مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰ - Wednesday 19 Jan 2022
محتوا
دو کودک شهید گیلانی، سند جنایت ابرقدرتها + تصویر مزار

دو کودک شهید گیلانی، سند جنایت ابرقدرتها + تصویر مزار

از جمله شهدای حمله هوای به رشت که در بمبارات محله حسین آباد خیابان معلم رشت به شهادت رسیدند دو برادر بودند که یکی کودک یکسال و نیمه به نام حسین اطمینان متولد ۱۴ شهریور ۱۳۶۴ بود و دیگری نوجوانی ۱۱ ساله به نام علی اطمینان.
رنگ ایمان تصویری از این دو برادر شهید و مزار آنها که در گلزار شهدای رشت قرار دارد را را برای یادآوری پیشینه کودک کشی مستکبران عالم، منتشر مینماید.

چهارشنبه 12 آوریل 2017 - 06:16

مرتضی عبدالهی

در ۲۵ بهمن سال ۱۳۶۵ هواپیماهای رژیم بعث عراق به حریم هوایی ایران تجاوز کردند و تا رشت پیش آمدند و دو نقطه از شهر رشت یک یدر خیابان تختی و دیگری در محله حسین آباد را مورد اصابت موشک و راکت قرار دادند.

این هواپیماها که هدیه اربابان غربی و شرقی علی الخصوص آمریکا و فرانسه به شمار میرفت، توانست با پول وهابیت سعودی مسلح شود و انواع بمبها را بر سر مردم بیگناه فرو ریزد که در پی آن چندین زن و کودک به شهادت رسیدند.

از جمله شهدای این روز که در بمباران محله حسین آباد خیابان معلم رشت دو برادر بودند که یکی کودک یکسال و نیمه به نام حسین اطمینان متولد ۱۴ شهریور ۱۳۶۴ بود و دیگری نوجوانی ۱۱ ساله متولد ۳۰ اردیبهشت ۱۳۵۴ به نام علی اطمینان بود.

رنگ ایمان تصویری از این دو برادر شهید و مزار آنها که در گلزار شهدای رشت قرار دارد را را برای یادآوری پیشینه کودک کشی مستکبران عالم، منتشر مینماید.

دیگر شهدای این جنایت بعثی ها عبارتند از:

نوجوان شهید سیامک سعیدی

بانوی شهید شهربانو شادمان

بانوی شهید صغری دارابی

بانوی شهید لیلا درویش حقجو

شهید محمد رودباری

شهید حسن اسماعیل زاده

شهید هادی اسماعیل زاده

شهید اردشیر عباسی

شهید میلاد حسنی

شهید احمد عاشوری

ارسال دیدگاه

*

code

  1. نویسنده دیدگاه:  کیوان واحدی
    2021/10/18 - 12:37

    باسلام ارش ازکوچکی به دلیل اینکه پدرش ازرزمندگان جنگ وفرهنگی بودندعاشق شهادت بود.یادمه وقتی کلاس سوم ابتدایی بودیم یه روزبه من گفت که پدرش حسن اقاودوست پدرش اقای شهیدمنوچهرصدیقی که مدیرمدرسه ماهم بودندازجبهه اومدن وازحال وهوای روحانی جبهه حرف میزدندوارش هم هرکاری میخواست انجام بده که بره جبهه ولی سنش اون موقع کم بودولی یه حرفی که اون روزبه من زدهمیشه توخاطرم ثبت شده که به من گفت من عاشق شهادتم وشهیدمیشم .اون روزاین حرف خیلی برام تعجب اوربودولی موقعی که مادرمدرسه راهنمایی عدالت همکلاس بودیم ساعت اخرمدرسه دبیرنداشتیم اون روزارش اصلاقرارنبودزودبره خونه ولی به من گفت میرم مهدکودک دنبال حسین وبعدهم میرم خونه .حوالی ظهرتاریخ ۲۵بهمن ۱۳۶۵ وهواسردبودکه ناگهان صدای هواپیماومتعاقبش صدای ضدهوایی اومدبعدش صدای انفجار.من درعرض چندلحظه رسیدم گیج بودم موج انفجارمنوبادوچرخه ام زمین زده بودولی توهمون حال وقتی رسیدم فقط ویرانی بودارش وحسین شهیدشدند.من گیج بودم ولی همش یادارزوش میوفتادم که ازکجامیدونست شهیدمیشه ارش پسری باقدبلندومهربان باصدایی گرفته ولی مهربان بود.وعاشق خانواده ودوستانش.تاوقتی زنده هستم هیچ وقت نمیتونم خاطراتموبااون فراموش کنم .شهدا چشم وچراغ ملت هستند.من الله توفیق

    پاسخ