مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
جمعه 19 آذر 1395 - Friday 9 Dec 2016
محتوا
وصیت نامه شهید سید قاسم موسویان

وصیت نامه شهید سید قاسم موسویان

بسم الله الرحمن الرحیم                    شروع وصیت نامه برادر کوچک شما سید قاسم موسویان           این وصیت نامه را موقع رفتن به عملیات می نویسم                  کسانیکه در راه ماه جهاد کنند از راههایی آنها را هدایت می کنیم.           به نام خداوند بزرگ مهربانم که شهدای ما جان خود را درراه او هدیه کردن […]

یکشنبه 13 تیر 1389 - 13:40

بسم الله الرحمن الرحیم

                   شروع وصیت نامه برادر کوچک شما سید قاسم موسویان

          این وصیت نامه را موقع رفتن به عملیات می نویسم

                 کسانیکه در راه ماه جهاد کنند از راههایی آنها را هدایت می کنیم.

          به نام خداوند بزرگ مهربانم که شهدای ما جان خود را درراه او هدیه کردن سلام بر شما خانواده عزیزم و برادران خواهران عزیز که بنده مدتهای زیاد و سالهای زیاد در پیش شما بودم و ناراحتی های زیادی برای شما فراهم نموده ام و نسبت به شما بی احترامی کرده ام و در این حال به خود آمده ام و از شما طلب بخشش می نمایم باری پدر و مادر عزیز بنده این وظیفه خود را دانستم که در موقیعت[موقعیت] آخر وصیت نامه بنویسم هر چه قدر فکر می کنم چیزی ندارم بنویسم اگر از خوبیهای شما بنویسم که قلم یارای نوشتن ندارد من هیچ وصیتی ندارم چون شهدای زیادی داده ایم وصیت های زیادی برای شما نوشته اند دیگر چیزی نمانده من بنویسم پدر و مادر عزیز هر چند آرزو داشنید که پسرتان به به دامادی برسد ولی بدانید این بهترین دامادی و عروسی من است که در موقع رفتن به عملیات بچه ها دور بر من نشسته اند و دارند با شور و شوقی آماده می شوند برای عملیات می روند تا کربلای حسین را زیارت کنند پدر جان و مادر عزیز من که خدمت سربازیم تمام شده بود به شما گفتم که هنوز خدمت سربازی من تمام نشده چون تا جنگ است ما باید در جبهه باشیم و این توفیق را پیدا کرده ام و در میان عزیزان رزمنده هستم. واما وصیت من به برادران عزیزم این است که اگر سعادت پیدا کردم شهید شدم نگذارید این سلان آتشین من و فرمانده او خداست به زمین بیافتد و نگذاریدخائنین به مملکت ما تجاوز کنند و قلب امام عزیز ما را به درد آورند چون این نعمت بزرگ ماه نعمتی است که باید ؟ را بدانیم که این دنیا زودگذر است چه زود و یا چه دیر باید بمیریم حالا که قرار است بمیریم چرا میدان نبرد نیایم و کشته نوشتم [نشوم] تا این که در زیر رختخواب بمیرم وصیت من به برادران و خواهرانم این است تا زمانی یکی از دشمنان اسلام با اسلام ما تهدید می کنند سلاح برگیرید و با او تا آخرین قطر خون با او بجنگید در پایان از تمام برادران و دوستان که از من بدی دیده اند طلب بخشش کنید پدر و مادر عزیز نکند بعد از شهادتم دست رهبرم بردارید و آجر را از بین ببرید این را بدانید شما پدر و مادران در نزد خدا بسیار عزیزید امروز اسلام ماه نیاز به خون حزب الله دارد پس بریزید خونهایتان را راهی شهدا را ادامه دهید اگر قرار است اسلام با کشته شدن من زنده بماند پس ای گلوله ها مرا در بر گیرید به خواهرم حوریه بگو که می بخشی به عروسی شما حضور نداشتم امیدوارم که عروسی برای شما مبارک باشد اگر من شهید شدم انتظار دارم که همانند زینب صبر داشته باشید خواهرم ؟ همچنین مادرم خداحافظ خداحافظ خداحافظ

 مورخه ۸/۶/۶۵ سید قاسم موسویان

ارسال دیدگاه