مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
سه شنبه 25 تیر 1398 - Tuesday 16 Jul 2019
محتوا
آیت الله شیخ عبدالحسین فقیهی رشتی+ تصاویر

آیت الله شیخ عبدالحسین فقیهی رشتی+ تصاویر

محمدتقی ادهم نژاد
آیت الله فقیهی که از مدرسین برجسته حوزه قم به شمار می رفت، سالها به عنوان نماینده رسمی آیت الله العظمی بروجردی برای رسیدگی به امور حجاج در موسم حج، خدمات فراوانی را انجام داد و نیز در راه رسیدگی به امور شیعیان و سادات عربستان نیز خدمات چشمگیری انجام داد.

چهارشنبه 26 آبان 1395 - 00:01

محمدتقی ادهم نژاد

%d8%a2%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%b4%db%8c%d8%ae-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%81%d9%82%db%8c%d9%87%db%8c-%d8%b1%d8%b4%d8%aa%db%8c5

مطلع

آیهالله حاج شیخ عبدالحسین فقیهی رشتی، یکی از عالمان سرشناس و صاحب نظران کم نظیر است که عمر شریفش را صرف خدمت به اسلام و روحانیت و تربیت و پرورش طالبان علم کرد؛ با این همه، این شخصیت والامقام و متقی نزد غیر خواص، کمتر شناخته شده است و حتی در کتب رجال و فقهای شیعه از او کمتر یاد کرده اند!

زادگاه

شیخ عبدالحسین فقیهی رشتی در سال ۱۳۲۱ ق. در بیت فضیلت و مرجعیت، در نجف اشرف دیده به جهان گشود.(۱)

پدر و جد

پدر و نیاکان او همگی از عالمان سرشناس و ولایت مدار بودند، که به علت حالات علمی و اخلاقی برجسته پدر بزرگوارش مختصری از شرح حال او را متذکر می شویم.

پدر ارجمندش آیهالله شعبان گیلانی دیوشَلی رشتی نجفی، یکی از بزرگان عصر و مراجع تقلید وقت بود. به سال ۱۲۷۵ ق. در قریه «دیوشَل»(۲) لنگرود متولد شد. بعدها او در حوزه علمیه نجف اشرف با عناوین «گیلانی»، «رشتی» و «نجفی» و در منطقه گیلان به همان عنوان زادگاهش «دیوشلی» شهرت یافت.

آیت الله العظمی شیخ شعبان رشتی

آیت الله العظمی حاج شعبان رشتی گیلانی

جدّ بزرگوارش آیهالله عبدالوهاب دیوشلی، اهل خراسان بود که به گیلان مهاجرت کرده و در این دیار ساکن شده بود.(۳)

مرحوم حجهالاسلام آقای شیخ محمدعلی فقیهی زاده رشتی در باره جدّش می نویسد:

«مرحوم آیهالله العظمی حاج شعبان گیلانی در همان اوان کودکی پدرش را از دست داد. جنازه را به رسم امانت دفن کرده، تا در سال ۱۲۸۷ ق. در حالی که دوازده یا سیزده سال بیشتر نداشت، به همراه والده خویش برای زیارت و دفن استخوان های پدر بزرگوارش به کربلا مشرف و در جنب مرقد «حبیب بن مظاهر» پدرش را به خاک سپردند و این، مصادف بود با آمدن ناصرالدّین شاه قاجار برای زیارت به عتبات مقدّسه. و ورود شاه ایران زمانی بود که دولت عثمانی سربازگیری می نمودند که من جمله فقید سعید را که جوانی نورس بود، برای خدمت سربازی دستگیر کردند. مادر او مضطربانه شاه ایران را ملاقات نمود و از او خواست تا وساطت کند فرزندش را که هنوز به سنّ سربازی نرسیده بود، آزاد نمایند. شاه هم از حکومت عثمانی آزادی جوان را خواستار شد و حاکم عثمانی هم به شفاعت سلطان ایران، او را آزاد کرد و به اتفاق مادرش به ایران بازگشت.»(۴)

تحصیلات

آیهالله حاج شعبان گیلانی تحصیلات مقدماتی را در همان روستای زادگاه و نزد عالم ربانی آقا شیخ علی – برادر ملاعبدالله مازندرانی که از علمای برجسته و ساکن لاهیجان بود – فرا گرفت و با تشویق و ترغیب ایشان جهت آموختن دانش در سال ۱۲۹۲ ق. راهی نجف اشرف شد و سطوح عالی علمی را نزد علمای پرآوازه آنجا به اتمام رسانید. برخی شخصیت ها که او نزدشان دانش آموخت و اجازات کم نظیری از آنان دریافت کرد، عبارتند از:

۱ – حاج میرزا حبیب الله رشتی (متوفّای ۱۳۱۲ ق.)؛

۲ – حاج میرزا محمد حسن مامقانی (متوفّای ۱۳۲۳ ق.)؛

۳ – فاضل ایروانی (متوفّای ۱۳۰۶ ق.)؛

۴ – فاضل شرابیانی (متوفّای ۱۳۲۲ ق.)؛

۵ – ملا عبدالله مازندرانی (متوفّای ۱۳۳۰ ق.)؛ وی از خواصّ شاگردان ملاعبدالله مازندرانی بود.

۶ – شیخ زین العابدین مازندرانی (متوفّای ۱۳۰۹ ق.).(۵)

تدریس و مرجعیّت

آیهالله گیلانی در همان سال ها که به تحصیل علوم دینی اشتغال داشت، خود هم تدریس می کرد و شاگردان فراوانی را تربیت کرد. او بعد از رحلت آیهالله ملا عبدالله مازندرانی، مورد توجه فضلای گیلانی و مازندرانی قرار گرفت و از آنجا که دارای شایستگی های علمی و اخلاقی بود، پس از رحلت دو عالم بزرگ، آیات عظام: سید محمد کاظم یزدی، صاحب کتاب عروهالوثقی (متوفّای ۱۳۳۷ ق.) و آقا شریعت اصفهانی (متوفّای ۱۳۳۹ ق.) مرجع تقلید هزاران نفر از بلاد عراق و ایران خصوصاً شمال ایران گردید و رساله عملیه اش نیز هشت مرتبه به چاپ رسید.(۶)

اوصاف معظّم له

آیهالله گیلانی در بین اعلام و بزرگان معاصر به صلاح، پرهیزگاری، کثرت فضل و ادب و دقّت نظر معروف بود.

او فردی خوش بیان و خوش سلیقه بود. شناخت کامل و عمیق از معارف دینی و مردم داشت. همواره ذکر می گفت و در حال مراقبه نفس بود. به یاری دهندگان ظالمان روی خوش نشان نمی داد. بسیاری از اوقات روزه می گرفت و به عبادت مشغول بود. وی در ویژگی های اخلاقی چنان بود که در میان بزرگان و اعلام نجف به «سلمان زمانه» مشهور شده بود.(۷)

ازدواج

آیهالله گیلانی در سال ۱۳۱۸ ق. با دختر علامه شیخ هاشم انصاری (متوفّای ۱۳۱۱ ق.) وصلت نمود. از ایشان فرزندان عالم و مجتهد و پرهیزگاری به یادگار مانده است. سه فرزند پسر وی عبارتند از:

۱ – آیهالله حاج شیخ عبدالحسین فقیهی رشتی(قدس سره)؛

۲ – خطیب و مفسّر، آیهالله حاج شیخ ابوالحسن فقیهی، معروف به «آیهالله زاده گیلانی». او به سال ۱۳۳۱ ق. به دنیا آمد. بعد از تحصیلات، به رشت مهاجرت کرد و از وعّاظ مشهور خطّه شمال – خصوصاً رشت – به شمار می رفت. ایشان صاحب بیش از بیست تألیف در تاریخ و تفسیر، که به چاپ رسیده اند، و مقالات فراوان در موضوعات دینی، اجتماعی و انتقادی در مجلاّت – خصوصاً مجلّه راه حق، با مسؤولیت مرحوم حاج شیخ حجتی رشتی – است. وی در سال ۱۴۱۷ ق. در گذشت و در قم، قبرستان ابوحسین دفن شد؛

۳ – حجهالاسلام شیخ مرتضی مدرّس گیلانی (متوفّای ۱۳۸۲ ق.)؛ وی که بیشتر اوقات عمرش را در انزوا به سر برد، همواره به تهذیب نفس مشغول بود. او در مدارس تهران، به «مدرّس گیلانی» شهرت داشت.(۸)

تألیفات

مرحوم آیهالله گیلانی دارای تألیفاتی است که برخی از آنان به چاپ رسیده است؛ از جمله:

۱ – صلاه المسافر. بارها این کتاب با مقدمه فرزندش شیخ مرتضی مدرّس گیلانی و آخرین بار نیز با مقدمه محقّق ارجمند حاج سید احمد حسینی اشکوری به چاپ رسیده است؛

۲ – کتاب القضاء؛

۳ – احکام الخلل؛

۴ – المتاجر؛

۵ – مباحث الالفاظ؛

۶ – حاشیه بر عروه الوثقی.

سرانجام این عالم فرزانه در ۲۴ شوّال ۱۳۴۸ ق. در نجف اشرف دار فانی را وداع گفت و پس از نماز آیهالله حاج شیخ علی زاهد قمی، در جوار قبرهای حضرت هود و حضرت صالح(ع)، در وادی السّلام دفن شد.(۹)

تحصیلات

شیخ عبدالحسین فقیهی رشتی، تحصیلات ابتدایی و فراگیری قرآن را در شهر نجف پشت سر نهاد و دروس مقدماتی و سطوح عالی حوزه را نزد استادان برجسته آن حوزه به اتمام رسانید. البته طی این مراحل توأم بود با تربیت دینی و اخلاقی و تهذیب نفس؛ آن بزرگوار برای نیل به کمالات علمی و معنوی، از دروس استادان بزرگی چون حضرات آیات: شیخ محمدحسین اصفهانی، معروف به «کمپانی» (متوفّای ۱۳۶۰ ق.)، سیدابوالحسن اصفهانی (متوفّای ۱۳۶۵ ق.) شیخ محمدعلی ایروانی، آیهالله شیخ محمدعلی جمالی خراسانی، مؤلف تقریرات الاصول و پدر بزرگوارش بهره ها گرفت و نیز تفسیر را از علامه محمد جواد بلاغی (م ۱۳۵۲ ق.)(۱۰) و اخلاق و عرفان را از شیخ مرتضی طالقانی آموخت و از استادان مذکور، اجازات اجتهاد دریافت داشت.

ایشان علاوه بر تحصیل و فراگیری علم و معرفت، به دلیل داشتن حافظه قوی، استعداد سرشار و بیانی رسا و شیرین توانست سطوح مختلف را تدریس و در حوزه های علمیه نجف و قم شاگردان برجسته فراوانی را تربیت کند که هر کدام، از مشعلداران هدایت جامعه گردیدند؛ به ویژه او تسلط عجیبی به اصول فقه و کتاب کفایه داشت.

الف) برخی از شاگردان وی در نجف اشرف عبارتند از حضرات آیات:
۱ – عالم ربانی، سیدعبدالکریم کشمیری. وی علاوه بر کفایه، اسفار را نیز در نزد او آموخت؛(۱۱)
۲ – محققّ نامور، حاج سیدعبدالعزیز طباطبایی یزدی؛(۱۲)
۳ – حاج سیدحسین طباطبایی بحرالعلوم؛(۱۳)
۴ – شهید محراب، حاج میرزا محمدعلی قاضی طباطبایی. وی از شاگردان درس خارج فقه و اصول ایشان بود؛(۱۴)
۵ – شیخ ابوالقاسم حجتی رشتی؛(۱۵)
۶ – شیخ مهدی مهدوی لاهیجانی؛(۱۶)
۷ – شیخ محمد سعیدی لاهیجانی؛(۱۷)
۸ – شیخ محمدصادق تهرانی قمی؛(۱۸)
۹ – میرزا محمدعلی ادیب تهرانی.(۱۹)

ب) برخی از شاگردان وی در حوزه علمیه قم نیز عبارتند از حضرات آیات:

۱ – شیخ محمدصادق احسان بخش، نماینده امام و رهبری در گیلان و امام جمعه رشت؛(۲۰)

آیهالله احسان بخش در باره استادش می نویسد:

«آیهالله حاج شیخ عبدالحسین فقیهی… عالم، عامل، فقیه کامل، اصولی، ادیب متتبّع، جامع فضایل و کمالات از فضل و جلالت قدر مشار با لبنان بود. نگارنده کفایتین را در نزد ایشان تلمّذ کرده، انصافاً تسلط کامل بر اصول داشت و نظرات بسیاری از علما را می دانست. او را در استنباطات اصولی بسیار قوی دیدم و از خواص اصحاب و محرم اسرار آیهالله بروجردی به شمار می رفت و هر ساله نیز به نیابت از آن مرجع عالی قدر به مکه مشرف می شد و مشکلات دینی زائرین را بر طرف می نمود».(۲۱)

۲ – علیرضا ممجّد لنگرودی (درس کفایه و خارج)؛(۲۲)

۳ – حاج سیدعلی حسینی نجفی اشکوری؛(۲۳)

۴ – حاج شیخ محمد واصف.

هجرت به قم

آیهالله فقیهی رشتی برای زیارت امام رضا(ع) و نیز دیدن اقوام و صله ارحام به ایران مهاجرت نمود و بعد از چند ماه توقف در شمال (لنگرود) برای عزیمت به نجف اشرف، به سال ۱۳۵۱ ق. وارد حوزه علمیه قم شد. وی در این سفر، وقتی تلاش و جدیّت طلاب این حوزه تازه تأسیس را مشاهده کرد، از مهاجرت به نجف منصرف و همان جا ماندگار شد و به سبب توانایی علمی خویش، تدریس سطوح مختلف را شروع کرد. و خود او نیز با آنکه فضلای بی شماری از محضرش استاده می کردند، از درس آیهالله حائری یزدی بهره می برد. استادان بزرگی همانند حضرات آیات: حجّت، خوانساری و صدر با توجه به شناخت قبلی که از وی داشتند، وجودش را مغتنم دانسته و برای ساماندهی حوزه از او بهره مند می شدند.

زعامت آیهالله بروجردی

آیهالله فقیهی رشتی با فقیه ژرف اندیش، آیهالله بروجردی سابقه آشنایی و رفاقت داشت و به خوبی واقف بود که وجود معظم له می تواند توان علمی فراوانی به حوزه قم ببخشد. بدین جهت، پس از ورود آن آیت حق به قم، ایشان نیز مانند بسیاری از بزرگان – همانند امام راحل – برای تجلیل از مقام علمی زعیم عالی قدر حوزه آیهالله بروجردی، در درس وی حضور می یافت. آن بزرگوار هم به ایشان علاقه ویژه ای داشت و ایشان را به عنوان یکی از مشاوران و نزدیکان در امر ساماندهی حوزه و سایر امور دینی برگزید، که نمونه هایی از مسئولیت های او را در ذیل می آوریم:

الف) خدمت به زائران مکه

آیهالله فقیهی از بدو ورود آیهالله بروجردی تا آخر عمر آن بزرگوار – و بعد از ایشان از طرف سایر مراجع – به عنوان نماینده ایشان برای رسیدگی به امور حجّاج در موسم حجّ، خدمات فراوانی را انجام داد.(۲۴)

ب) رسیدگی به وضع سادات عربستان

شیعیان عربستان همواره در طول تاریخ، مظلومیت مضاعفی داشته اند؛ خصوصاً اِعمال مقرّرات دشوار از سوی دولت سعودی و علمای وهّابی، مشکلات طاقت فرسایی برای آنان در پی داشته است. مرحوم فقیهی، از سوی آیهالله بروجردی موظّف به رسیدگی به امور سادات و شیعیان آنجا بود. او در امور مادی و معنوی سادات «نُخاوله» سعی بلیغی مبذول می داشت و برای رفع مشکلات آنان، بارها با دولت سعودی به گفت و گو و مذاکره پرداخت و از این راه توانست از فشار دولت سعودی بر آنان بکاهد.(۲۵)

ج) همکاری صمیمانه در امور حوزه

آیهالله العظمی بروجردی به حفظ کیان حوزه علمیه قم علاقه زیادی داشتند و مکرر می فرمود:«حوزه قم همانند شهری است که دروازه ندارد؛ حوزه بر روی اشخاص مختلف باز است. افراد صالح و ناصالح از هم ممتاز نمی شوند. ای کاش نظمی بود و برنامه ای!»

او برای تحقق این آرزو، هیئتی مرکّب از چند نفر از آیات حوزه را مأمور کرد تا دیدگاه های اصلاحی خود را بعد از مشورت ارائه دهند. این هیئت که اصطلاحاً «هیئت حاکمه» نامیده می شد. این هیئت اختیار داشت که مصالح حوزه را بسنجید و بر این اساس عمل کنند. آیهالله فقیهی رشتی یکی از اعضای این هیئت بود. اعضای دیگر آن عبارت بودند از: مرحوم امام خمینی، حاج شیخ مرتضی حائری، حاج سیداحمد زنجانی، حاج سید ابوطالب مدرسی، مرحوم فاضل لنکرانی، حاج سید زین العابدین کاشانی، محقق داماد، شیخ ابوالقاسم اصفهانی، سید مرتضی مبرقعی، حاج مصطفی صادقی، قاضی تبریزی، میرزا محمود روحانی، حاج ریحان الله گلپایگانی و سلطانی طباطبایی و…(۲۶)

جلسات، هر شب در مدرسه حاج ملاصادق برگزار می شد. یکی از برنامه های آنان، امتحانات در حوزه بود؛ مسائلی مانند اینکه درس هایی امتحان گرفته شود؛ چگونه تعیین رتبه گردد و… از آن هیئت تعدادی برای گرفتن امتحان انتخاب شدند که عبارت بودند از حضرات آیات: فقیهی رشتی، فاضل، حائری، قاضی، ابوالقاسم نحوی، صاحب الداری، سلطانی طباطبایی، مبرقعی و ابوالقاسم اصفهانی.(۲۷)

طرح ابتکاری

آیهالله فقیهی به خوبی می دانست که راه و رمز پیشرفت و ترویج اسلام ارتباط با همگان است؛ خصوصاً با مسلمانان و غیر مسلمانان خارج از کشور است، از این رو بود که او آموزش زبان انگلیسی رای طلاب ضروری می دانست و معتقد بود که با هر قوم و ملتی باید با زبان خود آنان سخن گفت. او به آن دسته از طلاب فاضل، همانند مرحوم محقق لاهیجی، که به زبان بیگانگان مسلط بودند و به راحتی تکلم می کردند، ارزش فوق العاده ای قائل می شد. با چنین نگرشی بود که به عنوان مشاوری امین، اهمیّت و ضرورت این موضوع را به آیهالله بروجردی یادآور شد که البته با موافقت معظم له مواجه شد. معظم له ایشان و دو نفر دیگر از آقایان را تعیین کردند تا با مقررات و شرایطی، زمینه این کار را فراهم سازند. طرح و برنامه کار با جدّیت تمام آماده شد و حتی استادان زبان انگلیسی را معیّن کردند، اما متأسفانه این طرح، با مخالفت اطرافیان آیهالله بروجردی به اجرا در نیامد. گویا فردی به آقا گفته بود: «اگر مردم بفهمند که با پول آنان زبان خارجی تدریس می شود، عقیده شان به اسلام و شما سست می شود»؛ از این رو، زعیم عالی قدر آیهالله بروجردی، به رغم میلی باطنی، مانع از اجرای برنامه شدند. آیهالله فقیهی از اینکه برخی افراد متحجّر و مقدس مآب دیدگاه های غلط خود را به آقا القا می نمودند، به شدت اظهار ناراحتی می کرد.(۲۸)

اوصاف اخلاقی

آیهالله فقیهی از رجال خوش فکر و خوش محضر بد و حافظه ای بسیار قوی و برخوردی گرم و صمیمی داشت. بسیار متواضع بود. محفل گرم و فراموش ناشدنی اش، پیوسته با خاطره ای خوش همراه بود. با آنکه مردی عمیق در فقه و اصول بود، ولی در تاریخ ادیان و ادبیات غربی و فارسی، خصوصاً اشعار حماسه سرایان قبل و بعد از اسلام، ید طولانی داشت. در احتجاجات کمتر کسی را یارای مقابله با او بود، ولی چون ذاتاً مردی آرام و ساکت بود، در برخورد ابتدایی کمتر کسی می توانست این محاسن را درک نماید. عاشق اهل بیت(ع) بود و همواره با تجلیل فراوان از آنان یاد می کرد و در جلسات روضه، برای نام ائمه اطهار(ع) تعظیم می کرد. انصافاً اخلاق کریمانه داشت و به سادات احترام ویژه ای قائل بودند… .(۲۹)

آیهالله فقیهی رشتی، اهل محاسبه و مراقبه بود و همواره اذکاری را بر لب داشت. او مرتب دوستان خود را به اقامه نماز اول وقت توصیه می فرمود و خود، به نماز اول وقت اهمیّت فوق العاده ای می داد.(۳۰)

ضمناً ایشان در هنر خوش نویسی هم دستی داشت. او تمام اوراق و تقریرات و مکاتبات خود را با خطّ نستعلیق بسیار زیبا می نگاشته که مایه اعجاب است. از اوراق به جای مانده بر می آید که در آن جمع «هیئت حاکمه»، مطالب را وی تقریر می کرده و پس از امضای اعضا، به رؤیت آیهالله بروجردی می رسیده است.

فرار از مرجعیّت

ایشان از هرگونه شهرت می گریخت و به همین دلیل، با اینکه سالیان پیش، بر عروهالوثقی حاشیه زده بود و خواص و شاگردانش، از موقعیت علمی و معنوی او اطلاع داشتند؛ با این حال، همانند برخی از بزرگان، از مطرح شدن و از مقام افتا دوری می جست و به هیچ عنوان راضی نمی شد که ارادتمندانش او را در میان جامعه مطرح سازند.(۳۱)

ارتباط دوستانه با حضرت امام

آیهالله فقیهی رشتی در جلسات درس آیهالله حائری یزدی با حضرت امام راحل آشنا شد و بعدها این آشنایی تبدیل به ارتباط عمیق دوستانه گردید. این علاقه زایدالوصف دوسویه، که تا آخر عمر شریف آن دو ادامه داشت، به گونه ای بود که حضرت امام در قم به منزل آیهالله فقیهی می رفت و از نزدیک به تفقّد می پرداخت. در اوراقی که از مرحوم آیهالله فقیهی باقی مانده، عکس ها و نامه هایی با دستخطّ آن دو بزرگوار به مناسبت های مختلف و نیز کتب اهدایی از طرف حضرت امام به ایشان دیده می شود که حضرت امام در صفحات اول کتاب مطالبی را به یادگار نوشته است.

فرزندان

آیهالله فقیهی رشتی دارای سه فرزند (یک پسر و دو دختر) بود. تنها پسرش دکتر احمد فقیهی، متخصّص قلب از آلمان بود که متأسفانه در عنفوان جوانی تصادف کرد و با نماز حضرت آیهالله بروجردی، در یکی از حجره های صحن بزرگ دفن شد.

دامادهای او نیز عبارتند از:

۱ – حجهالاسلام سیدحسین واحدی. وی از شاگردان آیات عظام: بروجردی، امام خمینی، مرعشی نجفی و گلپایگانی است که در سال ۱۳۷۴ ش. فوت و در وادی السلام قم دفن شد.

۲ – حاج سیف الله قمصری، از بازاریان متدیّن تهران.

تألیفات

ایشان تألیفات و تقریرات فراوانی به جای گذاشته که هیچ کدام به طبع نرسیده است؛ از آن میان می توان اشاره داشت به: حاشیه بر کفایهالاصول، حاشیه بر رسائل، حاشیه بر مکاسب.

رحلت

آیهالله حاج شیخ عبدالحسین فقیهی رشتی بعد از عمری تلاش و خدمت، سرانجام در ۹۱ سالگی، (۲۷ آبان سال ۱۳۶۸ ش.) دار فانی را وداع گفت و در جوار رحمت ایزدی آرامش یافت. پیکر پاک این عالم ربانی با شرکت مراجع، بزرگان، شخصیت های کشوری و اصناف مختلف با عظمت و شکوه خاصّی تشییع و با نماز آیهالله حاج سید محمد وحیدی در یکی از حجره های صحن بزرگ به خاک سپرده شد. پس از رحلت او، مجالس بزرگداشت فراوانی در قم و گیلان منعقد گردید.(۳۲)

————————–

پی نوشت ها:

۱ – گنجینه دانشمندان، محمدشریف رازی، ج ۲، ص ۲۲۲ .
۲ – «دیوشَل» یکی از روستاهای عالم خیز لنگرود است که بسیاری از بزرگان همانند آیهالله ملا عبدالله مازندرانی در این محل متولد شده اند منزل آیهالله مازندرانی هم اکنون در این روستا موجود است .
از سرکار خانم زهرا فقیهی، دبیر دبیرستان های قم، که تمام اوراق و دست نوشته های پدر و اجداد بزرگوارش را در اختیارم گذاشتند، تشکر می کنم .
۳ – پیشینه تاریخی فرهنگی لاهیجان و بزرگان آن، محمدعلی قربانی، با مقدمه استاد زین العابدین قربانی، ص ۷۶۳ و دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، صادق احسان بخش، ص ۲۸۳ .
۴ – از یادداشت مرحوم آقای شیخ محمدعلی فقیهی زاده گیلانی .
۵ – در نقباء البشر، ج ۲، ص ۸۳۸، تاریخ هجرت ایشان به نجف اشرف، سال ۱۳۰۲ ق ذکر شده است .
۶ – مقدمه کتاب صلوهالمسافر به قلم فرزندش مرتضی مدرس گیلانی، ص ۱۰ .
۷ – همان، به قلم سیداحمدحسینی اشکوری، ص ۱۲ .
۸ – یادداشت های مرحوم آقای شیخ محمدعلی فقیهی زاده گیلانی .
۹ – جهت آگاهی از حالات و اوصاف این عالم وارسته، رک: مقدمه صلوهالمسافر، به قلم مرتضی مدرس گیلانی؛ همان، به قلم سید احمد حسینی اشکوری؛ احسن الودیعه، ج ۲، ص ۹۹؛ معارف الرجال، ج ۱، ص ۳۶۳؛ نقباءالبشر، ج ۲، ص ۸۳۸؛ گنجینه دانشمندان، ج ۵، ص ۱۷۹ و ۱۸۰ و دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، ص ۲۸۳ .
۱۰ – پیشینه تاریخی فرهنگی لاهیجان و بزرگان آن، ص ۸۶۶ .
۱۱ – آفتاب خوبان، ص ۲۱ .
۱۲ – گنجینه دانشمندان، ج ۹، ص ۲۳۱ .
۱۳ – مجلّه آیینه پژوهش، ش ۶۸، ص ۱۱۶ .
۱۴ – آثارالحجه، محمد شریف رازی، ج ۲، ص ۲۳۵ .
۱۵ – همان، ص ۸۰ .
۱۶ – مجلّه حوزه، ش ۵۸، مهر و آبان ۱۳۷۲ .
۱۷ – پیشینه تاریخی فرهنگی لاهیجان و بزرگان آن، ص ۸۷۰ .
۱۸ – آثار الحجه، ج ۲، ص ۱۱۸ .
۱۹ – دانشمندان بروجرد، غلامرضا مولانا، ص ۵۱۵ .
۲۰ – دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، ص ۵۶ و مجلّه آیینه پژوهش، ش ۶۸، ص ۱۱۷ .
۲۱ – دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، ص ۵۳۱ .
۲۲ – مجلّه حوزه، ش ۸۷، ص ۲۸ .
۲۳ – تراجم الرجال، سید احمد حسینی اشکوری، ص ۹۶ .
۲۴ – هفته نامه نقش قلم (نشریه استان گیلان)، ۲۷ آبان ۱۳۶۹، مقاله محمدعلی فقیهی زاده گیلانی .
۲۵ – همان، و اظهارات سید محمد واحدی، نوه آن مرحوم نامبرده کتب و نوشته های آن مرحوم را در اختیار حقیر قرار داد که تشکر می شود .
۲۶ – مجلّه حوزه، ش ۴۴ – ۴۳ (ویژه نامه آیهالله بروجردی)، ص ۴۴، مصاحبه آیهالله سلطانی طباطبایی .
۲۷ – همان، ص ۱۰۶ و ش ۹۶، ص ۲۸۴ .
۲۸ – هفته نامه نقش قلم .
۲۹ و ۳۰ – همان و دست نوشته های فقیهی زاده گیلانی .
۳۱ – شرح حال مرحوم آیهالله فقیهی رشتی را می توان در کتب ذیل یافت: گنجینه دانشمندان، ج ۲، ص ۲۲۲؛ آثارالحجه، ج ۲، ص ۵۶؛ پیشینه تاریخی فرهنگی لاهیجان، ص ۸۶۵؛ سیمای شهرستان لنگرود، ص ۱۱۶ و دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، ص ۵۳۱ .
۳۲ – دست نوشته های فقیهی زاده گیلانی .

.

منبع: ستارگان حرم، ج۱۷، گروهی از نویسندگان ماهنامه کوثر، زائر، قم، اول، ۱۳۸۵، ص۶۹-۸۵٫

ارسال دیدگاه