مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
شنبه 13 آذر 1395 - Saturday 3 Dec 2016
محتوا
ابراهیم فخرایی

ابراهیم فخرایی

  ابراهیم فخرایی در سال ۱۳۱۷ هجری قمری در یک خانواده بازرگان رشتی به دنیا آمد. پدرش حاجی رضا از رجال نیکنام رشت بود که ضمن رسیدگی به امور تجارتی، به حل و فصل اختلافات مردم، به ویژه بازرگانان می پرداخت. ابراهیم فخرایی دوران تحصیل را در مدارس ملی رشت به پایان رساند.  از وقایع […]

چهارشنبه 13 مرداد 1389 - 22:47

 

ابراهیم فخرایی در سال ۱۳۱۷ هجری قمری در یک خانواده بازرگان رشتی به دنیا آمد. پدرش حاجی رضا از رجال نیکنام رشت بود که ضمن رسیدگی به امور تجارتی، به حل و فصل اختلافات مردم، به ویژه بازرگانان می پرداخت. ابراهیم فخرایی دوران تحصیل را در مدارس ملی رشت به پایان رساند.  از وقایع به یاد ماندنی دوران دانش آموزی او که همزمان با انقلاب مشروطیت بود، می توان از راهپیمایی شاگردان مدارس به سوی مسجد جامع برای اعتراض به عملیات روسهای تزاری نام برد. در این اجتماع اعتراضی، فخرایی نطق پرشوری ایراد کرد.

ابراهیم فخرایی برای ادامه تحصیل عازم سوریه و لبنان شد که درگیر جنگ جهانی اول بودند. به همین دلیل او نتوانست تحصیلات خود را به اتمام برساند و به ایران بازگشت. در نجف از محضر شیخ عبدالحسین رشتی توشه ها اندوخت. او تحصیلاتش را در مدارس سیروس و دارالفنون و کلاس طب آزاد را که دکترهای معروف آن زمان در آن تدریس می نمودند، دنبال کرد. در طی سفری به گیلان با میرزا کوچک خان جنگلی آشنا شد و تحت تاثیر اندیشه های آزادیخواهانه و استقلال طلبانه او قرار گرفت و به نهضت جنگل پیوست و سمت منشی گری میرزا کوچک خان را بر عهده داشت و سپس به ریاست معارف و فرهنگ جنگل منصوب گردید. او در این دوران چند مدرسه در نواحی مختلف گیلان تاسیس کرد. پس از خاموش شدن انقلاب گیلان به مدیریت مدرسه سعدی انزلی منصوب شد و هنوز یک سال از این انتصاب نگذشته بود که به علت شرکت در اعتصاب معلمین از خدمت اخراج گردید.

 فخرایی با اخذ امتیاز روزنامه “پیام” خدمات مطبوعاتی اش را شروع کرد، ولی به مجرد نشر “طلیعه” توقیف گردید. مدت ها سردبیر روزنامه “طلوع” رشت بود. به دلیل نشر مقاله ای که موافق طبع فرمانده تیپ مستقل شمال “سرتیپ آیرم” نبود، او و تمام کارکنان روزنامه به زندان افتادند. او پس از آزادی از زندان به شغل دبیری در دبیرستان های رشت پرداخت. او در این دوران چند کتاب درسی از جمله گنجینه ادب، تاریخ، اخلاق و تعلیمات مدنی نوشت و در تاسیس کتابخانه ملی رشت کوشش فراوان به کار برد. در مجله فرهنگ رشت مقالاتی منتشر ساخت.

فخرایی در سال ۱۳۰۶ دت یک سال مجله “فروغ” را در رشت انتشار داد. این نشریه هم به سرنوشت دیگر نشریات او گرفتار شد و این بار به دلیل پشتیبانی از اعتراضات دانشجویان متوسطه. این بار تنها به اخراجش اکتفا نکردند بلکه او را از محیط گیلان دور و به تهران تبعید کردند. او در سال ۱۳۲۴ روزنامه فروغ را در تهران منتشرکرد.  او در تهران مجددا به کار تدریس مشغول شد و همزمان به تحصیل وکالت نزد مرحوم داور پرداخت.  او برای اخذ پروانه وکالت، رهسپار گیلان گردید و به عنوان وکیل دادگستری مشغول به کار شد. در این زمان هم نتوانست به این کار ادامه دها و به قزوین رفت و در دادگستری این شهر به فعالیت پرداخت.

ابراهیم فخرایی در طول خدمات قضایی اش در مقام ریاست دادگستری در شهرستان های اردبیل، اراک، بروجرد، ملایر، آبادان و گیلان منشا خدمات قضایی بود ولی به دلیل ایستادگی در مقابل صاحبان قدرت، هیچگاه نتوانست در یک جا اقامت دایم گزیند و مدام از یک شهر به شهر دیگر فرستاده می شد. او در سال ۱۳۳۳ به درخواست خودش بازنشسته شد.

او در دوران بازنشستگی به تالیف اشتغال داشت و کتاب های او مکرر به چاپ رسید. وی خود را شاعر نمی دانست ولی علاقه ای مفرط به شعر و ادبیات داشت و خود نیر شعر می سرود.

ابراهیم فخرایی پس از خدمات بسیار ارزنده فرهنگی به کشور و به ویژه گیلان که پیوسته بدان عشق می ورزید و برای بازشناساندش صمیمانه می کوشید، در روز ۱۶ بهمن ۱۳۶۶ دیده از جهان فرو بست.

آثار او عبارتند از:

۱-  سردار جنگل میرزا کوچک خان

۲-  گیلان در جنبش مشروطیت

۳-  گیلان در گذر زمان

۴-  گیلان در قلمرو شعر و ادب

۵-  گزیده ادبیات گیلکی

۶-  ضرب المثل های گیلکی

۷-  مجموعه مقالات ومصاحبات که منتشر نشده

ارسال دیدگاه