مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴ - Wednesday 28 Jan 2026
محتوا
حجت الاسلام والمسلمین صادق احسانبخش در صحیفه امام خمینی

حجت الاسلام والمسلمین صادق احسانبخش در صحیفه امام خمینی

میثم عبدالهی
آقای احسانبخش دو تا حکم از امام خمینی (ره) مبنی بر امامت جمعه رشت داشت: حکم اول به تاریخ ۹ بهمن ۱۳۵۹ با سربرگ و امضای «دفتر اقامتگاه امام خمینی» و از دیگر اطلاعات فوقش این بود. این حکم به دستخط امام خمینی نبود و امضای امام را نیز پایش نداشت

یکشنبه 28 سپتامبر 2025 - 22:25

میثم عبدالهی

امام خمینی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، برای آقای احسانبخش یک اجازه نامه در امور حسبیه و شرعیه‏ و یک تلگراف‏ پاسخ پیام تبریک به مناسبت آزادى امام خمینى از زندان و بازگشت به قم را نوشتند که متن کامل شان در صحیفه امام درج شده است.

امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، برای آقای احسانبخش به ترتیب چند حکم صادر کردند: یک حکم به آقاى احسانبخش جهت رسیدگى به کمیته‏هاى رشت و حومه‏، حکم آقایان احسانبخش و سیدعبدالله ضیایى جهت سرپرستى بقاع متبرکه گیلان‏ در صحیفه امام مندرج است.

نیز یک بار آقای احسانبخش، ائمه جمعه استان گیلان را به تاریخ ۲۲ دى ۳۶۰ نزد امام خمینی آورده و امام خمینی نیز برای شان سخنرانى نمود. افرادی که در این جلسه حضور داشتند، به این ترتیب بودند، آقایان: احسان‏بخش( امام جمعه رشت)، شمس( امام جمعه لنگرود)، قربانى( امام جمعه لاهیجان)، یکتا( امام جمعه صومعه سرا)، قتیل زاده( امام جمعه بندر انزلى)، اجاق نژاد( امام جمعه آستارا)، صفوى( امام جمعه فومن)، قدس( امام جمعه کلاچاى)، شفیعى( امام جمعه چابکسر)، ناطقى( امام جمعه هشتپر). متن کامل این سخنرانی در صحیفه امام مندرج است و آن را نیز درج می کنیم.

اما در خلال برخی از نامه هاو احکامی که برای سایرین نوشتند، اشاره هایی نیز به آقای احسانبخش شده و متن آن مکتوبات را نیز به طور کامل در انتها درج می کنیم.

آقای احسانبخش دو تا حکم از امام خمینی (ره) مبنی بر امامت جمعه رشت داشت: حکم اول به تاریخ ۹ بهمن ۱۳۵۹ با سربرگ و امضای «دفتر اقامتگاه امام خمینی» و از دیگر اطلاعات فوقش این بود: «قسمت: نامه ها و امور مالی / مسئول: سیدهاشم رسولی [محلاتی]» این حکم به دستخط امام خمینی نبود و امضای امام را نیز پایش نداشت، در این حکم تصریح شده که چون اقای حسن لاهوتی، نماینده مجلس شده و در تهران سکونت دارد و نمی تواند برای نماز جمعه، منظم در رشت حضور داشته باشد، پس شما به این مسئولیت نصب می شوید. متن این حکم در کتاب صحیفه امام خمینی نیز درج نشده ولی تصویر و متن آن در کتاب خاطرات آقای احسانبخش «خاطرات صادق» درج شده. این حکم بلافاصله بعد از صدور، مورد تردید بسیاری قرار گرفت و اقبال مردم و نیروهای انقلابی به ایشان جلب نشد. (خاطرات صادق، ص۵۱۶.) حکم دوم از سوی امام خمینی در روز ۸ دی ۱۳۶۱ صادر شد. با توجه به تردیدهایی که در حکم اول آقای احسانبخش وجود داشت، امام خمینی بعد از ترور و مجروح شدن آقای احسانبخش در روز جمعه ۲۷ فروردین ۱۳۶۱، حکم جدید و صریحی برایش به روز ۸ دی ۱۳۶۱ صادر و او را به عنوان امام جمعه رشت و نماینده ولی فقیه در گیلان نصب کردند. این حکم به دستخط و امضای امام خمینی بوده و در متن کاملش در کتاب صحیفه امام درج شده. (صحیفه امام، ج‏۱۷، ص۱۹۸.) هر چند حکم اول در صحیفه امام مندرج نیست ولی به خاطر اهمیت این دو حکم، متن کامل هر دو تای این حکم ها را در اینجا درج می کنیم تا چیزی جا نماند.

 

 

الف) مکتوباتی که مخاطب شان آقای احسانبخش است:

 

اجازه نامه به آقاى صادق احسان‏بخش در امور حسبیه و شرعیه‏

زمان: ۲۷ اردیبهشت ۱۳۴۰/ ۲ ذى الحجه ۱۳۸۰

مکان: قم‏

موضوع: اجازه در امور حسبیه و شرعیه‏

مخاطب: احسان‏بخش، صادق‏

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

الحمد للَّه رب العالمین، و الصلاه و السلام على محمد و آله الطاهرین، و لعنه اللَّه على اعدائهم اجمعین.

و بعد، جناب مستطاب عماد الاعلام و ثقه الاسلام الخطیب المحترم آقاى آقا شیخ صادق احسان‏بخش- دامت افاضاته و کثّر اللَّه أمثاله- که مدتى عمر شریف خود را مصروف در تحصیل فضل و کمال نمودند و اکنون نیز از مروجین محترم و افاضل معظم هستند، از طرف حقیر مجازند در تصدى امور حسبیه و شرعیه که تصدى آن در عصر غیبت ولى امر و ناموس دهر- عجل اللَّه فرجه الشریف و جعلنا اللَّه فداه- از مختصات فقیه جامع الشرایط است، پس از براى ایشان است تصدى امور مذکوره با رعایت احتیاط؛ و نیز جناب ایشان مجازند در اخذ سهمین مبارکین و ایصال سهم سادات را به محل مقرر آن و صرف سهم مبارک امام- علیه السلام- را در اعاشه خودشان به نحو اقتصاد در صورت احتیاج، و صرف یک ثلث از بقیه را در ترویج دیانت مقدسه اسلام و علوّ کلمه حق، و ایصال دو ثلث دیگر را نزد حقیر براى صرف در حوزه علمیه. «و اوصیه- ایده اللَّه تعالى- بما اوصى به السلف الصالح من ملازمه التقوى و التمسک بعروه الاحتیاط؛ و ارجو من جنابه ان لا ینسانى من صالح دعواته»؛[۱] و السلام علیه و رحمه اللَّه و برکاته.

به تاریخ ۲ شهر ذى الحجه الحرام ۱۳۸۰

روح اللَّه الموسوی الخمینى‏.

صحیفه امام، ج‏۱، ص: ۴۷

 

 

تلگراف‏ پاسخ پیام تبریک به مناسبت آزادى امام خمینى از زندان و بازگشت به قم

زمان: ۱۹ فروردین ۱۳۴۳/ ۲۴ ذى‏القعده ۱۳۸۳

مکان: قم‏

موضوع: پاسخ پیام تبریک به مناسبت آزادى امام خمینى از زندان و بازگشت به قم‏

مخاطب: احسانبخش، محمدصادق‏

رشت- شماره ۲۷۵۹۸- ۱۹/ ۱/ ۴۳

جناب ثقهالاسلام آقاى احسانبخش خطیب محترم- دامت افاضاته‏

از تفقد جنابعالى متشکر، مستدعى است تشکرات حقیر را به خطباى محترم و اهالى معظم ابلاغ فرمایند.

خمینى‏

صحیفه امام، ج‏۲۱، ص: ۵۱۱

 

 

حکم به آقاى صادق احسانبخش جهت رسیدگى به کمیته‏هاى رشت و حومه‏

زمان: ۱ اردیبهشت ۱۳۵۸/۲۳ جمادى الاول ۱۳۹۹

مکان: قم

موضوع: رسیدگى به کمیته‏هاى رشت و حومه

مخاطب: احسان بخش، صادق

بسمه تعالى

۲۳ ج ۱ ۹۹

جناب مستطاب ثقه الاسلام والمسلمین آقاى حاج شیخ صادق احسان بخش- دامت افاضاته.

لازم است جنابعالى با همکارى و کمک جناب مستطاب ثقه الاسلام والمسلمین آقاى حاج سیدعبداللَّه ضیایى- دامت افاضاته- در شهرستان رشت و حومه به کار کمیته‏ها رسیدگى و تصفیه کنید؛ و نسبت به مشکلات مالى که دارند اقدام نموده ضمناً آنان را به اتحاد و یگانگى دعوت نموده، از اختلاف و تفرقه برحذر دارید. و در تمام کارها با علماى اعلام محل- دامت افاضاتهم- مشورت و همکارى داشته باشید. از خداى تعالى ادامه توفیقات همگان را خواستارم. والسلام علیکم و رحمه اللَّه ..

روح اللَّه الموسوى الخمینى‏

منبع: صحیفه امام، ج‏۷، ص۷۳

 

 

حکم به صادق احسانبخش و سیدعبدالله ضیایى جهت سرپرستى بقاع متبرکه گیلان

زمان: ۲۱ اردیبهشت ۱۳۵۸/۱۴ جمادى الثانى ۱۳۹۹

مکان: قم

موضوع: بقاع متبرکه استان گیلان

مخاطب: احسان بخش، صادق- ضیایى، سید عبداللَّه

بسمه تعالى

۱۴ ج ۲ ۹۹

جنابان مستطابان حجت الاسلام آقاى احسان بخش و حجت الاسلام آقاى ضیایى- دامت افاضاتهما!

لازم است آقایان در معیت چند تن از معتمدین محل و با همکارى و نظارت آنان به اموال و نذورات متعلقه بقاع متبرکه استان گیلان رسیدگى و ضبط و جمع آورى نمایید، و آنچه را براى تعمیر و بازسازى بقاع مزبوره لازم است به مصرف برسانید، و مازاد آن را در امور مستضعفین محل، به هر نحو که مصلحت مى‏دانید، صرف کنید. از خداى تعالى موفقیت همگان را خواستارم.

روح اللَّه الموسوى الخمینى‏

منبع: صحیفه امام، ج‏۷ ،ص۲۴۳

 

 

حکم اول انتصاب آقاى صادق احسان‏بخش به عنوان نماینده امام در استان گیلان‏

زمان: ۹ بهمن ۱۳۵۹/ ۲۲ ربیع الاول ۱۴۰۱ق

مکان: تهران، جماران

دفتر اقامتگاه امام خمینی

قسمت: نامه ها و امور مالی

مسئول: سیدهاشم رسولی [محلاتی]

شماره ۲۴۶

تاریخ: ۲۲ ربیع الاول ۱۴۰۱[ق]

بسمه تعالی

جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ صادق احسانبخش، دامت افاضاته!

چون جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ حسن لاهوتی به خاطر شرکت در جلسات مجلس شورای اسلامی ناگزیر از توقف در تهران هستند، و  طومارهائی نیز از طرف علماء اعلام و اصناف و اهالی محترم شهرستان رشت، به دفتر امام واصل گردیده و در آنها تقاضای اقامه نماز جمعه به وسیله جنابعالی در آن شهر شده است، بدین وسیله جنابعالی از طرف حضرت امام خمینی، مد ظله العالی، به سمت امام جمعه رشت منصوب می شوید که ان شاء الله تعالی ضمن انجام این فریضه بزرگ الهی، مردم را به وظایف خطیر و حساسی که دارند، آشنا ساخته، از تفرقه و اختلاف برحذر دارید و به وحدت و همبستگی دعوت نمائید. بدیهی است که اهالی محترم و به خصوص نهادهای انقلابی شهر رشت با پشتیبانی و شرکت در مراسم وحدت آفرین و دشمن شکن نماز جمعه، همکاری های لازم را با جنابعالی خواهند داشت.

والسّلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

۹/۱۱/۵۹.

دفتر اقامتگاه امام خمینی

قسمت نامه ها و امور مالی

خاطرات صادق، نویسنده: صادق احسانبخش، ویراستار: عباس شرفی ماسوله، نشر: صادقین، رشت، اول، ۱۳۷۸، ص۵۱۶.

 

 

حکم دوم انتصاب آقاى محمدصادق احسان‏بخش به عنوان نماینده امام در استان گیلان‏

زمان: ۸ دى ۱۳۶۱/ ۱۳ ربیع الاول ۱۴۰۳

مکان: تهران، جماران‏

موضوع: انتصاب نماینده در استان گیلان و اجازه در امور حسبیه و شرعیه‏

مخاطب: احسان‏بخش، محمدصادق‏

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

الحمد للَّه رب العالمین، و الصلاه و السلام على محمد و آله الطاهرین، و لعنه اللَّه على اعدائهم اجمعین.

و بعد، جناب مستطاب حجت الاسلام آقاى حاج شیخ محمدصادق احسان‏بخش- دامت افاضاته- را بدین وسیله به عنوان نماینده خود در استان گیلان منصوب مى‏نمایم که جناب ایشان ضمن رسیدگى به امور مذهبى مردم آن سامان، مجازند در تصدى امور حسبیه و آنچه در زمان غیبت حضرت ولى عصر- عجل اللَّه تعالى فرجه الشریف- منوط به اذن ولى فقیه مى‏باشد «فله التصدی لما ذکر مع مراعاه الاحتیاط»؛ و نیز مجازند در اخذ سهمین مبارکین و صرف سهم سادات را در محل و نصف از سهم مبارک امام- علیه السلام- را در موارد مقرره و ترویج شریعت مقدسه و ارسال نصف دیگر را نزد این جانب جهت صرف در مصالح عالیه مسلمین. و السلام علیه و على اخواننا المؤمنین و رحمه اللَّه و برکاته.

به تاریخ سیزدهم ربیع المولود ۱۴۰۳

روح اللَّه الموسوی الخمینى‏

صحیفه امام، ج‏۱۷، ص: ۱۹۸

 

 

صحیفه امام، ج‏۱۵، ص: ۴۸۱

سخنرانى در جمع ائمه جمعه استان گیلان و دعوت قرآن به وحدت

زمان: ۲۲ دى ۱۳۶۰/ ۱۶ ربیع الاول ۱۴۰۲[۲] مکان: تهران، جماران‏

موضوع: دعوت قرآن به وحدت بین مسلمین- مسئولیت خطیر روحانیون‏

حضار: ائمه جمعه استان گیلان[۳]

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

تأکید قرآن بر امر وحدت‏

از برکات این انقلاب یکى هم این است که ما با آقایان روحانیون همه کشور تماس نزدیک داریم الآن. به گمان من اتفاق نیفتاده است که این طور مجلسى از علماى آن طرفها اتفاق بیفتد که با هم بنشینیم صحبت بکنیم، حالا الحمد للَّه این برکت هست. در جاهاى دیگر هم همین طور آقایان علما و ائمه جمعه تشریف مى‏آورند اینجا با هم صحبت مى‏کنیم، درددل مى‏کنیم و این یکى از برکات بزرگ است. شما یک قسمت از صحبتتان راجع به این بود که حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- راجع به اسلام و راجع به جهاد تذکر فرمودند. اینکه مى‏خواهم عرض کنم اسلام همه چیز آورده است.

این قضیه وحدت در قرآن پافشارى روى آن شده است و با تعبیرهاى مختلف این مسأله گوشزد شده است[۴] و آن چیزى که مهم است این است که مسلمین به اسلام و به قرآن عمل کنند، این دیگر تکلیف ماست. اسلام مسائل را، همه مسائلى که مربوط به زندگى بشر در اینجا و در آنجاست و مربوط به رشد انسان، تربیت انسان، ارزش انسان هست، همه اینها در اسلام هست و در هیچ مکتبى از مکتبهایى که الآن رایج است؛

صحیفه امام، ج‏۱۵، ص: ۴۸۲

مکتبهاى انحرافى، این طور عنایتى که اسلام به مسائل دارد [آنها ندارند]. که قبل از اینکه نکاح واقع بشود بین مرد و زن، راجع به آداب نکاح، راجع به آداب زمان حمل، راجع به آداب بچه دارى، راجع به آداب تربیت بچه، همه اینها در اسلام به طور وافى هست.

از اسلام هیچ نباید ما بگوییم یک چیزى هست که در اسلام نیست و ما حالا پیدایش کردیم. ما باید اگر یکوقت دیدیم که نمى‏توانیم پیدا کنیم باید بگردیم که کجا هست و این بلااشکال هست، اشکال سرِ مسلمین است. اسلام همه چیز گفته، ولى مسلمین باید دنبالش کنند. همین قضیه وحدت که تذکر دادید و الآن بحمد اللَّه هفته وحدت است و ولادت این مولود سعید- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و فرزند بزرگوارش حضرت صادق، سلام اللَّه علیه.

دامن‏زدن دشمن به ایجاد اختلاف‏

بشر مى‏تواند به آمال خودش برسد، آمال این دنیا و آن دنیا. این وحدت چیزى است که در قرآن به آن سفارش شده است، دعوت شده است. ائمه مسلمین دعوت کرده‏اند به این مسأله. دعوت به اسلام، اصلش دعوت به وحدت است؛ یعنى، همه در کلمه اسلام با هم مجتمع باشند و در آسایش. لکن همان طور که مى‏دانید نگذاشتند که این وحدت تحقق پیدا بکند، خصوصاً در این عصرهاى آخر زیادتر دامن‏زدند به این اختلافات و عمده هم نظرشان به این بود که کارشناسهاى آنها فهمیده بودند که اگر این اجتماع بزرگ اسلام یک وقتى به هم نزدیک بشوند و پیوند کنند، دیگر هیچ قدرتى نمى‏تواند با اینها مقابله کند و هیچ قدرتى نمى‏تواند سلطه‏جویى پیدا کند نسبت به اینها. و آن راهى که آنها پیدا کردند براى مقاصد شوم خودشان، همان بود که بین همه گروهها تفرقه بیندازند. شما در هر جا مى‏روید مى‏بینید، حتى در یک شهر تفرقه هست. حالا کمتر است، ولى باز هم هست. در هر شهرى، در هر محله‏اى، دستجات مختلفى با هم اختلاف داشتند.

در قضیه عاشورا که باید مرکز وحدت باشد همه شهرها، ما مى‏دیدیم حتى در شهرهاى مقدس بین دستجات سینه زن، دستجات عزادار با هم اختلاف مى‏افتاد و این‏

صحیفه امام، ج‏۱۵، ص: ۴۸۳

کاشف از این بود که اولًا، ما خودمان رشد نداشتیم و نداریم و ثانیاً، دستهایى که در کار بوده است این طور همه جا نفوذ کرده است که حتى در دستجات سینه زنى نفوذ کرده است که دستجات سینه زنى که باید همه زیر بیرق امام حسین- سلام اللَّه علیه- مجتمع باشند، جنگ و نزاع بکنند. یک دسته چه، آن دسته چه، و اختلافاتى بود که تا آخر هم محلات با هم مختلف بودند. از آنجا که مى‏گذشتى، در سطح شهر، شهرهاى بزرگ، اختلاف ایجاد کرده بودند. هم بین خود روحانیون با هم و هم بین مردم با هم. حزب درست مى‏کردند منشأ اختلاف بوده؛ هر مسئله‏اى که اینها ایجاد مى‏کردند، براى همین مسأله بود که نگذارند این مجتمع با هم اتحاد پیدا کنند و مع الأسف، تأثیر کرده بود حتى در بالاترین قشر روحانى و بالاترین قشر روشنفکر و حتى آنها هم تحت تأثیر واقع شده بودند و آن اختلافاتى که باید اینجا جلویش را بگیرند خودشان هم داخل شده بودند. و من گمان مى‏کنم که امروز روزى است که همه ما مسائل را فهمیده‏ایم، مردم هم فهمیده‏اند؛ یعنى، به برکت این انقلاب اسلامى دید سیاسى رعیتها هم بالا رفته است؛ الآن دید سیاسى در آنها، آنهایى که اصلًا داخل در این مسائل نبودند، آنها الآن داخل مسائل هستند و همه قشرهاى ملت مسائل را مى‏فهمند امروز، و رو به رشد هستند. زنها که بکلى خارج بودند از همه چیز جامعه، هر گز حتى نمى‏توانستند راه پیدا بکنند، بحمد اللَّه در این سالهاى اخیر، آنها هم وارد شدند و به طور شایسته با حفظ موازین شرعى وارد شدند و خودشان کلاسهایى دارند و- عرض کنم- تبلیغات دارند، همه چیز حالا دارند.

اصلاح جامعه با اصلاح روحانیون‏

و این روحانیون هستند که باید قدر این مسائل را بدانند. روحانى اگر درست شد همه چیز درست مى‏شود و اگر- خداى نخواسته- فاسد شد، فَسَدَ الْعالَمُ. «۱» این مسأله، واقعیتى است. من در جوانى در بعضى از بلاد گاهى در ایام تابستان مى‏رفتم و بعضى جاها را

صحیفه امام، ج‏۱۵، ص: ۴۸۴

مى‏دیدم که مردم همه خوبند. [شهر] محلات را- محلاتى که نزدیک خمین است- مى‏دیدم که مردم چقدر متدین و خوبند. بعد وقتى که انسان متوجه مى‏شد مى‏دید که عالم آنجا مرد خوبى است. یکى- دو تا عالِم خوب بودند، مردم به تبع آنها خوب مى‏شدند. هر جا عالِم خوب باشد اصلاح مى‏کند مسائل را، البته عالم عاقل متدین. و اگر- خداى نخواسته- انحرافى در این قشر پیدا بشود، انحراف سرایت مى‏کند، مردم نظرشان به این جمعیت است، مى‏بینند چه مى‏کند.

از این جهت، الآن یک مسئولیت بزرگى به دوش همه ماها هست؛ همه ائمه جمعه، همه ائمه جماعت و همه علماى بلاد؛ یعنى، خدا دیگر عذر را برداشته است. اگر ما در چند سال پیش از این عذر داشتیم که خوب با سرنیزه که ما نمى‏توانیم مقابله کنیم، یک کلمه بگوییم حبس است، اینها خوب، یک عذر بود. امروز دیگر تمام عذرها منقطع شده است؛ یعنى، خدا حجت را بر ماها تمام کرده است. نمى‏توانیم بگوییم که ما نکردیم چون نمى‏توانستیم. الآن همه شما توانایى دارید که هر کدام در محیط خودتان، آن محیط را اصلاح کنید. به اصلاح خودتان، و با تفاهم با مردم و تفاهم با مسئولین امور مى‏توانید اصلاح کنید مسائل را.

از این جهت ما همه‏مان موظف به این معنا هستیم که عملًا وحدت را [حفظ کنیم‏] بین این محلهایى که هستیم؛ حالا هر کدام، شهریها در شهرها و دهاتیها در دهات و روستاییها در روستاها. اگر اینها همه با هم تفاهم کنند و تبلیغ بشود به اینکه ما همه باید با هم باشیم، ما همه باید با هم کار بکنیم- مثلًا- مسائلى که هست حل مى‏شود و بحمد اللَّه مردم هم حاضرند. شما ملاحظه مى‏کنید که اگر پیشترها مى‏خواست یک کارى انجام بگیرد مردم مزاحم مى‏شدند خودشان، از باب اینکه مى‏دیدند حکومت، حکومتِ فاسد است. اگر آن هم مى‏خواست یک راهى درست بکند براى صلاح- فرض کنید- به خیال خودش، مردم هر مطلبى را که آنها طرح مى‏کردند به او بدبین بودند. اگر اینها مى‏گفتند بگویید لا اله الا اللَّه، باز بدشان مى‏آمد؛ براى اینکه مى‏دیدند که لا اله الا اللَّه از حلقوم کسى درمى‏آید که خودش معتقد نیست. امروز آن طور است که ملاحظه مى‏فرمایید، در همه‏

صحیفه امام، ج‏۱۵، ص: ۴۸۵

سرتاسر کشور ما که همه مردم دنبال این هستند که این نهضت را پیش ببرند. اگر یک چند نفر یا یک عده‏اى پیدا بشود، خود این مردمند که دنبال هستند که این اختلاف را از بین ببرند.

مسئولیت مشکل و خطیر ائمه جمعه‏

و آن چیزى که از همه مهمتر است روحانیون است. اگر چنانچه روحانیون در هر محلى که هستند به وظایف روحانیت خودشان، معنویت خودشان، تبلیغات معنوى خودشان، عمل بکنند، مردم اصلاح مى‏شوند و مردم حاضرند الآن براى پذیرفتن، همه مردم. بنا بر این، هم اسلام همه مسائل را آورده است و هم شما مى‏توانید همه مسائل را پیاده کنید، اسلام همه‏اش را آورده است. اما یک وقت بود که نمى‏توانستید، قدرت بر این مطلب نداشتید.

امروز قدرت دارید که مردم را اصلاح کنید و قدرت دارید که- خداى نخواسته- بر خلافش باشید و هیچ عذرى هم ندارید. نه من عذر دارم نه شما نه سایرین، هیچ کدام عذر نداریم که بگوییم نشد، نمى‏شد، نمى‏توانستیم. هر کسى توانایى تبلیغ را دارد در هر جا و توانایى اینکه اگر در بین- مثلًا فرض کنید- یک گروهى با گروه دیگرى اختلاف پیدا بشود این توانایى براى آقایان هست که آنها را آشتى بدهید، به حسب نوع این طور است که ائمه جماعت و ائمه جمعه خصوصاً در بین مردم، حالا این است که مردم دوست مى‏دارند و تبعیت مى‏کنند. و لهذا، ائمه جمعه الآن تکلیفشان از ائمه جماعت بیشتر است؛ براى اینکه آنها یک مرکز حساسى را دارند و یک مطالب حساسى را ادا مى‏کنند، مردم هم حاضرند. از این جهت، ائمه جمعه الآن تکلیفشان از سایرین بیشتر است که اگر- خداى نخواسته- یک وقت در گفتارشان، در کردارشان، یک خلافى واقع بشود این خلاف سرایت مى‏کند. مردم مى‏فهمند و شایع نمى‏کنند. و اگر چنانچه ائمه جمعه در همه کشور با وحدت کلمه مردم را دعوت کنند به صلاح، دعوت کنند به اسلام، این مردم که همه قبول دارند ائمه جمعه خودشان را مردم مى‏روند دنبال اینها و کارها را انجام مى‏دهند. هر وقت دعوت کنند به اینکه باید- مثلًا فرض کنید- راجع به اقتصاد کمک‏

صحیفه امام، ج‏۱۵، ص: ۴۸۶

کنید مى‏کنند، راجع به فرهنگ کمک کنید، مى‏کنند. این یک صحبتى بود که شما فرمودید.

مشکل بودن کار فرهنگى در شمال کشور

یک صحبت هم راجع به اوضاع خود منطقه شما، البته و همه‏مان مى‏دانیم که آن منطقه، در عین حالى که یک منطقه زرخیزى است براى این کشور، لکن مى‏خواستند نگذارند این کارها بشود. خوب، بهتر این بود که در منطقه‏اى که باید مبلغین بروند، باید اشخاص بروند و آن منطقه را تصحیحش کنند. عنایت داشتند به اینکه بفرستند در آنجا آن اشخاص فاسد را، و عامه مردم هم وقتى دیدند که یک اشخاص فاسدى آمدند، یک اشخاصى بى‏بند و بار آمدند، همه کم کارى کردند. منطقه شما مشکلترین مناطق است براى اینکه شما بتوانید در آن فعالیت کنید، هیچ یک از مناطق این طور نبوده است؛ براى اینکه در زمان سابق این منطقه، منطقه‏اى است که به فساد کشیده بودند، مرکز فساد قرار داده بودند، هم از ناحیه خود دستگاه رضا خان و دنبالش این پسرش بدتر از او و هم افرادى که به آنجا مى‏آمدند و هم افرادى که به دریا مى‏آمدند و افرادى که براى تفریح به آنجا مى‏آمدند و آن بساط عیش و نوشى که در آنجاها درست کرده بودند و جوانها را به فساد مى‏کشیدند. و لهذا، مشکل براى شما زیادتر از دیگران است. قم آسان است که جوانهایش را- مثلًا- اصلاح کنند، اما رشت مشکل است، گیلان مشکل است، مازندران مشکل است. همت مى‏خواهد.

علل کمبود روحانى‏

و قضیه کمبود روحانى این طور نیست که فقط شما کمبود دارید، سرتاسر کشور کمبود دارند. و عمده هم این است که در زمان این دو تا، پدر و پسر حاصل همه چیزها را هم از روحانیون گرفته بودند. مانده بود یک مسجدى، آن هم یک مسجدى که تحت نظرِ- فرض کنید- یک نفر بازنشسته باشد و محدود بود، همه جا محدود بود. نمى‏توانستید یک کلمه حرف بزنید، نمى‏توانستید یک جایى که دلتان مى‏خواست حرف بزنید. از همه‏

صحیفه امام، ج‏۱۵، ص: ۴۸۷

روحانیون سلب همه جهات را کرده بودند. و لهذا، وقتى که در یک جامعه‏اى روحانیونش نتوانند کارى بکنند و فاسدها بیایند و مشغول شوند، جایى باشد که محل تفریح است براى افراد، فاسدها، جایى باشد که ترغیب مى‏کنند فساد را در آنجا، آن همه مناظر فحشا، آن همه مساکن فحشا، آن همه … اینها مطلبى است که گذشته است در آنجا، و در طرف شماها بیشتر بوده است؛ اطراف همین دریا، جنگل و آن تفریحگاهها. بنا بر این، شما از دیگران زحمتتان بیشتر است و کمبود در آنجا بیشتر احساس مى‏شود؛ یعنى، اگر یک جایى، در یک ده، یک روحانى بتواند فعالیت بکند در منطقه شما دو- سه نفر [روحانى فعالیت‏] مى‏کند. و کمبود هم همه جا هست و علتش هم همین است که عرض کردم که همه جهات را از روحانیین گرفته بودندو علتش هم همین است که عرض کردم که همه جهات را از روحانیین گرفته بودند.و لهذا اگر بعضیها یادتان باشد، همه‏تان یادتان نیست، یک وقتى «داور» «۱» یک کلاسى باز کرد براى اینکه طلبه‏ها را بپذیرند. یک عده کثیرى از این طلبه‏هاى فاسد رفتند و اسم‏نویسى کردند و چه کردند و وارد شدند. این یک راهى بود که حوزه علمیه قم را تضعیف کردند. از آن طرف فشار آوردند، از آن طرف درها را باز کردند که بفرمایید، ما به شما شغل مى‏دهیم! و لهذا، بعد از زمان مرحوم حاج شیخ- رحمه اللَّه- «۲» که فوت شد، چهار صد نفر طلبه در قم بود، نه چهار صد نفرى که بتواند کارى بکند، چهار صد نفر مأیوس، چهار صد نفرى که همه اوضاع بر خلاف آنها بود. چهار صد نفرى که- تقریباً- غریب بودند در این مملکت. و خداى تبارک و تعالى خواست که این طور بشود، خواست که دست آنها کوتاه بشود و آنها الآن در اقلیت هستند و غریب هستند و دست شما بحمد اللَّه باز است، لکن کمبود داریم. مى‏دانیم کمبود داریم و کمبودش هم همین است که آن وقت چیزى نمى‏توانستید بگویید یا بخوانید. آن روزها جورى بود که- مثلًا- کارى نبود بکنید، یک بحث و یک نمازى مى‏خواندید. امروزى که مى‏توانید همه کارى را بکنید، افراد لازم است و باید حوزه‏ها را ایجاد کنید. حوزه‏ها باید درش باز باشد. در هر

صحیفه امام، ج‏۱۵، ص: ۴۸۸

جا حوزه باشد، در اطراف شما حوزه باشد، حوزه در آنجا باشد، براى اینکه این روستاییها را بیاورید در آنجا تربیت کنید، عالم کنید براى آتیه. الآن- مثلًا فرض کنید که- مسئله قضاوت [محل ابتلا است‏] یکى از مسائل مهم اسلام قضیه قضاوت است، این سر و کار دارد با نوامیس مردم، با جان مردم، با مال مردم.

امروز ما کمبود قاضى داریم؛ براى اینکه قضاوت دست اینها نبود تا تربیت کنند، اصلش کتاب قضا یک کتاب منسى بود. امروز که آزاد شده است و قضاوت آمده است به این طرف دست شما، افراد را تربیت کنید.

 

                       

 

ب) نامه ها و احکامی که برای سایرین نوشتند:

 

نامه به آیت الله سیدمرتضى پسندیده و پاسخ به نُه سؤال مطرح شده

زمان: ۲۹ فروردین ۱۳۴۸/ ۳۰ محرّم ۱۳۸۹

مکان: نجف‏

موضوع: پاسخ به نُه مورد موضوعات و سؤالات مطرح شده در نامه آقاى پسندیده‏

مخاطب: پسندیده، سیدمرتضى‏

بسمه تعالى‏

به عرض حضور مبارک مى‏رساند، مرقوم محترم مورخ ۲۴ محرّم امشب ۳۰ زیارت گردید. سلامت و سعادت حضرت عالى را خواستار است اینک به عرض مى‏رساند:

۱- در این قضایاى جنجالى حضرت عالى ساکت باشید چنانچه این جانب ساکت هستم.

۲- مرقوم شده بود نسبت به همه عطوفت و مرحمت دارید بسیار متشکرم؛ ان شاء اللَّه خداوند سایه شما را کوتاه نفرماید.

۳- آقاى احسان‏بخش تا کنون صحیح بوده‏اند، شاید با محذورى مواجه شده‏اند یا آن سید ایشان را مجبور کرده باشد، در هر صورت نسبت به ایشان، لطف داشته باشید.

۴- راجع به پاکستان و افغانستان، هر نحو صلاح مى‏دانید عمل فرمایید.

۵- اگر آن شخص بهایى بودنش معلوم و کمک به اجانبش مسلّم است باید مردم از او و معاملات با او اجتناب کنند و اگر معلوم نیست لازم نیست و بهتر آن است که حضرت عالى در جواب طفره بروید جواب کتبى حتماً ندهید.

۶- اشخاصى که طلبکار بوده‏اند از این بانک بگیرند و به فقرا بدهند.

۷- مصرف و گرفتن از حاجِّ مرقوم، صلاح است و هر چه مى‏توانید مصرف فرمایید و یا به جاى دیگر منتقل نمایید که از تهمت محفوظ شود.

۸- به نام اوصیا صلاح نیست و من عجالتاً اسم آنها را فاش نمى‏کنم و حضرت عالى نیز راجع به وصایت و اوصیا صحبتى نفرمایید ممکن است در آتیه نزدیکى در پاکت سربسته وصیت را خدمت بفرستم …..

۹- به مسافرین تازه و عائله آنها رسیدگى شود.- ۳۰ محرّم ۸۹

صحیفه امام، ج‏۲، ص: ۲۲۷

 

 

حکم به شهید آیت الله مهدى ربانى املشى رسیدگى به مشکلات استان گیلان

زمان: ۴ آذر ۱۳۵۸/ ۵ محرّم ۱۴۰۰

مکان: قم‏

موضوع: تعیین نماینده براى رفع مشکلات استان گیلان‏

مخاطب: ربانى امْلَشى، مهدى‏

بسمه تعالى‏

جناب مستطاب حجت الاسلام آقاى حاج شیخ مهدى ربانى امْلَشى- دامت افاضاته‏

با توجه به مشکلاتى که در منطقه گیلان پیش آمده، مقتضى است جنابعالى که در منطقه هستید مسافرتى به نقاط مختلف استان کرده و از نزدیک مشکلات را بررسى کرده و با مشورت علماى اعلام محل، جناب حجت الاسلام آقاى احسان‏بخش و آقایان محترم دیگر- ایدهم اللَّه تعالى- در رفع آنها سعى کافى را مبذول دارید، اهالى محترم منطقه را به اتحاد کلمه و پرهیز از اختلاف و تفرقه در این موقعیت حساس دعوت نمایید. بدیهى است که سازمانهاى مختلف دیگر مانند سپاه پاسداران و ستاد جهاد سازندگى و گروههاى دیگر نیز همکاریهاى لازمه را در این مورد با جنابعالى خواهند داشت و از ارشاد و راهنماییهاى آن جناب بهره‏مند خواهند شد. از خداى تعالى موفقیت همگان را خواستارم. و السلام علیکم و رحمه اللَّه و برکاته.ُ

روح اللَّه الموسوی الخمینى‏

صحیفه امام، ج‏۱۱، ص: ۱۱۶

 

 

حکم به آقاى محسن رضایى بررسى وضعیت محافظین شخصیتها

زمان: ۱۵ تیر ۱۳۶۱/ ۱۴ رمضان ۱۴۰۲

مکان: تهران، جماران‏

موضوع: مأموریت رسیدگى به عوامل ترور شخصیتهاى مذهبى و سیاسى‏

مخاطب: رضایى، محسن (فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامى)

بسمه تعالى‏

آقاى محسن رضایى، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ایران‏

انجام گرفتن ترورهاى مشابهى نسبت به روحانیین معظم و مؤثر همچون شهید مدنى[۵] و شهید دستغیب[۶] و شهید هاشمى نژاد [۷] و حمله به آقاى احسان‏بخش[۸] و اخیراً شهادت شهید معظم مرحوم صدوقى[۹] ایجاد نگرانى و تردید و سؤال کرده است، و نسبت به پاسداران محافظ آنان بویژه محافظان شهید صدوقى سوء ظن ایجاد شده است و بسیار سؤال‏انگیز گردیده است، و مثل این سرمایه‏هاى بزرگ جمهورى اسلامى نباید با این وضع اسفبار از دست ملت بروند. و چون مسئول این امور سپاه است، شما مأمور هستید با دقت و بررسى اطراف قضیه، و بررسى از سوابق پاسداران محافظ گزارشى بفرستید، و لازم است براى این امر مهم از پاسداران آزموده و با سابقه و متعهد استفاده شود که مثل این خسارات واقع نشود.[۱۰]

۱۵ تیر ۶۱

روح اللَّه الموسوی الخمینى‏.

صحیفه امام، ج‏۱۶، ص: ۳۷۴

 

______________________________

پی نوشتها: 

[۱] . «و او را- که خداوند مؤیدش بدارد- سفارش می‏کنم به آنچه که سلف صالح (فقهای صالح گذشته) سفارش کرده‏اند از مداومت و رعایت تقوا و چنگ زدن به دستاویز احتیاط؛ و از جناب ایشان امید آن دارم که مرا در دعاهای شایسته خویش فراموش نکند».

[۲] . در صحیفه نور ذیل تاریخ ۲۳/ ۱۰/ ۶۰ درج گردیده است‏.

[۳] . آقایان: احسان‏بخش( امام جمعه رشت)، شمس( امام جمعه لنگرود)، قربانی( امام جمعه لاهیجان)، یکتا( امام جمعه صومعه سرا)، قتیل زاده( امام جمعه بندر انزلی)، اجاق نژاد( امام جمعه آستارا)، صفوی( امام جمعه فومن)، قدس( امام جمعه کلاچای)، شفیعی( امام جمعه چابکسر)، ناطقی( امام جمعه هشتپر).

[۴] . مانند آیه ۱۰۳ سوره آل عمران.

[۵] . آقای سیداسداللَّه مدنی، امام جمعه تبریز؛ روز جمعه ۲۰/ ۶/ ۱۳۶۰ به وسیله منافقین به شهادت رسید.

[۶] . آقای سیدعبدالحسین دستغیب، امام جمعه شیراز؛ در روز ۲۰/ ۹/ ۱۳۶۰ توسط منافقین به شهادت رسید.

[۷] . آقای سیدعبدالکریم هاشمی نژاد، دبیر حزب جمهوری اسلامی در مشهد؛ در روز ۷/ ۷/ ۱۳۶۰ توسط منافقین به شهادت رسید.

[۸] . آقای صادق احسان‏بخش، نماینده امام و امام جمعه رشت که [روز جمعه ۲۷ فروردین ۱۳۶۱] مورد حمله تروریستها قرار گرفت و مجروح شد، [ولی زنده ماند].

[۹] . آقای محمد صدوقی، امام جمعه یزد؛ در روز ۱۱/ ۴/ ۱۳۶۱ به دست منافقین به شهادت رسید.

[۱۰] . در ذیل نامه چنین مرقوم شده است:« رونوشت: ۱- حضرت آقای رئیس جمهوری محترم. ۲- حضرت آقای رئیس مجلس شورای اسلامی. ۳- حضرت آقای نخست وزیر محترم».

 

 

 

منابع:

صحیفه امام: بیانات، پیامها، مصاحبه ها، احکام، اجازات شرعی و نامه ها، ۲۱ جلد، امام خمینى (س)‏، تدوین و تنظیم: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، اول، ۱۳۷۸٫

خاطرات صادق، نویسنده: صادق احسانبخش، ویراستار: عباس شرفی ماسوله، نشر: صادقین، رشت، اول، ۱۳۷۸٫

 

ارسال دیدگاه

enemad-logo