بررسی کارنامه دکتر محمدعلی فائق در نشریات گیلان ما و ره آورد گیل+ تصاویر
میثم عبدالهی
در آخرین ساعات روز ۹ شهریور ۱۳۹۸ خبر رسید که دکتر محمدعلی فائق در سن ۹۵ سالگی درگذشته است. او پزشک عمومی بود و در خیابان امام خمینی، جنب بانک رفاه، کوچه فائق دفتری داشت و هر دو تا نشریه «گیلان ما» و «رهآورد گیل» را در آنجا بیرون میآورد…
میثم عبدالهی
در آخرین ساعات روز ۹ شهریور ۱۳۹۸ خبر رسید که دکتر محمدعلی فائق در سن ۹۵ سالگی درگذشته است. او پزشک عمومی بود و در خیابان امام خمینی، جنب بانک رفاه، کوچه فائق دفتری داشت و هر دو تا نشریه «گیلان ما» و «رهآورد گیل» را در آنجا بیرون میآورد و دوستانش همیشه در کنارش بودند. همچنین در گوشهای از آنجا ابزار طبابت او هم قرار داشت که حاکی بود که در آنجا مطبش هم هست. چند باری او را در همانجا دیده بودم و صحبت کرده بودیم.
صبح روز ۱۱ شهریور ۹۸ مراسم وداع و تشییع جنازه در مجتمع فرهنگی و هنری خاتمالانبیا(ص) رشت برگزار شد و سپس در قبرستان سلیماندراب رشت، جنازه را به خاک سپرده شد.
شیخ علی فائق ـ شناختنامه، ص۳۴۲
پدرش شیخ علی فائق
پدرش حجت الاسلام و المسلمین شیخ علی فائق از روحانیون معمر رشت بود. او در سال ۱۲۵۳ش در رشت متولد شده بود و تحصیلات علوم دینی را گذرانده بود و در محله صیقلان رشت سکونت داشت و به امور شرعی مردم رسیدگی میکرد. شیخ علی در سال ۱۳۰۸ و همزمان با اجرای اجباری قانون متحد الشکل کردن لباس، از لباس روحانیت خارج شد و به کار حقوقی و وکالت پرداخت و تا پایان عمر به همین سیاق باقی ماند. او به پیشنهاد پسرش محمدعلی، در سال ۱۳۲۸ مجور نشریه «گیلان ما» را گرفت و تا سال ۱۳۳۱ آن را به صورت هفتهنامه با مشی سیاسی منتشر کرد و سپس تعطیل شد. این مجله را پسرش محمدعلی و چند نفر دیگر از دوستانش مانند فریدون نوزاد و محمد هدی که همگی عضو حزب ایران بودند، منتشر کردند.
شیخ علی فائق خرده مالک بود و در لشتنشا و کوچصفهان مختصر املاکی داشت و به خاطر همسایگی برخی املاکش با املاک خاندان امینی، درگیریهای زیادی با آنها خصوصا محسن خان امین الدوله داشت.
شیخ علی فائق در سال ۱۳۴۸ش در سن ۹۵ سالگی درگذشت. او با خانم آمنه یعقوبی، دختر حاجی یعقوب تاجر رشتی (برادر حاجی داود، تاجر سرشناس رشت و راس خاندان پورداود و داودزاده) که دختری باسواد بود، ازدواج کرد. از این ازدواج ۴ فرزند به ترتیب به نامهای: محمدحسین، محمدرضا، راضیه و محمدعلی به دنیا آمدند.[۱]
یک بار که پیش دکتر فائق رفته بودم، بحث به مشروطه و آیت الله خمامی کشیده شد. او طبق نگاه خاصی که داشت و متاثر از جریان روشنفکری بود، میگفت که حاجی خمامی مستبد بوده است! و حرفهایی از این دست گفت. ولی بعد نکتهای را اضافه کرد و گفت که پدرم حاجی خمامی را دیده بود و درباره او چنین نظری نداشت و میگفت که مستبد نبوده است. پدرم به حاجی خمامی علاقه داشت و او را انسان بزرگی میدانست.
جالب بود که نظر پدرش درباره حاجی خمامی را که شاهد وقایع بوده را قبول نکرد و نظر منفی روشنفکران را با فاصله نیم قرن و با واسطه، قبول کرده بود.
نگاه سیاسی
فائق، در دانشکده پزشکی تبریز درس خوانده بود و مدرک پزشک عمومی را در سال ۱۳۳۴ گرفته بود و سپس به رشت بازگشت و تا پایان عمر در همین شهر سکونت کرد. در رشت مطب باز کرد و همچنین به عنوان پزشک بهداری آموزشگاههای رشت استخدام شد و بعد از مدتی ارتقا یافت و به ریاست بهداری آموزشگاههای گیلان منصوب شد و بعد از ۲۲ سال کار، در سال ۱۳۵۶ بازنشسته شد. در این مدت سفرهای اروپایی هم برای تفریح و گردش میرفت. بعد از بازنشستگی تمام وقتش را در مطب سپری کرد.[۲]
محمدعلی فائق در اوان جوانی، مدتی عضو حزب ایران بود و گرایشات ناسیونالیستی و لیبرالیستی داشت. سپس چند سال، عضو جبهه ملی بود و در سال ۱۳۳۶ از حزب استعفا داد و راهی رشت شد و تا پیروزی انقلاب فعالیت سیاسیای نداشت.[۳] بعد از پیروزی انقلاب فعالیت حزبی را قبول نکرد و از کارهای سیاسی کناره گرفت و بیشتر روی فعالیتهای فرهنگی متمرکز شد. خودش میگوید که «پس از پیروزی انقلاب، رفقای کمیته مرکزی حزب ایران در تهران، بری من پیغام فرستادند و از من دعوت به همکاری کردند. با توجه به شرایطی که در کشور وجود داشت و چشمانداز فعالیت سیاسی در کشور را مناسب نمیدیدم. با تمام سوابق قبلی، قبول نکردم و وارد عرصه فعالیت سیاسی نشدم و ترجیح دادم که به کار فرهنگی بپردازم.»[۴] البته مقصود او در اینجا از حزب ایران، جبهه ملی ایران است چرا که حزب ایران در سال ۱۳۲۵ با چند حزب دیگر متفق شده و بعد از مدتی منحل شده بود، ولی همان افراد بعد از مدتی در قالبهای دیگر فعالیت خودشان را ادامه دادند که مهترین آنها جبهه ملی ایران بود.
دکتر فائق تا آخر عمرش، انسان لیبرال مسلکی بود و دغدههای غرب را در گیلا ن پیاده میکرد و از نظر فکری، جبهه ملی، به او از همه جریانات نزدیکتر بود. فائق در سالهای آخر، هر چند تظاهر چندانی به فعالیتهای سیاسی نداشت ولی خودش و نشریاتش با برخی افراد وابسته به جریانات خاص سیاسی در گیلان ارتباط داشتند و از منافع آنها استفاده میکردند و با هم بده بستان دو طرفه داشتند.
نگاه سیاسی وی، نقطه مقابل انقلاب اسلامی قرار داشت. نوع نگاه سیاسی دکتر فائق را میتوان را تا حدودی از این خاطره متوجه شد. در سال ۱۳۹۱ یک دیدار با آقای فائق در محل نشریهاش داشتم و او به دولت احمدینژاد حمله کرد که در سال ۸۸ تقلب کردهاند و باعث شدهاند که آقای مهندس میرحسین موسوی رئیس جمهور نشود. بعد خودش اضافه کرد: البته موسوی هم مطلوب نیست چرا که او هم سالها در همین نظام مسئولیت داشته و نخست وزیر بوده و آدم همین نظام هست. اما به ناچار به او متوسل شدیم چون بهتر از او فعلا کسی نیست!
جبهه ملی، هویتی کاملا غیر دینی و غیر شرعی داشتند و در چند برهه خاص، حتی اقدامات ضددینی هم انجام دادند. امام خمینی، در روز ۲۵ خرداد ۱۳۶۰، جبهه ملی را به خاطر مخالفت با قانون الهی قصاص که در قرآن هم به آن تصریح شده، مرتد اعلام کردند.[۵]
دکتر فائق هم نگاهی غیردینی و غیر شرعی داشت و از اینکه پدر و مادرش عمیقا متدین بودند و در دوران کودکیاش محیط خانوادگی به شدت مذهبی بوده، به تلخی یاد کرده است: «باید به صراحت بگویم، محیط خانوادگی ما به شدت فضای مذهبی داشت و قوانین خشکی بر آن، حاکم بود!»[۶]
ویژگی مهم
دکتر فائق از حیث سواد و تولید فکری، یک فرد متوسط در جریان روشنفکری گیلان به شمار میرفت و از قلمش چیزی که بتواند مهم و تاثیرگذار باشد، تراوش نکرده است. اما چیزی که ویژگی مهم و نقطه قوت او به شمار میرود، دو نشریهای است که قریب به ۲۰ سال منتشر کرده و پاتوقی هست که از متخصصین و شاعران و نویسندگان مختلف برای این کار دعوت کرده و از آنها استفاده کرده است. فائق با افرادی چون احمد علیدوست، فریدون نوزاد، جعفر خمامیزاده، هوشنگ عباسی، افشین پرتو، محمدتقی پوراحمد جکتاجی و… رفاقت داشت. این دو نشریه، از مهمترین نشریات جریان روشنفکری در گیلان به شمار میرود که از افراد زیادی در این مسیر استفاده کرده است و تولیدات مهمی در قالب این نشریات صورت گرفته است. تمام تولیداتی هم که در این نشریات صورت گرفته، در فضای روشنفکری تولید شده است و قرائت جریان روشنفکری در مسائل مختلف را بیان میکرد.
افرادی که در این مجلات از آنها استفاده شده است، دارای گرایشات مختلف و بعضا متعارض بودند مانند اعضای سابق فراماسونری، اعضای لاینز، اعضای روتاری، شاهنشاهی، افراد جریان روسشنفکری لیبرال، افرادی با گرایشات چپ مارکسیستی، اعضای سابق جبهه ملی، اعضای سابق حزب توده، افراد سیاسی تند و… از افرادی بودند که در حول این محور جمع شده بودند و همه یک نگاه مشترک داشتند و آن زاویه داشتن با انقلاب اسلامی و تقابل با آن بود.
این افراد، افسران جنگ نرم در جبهه غرب به شمار میروند که در حال تقابل علمی و فکری و فرهنگی و اجتماعی و گاهی سیاسی با اسلام و انقلاب اسلامی بودند و هستند. هر کدام از این افراد، از زاویه تخصصی که دارند و در یک یا چند زمینه به تولید محتوا پرداخته درباره گیلان پرداخته و با این کار، در صدد هستند که فکر مردم را عوض کنند و با خودشان همفکر کنند. خلا فکری نیروهای انقلابی در گیلان و نیز همراهی و همگامی برخی از مسئولین دولتی و نمایندگان مجلس با این افراد باعث شده که آن اقدامات قویتر شده و تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد.
نیروهای انقلابی باید این افراد و جریانات را بشناسند و در عرصه تولید وارد شوند و از ظرفیتهای عظیم انقلاب اسلامی استفاده کنند و رسانههای مختلفی را میتوانند به کار بگیرند و باید در عرصههای علمی و فرهنگی و اجتماعی هم ورود کنند و تولیداتی با اندیشه انقلاب اسلامی را تولید کنند و آنها را به طور گسترده به مردم گیلان عرضه کنند.
مجله گیلان ما ـ شماره۷۰و۷۱
انتشار مجدد مجله گیلان ما
انتشار دوره جدید هفتهنامه «گیلان ما» به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی محمدعلی فائق در سال ۱۳۵۹ آغاز شد و در سال ۱۳۶۲ متوقف شد.
آخرین دوره مجله گیلان ما به صورت فصلنامه امتیاز گرفت و از سال ۱۳۷۸ آغاز به انتشار کرد که هنوز منتشر میشود.[۷] این دوره با موضوعات سیاسی، ادبی، فرهنگی، مشغول به فعالیت گرفت و موضوعات تاریخی و گیلانشناسی هم در این مجله جایگاه خاصی دارد. معمولا روی جلد هر شماره، تصویر یک نفر درج میشد که از افراد مورد علاقه این مجموعه بود و مصاحبه هم از آن فرد گرفته و چند مقاله هم درج میشود. تا پایان سال ۱۳۹۷، شماره پیاپی ۷۰ و ۷۱ این مجله منتشر گردید و البته برخی شمارهها را به صورت دو شماره در یک شماره منتشر میکنند. به طور عمده در چاپ توکل صومعهسرا و در قطع وزیری و تعداد صفحات حدود ۱۲۰ تا ۱۴۰ صفحه منتشر میشد.
در همین دوره چهارم، مدت چند سال فریدون نوزاد سردبیری این نشریه را به عهده داشت و شورای دبیران آن: افشین پرتو، مصطفی فرضپور ماچیانی، دکتر عبدالکریم گلشنی، احمد محامد، دکتر غلامحسن مهدیزاده، سیدمحمدتقی میرابوالقاسمی بودند. برخی از اینها فوت کردند و برخی به دلایل دیگر کناره گرفتند و در سالهای اخیر ترکیب عوض شده است. سایر نویسندگان و شاعرانی که به طور ثابت با این نشریه همکاری میکردند به طور عمده، احمد علیدوست، ابوالقاسم جلیلپور، نصرت الله فروهر، جواد نیستانی، اسماعیل شفق، سیدنوری کیافر، رحمت موسوی، سروش گیلانی، اسدالله مومن، رضا نوزاد، علی رفیعی جیردهی و عصمت حکیمی بودند.
در سالهای اخیر تغییراتی در گردانندگان نشریه رخ داده و سردبیری نشریه به دکتر غلامحسن مهدیزاده واگذار شده و استاد احمد سمیعی گیلانی به عنوان مشاور عالی و این افراد به عنوان شورای نویسندگان درج شدهاند: سروش اکبرزاده(عضو اولین دوره شورای شهر رشت)، نصرتالله زیرک، هوشنگ عباسی، سیدهاشم موسوی و محمدکاظم یوسفپور. سایر نویسندگان و شاعرانی که با این نشریه به طور عمده ارتباط دارند به این ترتیب هستند: فرشته پیشقدم، کریم کوچکیزاد، عصمت حکیمی، مجید دانشآراسته، سروش گیلانی، رحمت موسوی، سیدصدرا روحانی، زهرا سیاوش آبکنار، سروش اکبرزاده، فاروق خاربی، یعقوب جعفری و مهدی ضمیری.[۸]
مجله رهآورد گیل ـ شماره۹۷و۹۸
مجله رهآورد گیل
در مدتی که مجله گیلان ما منتشر نمیشد، جلساتی توسط همان نویسندهها و شعرا در خانه دکتر فائق و برخی نقاط دیگری برگزار میشد که محوریت آنها بیان مشاهدات و شنیدهها خودشان از وقایع صد ساله اخیر رشت. قرر شد که هر از گاهی کتابی از مجموعه مقالات گرد آوردند و با عنوان «رهآورد گیل» با موضوعات مرتبط با گیلان، منتشر کنند.
نخستین کتاب در پاییز سال ۱۳۷۴ توسط دکتر فائق گرداوری شد و توسط انتشارات هدایت رشت، در ۳۰۴ صفحه منتشر شد.[۹] دومین شماره از کتابهای رهآورد گیل در پاییز ۱۳۷۸ توسط انتشارات گیلان ۳۸۸ صفحه به چاپ رسید.[۱۰]
فائق، امتیاز «دوفصلنامه رهآورد گیل» را در سال ۱۳۸۲ گرفت و اولین شماره این نشریه ویژهنامه ابراهیم پورداود بود. اینکه آغاز این نشریه، ویژهنامه پورداورد بود، نشان از عمق علاقه و اعتقاد قائق به پورداود دارد.[۱۱]
تا سالها صاحب امتیاز، مدیرمسئول و سردبیر این نشریه با فائق بود و نشریه به همان ترتیب سابق سالی دو شماره منتشر میشد. از شماره ۱۸ در اردیبهشت ۱۳۹۱، ترتیب انتشار این نشریه و ساختار داخلی آن تغییرات زیادی کرد. نشریه از این به بعد به صورت ماهنامه قرار بود منتشر شود و هوشنگ عباسی، سردبیری آن را به عهده داشت. چند سرویس نیز به در تحریریه وجود آمد که در شناسنامه همین شماره، چنین معرفی شده بودند: فرامرز طالبی، مشاور هنری و مسئول بخش داستان و نمایش؛ مهرداد ب. محمودی، مدیر اجرایی و مسئول بخش سلامت؛ قربان فاخته، بخش تاریخ؛ بهزاد عشقی، فیلم و سینما؛ محسن آریاپاد، فیلم و سینما؛ ولی جهانی، باستانشناسی؛ کوروش رنجبر، عکس.
چندی بعد فهرست بالا کمی اصلاح شد و چند سرویس دیگر نیز به آن اضافه شد: علیرضا پنجهای دبیر شعر و نقد شعر فارسی؛ دکتر سیدهاشم موسوی، دبیر مردمشناسی؛ ابراهیم شکری، دبیر امور اجتماعی.
سپس هوشنگ عباسی، امتیاز این نشریه را از فائق گرفت و خودش صاحب امتیاز و مدیرمسئول و سردبیر این نشریه گردید. نام فائق در شناسنامه، همچنان با عنوان «بنیانگذار» در شناسنامه درج میشد اما نام سایر سرویسها و افراد به تدریج از شناسنامه کم شد تا اینکه امروزه فقط نام هوشنگ عباسی به عنوان مسئولیت همه چیز، و عبارت «زیر نظر شورای نویسندگان» درج میّشود و سپس نام طراح جلد درج شده است و بقیه نامها حذف شده است.
این مجله هنوز منتشر میشود علی رغم امتیاز ماهنامهاش، هر دو ماه یک بار در میآید و دو شماره در یک شماره قرار دارد. جدیدترین شماره این نشریه که منتشر شده، شمارههای ۹۷ و ۹۸ و مربوط به فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۸ در ۱۲۸ صفحه است.[۱۲] از نکات جالبی که وجود دارد که روی جلد همین شماره جدید، عبارت «سال چهاردهم» درج شده در حالی که اشتباه هست و «سال شانزدهم» باید بنویسد چرا که همان طور که گفتیم انتشارش از سال ۸۲ آغاز شده است.
نویسندگان و شاعرانی که در طول مدت طولانی در بخشهای مختلف با این نشریه همکاری میکردند، برخی در تمام مدت و برخی در مدتهای کوتاه با این نشریه همکاری داشتند که نام مهمترین آن افراد را در اینجا مینویسیم: علیرضا حسن زاده، کریم کوچکی، سیدرضا کوچصفهانی، احمد علیدوست، حسن نصری رودسری، نصرت اله آصفپور، مهدی اخوان لنگرودی، فرامرز طالبی، علیرضا پنجهای، فریدون نوزاد، افشین پرتو، قربان فاخته، ایرج هدایتی شهیدانی، دکتر مهرداد ب. محمودی، دکتر عصمت حکیمی، جمشید صداقت کیش، دکتر غلامحسن مهدیزاده، فریدون شایسته، نصرت الله فروهر، عنایت الله رضا، دکتر محمد روشن، سیدمحمدتقی میرابوالقاسمی، سیدنوری کیافر، حسن کهنسال واجارگاه، منوچهر هدایتی خوشکلام، اسماعیل شفق، دکتر عبدالکریم گلشنی، نیما فرید مجتهدی، احمد محامد، دکتر عباس پناهی، انوش مرادی، بهزاد موسایی، ناصر وحدتی، رحیم چراغی، سیدمهدی میرصالحی، آرش شعاع شرق، حسن مقیمی، م پ جکتاجی، احمد ادارهچی گیلانی، دکتر سیدهاشم موسوی، محمد بشرا، جهانگیر دانای علمی، مجید دانش آراسته، محمود طیاری، محمدتقی مرتا هجری، صدرا روحانی، مهدی ریحانی، سروش گیلانی، زهرا اکبرزاده، احمد خویشتندار، فتاح پادیاب، سیروس مختاری، هاشم نبیزاده، علی صبوری، علی پیرنهاد، مهدی خالدیراد، تیمور گورگین، محسن بافکر لیالستانی، ملکی قاضیانی، جمشید شمسیپور، محمدرضا خیرخواه، محمد دعائی، حسین شهاب، محمد فارسی، محمدباقر فرجی، محسن آریاپاد، ابراهیم شکری، طاهره شارمی و… .
کتابها
از دکتر فائق، کار علمی جدیای از او صادر نشد و بیشتر به مقالههای ژورنالیستی علاقمند بود که آثار یا مقالات دیگران را گرداوری و در قالب کتاب یا مجله چاپ کند.
تنها کتابی که در شناختنامهاش ادعا کردهاند که فائق نوشته، روزنوشت خاطرات است که در آن کتاب، چند نمونه از روزنوشتهای او را، از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۶ درج نمودند که حاوی مطالب اجتماعی و سیاسی هم هست و در صورتی که منتشر شود، تاریخچه مهمی درباره گیلان خواهد بود.[۱۳]
فائق، چند کتاب جمع آوری کرده که حاوی مجموعه مقالاتی از دوستاتش هست. کتاب «گنجینه»، حاوی مقالاتی از فریدون نوزاد درباره شرح حال چند تن از شعرای گیلان بود.[۱۴] کتاب دیگر «نکته نکته» حاوی مقالاتی از دوستش احمد علیدوست در دو مجله فوق الذکر است. [۱۵] کتاب دیگر تحت عنوان «از خوتای نامکها تا شاهنامه فردوسی» است که مجموعه مقالاتی از چند نفر از نویسندگان گیلان ما هست که در اینجا مجدد گرد ورده است.[۱۶]
خط و امضای فائق در ابتدای کتاب شناختنامه خودش
در سال ۱۳۹۲ هوشنگ عباسی، یک جشننامه با عنوان «شناختنامه دکتر محمدعلی فائق» در ۳۷۶ صفحه برایش منتشر شده است. این کتاب حاوی نکات نسبتا کاملی درباره فائق است و توسط نشر بلور در رشت به چاپ رسیده است.[۱۷]
دکتر فائق علاقه شدیدی به ابراهیم پورداود داشت و بزرگداشت یاد و نام پورداود، در سخنان و فعالیتهایش قابل مشاهده است. در پایان مصاحبهای که در جشننامهاش درج شده، آرزویش را معرفی بزرگان و مفاخر علمی گیلان، دانسته و از سه نفر نام برده که یکی از آنها پورداود هست![۱۸] کسانی که در طی این سالها همیشه با و همراه بودند، همه تحت تاثیر او به پورداود علاقمند شده و برای احیای نام پورداود و نوشتن درباره او تلاش کردهاند. به عنوان نمونه، هوشنگ عباسی در سال ۱۳۹۵ کتابی با عنوان «استاد ابراهیم پورداود و ایرانشناسی» درباره پورداود نوشت و آن را به دکتر فائق تقدیم کرد.[۱۹]
پورداود در دوران دیکتاتوری رضاخان و پسرش، با حمایت همه جانبه رژیم پهلوی، بیش از ۳۰ سال ایدئولوگ جریان باستان گرایی در ایران بود و بیشترین حملات را به اسلام و ایران و ترویج باستانگرایی و زرتشتیگری انجام میداد. او را از پیشگامان زدودن زبان فارسی از واژه های عربی می دانند. ادعاهای او توسط رسانههای رسمی رژیم پهلوی و جریان روشنفکری به انحاء مختلف بازنشر میشد و شاگردان زیادی را تربیت نمود که مهمترین آنها احسان یارشاطر، بهایی و از سیاستگذاران کلان رژیم پهلوی، بود که بعد از مرگش، مسیر استاد را با قوت پی گرفت. برای شناختن پورداود به مقاله «کارنامه و زندگی ابراهیم پورداود + عکسها و اسناد» در سایت رنگ ایمان مراجعه کنید: https://www.rangeiman.ir/6366/
________________________
پاورقیها:
[۱] . شناختنامه دکتر محمدعلی فائق، ص۸ـ۱۰، ۱۲ـ۱۳ و ۲۷٫
[۲] . شناختنامه دکتر محمدعلی فائق، ص۲۱ـ۲۲٫
[۳] . شناختنامه دکتر محمدعلی فائق، ص۱۸ـ۲۳٫
[۴] . شناختنامه دکتر محمدعلی فائق، ص۲۴٫
[۵] . صحیفه امام، ج۱۴، ص۴۶۱ـ۴۶۲٫
[۶] . شناختنامه دکتر محمدعلی فائق، ص۱۲٫
[۷] . شناختنامه دکتر محمدعلی فائق، ص۲۶ـ۲۷٫
[۸] . مجله گیلان ما، شمارههای متعدد.
[۹] . رهآورد گیل، مجموعه مقالات، [ج۱]، تمامی صفحات.
[۱۰] . رهآورد گیل، ج۲، تمامی صفحات.
[۱۱] . شناختنامه دکتر محمدعلی فائق، ص۱۰٫
[۱۲] . مجله رهآورد گیل، شمارههای متعدد.
[۱۳] . شناختنامه دکتر محمدعلی فائق، ص۳۱ـ۳۸٫
[۱۴] . گنجینه، تمامی صفحات.
[۱۵] . نکته نکته، تمامی صفحات.
[۱۶] . از خوتای نامکها تا شاهنامه فردوسی، تمامی صفحات.
[۱۷] . شناختنامه دکتر محمدعلی فائق، تمامی صفحات.
[۱۸] . شناختنامه دکتر محمدعلی فائق، ص۳۰٫
[۱۹] . استاد ابراهیم پورداود و ایرانشناسی، ص۴٫