مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
یکشنبه 4 آبان 1399 - Sunday 25 Oct 2020
محتوا
میرزا کوچک مشروطه‌خواه مستقل فراز و فرود نهضت جنگل – بخش نخست

میرزا کوچک مشروطه‌خواه مستقل

تهران- ایرناپلاس- تاریخ مبارزات ۱۰۰ سال اخیر ایران سرشار از حوادثی است که هیچ‌کدام نقطه پایان ندارند، روایت واحد نداشته و بازیگران آن همواره در مسیر تاریک و روشن، سیر می‌کنند. ماجرای نهضت جنگل و مبارزات میرزا کوچک جنگلی نیز از این قاعده مستثنی نیست. به بهانه صدمین سالگرد اعلام حکومت جمهوری ایران در ۱۴ خرداد ۱۲۹۹، به بازخوانی فراز و فرود حیات سیاسی میرزاکوچک جنگلی و فعالیت نهضت جنگل، در گفتگو با میثم عبداللهی، پژوهشگر حوزه تاریخ معاصر، پرداخته‌ایم.

یکشنبه 5 جولای 2020 - 01:20

تهران- ایرناپلاس- تاریخ مبارزات ۱۰۰ سال اخیر ایران سرشار از حوادثی است که هیچ‌کدام نقطه پایان ندارند، روایت واحد نداشته و بازیگران آن همواره در مسیر تاریک و روشن، سیر می‌کنند. ماجرای نهضت جنگل و مبارزات میرزا کوچک جنگلی نیز از این قاعده مستثنی نیست. به بهانه صدمین سالگرد اعلام حکومت جمهوری ایران در ۱۴ خرداد ۱۲۹۹، به بازخوانی فراز و فرود حیات سیاسی میرزاکوچک جنگلی و فعالیت نهضت جنگل پرداخته‌ایم.

 

زمینه‌های پرورش میرزا کوچک خان

میثم عبداللهی، پژوهشگر حوزه تاریخ معاصر، در خصوص صبغه و محیط تشکیل شخصیت میرزا کوچک خان می‌گوید: میرزا کوچک در سال ۱۲۹۸ قمری در «محله استادسرای» رشت متولد شد. پدرش میرزا بزرگ از روحانیون ساکن رشت و در دستگاه دیوانی رشت، کارمند بود. میرزا کوچک در رشت بزرگ شد و با آغاز نوجوانی، دروس علوم دینی را در مدرسه «حاجی حسن» در محله «صالح‌آباد» رشت آغاز کرد. پس از آن در مدرسه جامع رشت، جنب مسجد جامع، تحصیلات دینی خود را گذراند. سپس در مدرسه دینی «محمودیه» تهران دروس دینی خود را پی گرفت.

وی در خصوص اساتیدی که میرزا کوچک از آنان درس آموخته گفت: آیت‌الله «شیخ محمدحسین یزدی» از علمای ساکن تهران، استاد وی بود. همچنین گفته شده که میرزا بخشی از درس‌ها را پیش «آیت‌الله سید عبدالوهاب صالح ضیابری» از علمای ساکن رشت خواند. میرزا کوچک روحانی جوان و فاضلی بود که در پیش از قضایای مشروطیت در تهران بود و مشغول تحصیل علوم دینی بود و سپس به رشت بازگشت و  در آغاز مشروطیت، فعالیت‌هایی را شروع می‌کند.

جوان مشروطه‌خواه

این پژوهشگر تاریخ معاصر درباره زمینه‌های آغاز فعالیت سیاسی میرزا گفت: او در آغاز مشروطه در سن حدود ۲۶ سالگی، طلبه‌ای فاضل بود که به حوزه رشت رفت‌وآمد داشت. با دوستانش فعالیت‌های سیاسی خود را در حمایت از مشروطیت انجام می‌داد. در آغاز مشروطه انجمن‌های مختلفی در رشت تشکیل شد. حدود ۱۵ انجمن با گرایش‌ها و افکار مختلف چه وارداتی و چه بومی در رشت تشکیل شد که برخی از آنها با قفقاز در ارتباط بودند و برخی با تبریز رابطه داشتند. در حقیقت به‌نوعی می‌توان گفت پیش زمینه و پیش درآمد احزاب سیاسی بود که بعدها تشکیل شدند.

مستقل و پیش‌رو

عبداللهی ادامه داد:‌ نکته مهم در رابطه با فعالیت‌های میرزا کوچک این است که او فعالیتش را در قالب هیچ‌یک از این گروه‌ها انجام نداد؛ وارد انجمن‌ها نشد و همراه با عده‌ای از دوستان طلبه و روحانی خود، «انجمن روحانیون ایران» را در رشت تأسیس ‌کرد و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی او و دوستان فاضلش که همه معمم و از روحانیون و طلاب ساکن رشت بودند، در قالب همین تشکیلات انجام میشد.

این انجمن کاملاً مشروطه‌خواهانه بود و اعضای آن همگی طلبه و روحانی هستند. کل فعالیت‌های میرزا کوچک در دوران مشروطه‌ی اول تا پیش از به توپ بستن مجلس در قالب همین انجمن است او در آن زمان طلبه معمم و فاضلی است که در رشت منبر می‌رود و فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و مذهبی پررنگی دارد و از این رو در رشت شناخته شده است. او برای اعضای انجمن روحانیون، لباس متحدالشکل تهیه می‌کند و برای آنها آموزش نظامی تدارک می‌بیند تا آمادگی نظامی داشته باشند.

حساس به مسائل دینی

وی افزود: میرزا کوچک در ماجراهای فتح رشت، فتح قزوین و فتح تهران حضور دارد؛ یکی از شخصیت‌های شاخص که در کنار فرماندهان بود. در ماجرای فتح قزوین وقتی می‌بیند «میرزا کریم خان رشتی» و برادرش «عبدالحسین خان سردار محیی» از سران مشروطه گیلان که این قضایا را مدیریت می‌کردند، کارهای نامشروعی دادند. میرزا کوچک از آن فضا زده می‌شود و بعد از چند بار تذکر، به رشت بر می‌گردد. «میرزا کریم خان رشتی» در رشت به دیدارش می‌آید و قول می‌دهد آن کارها، دیگر تکرار نشود و میرزا کوچک با این شرط و شروط قبول می‌کند با نیروهایی به تهران برگردد. در راه، در منطقه‌ای به نام علی‌شاه‌عوض که شهریار امروزی است، به اردوی گیلانیان فاتح تهران می‌پیوندد و در آن اردو حضور دارد و در فتح تهران هم حضور داشت.

او شخصیتی کاملاً متدین و متشرع است و نسبت به مسائل دینی حساسیت دارد و در این مسائل با کسی تعارفی ندارد. بنابراین به طور دائم با سران مشروطه در حالت قهر و آشتی است و رفت و برگشت‌هایی صورت می‌گیرد و انتظارات بیشتری در کنترل مشروطه‌خواهان دارد؛‌ اما آن افراد عوامل برجسته انگلیس بودند که بعدها مشخص شد و میرزا اندکی بعد از فتح تهران از آنها فاصله گرفت و دیگر حاضر نشد با آنها ملاقاتی کند و آنها را منحرف کنندگان مشروطه میدانست. در ماجرای جنگل هم علی رغم تلاش چند باره این عده، حاضر نشد آنها را در نهضت جنگل بپذیرد.

پنج سال تبعید

میثم عبداللهی درباره مبارزه‌های مشروطه‌خواهانه میرزا نیز گفت: او در قضایای بعد از فتح تهران در این شهر حضور دارد و آنجا ماندگار می‌شود. در درگیری‌هایی که بعد رخ داد، از جمله جنگ در «گمش تپه» با نیروهای محمدعلی شاه حضور داشت و رشادت‌هایی نشان داد و زخمی شد؛ بدن نیمه‌جان او را به باکو، قفقاز و تفلیس می‌فرستند و بعد از درمان به رشت بر می‌گردد. 

میرزا، آماده فداکاری بود و هر جایی که مشروطه به او نیاز داشت برای دفاع حاضر می‌شد. در ماجرای اولتیماتوم دولت روسیه در ۱۳۳۰ قمری نیز از جمله کسانی بود که به امر دولت روسیه تزاری باید به مدت ۵ سال از رشت تبعید می‌شد. زیرا میرزا از مشروطه‌خواهان صاحب اثر و شخصیتی سالم بود.   وقتی نیروهای روسیه تزاری رشت، تبریز و مشهد را گرفتند، در رشت جنایاتی کردند و عده‌ای را به دار آویختند و برحی را به زندان قازامات قفقاز بادکوبه بردند و فهرستی به دولت ایران داده شد تا این افراد که مخالف منافع روسیه تزاری هستند تبعید شوند. حکم تبعید میرزا کوچک آمد و او به مدت پنج سال حق ورود به گیلان را نداشت.

وی ادامه داد: میرزا کوچک دوران این تبعید را در تهران به سر برد و حق حضور یافتن در گیلان را نداشت. وی ارتباط خود را با «میرزا کریم خان رشتی»، «عبدالحسین خان محیی»، «یپرم خان ارمنی»، «حسن خان امین‌السلطان»، «سردار منصور» و «صادق خان سردار معتمد» قطع می‌کند و آنها را کسانی می‌داند که جنایاتی می‌کنند که مستبدان نمی‌کنند. این نکته در مکاتبات او آمده است. 

بعد از فتح تهران و تسلط یافتن بر این شهر، از سوی همین عده، کارهایی انجام شده است که در دوران استبداد صورت نگرفته بود. میرزا کوچک وقتی در تهران بود هیچ منبع درآمدی نداشت اما حاضر نشد با این افراد در ارتباط باشد. 
وی در نهایت تنگدستی زندگی بسیار سخت و ضعیفی در اتاقی اجاره‌ای در منطقه‌ای دور از تهران داشت اما دست خود را مقابل دوستانش دراز نمی‌کرد؛ در حقیقت از مشروطه‌خواهانی که مشروطه را به انحراف برده بودند، زده شده بود.

ادامه دارد …

 

بخش دوم گفتگو

بخش سوم گفتگو

 

منبع: https://plus.irna.ir/news/83826648/

ارسال دیدگاه

*

code