مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
سه شنبه 16 آذر 1395 - Tuesday 6 Dec 2016
محتوا
حزب الله و مسئله رابطه با آمریکا

حزب الله و مسئله رابطه با آمریکا

به نظر نگارنده در شرایط فعلی بر حزب الله واجب استه -البته به نیت کمک به دولت و نه به قصد اشکال تراشی-، که در میدان تضارب آراء کنونی با تکیه بر اصول بنیادین انقلاب اسلامی به بحث ورود کرده، به تنویر افکار عمومی بپردازد تا احیاناً کسانی که روحیه یا اندیشه سازش و وادادگی در آنها نهادینه شده است به بهانه های واهی مانند طرفداری از حقوق ملت و…، راه دیگری غیر از راه امام و انقلاب پیش نگیرند.

چهارشنبه 20 خرداد 1394 - 05:13

محمدجواد مقدمی شهیدانی

با داغ شدن بازار گفتگوها در باب رابطه با آمریکا که به دنبال رفتار تیم دیپلماسی دولت اعتدال در سفر به نیویورک آغاز شد، سکوت سنگینی در جبهه حزب الله که به عنوان چشم بیدار انقلاب اسلامی مشاهده می شود.

 

 

واکاوی دلائل این سکوت معنادار در رازگشایی از وظائف و مواضع آینده حزب الله مؤثر خواهد بود. برخی این سکوت را در ادامه رویکرد همکاری با دولت اعتدال و تقویت آن تفسیر می کنند، که مسلما این رویه در مورد خط قرمزهای اصولی انقلاب اسلامی وجاهتی ندارد. برخی دیگر، ابهام در ابعاد مختلف مسئله و عدم وضوح برخی پشت پرده های این ماجرا را دلیل احتیاط حزب اللهی دانسته اند که صد البته دلیل موجهی برای توقف در نظردهی است اما به شرطی که بیش از زمان طبیعی اش طول نکشد که در این صورت به سردرگمی خواهد انجامید. از این گذشته با توجه به اصول روشنی که در کلام امام و رهبری منعکس شده است انتظار آن است که کلیت ماجرا مبهم نباشد که نتوان هیچ سخنی در مورد آن گفت. انفعال و عدم انسجام سیاسی و اجتماعی جبهه حزب الله به عنوان دلیل احتمالی دیگری از این سکوت سهمگین است که با توجه برخی قرائن خارجی متأسفانه شاید این شائبه تا حدی قابل قبول هم باشد ولی با توجه به تجربه تاریخی نظام جمهوری اسلامی، این رویه بسیار مقطعی و زودگذر بوده، در کوتاه زمانی حزب الله به تقویت انسجام تشکیلاتی اش خواهد پرداخت. یکی دیگر از علت های احتمالی سکوت حزب الله در مورد رفتار سیاسی دولتمردان فعلی را باید ترس از اتهام افراطی گری به حزب الله دانست که گرچه نشانه های واضحی از اتهامات اینچنینی دیده می شود و این مسئله نشان از مظلومیت تاریخی حزب الله دارد ولی باید توجه داشت فرد مؤمن، انقلابی و حزب اللهی اصیل، به اشارت قرآنی از ملامت هیچ ملامتگری در راه خداوند نمی ترسد، در عین حال که بهانه به دست مغرضین و ناآگاهان نیز نمی دهد. هر چه هست امید آن داریم که این سکوت سنگین در روزهای آتی  شکسته شود تا در قالب نقدها و نصیحت های مشفقانه و منصفانه حزب الله، جوانب بیشتری از رفتار سیاسی دشمن و آسیب شناسی مواضع و عملکرد مسئولین فعلی برای جامعه روشن گردد. لذا به نظر نگارنده در شرایط فعلی بر حزب الله واجب استه -البته به نیت کمک به دولت و نه به قصد اشکال تراشی-، که در میدان تضارب آراء کنونی با تکیه بر اصول بنیادین انقلاب اسلامی به بحث ورود کرده، به تنویر افکار عمومی بپردازد تا احیاناً کسانی که روحیه یا اندیشه سازش و وادادگی در آنها نهادینه شده است به بهانه های واهی مانند طرفداری از حقوق ملت و…، راه دیگری غیر از راه امام و انقلاب پیش نگیرند. به راستی آیا آنها که در زمان فتنه و جنگ و نهضت هرگز پشت انقلاب را خالی نکردند و پای منافع مردم ایستادند احق به این هستند که طرفدار حقوق مردم دانسته شودند یا آنها که در قبل و بعد از آغاز نهضت اسلامی در در مجامع علمی و فکری انگلیس و آمریکا  شاگردی می کردند و حالا دیر آمده اند و زود می خواهند بروند؟!

دیگر آنکه حزب الله نباید و نشاید که به هر بهانه ای که شده به خودسانسوری گرایش یابد چراکه به این واسطه در کوتاه مدتی گفتمان اصیل انقلاب اسلامی حذف و مخالفان آن با وقاحت تمام از نظام طلبکار هم می شوند!

یکی از اصلی ترین مباحثی که این روزها در بازار مکاره آراء و انظار گم شده است، بازخوانی سخنان راهگشای امام راحل و مقام معظم رهبری است که باید به همت حزب الله کانون گفتمانهای با موضوع رابطه با آمریکا قرار گیرد.

***

مسئله محوری در مورد رابطه ایران و آمریکا، عمق اختلافی است که در ساحت ایدئولوژی، جهانبینی، فرهنگ و رفتاری سیاسی و اجتماعی بین این دو کشور وجود دارد که توجه به این اختلافات، انتخاب روش های هوشمندانه و عقلانی تری را در این رابطه لازم می آورد. قرار گرفتن آمریکا به عنوان شیطان بزرگ در رأس حرم جبهه استکبار و سردمداری او در تمام جنایات بشری، چیزی نیست که جمهوری اسلامی که استیفای حقوق مظلومین به عنوان فصل ماهوی و فلسفه وجودی آن است،به راحتی بتواند از آن بگذرد و مادامی که ماهیت ایران و آمریکا تغییر نکرده است، مخالفت ما با آنها امری بنیادین و اصولی است که باید فارق از اختلاف نظرهای شکلی و سلیقه ای تفسیر شود که با تغیر آدمها تغییر پذیرد.

نکته دردآوری که این روزها -آنهم با نیت خیر- مشاهده می شود، سخن گفتن از احترام متقابل و موضع برابر با چنین موجودی است که در تمام سالهای قبل و بعد از انقلاب اسلامی ماهیت و رویه ثابتی را داشته است و با این وجود افرادی بدون توجه به تجربه تاریخی ملت ایران، واژگان خوش لعاب دیپلمات های آمریکایی و یا تمجیدهایاستحمارگر آنان از برخی خواص و مسئولین داخلی را دلیل بر تغییر رویه آمریکا می گیرند. واضح است که تغییر رویه در سطح مسئولان طراز اول یک کشور، فرع بر تغییر نوع نگاه حاکمیتی آن کشور و قبل از آن، فرع بر تغییر ماهیت نظام سیاسی حاکم است که با توجه به شواهد، هیچکدام از اینها در مورد آمریکا اتفاق نیفتاده است و از این رو، هر کسی به تغییر رویه آمریکا دئر شرایط فعلی خوش بین باشد، گرفتار ساده لوحی خسارت باری است که در بلندمدت اثرات زیانبارش دامن مردم نجیب و فهیم و از خودگذشته ایران اسلامی را خواهد گرفت.

***

فارق اختلاف نظرهایی که از گذشته تا کنون پیرامون اصل رابطه با آمریکا وجود داشته، نکته ای که پیرامون چگونگی ایجاد این رابطه نباید مغفول افتد اینکه ارتباط بی ضابطه با آمریکا به عنوان رهبر جبهه استکبار جهانی، و بی گدار به آب زدن در این مسئله، وجهه جهانی نظام اسلامی به عنوان رهبر جبهه آزادی خواهان جهان، را برای همیشه خراب می کند و حرکت الهی استیفای جهانی حقوق مستضعفین را به تأخیر می اندازد. این رویه همچنین علامت ارتجاع بزرگی است که در تمام شؤون، ارزشهای اصیل نهضت اسلامی را تحت الشعاع قرار می دهد و در تمام جهت های مادی و معنوی ما را به عقب گرد مجبور می کند. با این وصف، آیا با بروز رفتارهای شتابزده که با نوعی شوق کودکانه و نا معقول همراه شده است، از جانب خواص و مسئولین ایرانی، خون اینهمه شهید، اینهمه تحمل مشکلات توسط مردم، اینهمه ابتکار علمی و اینقدر مجاهدت در راه وصول به استقلال و آزادی و تعالی معنوی مردم ایران، به ثمن بخس چوب حراج نمی خورد؟

لازم به یادآوری است که حتی اگر روزی رابطه با آمریکا هم در دستور کار دیپلماتهای ایرانی قرار بگیرد، عقل و تدبیر حکم میکند که تاریخ روابط دو کشور را از یاد نبریم و در حالی که غرب حاضر نیست از افسانه ذهن ساخته ای مانند هولوکاست -که اگر اصل واقعه هم درست باشد ابعادش توهمی است- هم حاضر نیستند بگذرند، چرا و به چه استدلالی ایران باید حافظه تاریخی اش را پاک کند و در موضع برابر و با احترام متقابل با ظالم بد سابقه ای مثل آمریکا پشت میز مذاکره قرار گیرد!

***

اتفاق قابل تأمل و البته جانسوز دیگر این روزها، شادی زایدالوصف برخی از خواص از مسئله رابطه با آمریکا و فراهم شدن زمینه های مذاکره با ان است که پیام های پیدا و پنهان ضررباری را برای جبهه استکبار به همراه داشت. وادادگی و خودباختگی خواص داخلی ضمن اینکه در گرایش غیر منطقی مردم به دشمن مؤثر است، نشانه عمق استراتژیک آمریکا در ایران تلقی می شود و از این رو قدرت چانه زنی سیاسی همین مسئولین را در صحنه بین المللی کم می کند! و صد البته در بلند مدت به عنوان یک خطر استراتژیک بوده، در ضمن به خطر انداختن امنیت ملی، دشمن را به طمع می اندازد. طمعی که در مواردی مانند فتنه های بعد از پیروزی انقلاب خود را به خوبی نشان داده است.

این مسئله در حالی وجود دارد که آمریکا حتی رویه نفاق را هم در مورد ما به کار نبرده و صراحتاً و از موضع اقتدار بر مبانی سیاست خاجی اش از جمله هم پیمانی وثیق و هماهنگی کامل با اسرائیل، پای فشرده است. خوب است به دوستان یادآوری شود که آرمانها با گذر زمانه تغییر پذیر نیست و از این رو حتی اگر در شرایط دشواری -که وادادگی خواص و مسئولین در پیدایش آن اثر مستقیم دارد- قرار بر مصالحه با آمریکا بر مبنای نرمش قهرمانانه باشد، نباید دشمنی دشمن مورد غفلت قرار گرفته از این نرمش و احیاناً رابطه ابراز خوشنودی شود. از این گذشته، آیا هرگز چنین رویه ای در سطح رسانه های سطح اول کشور مقابل دیده شده است که حد اقل نمونه ای خارجی برای این رفتار خام دوستان داخلی پیدا کرده باشیم؟

***

اتفاق نادر دیگری که در حاشیه سفر رئیس جمهور به آمریکا قرا گرفته و از کانون توجه خواص دور افتاده، آزادی بی رویه اصحاب فتنه است که هرگز نباید آن را جدا از مسئله ارتباط با آمریکا تحلیل کرد.

آزادی اصحاب فتنه بدون محکومیت قضایی اگرچه نشانه سعه صدر و رافت اسلامی نظام است اما شبهاتی در مورد آن وجود دارد که نمی توان به آسانی از آنها گذشت. شاید قرار است آزادی افرادی با آن سوابق آنهم در این شرایط حساس، به منظور بکارگیری این افراد آب دیده و با تجربه در ساختارشکنی برای تأمین پیاده نظام برای ساخاتارشکنی های آینده باشد! خوب بود مواضع فعلی این افراد در قالب مصاحبه ای حتی توسط نشریات خودشان گرفته می شد تا معلوم شود که حقیقتا مستحق این عفو بوده و از عملکرد گذشته خویش برگشته اند یا مسئله دیگری در کار بوده است!

ارسال دیدگاه