مقام معظم رهبری: در طول تاریخ، رنگ های گوناگون بر سیاست این کشور پهناور سایه افکند؛ اما رنگ ثابت مردم گیلان، رنگ ایمان بود.
پنج شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۳ - Thursday 25 Jul 2024
محتوا
متن کامل فرمایشات امام خمینی در جمع ائمه جمعه استان گیلان

متن کامل فرمایشات امام خمینی در جمع ائمه جمعه استان گیلان

آیت الله صادق احسان‏بخش امام جمعه رشت، به همراه شیخ عبدالعظیم یکتا، امام جمعه صومعه سرا و سایر ائمه جمعه گیلان در دهه شصت بارها به دیدار امام خمینی رفتند و با ایشان ملاقات نمودند و درباره اوضاع گیلان گزارش داد و راهکار و دستورات ایشان را درباره مسائل جاری کشور و گیلان می شنیدند. متن کامل بیانات امام خمینی در یکی از جلسات، به روز ۲۲ دى ۱۳۶۰ش، در صحیفه امام خمینی شده است که حاوی نکات مهمی درباره اوضاع وقت کشور و گیلان می باشد.

یکشنبه 10 مارس 2024 - 15:15

اوایل انقلاب دیدار ائمه جمعه و جماعت گیلان با امام خمینی در قم- آیات و حجج اسلام محمد زاهد، پورجعفر، امینیان و عبدالعظیم یکتا – ۱۳۵۸

اشاره: آیت الله صادق احسان‏بخش امام جمعه رشت، به همراه شیخ عبدالعظیم یکتا، امام جمعه صومعه سرا و سایر ائمه جمعه و جماعت گیلان در دهه شصت بارها به دیدار امام خمینی رفتند و با ایشان ملاقات نمودند و درباره اوضاع گیلان گزارش دادند و راهکار و دستورات ایشان را درباره مسائل جاری کشور و گیلان می شنیدند. متن کامل بیانات امام خمینی یکی از جلسات، به روز ۲۲ دى ۱۳۶۰ش، در صحیفه امام خمینی شده که حاوی نکات مهمی درباره اوضاع وقت کشور و گیلان می باشد. 

افراد حاضر در این جلسه دیدار آقایان صادق احسان‏بخش (امام جمعه رشت)، شیخ جعفر شمس لنگرودی (امام جمعه لنگرود)، زین العابدین قربانى (امام جمعه لاهیجان)، عبدالعظیم یکتا (امام جمعه صومعه سرا)، سیداحمد قتیل زاد (امام جمعه بندر انزلى)، اجاق نژاد (امام جمعه آستارا)، صفوى (امام جمعه فومن)، شیخ هادی قدس (امام جمعه کلاچای)، شفیعى (امام جمعه چابکسر)، ناطقى (امام جمعه هشتپر) بودند. متن کامل آن را می بینیم: 

***

سخنرانى [در جمع ائمه جمعه استان گیلان (دعوت قرآن به وحدت)]
زمان: ۲۲ دى ۱۳۶۰/ ۱۶ ربیع الاول ۱۴۰۲ «۱» مکان: تهران، جماران‏
موضوع: دعوت قرآن به وحدت بین مسلمین- مسئولیت خطیر روحانیون‏
حضار: ائمه جمعه استان گیلان «۲»

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏
از برکات این انقلاب یکى هم این است که ما با آقایان روحانیون همه کشور تماس نزدیک داریم الآن. به گمان من اتفاق نیفتاده است که این طور مجلسى از علماى آن طرفها اتفاق بیفتد که با هم بنشینیم صحبت بکنیم، حالا الحمد للَّه این برکت هست. در جاهاى دیگر هم همین طور آقایان علما و ائمه جمعه تشریف مى‏آورند اینجا با هم صحبت مى‏کنیم، درددل مى‏کنیم و این یکى از برکات بزرگ است. شما یک قسمت از صحبتتان راجع به این بود که حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- راجع به اسلام و راجع به جهاد تذکر فرمودند. اینکه مى‏خواهم عرض کنم اسلام همه چیز آورده است.
این قضیه وحدت در قرآن پافشارى روى آن شده است و با تعبیرهاى مختلف این مسأله گوشزد شده است «۳» و آن چیزى که مهم است این است که مسلمین به اسلام و به قرآن عمل کنند، این دیگر تکلیف ماست. اسلام مسائل را، همه مسائلى که مربوط به زندگى بشر در اینجا و در آنجاست و مربوط به رشد انسان، تربیت انسان، ارزش انسان هست، همه اینها در اسلام هست و در هیچ مکتبى از مکتبهایى که الآن رایج است؛ مکتبهاى انحرافى، این طور عنایتى که اسلام به مسائل دارد [آنها ندارند]. که قبل از اینکه نکاح واقع بشود بین مرد و زن، راجع به آداب نکاح، راجع به آداب زمان حمل، راجع به آداب بچه دارى، راجع به آداب تربیت بچه، همه اینها در اسلام به طور وافى هست.
از اسلام هیچ نباید ما بگوییم یک چیزى هست که در اسلام نیست و ما حالا پیدایش کردیم. ما باید اگر یکوقت دیدیم که نمى‏توانیم پیدا کنیم باید بگردیم که کجا هست و این بلااشکال هست، اشکال سرِ مسلمین است. اسلام همه چیز گفته، ولى مسلمین باید دنبالش کنند. همین قضیه وحدت که تذکر دادید و الآن بحمد اللَّه هفته وحدت است و ولادت این مولود سعید- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و فرزند بزرگوارش حضرت صادق، سلام اللَّه علیه.
دامن‏ زدن دشمن به ایجاد اختلاف‏
بشر مى‏تواند به آمال خودش برسد، آمال این دنیا و آن دنیا. این وحدت چیزى است که در قرآن به آن سفارش شده است، دعوت شده است. ائمه مسلمین دعوت کرده‏اند به این مسأله. دعوت به اسلام، اصلش دعوت به وحدت است؛ یعنى، همه در کلمه اسلام با هم مجتمع باشند و در آسایش. لکن همان طور که مى‏دانید نگذاشتند که این وحدت تحقق پیدا بکند، خصوصاً در این عصرهاى آخر زیادتر دامن‏زدند به این اختلافات و عمده هم نظرشان به این بود که کارشناسهاى آنها فهمیده بودند که اگر این اجتماع بزرگ اسلام یک وقتى به هم نزدیک بشوند و پیوند کنند، دیگر هیچ قدرتى نمى‏تواند با اینها مقابله کند و هیچ قدرتى نمى‏تواند سلطه‏جویى پیدا کند نسبت به اینها. و آن راهى که آنها پیدا کردند براى مقاصد شوم خودشان، همان بود که بین همه گروهها تفرقه بیندازند. شما در هر جا مى‏روید مى‏بینید، حتى در یک شهر تفرقه هست. حالا کمتر است، ولى باز هم هست. در هر شهرى، در هر محله‏اى، دستجات مختلفى با هم اختلاف داشتند.
در قضیه عاشورا که باید مرکز وحدت باشد همه شهرها، ما مى‏دیدیم حتى در شهرهاى مقدس بین دستجات سینه زن، دستجات عزادار با هم اختلاف مى‏افتاد و این‏ کاشف از این بود که اولًا، ما خودمان رشد نداشتیم و نداریم و ثانیاً، دستهایى که در کار بوده است این طور همه جا نفوذ کرده است که حتى در دستجات سینه زنى نفوذ کرده است که دستجات سینه زنى که باید همه زیر بیرق امام حسین- سلام اللَّه علیه- مجتمع باشند، جنگ و نزاع بکنند. یک دسته چه، آن دسته چه، و اختلافاتى بود که تا آخر هم محلات با هم مختلف بودند. از آنجا که مى‏گذشتى، در سطح شهر، شهرهاى بزرگ، اختلاف ایجاد کرده بودند. هم بین خود روحانیون با هم و هم بین مردم با هم. حزب درست مى‏کردند منشأ اختلاف بوده؛ هر مسئله‏اى که اینها ایجاد مى‏کردند، براى همین مسأله بود که نگذارند این مجتمع با هم اتحاد پیدا کنند و مع الأسف، تأثیر کرده بود حتى در بالاترین قشر روحانى و بالاترین قشر روشنفکر و حتى آنها هم تحت تأثیر واقع شده بودند و آن اختلافاتى که باید اینجا جلویش را بگیرند خودشان هم داخل شده بودند. و من گمان مى‏کنم که امروز روزى است که همه ما مسائل را فهمیده‏ایم، مردم هم فهمیده‏اند؛ یعنى، به برکت این انقلاب اسلامى دید سیاسى رعیتها هم بالا رفته است؛ الآن دید سیاسى در آنها، آنهایى که اصلًا داخل در این مسائل نبودند، آنها الآن داخل مسائل هستند و همه قشرهاى ملت مسائل را مى‏فهمند امروز، و رو به رشد هستند. زنها که بکلى خارج بودند از همه چیز جامعه، هر گز حتى نمى‏توانستند راه پیدا بکنند، بحمد اللَّه در این سالهاى اخیر، آنها هم وارد شدند و به طور شایسته با حفظ موازین شرعى وارد شدند و خودشان کلاسهایى دارند و- عرض کنم- تبلیغات دارند، همه چیز حالا دارند.
اصلاح جامعه با اصلاح روحانیون‏
و این روحانیون هستند که باید قدر این مسائل را بدانند. روحانى اگر درست شد همه چیز درست مى‏شود و اگر- خداى نخواسته- فاسد شد، فَسَدَ الْعالَمُ. «۴» این مسأله، واقعیتى است. من در جوانى در بعضى از بلاد گاهى در ایام تابستان مى‏رفتم و بعضى جاها را مى‏دیدم که مردم همه خوبند. [شهر] محلات را- محلاتى که نزدیک خمین است- مى‏دیدم که مردم چقدر متدین و خوبند. بعد وقتى که انسان متوجه مى‏شد مى‏دید که عالم آنجا مرد خوبى است. یکى- دو تا عالِم خوب بودند، مردم به تبع آنها خوب مى‏شدند. هر جا عالِم خوب باشد اصلاح مى‏کند مسائل را، البته عالم عاقل متدین. و اگر- خداى نخواسته- انحرافى در این قشر پیدا بشود، انحراف سرایت مى‏کند، مردم نظرشان به این جمعیت است، مى‏بینند چه مى‏کند.
از این جهت، الآن یک مسئولیت بزرگى به دوش همه ماها هست؛ همه ائمه جمعه، همه ائمه جماعت و همه علماى بلاد؛ یعنى، خدا دیگر عذر را برداشته است. اگر ما در چند سال پیش از این عذر داشتیم که خوب با سرنیزه که ما نمى‏توانیم مقابله کنیم، یک کلمه بگوییم حبس است، اینها خوب، یک عذر بود. امروز دیگر تمام عذرها منقطع شده است؛ یعنى، خدا حجت را بر ماها تمام کرده است. نمى‏توانیم بگوییم که ما نکردیم چون نمى‏توانستیم. الآن همه شما توانایى دارید که هر کدام در محیط خودتان، آن محیط را اصلاح کنید. به اصلاح خودتان، و با تفاهم با مردم و تفاهم با مسئولین امور مى‏توانید اصلاح کنید مسائل را.
از این جهت ما همه‏مان موظف به این معنا هستیم که عملًا وحدت را [حفظ کنیم‏] بین این محلهایى که هستیم؛ حالا هر کدام، شهریها در شهرها و دهاتیها در دهات و روستاییها در روستاها. اگر اینها همه با هم تفاهم کنند و تبلیغ بشود به اینکه ما همه باید با هم باشیم، ما همه باید با هم کار بکنیم- مثلًا- مسائلى که هست حل مى‏شود و بحمد اللَّه مردم هم حاضرند. شما ملاحظه مى‏کنید که اگر پیشترها مى‏خواست یک کارى انجام بگیرد مردم مزاحم مى‏شدند خودشان، از باب اینکه مى‏دیدند حکومت، حکومتِ فاسد است. اگر آن هم مى‏خواست یک راهى درست بکند براى صلاح- فرض کنید- به خیال خودش، مردم هر مطلبى را که آنها طرح مى‏کردند به او بدبین بودند. اگر اینها مى‏گفتند بگویید لا اله الا اللَّه، باز بدشان مى‏آمد؛ براى اینکه مى‏دیدند که لا اله الا اللَّه از حلقوم کسى درمى‏آید که خودش معتقد نیست. امروز آن طور است که ملاحظه مى‏فرمایید، در همه‏ سرتاسر کشور ما که همه مردم دنبال این هستند که این نهضت را پیش ببرند. اگر یک چند نفر یا یک عده‏اى پیدا بشود، خود این مردمند که دنبال هستند که این اختلاف را از بین ببرند.

مسئولیت مشکل و خطیر ائمه جمعه‏
و آن چیزى که از همه مهمتر است روحانیون است. اگر چنانچه روحانیون در هر محلى که هستند به وظایف روحانیت خودشان، معنویت خودشان، تبلیغات معنوى خودشان، عمل بکنند، مردم اصلاح مى‏شوند و مردم حاضرند الآن براى پذیرفتن، همه مردم. بنا بر این، هم اسلام همه مسائل را آورده است و هم شما مى‏توانید همه مسائل را پیاده کنید، اسلام همه‏اش را آورده است. اما یک وقت بود که نمى‏توانستید، قدرت بر این مطلب نداشتید.
امروز قدرت دارید که مردم را اصلاح کنید و قدرت دارید که- خداى نخواسته- بر خلافش باشید و هیچ عذرى هم ندارید. نه من عذر دارم نه شما نه سایرین، هیچ کدام عذر نداریم که بگوییم نشد، نمى‏شد، نمى‏توانستیم. هر کسى توانایى تبلیغ را دارد در هر جا و توانایى اینکه اگر در بین- مثلًا فرض کنید- یک گروهى با گروه دیگرى اختلاف پیدا بشود این توانایى براى آقایان هست که آنها را آشتى بدهید، به حسب نوع این طور است که ائمه جماعت و ائمه جمعه خصوصاً در بین مردم، حالا این است که مردم دوست مى‏دارند و تبعیت مى‏کنند. و لهذا، ائمه جمعه الآن تکلیفشان از ائمه جماعت بیشتر است؛ براى اینکه آنها یک مرکز حساسى را دارند و یک مطالب حساسى را ادا مى‏کنند، مردم هم حاضرند. از این جهت، ائمه جمعه الآن تکلیفشان از سایرین بیشتر است که اگر- خداى نخواسته- یک وقت در گفتارشان، در کردارشان، یک خلافى واقع بشود این خلاف سرایت مى‏کند. مردم مى‏فهمند و شایع نمى‏کنند. و اگر چنانچه ائمه جمعه در همه کشور با وحدت کلمه مردم را دعوت کنند به صلاح، دعوت کنند به اسلام، این مردم که همه قبول دارند ائمه جمعه خودشان را مردم مى‏روند دنبال اینها و کارها را انجام مى‏دهند. هر وقت دعوت کنند به اینکه باید- مثلًا فرض کنید- راجع به اقتصاد کمک‏ کنید مى‏کنند، راجع به فرهنگ کمک کنید، مى‏کنند. این یک صحبتى بود که شما فرمودید.

مشکل بودن کار فرهنگى در شمال کشور
یک صحبت هم راجع به اوضاع خود منطقه شما، البته و همه‏مان مى‏دانیم که آن منطقه، در عین حالى که یک منطقه زرخیزى است براى این کشور، لکن مى‏خواستند نگذارند این کارها بشود. خوب، بهتر این بود که در منطقه‏اى که باید مبلغین بروند، باید اشخاص بروند و آن منطقه را تصحیحش کنند. عنایت داشتند به اینکه بفرستند در آنجا آن اشخاص فاسد را، و عامه مردم هم وقتى دیدند که یک اشخاص فاسدى آمدند، یک اشخاصى بى‏بند و بار آمدند، همه کم کارى کردند. منطقه شما مشکلترین مناطق است براى اینکه شما بتوانید در آن فعالیت کنید، هیچ یک از مناطق این طور نبوده است؛ براى اینکه در زمان سابق این منطقه، منطقه‏اى است که به فساد کشیده بودند، مرکز فساد قرار داده بودند، هم از ناحیه خود دستگاه رضا خان و دنبالش این پسرش بدتر از او و هم افرادى که به آنجا مى‏آمدند و هم افرادى که به دریا مى‏آمدند و افرادى که براى تفریح به آنجا مى‏آمدند و آن بساط عیش و نوشى که در آنجاها درست کرده بودند و جوانها را به فساد مى‏کشیدند. و لهذا، مشکل براى شما زیادتر از دیگران است. قم آسان است که جوانهایش را- مثلًا- اصلاح کنند، اما رشت مشکل است، گیلان مشکل است، مازندران مشکل است. همت مى‏خواهد.
علل کمبود روحانى‏
و قضیه کمبود روحانى این طور نیست که فقط شما کمبود دارید، سرتاسر کشور کمبود دارند. و عمده هم این است که در زمان این دو تا، پدر و پسر حاصل همه چیزها را هم از روحانیون گرفته بودند. مانده بود یک مسجدى، آن هم یک مسجدى که تحت نظرِ- فرض کنید- یک نفر بازنشسته باشد و محدود بود، همه جا محدود بود. نمى‏توانستید یک کلمه حرف بزنید، نمى‏توانستید یک جایى که دلتان مى‏خواست حرف بزنید. از همه‏ روحانیون سلب همه جهات را کرده بودند. و لهذا، وقتى که در یک جامعه‏اى روحانیونش نتوانند کارى بکنند و فاسدها بیایند و مشغول شوند، جایى باشد که محل تفریح است براى افراد، فاسدها، جایى باشد که ترغیب مى‏کنند فساد را در آنجا، آن همه مناظر فحشا، آن همه مساکن فحشا، آن همه … اینها مطلبى است که گذشته است در آنجا، و در طرف شماها بیشتر بوده است؛ اطراف همین دریا، جنگل و آن تفریحگاهها. بنا بر این، شما از دیگران زحمتتان بیشتر است و کمبود در آنجا بیشتر احساس مى‏شود؛ یعنى، اگر یک جایى، در یک ده، یک روحانى بتواند فعالیت بکند در منطقه شما دو- سه نفر [روحانى فعالیت‏] مى‏کند. و کمبود هم همه جا هست و علتش هم همین است که عرض کردم که همه جهات را از روحانیین گرفته بودند.
و لهذا اگر بعضیها یادتان باشد، همه‏تان یادتان نیست، یک وقتى «داور» «۵» یک کلاسى باز کرد براى اینکه طلبه‏ ها را بپذیرند. یک عده کثیرى از این طلبه‏هاى فاسد رفتند و اسم‏نویسى کردند و چه کردند و وارد شدند. این یک راهى بود که حوزه علمیه قم را تضعیف کردند. از آن طرف فشار آوردند، از آن طرف درها را باز کردند که بفرمایید، ما به شما شغل مى‏دهیم! و لهذا، بعد از زمان مرحوم حاج شیخ- رحمه اللَّه- «۶» که فوت شد، چهار صد نفر طلبه در قم بود، نه چهار صد نفرى که بتواند کارى بکند، چهار صد نفر مأیوس، چهار صد نفرى که همه اوضاع بر خلاف آنها بود. چهار صد نفرى که- تقریباً- غریب بودند در این مملکت. و خداى تبارک و تعالى خواست که این طور بشود، خواست که دست آنها کوتاه بشود و آنها الآن در اقلیت هستند و غریب هستند و دست شما بحمد اللَّه باز است، لکن کمبود داریم. مى‏دانیم کمبود داریم و کمبودش هم همین است که آن وقت چیزى نمى‏توانستید بگویید یا بخوانید. آن روزها جورى بود که- مثلًا- کارى نبود بکنید، یک بحث و یک نمازى مى‏خواندید. امروزى که مى‏توانید همه کارى را بکنید، افراد لازم است و باید حوزه‏ها را ایجاد کنید. حوزه‏ها باید درش باز باشد. در هر جا حوزه باشد، در اطراف شما حوزه باشد، حوزه در آنجا باشد، براى اینکه این روستاییها را بیاورید در آنجا تربیت کنید، عالم کنید براى آتیه. الآن- مثلًا فرض کنید که- مسئله قضاوت [محل ابتلا است‏] یکى از مسائل مهم اسلام قضیه قضاوت است، این سر و کار دارد با نوامیس مردم، با جان مردم، با مال مردم.

امروز ما کمبود قاضى داریم؛ براى اینکه قضاوت دست اینها نبود تا تربیت کنند، اصلش کتاب قضا یک کتاب منسى بود. امروز که آزاد شده است و قضاوت آمده است به این طرف دست شما، افراد را تربیت کنید. 

 

_________________________

( ۱)- در صحیفه نور ذیل تاریخ ۲۳/ ۱۰/ ۶۰ درج گردیده است‏

( ۲)- آقایان: احسان‏بخش( امام جمعه رشت)، شمس( امام جمعه لنگرود)، قربانى( امام جمعه لاهیجان)، یکتا( امام جمعه صومعه سرا)، قتیل زاده( امام جمعه بندر انزلى)، اجاق نژاد( امام جمعه آستارا)، صفوى( امام جمعه فومن)، قدس( امام جمعه کلاچاى)، شفیعى( امام جمعه چابکسر)، ناطقى( امام جمعه هشتپر)

( ۳)- مانند آیه ۱۰۳ سوره آل عمران.

( ۴)-« اذا فَسَدَ الْعالِمُ فَسَدَ الْعالَمُ». اگر عالِم فاسد شود، جهان فاسد مى‏شود. این معنا قابل اصطیاد است از حدیث منقول در کتاب خصال، باب الاثنین، ص ۳۷٫

( ۵)- على اکبر داور، وزیر دادگسترى در زمان حکومت رضا خان‏

( ۶)- آقاى عبد الکریم حائرى یزدى، مؤسس حوزه علمیه قم.

 

 

منبع: صحیفه امام، ج‏۱۵، ص۴۸۱- ۴۸۸٫

ارسال دیدگاه

enemad-logo