مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
جمعه 19 آذر 1395 - Friday 9 Dec 2016
محتوا
اسلام و سرزمین دیلم

اسلام و سرزمین دیلم

  قسمت اول: «سرزمین دیلم» تهیه و تنظیم: مرتضی عبدالهی «لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثاً يُفْتَرَى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْ‌ءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» یوسف/111 بررسی سیر تاریخی مبارزات اسلامی مردم گیلان به ناچار باید از ابتدای ورود اسلام در منطقه و […]

دوشنبه 21 آذر 1390 - 06:58

 

قسمت اول: «سرزمین دیلم»

تهیه و تنظیم: مرتضی عبدالهی

«لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثاً يُفْتَرَى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْ‌ءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» یوسف/111

بررسی سیر تاریخی مبارزات اسلامی مردم گیلان به ناچار باید از ابتدای ورود اسلام در منطقه و بلکه بسیار پیشتر از آن صورت گیرد تا هم علل و عوامل این اسلامخواهی روشن شود و هم تاریخ نیز به صورت صحیح و بدون غلو و انحراف بازنگاری شود.

در ابتدا نیاز است که کلیتی از روند شکل گیری گیلان اسلامی بیان شود و سپس در مسائل عمیق تاریخی آن دقیق شد.

سری این مقالات با نام «اسلام و سرزمین دیلم» منتشر می‌شود تا اولا نمایشی از تاریخ تشیع گیلان و اعتقادات قلبی مردم در آن باشد و ثانیا برخی از صفات ویژه مردم منطقه بیان گردد و همچنین حکام شیعه دیلمی نیز معرفی گردند و در آخر به  همه گفته شود که « در مبارزات مردم گیلان، اسلامیت آن جلوه گر است و این روند تا انقلاب خمینی هم ادامه داشته و جای عرضه اندام برای هیچ فکر و خط باطلی در گیلان باز نشد حتی در اوج انحرافات مشروطه ـ نشانه‌اش نهضت اسلامی جنگل ـ و اکنون نیز مردم گیلان از پیشتازان نهضت اسلامی می‌باشند و انشاء الله این راه ادامه خواهد داشت»

 اوضاع جغرافیایی

اصطخری در مسالک الممالک (تالیف346ه) دیلمان را شامل دو قسمت می داند منطقه دشت که در کنار دریای خزر که گیلان نامیده می شد و بخش کوهستانی که دیلم نام گرفته بود و می گوید«بخش کوهستانی ، دیلمان اصلی است و پادشاهان دیلمان آنجا مقام دارند و آن را رودبار خوانند».[1]

ابن حوقل نیز می نویسد«ساکنان این کوهها دیلم محض‌اند و کوه‌هایی بس استوار است و سرزمینی را که قُعدد پادشاه در آنجا بود طارم نامند».[2]

بنابراین شهرهای مهم دیلم ، رودبار و طارم بوده است که امیرنشین محسوب می شده اند.[3]

محدوده دیلمان نیز در سال 367 چنین مشخص شده است«از جنوب به قزوین و طارم و قسمتی از آذرباجان و قسمتی از ری و از مشرق به بقیه اعمال ری و طبرستان و از شمال به دریای خزر و از مغرب به قسمتی از آذربایجان و بلاد اران و جبال ذوپنج و باذوسبان و کوههای قارن و گرگان را نیز که بدان متصل اند جزو آن قرار داده اند».[4]

در حالی که مولف کتاب احسن التقاسیم (تالیف375ه) حدود سرزمین دیلم را وسیع تر در نظر میگیرد و تا خراسان را محدوده شرقی آن می داند و علت آن را فتوحات آل بویه و تسلط دیلمیان بر آن سرزمین ها بر می شمرد.[5]

اما محدوده این سرزمین در آثار مورخان بعدی کوچک تر ذکر شده تا اینکه در قرن نهم کلارستاق را که در شرق شهر چالوس است ، اول دیلمان ذکر می کنند.[6]

بعدها که از اهمیت اقوام دیلم کاسته شد ، تمام نواحی گیلان و دیلمان به نام گیلان معروف گردید.[7]

اوضاع اقتصادی

به علت آب و هوای مناسب و باران بسیار و فراوانی بیشه ها بیشتر مردم دیلم به کشاورزی اشتغال داشتند. البته ماهیگیری، تولید ابریشم و بافت پارچه نیز مرسوم بوده است.

دیلمیان علاوه بر تجارت با خارج از سرزمین خود، در داخل آن نیز به داد و ستد می پرداختند و هر روستا روزی را برای برپایی بازار فروش داشت.[8]

 اوضاع اجتماعی

وضع دیلمیان به صورت قبیله ای بوده است و قدرت سیاسی هر قبیله به دست رئیس بوده و بعد از او هم موروثی بود. بعضی ها دیلمیان را از فرزندان اسحاق بن ابراهیم می دانند.[9]

ابن حوقل می نویسد: دیلمیان طائفه ای از «بنی ذروه»‌اند.[10]

زبان دیلمیان هم لهجه ای از زبان فارسی است که بسیار تفاوت دارد با لهجه ی مردم سایر نقاط ایران.

درباره خصوصیات اخلاقی و ظاهری مردم دیلم هم سخنان زیادی وجود دارد که اکثر مورخین آنها را آدم های خوشرو و شاداب می دانند. مورخین زیادی به صفت شجاعت و جنگاوری دیلمیان اشاره کرده‌اند که مقدسی گفته:«دیلمیان مردمی چست و سپاهیانی چالاک و یکپارچه‌اند»[11]

و مرعشی گفته: «مردم دیلم هر یک شیر بیشه ی جدال و هژبر معرکه ی قتال بودند.»[12]

و برای همین اینها در لشکرکشی ساسانیان بر گرجستان و جنگ با رومیان و فتح یمن هم شرکت کردند و در جنگ های ساسانیان با سپاه اسلام هم بودند که بعد از شکست ساسانیان اینها مسلمان شدند و در نقاط مختلف کوفه و عده ای در شام و بصره و مناطق دیگر سکونت گزیدند.

عدم اطاعت از حکومت های وقت هم از دیگر خصائص مردم دیلم بود و از زمانهای گذشته اینها مراسم سوگواری برای خودشان داشتند.

از دیگر ویژگی های آنان این بود که به نان بسیار اهمیت قائل می شدند و به فروش آن اقدام نمی کردند یعنی نان در نزد آنها حرمت داشت.

مهمان نوازی هم از دیگر خصائص آنها به شمار می رفت.

اوضاع سیاسی

همان طور که گفته شد از خصوصیات مردم دیلم عدم اطاعت از حکومت های وقت بود. حتی در مقابل ساسانیان هم اینها مطیع نبودند و شورش هایی علیه آنها انجام دادند. این خصوصیات بیش از هر چیز به موقعیت جغرافیایی و محل سکونت شان بستگی داشت. چون که محل سکونت شان کوهستانی و صعب العبور، و تهاجم و حمله به آن خیلی دشوار بود. تا آنجا که در زمان ساسانیان افراد مخالف مثل بهرام به سرزمین دیلم رفتند و در آنجا اقامت کردند و از آنجا به قزوین که مرز سرزمین ایران بود حمله کردند. که خسرو پرویز برای جلوگیری از حملات آنها دستور داد در قزوین پادگانهایی ایجاد شود و از آمدن اشخاص دیلم به کشور جلوگیری کرد.[13]

حتی در زمان اسلامی هم داریم که دیلمیان با سپاه عظیمی از طرف آمل مواجهه شدند و با آنها به جنگ پرداختند. در زمان خلفای بنی امیه و بنی عباس هم اطاعت خلفای وقت را قبول نکردند و علیه آنها جنگیدند.

حتی مورخان گفته اند که زمان شروع نهضت حسن بن زید چون که او در محل استقرار اولیه اش در مجاورت سرزمین دیلم بودـ یعنی در ری بود ـ مردم دیلم با او بیعت کردند و مقابل حکام عباسی جنگیدند. و دیلمیان بعدها در خدمت آل زیار، خاندان بنی اسحاج و حکام آذربایجان و محل هایی دیگر قرار گرفتند.[14]

 ورود اسلام به دیلم

به خاطر شرایط خاص جغرافیایی این سرزمین، تقریباٌ با دو قرن تأخیر اسلام وارد این سرزمین شد و آن هم با عادت استقلال طلبی اینها قابل توجیه است.

حتی عرب ها هم به خاطر صعب العبور بودن راهها و باران های منطقه یعنی شرایط جغرافیایی منطقه و آب و هوا، زیاد مایل به حمله و محاصره این سرزمین نبودند. تا جایی که قزوین از سرحداّت مسلمین شناخته می شد. حتی اخباری در دست است که نشان می دهد منصور و هارون الرشید تمهیداتی برای دعوت مردم به جهاد علیه دیلمیان، محافظت از شهرهای مسلمان نشین اطراف اندیشیده بودند.[15]

این سرزمین محیطی امن و مناسب برای دشمنان و مخالفان خلفای عباسی شده بود و بارها شاهد حضور علویان مخالف بود که تحت تعقیب حکومت های وقت قرار داشتند. اولین نفر آنها یحی بن عبدالله بن حسن بن حسن (ع) بود که در قیام صاحب فخّ شرکت داشت که بعد از شهادت او در خفا می زیست. برای همین به این منطقه آمده بود و چون مورد حمایت حاکم باوندی طبرستان قرار نگرفته بود به دیلمان آمد و حاکم دیلمان از او استقبال نموده بود و مردم دیلم با او بیعت کرده بودند و کم کم زمینه ی قیام علویان در مناطق شمالی و تشکیل حکومت علویان آغاز شد.

 هارون الرشید که از این مسئله بسیار ناراحت بود، نامه ای تهدید آمیز به شاه نوشت و یحیی را از او خواست.[16] و با سپاه حدود 50 هزار نفر برای سرکوبی اش آماده شد و فرستاد و متأسفانه فرمانده سپاه خلیفه و حاکم دیلم نامه اش را بر او هزار هزار درهم قرار داد برای اینکه دست یابی به یحیی را برای او آسان نمود و او پذیرفت و تعهد شده به سوی حاکم دیلم حمل شد و سرانجام یحیی تحویل گردید.[17]

منتهی با همه ی این احوال باز هم منطقه محل امنی بود و همچنان سیل حضور مخالفان عباسی در این منطقه ادامه داشت. تا اینکه در سال 203 ، بعد از شهادت امام رضا دیلم مأمن خویشاوندان و پیروان حضرت رضا (ع) قرار گرفت که از مأمون فرار کرده بودند و با این ورود، رفت و آمد علویان به این منطقه دین اسلام در میان مردم شمال رواج یافت و آنان  با مذهب تشیع اسلام را آغاز کردند. و به همین علت شمال جایگاه مهمی برای تشیع به خصوص فرقه های زیدی، اسماعیلی و امامیه تشیع بود.[18]

بعد از حسن بن زید فرد دیگری که در تبلیغ مذهب تشیع در دیلم و طبرستان تلاش می کرد ناصر کبیر بود که همان حسن بن علی بن حسن بن علی عمر الاشرف بن زین العابدین (ع) بود. ایشان (ناصر کبیر) مذهب شیعه داشت و فرزندش هم احمد امامی بود و پسر دیگرش که نامش علی بود از تلامذه امام عسگری (ع) بود. خود ناصر کبیر پس از قتل محمد بن زید علوی به دیلمان پناه برده بود و نوشته اند که در این سرزمین مساجدی بنا کرد.[19]

و در این منطقه علما و دانشمندان بنام بسیاری زندگی کردند و بزرگ شدند و رشد و نمو کردند. و بدین ترتیب بود که مذهب امامیه و مذهب شیعه در این منطقه رواج یافت.

حکومت های محلی

1. آل جستان

2. آل مسافر

3. آل زیار

4. آل بویه

5. آل کاکویه

6. باوندیان

7. کنگریان(سلسله مظفری)

اینها اسامی حکومتهای محلی منطقه دیلم است که در مقالات بعدی به تفصیل درباره آنها خواهیم پرداخت.

 


 


[1] . مسالک و ممالک ص168

[2] . صوره الارض ص119

[3] . دیلمیان در گستره تاریخ ایران ص9

[4] . صوره الارض ص118

[5] . احسن التقاسیم ص518

[6] . تارخ طبرستان و رویان و مازندران ص156

[7] . دیلمیان در گستره تاریخ ایران ص8

[8] . احسن التقاسیم ص546

[9] .ترجمه ی مختصرالبلدان ص 146

[10] .صورة الارض ص119

[11] .احسن التقاسیم ص528

[12] .تاریخ طبرستان ص141

[13] .اخبار الطوی ص130

[14] . تاریخ گزیده ص 326

[15] . تاریخ الامم و الملوک ص 515

[16] . تاریخ یعقوبی ج2، ص 412

[17] . تاریخ الامم والملوک ج8، ص 243

[18] . احسن التفاسیر ص542

[19] .الکامل فی التاریخ ج8، ص81

ارسال دیدگاه