مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
سه شنبه 16 آذر 1395 - Tuesday 6 Dec 2016
محتوا
وصیت نامه شهید سیدجواد پاسبان۳

وصیت نامه شهید سیدجواد پاسبان۳

بسم ا… الرحمن الرحیم وَ اَعِدّوُا لهم ما اَسْتطعتم من قوَّه امام خمینی: اینهایی که شب را بدعا و مناجات برمی خیزند، البته در جنگها پیروز خواهند شد. وصیت نامه سرباز کوچک اسلام سیدجواد پاسبان و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل ا… اموتا بل احیاء عند ربهم یرزقون   “آل عمران/۱۶۸” گمان مبرید آنان که […]

یکشنبه 13 تیر 1389 - 13:31

بسم ا… الرحمن الرحیم

وَ اَعِدّوُا لهم ما اَسْتطعتم من قوَّه

امام خمینی: اینهایی که شب را بدعا و مناجات برمی خیزند، البته در جنگها پیروز خواهند شد.

وصیت نامه سرباز کوچک اسلام سیدجواد پاسبان

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل ا… اموتا بل احیاء عند ربهم یرزقون   “آل عمران/۱۶۸”

گمان مبرید آنان که در راه حق شهید شده اند مرده اند بلکه آنها زندگان هستند و در نزد خداوند روزی می طلبند.

با درود بر امام امت خمینی عزیز، سلام بر تمام شهیدان و یاوران اسلام و سلام بر خانواده عزیزم؛ بالاخره پس از انتظارهای فراوان موفقیت اینکه اوج و تکامل که همان شهادت در راه اسلام است دارم می رسم. خدای را می ستایم که به من لیاقت چنین کاری همان جنگ با کفار است را داده، بطوریکه دعا می کردم دعایم را استمرار می دهم که در این جنگ مرا جزء شهداء قرار دهد. انشاء الله

سلام بر شما پدر و مادر در این لحظه یاد زحمات شما افتادم که با چه زحمتی مرا بزرگ کردید و یاد این موضوع افتادم که چه فرزند بی وفایی بودم که نتوانستم کوچکترین خدمتی در قبال ذره ای از محبتهای شما را انجام دهم. در این لحظه که جزء شیرین ترین لحظه های زندگی من است از شما حلالیت می طلبم و امیدوارم که مرا ببخشید و افتخار کنید که فرزندی داشتید که در راه خدا شهید شد و شما ای برادرانم و خواهرم امیدوارم که شما هم اگر خطایی از من سر زده و باعث ناراحتی شما شده مرا ببخشید. در آخر از کلیه افراد خانواده و آشنایان می خواهم که مرا ببخشند و حلال کنید. در آخر از پد رو مادر و خواهرانم و برادرانم و مردم شهید پرور می خواهم که به این آیه شریفه قرآن توجه کند که باعث شادی روح من هم باشد. “هرکجا باشید مرگ شما را فرا می رسد. اگرچه در کاخهای بسیار محکم باشید.”

در آخر از شما پدر و مادرم می خواهم که در موقع عزاداری ساده ترین مجلس را برای من بگیرید و از مخارج بیخودی جلوگیری کنید و دوم بعداز روز هفتم کسی از خانواده ام به هیچ عنوان حق اینکه سیاه بپوشد ندارد. چون باعث ناراحتی من می شود. امیدوارم که در خدمت به اسلام و در خط امام از هیچ کاری کوتاهی نکنید و دنباله رو راه شهیدان باشید. انشاء الله

و در آخر از برادران مسجد جامع “کومله” و مردم شهیدپرور و کومله می خواهم که هوشیاری خود را بیش از پیش نشان بدهند و منافقان کوردل را در میان خودشان راه ندهند و سنگر مسجد را خالی نکنند.

جسد مرا زیر پای برادر شهیدم ابوالفضل حسینی بگذارید

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

به امید پیروزی رزمندگان بر علیه کفار جهانی

خدایا خدایا رزمندگان اسلام پیروزشان بگردان

و به پدر و مادرم بگوئید که در موقع شهادتم گریه نکنند. التماس دعا دارم.

ارسال دیدگاه