مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
سه شنبه 25 تیر 1398 - Tuesday 16 Jul 2019
محتوا
اجازه نامه آیت الله آخوند خراسانی به آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیابری + سند

اجازه نامه آیت الله آخوند خراسانی به آیت الله سید عبدالوهاب صالح ضیابری + سند

میثم عبدالهی
به مناسبت سالروز رحلت این عالم جلیل القدر قصد انتشار اجازه نامه اجتهاد ایشان از سوی استادش آیت الله ملا محمدکاظم خراسانی معروف به آخوند خراسانی را داریم. اجازه نامه آخوند خراسانی به شاگردش و تعابیری که در این اجازه نامه به کار برده نشان از جایگاه بالای علمی شاگرد دارد.

چهارشنبه 11 تیر 1393 - 18:09

میثم عبدالهی

آیت الله سیدعبدالوهاب صالح ضیابری عضو عالیقدر هیات اتحاد اسلام و نهضت جنگل

آیت الله سیدعبدالوهاب صالح ضیابری عضو عالیقدر هیات اتحاد اسلام و نهضت جنگل

سید عبد الوهاب پسر سید صالح مجتهد ضیاءبرى به سال ۱۲۹۴ ق در روستاى ضیابر گیلان به دنیا آمد. مقدمات علوم دینى را در زادگاهش فراگرفت و پس از اقامت کوتاهى در رشت و بهره‏گیرى از میرزا على مجتهد رشتى عازم نجف شد و از محضر آخوند ملا محمد کاظم خراسانى، ملا على نهاوندى و ملا محمد شربیانى کسب فیض نمود. وى پس از نیل به‏مقام اجتهاد در اواخر ۱۳۲۲ ق به رشت بازگشت و مورد اکرام و احترام علماء و مدرسین قرار گرفت. او در رشت به تدریس فقه و اصول اهتمام ورزید. از شاگردان مشهورش در این دوره شیخ على ناصرانى و شیخ یونس (میرزا کوچک خان جنگلى) و سید رضا رودبارى بودند. سید عبد الوهاب در جریان نهضت مشروطه‏خواهى به صف مشروطه‏طلبان پیوست و پس از صدور فرمان مشروطیت به عضویت انجمن ایالتى گیلان درآمد. او در استبداد صغیر و در حکومت ظهیر الدوله به دستور محمد على شاه، مدتى به خراسان تبعید گشت و پس از کشته شدن آقا بالا خان سردار افخم، حاکم گیلان، در محرم ۱۳۲۷ به ریاست انجمن انتصاب یافت.

سید در واقعه اولتیماتوم روسیه تزارى در برابر تهاجم روسیان و غارت مطبعه عروه الوثقى و نیز اجحافات و زورگیریهاى نکراسف، کنسول مستبد روس در رشت، به شدت مقاومت نمود و متعاقب همین در محرم ۱۳۳۰ به زندان افتاد.

وى پس از یک محاکمه فرمایشى در کنسولگرى روس در رشت به اعدام محکوم شد اما بر اثر جریانات سیاسى و اعتراض آزادى‏خواهان حکم اعدام وى و چند تن دیگر به مرحله اجرا درنیامد و او به همراه فرزندش سید صالح از طریق روسیه به استانبول تبعید گردید. پس از سه سال تبعید بار دیگر به رشت برگشت و در جنبش جنگل به رهبرى میرزا کوچک خان، ریاست هیأت اتحاد اسلام را برعهده گرفت. سید عبد الوهاب مجتهد پس از پایان کار جنگل، همچنان در رشت به امور اجتماعى مشغول بود و مرجعیت داشت. او در سال ۱۳۰۴ ش به نمایندگى مجلس مؤسسان انتخاب شد و سرانجام در جمادى الآخر ۱۳۵۷/ [۱۵ مرداد]  ۱۳۱۷ ش در رشت به ‏درود حیات گفت و در گورستان مدیریه به خاک سپرده شد.[۱]

به مناسبت سالروز رحلت این عالم جلیل القدر قصد انتشار اجازه نامه اجتهاد ایشان از سوی استادش آیت الله ملا محمدکاظم خراسانی معروف به آخوند خراسانی را داریم. آیت الله سیدعبدالوهاب صالح سالها در حوزه علمیه نجف نزد اساتید بزرگی چون آیت الله آخوند خراسانی دروس دینی خواند و به مقام بالای اجتهاد رسید. در حوزه های دینی شیعه، از قرن ها پیش رسم بر این بوده که اگر شاگرد به رتبه اجتهاد نائل شود، استاد به پاس جایگاه شاگرد و نیز به عنوان سندی بر رسیدن رسیدن شاگرد به رتبه اجتهاد، اجازه نامه ای را امضا می کند. اجازه نامه آخون خراسانی به شاگردش و تعابیری که در این اجازه نامه به کار برده نشان از جایگاه بالای علمی شاگرد دارد.

تصویر این اجازه نامه به همراه متن آن در ادامه می آید:

اجازه نامه اجتهاد آخوند خراسانی به آیت الله صالح ضیابری

اجازه نامه اجتهاد آخوند خراسانی به آیت الله صالح ضیابری

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی شرح صدور العلماء بنور العلم و المعرفه و وفقهم للفوز الی الفیض و الحکمه و نصب لهم شرایع الاسلام و قوانین الاحکام و اشرق بساحتهم مصابیح الایمان و لوامع الدرایه و اوضح لدیهم مقاصد الاحکام و جوامع الفقاهه و اجری علی قلوبهم ینابیع المعارف و دلائل الهدایه و رفع قدرهم بان جعلهم ورثه الانبیاء و نواب الاوصیاء و ادلاء فی الارض کالنجوم فی السماء و صلی الله علی من اسس المله البیضاء محمد خاتم الانبیاء و علی وصیه سید الاوصیاء و اولاده الطیبین الطاهرین الادلاء.

و بعد فان ملاذ الاسلام و مروج الاحکام سید المحققین و فخر المجتهدین السید الجلیل السید عبدالوهاب الرشتی الضیابری – ادام الله ایام افاداته و افاضاته- قد بذل جهده و صرف جمله من عمره و برهه من دهره فی تنقیح مبانی الاحکام و اتقان مدارک مسائل الحلال و الحرام و تشیید القواعد الکلیه و تسدید المبانی الفرعیه و امعن النظر فی توضیح معضلاتها و حلّ مشکلاتها فبلغ بحمدلله و المنه فی الفقه و الاصول مبلغاً عظیماً و وقف فی هذا الوادی موقفاً جسیماً. ذلک فضل الله یوتیه من یشاء فطوبی لمن رکن الیه واعتمد علیه. فان جنابه حقیق بان یقتدی بافعاله واقواله و یستفاد من علومه؛ فلجنابه التصرف فی جمیع الامور الراجعه الی نواب الشرع الانور و لیس لاحد مزاحمته و التصرف فیما هو متصرف فیه و المرجوّ من اخواننا المومنین اطاعته و امتثال اوامره و نواهیه فان قوله قولی و فعله فعلی.

 و اسئل الله ان یوفّقه بمراضیه و ارجو من جنابه ان لا ینسانی من الدعاء فی مظان الاستجابه. و الله ولی الاجابه و هو حسبی و نعم الوکیل.

حرره الاحقر الجانی محمد کاظم الخراسانی[۲]


[۱] . روزشمار تاریخ معاصر ایران، حسن فراهانى‏، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سیاسى‏، اول، ش ۱۳۸۵، ج‏۲، ص ۳۹۹٫

[۲] . یادگارنامه ابراهیم فخرایی، قسمت عکسها و اسناد، ص۵۹

ارسال دیدگاه