که در برابر قدرتمندان کشورها یعنی امریکا بایستم. من خوشحالم در عصری زندگی می کنم که این حادثه بزرگ رویارویی اسلام با قدرتمندترین کشور استکباری پیش آمده است.»

مادر شهید اسلام پرست اظهار داشتند: «من چند بار پسرم را در عالم خواب دیدم، اما یک بار هیچ وقت یادم نمی رود. تازه مراسم چهلش تمام شده بود من خیلی نا آرام بودم. چون واقعه ناگهانی بود حالت عجیبی به من دست داده بود. دلتنگی می کردم تا شبی دیدم کریم من، مانند همیشه وارد منزل شد و وارد حمام گردید و باز هم غسل شهادت کرد! بیرون آمد! او را به آغوش کشیدم به من گفت: «من اینجا هستم، من زنده ام، من مانند شما غذا می خورم و بعد برای این که این موضوع را بهتر به من بفهماند، سراغ جای نانی رفت و چند خیار هم برداشت، در ظرفی گذاشت و سرجای همیشگی اش نشست و با همان سادگی و صمیمیت همیشگی شروع به خوردن غذا کرد و باز تکرار نمود. چرا ناراحتی؟! من زنده ام و مثل شما غذا می خورم.»

مادر شهید در حال گفتن این خاطره بود که نگارنده، دقایقی پیشتر را به یاد اورد. هنگامی که در شروع مصاحبه، همه فرزندان خانواده در جمع حضور داشتند. مادر، عکس شهید کریم اسلام پرست را به میان جمع آوده و گفته بود: «دوست دارم که کریمم نیز در این جمع حضور داشته باشد.» که هیجان و گریه حضار را برانگیخته بود. حالا می فهمیدیم که این مادر فداکار بر اساس رویای صادقه اش به یقین رسیده است و به آیه شریفه «به کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده نگویید، بلکه انان زنده اند و نزد خدای خود روزی می خورند» ایمان دارد.

 

 

 

منبع: نوید شاهد گیلان با تصرف.

ارسال دیدگاه